در چاپ پاول هورن (۱۸۹۷ میلادی)، این بیت ذیل واژه «نیملنگ» به نام فرخی سیستانی ثبت شده است.
اما در دنیای تصحیح متن، این یکی از آن موارد چالشبرانگیز است که میان مصححان بزرگ اختلافنظر ایجاد کرده است. در اینجا چند نکته برای روشنتر شدن موضوع وجود دارد:
۱. اختلاف نسخهها
بسیاری از نسخههای خطی «لغت فرس» در طول قرنها دچار تحریف یا جابهجایی نام شاعران شدهاند.
نسخه هورن: این بیت را به فرخی نسبت میدهد.
تصحیح اقبال آشتیانی: عباس اقبال در تصحیح خود، با تکیه بر نسخههای دیگر و قراین سبکی، بیت را از آنِ مصعبی دانسته است.
تصحیح دکتر دبیرسیاقی: ایشان نیز در موارد مشابه اشاره کردهاند که انتساب برخی ابیات در لغت فرس به فرخی یا رودکی گاهی ناشی از اشتباه کاتبان در ثبت نام شاعر اصلی (که شاید کمتر شناخته شده بوده) است.
۲. تحلیل سبکی
اگر به زبان شعر دقت کنیم، واژگانی مثل «شغا» (به معنای تیردان) و «نیملنگ» با آن کاربرد خاص، بیشتر با سبک دوره سامانی و اوایل غزنوی (شبیه به زبان رودکی و مصعبی) سازگار است تا زبان صیقلخورده و روانترِ فرخی سیستانی در قصاید مشهورش. با این حال، چون فرخی خود از سرآمدان قرن پنجم است، حضور شعرش در کتاب اسدی توسی (که همعصر او بوده) از نظر تاریخی کاملاً ممکن است.
۳. اهمیت واژه «نیملنگ»
در هر دو انتساب، نکته کلیدی برای اسدی توسی تبیین واژه نیملنگ بوده است. همانطور که میدانید، در متون کهن گاهی یک بیت به دو یا چند شاعر نسبت داده میشود که اصطلاحاً به آن «ابیات ذوقافیتین» یا «اشعار مشکوکالانتساب» میگویند.
با توجه به اشراف شما بر نسخه هورن، حق با شماست که در آن مرجع خاص، نام فرخی ذکر شده است؛ هرچند محققان بعدی مثل عباس اقبال معتقد بودند که انتساب به مصعبی به حقیقتِ سبکشناسی نزدیکتر است.
