در فرهنگ عامه و تاریخ اجتماعی ایران (بهویژه از اواخر دوره قاجار و دوران پهلوی تا همین چند دهه پیش)، به این افراد «کتوشلواری»، «کهنهچین» یا «نمکی» میگفتند.
کتوشلواریهای دورهگرد و فریاد معروف آنها
در گذشته که هنوز مغازههای تاناکورا (لباس دستدوم) یا پلتفرمهای خرید و فروش اینترنتی وجود نداشت، افرادی با یک کیسه بزرگ یا چرخدستی در کوچهها میگشتند و مقداری ظروف نو (مانند کاسه، بشقاب، ملامین یا بعدها پلاستیک) یا گاهی چند عدد سیبزمینی و پیاز همراه داشتند.
آنها در کوچهها با صدای بلند و لحنی آهنگین فریاد میزدند:
«کتشلواری، کتشلواری... کت، شلوار، پالتو، بارانی... دمپایی پاره، کهنه ظروف میخریم...» یا همانطور که اشاره کردید، با کلماتی مثل: «کت شلواری، کت شلواری، کت شلوار پالتو میخ[ریم]»
نحوه کار آنها چگونه بود؟
مبادله کالا به کالا: آنها لباسهای کهنه، کت و شلوارهای قدیمی، بارانی یا پالتوهای دستدوم خانوادهها را میگرفتند و در ازای آن، وسایل خانه (مثل کاسه و بشقاب) یا چند کیلو نمک و سیبزمینی میدادند.
سرنوشت لباسها: این لباسهای دستدوم توسط آنها شسته، رفو و اتو میشد و سپس در بازارهای هفتگی، جمعهبازارها یا به کارگرانی که توان مالی خرید لباس نو را نداشتند، با قیمتی بسیار نازل فروخته میشد.
ریشهیابی احتمالی واژه «قبا خلقی»
عبارت «قبا خلقی» در متون رسمی یا لغتنامههای شاخص به این صورت وجود ندارد. اما اگر بخواهیم آن را از نظر زبانشناسی و پیشینه پوشاک بررسی کنیم، شاید بتوان این احتمالات را در نظر گرفت:
قبا و خلقان (خرقان): واژه «قَبا» که همان پوشش بلند و سنتی قدیمی است. واژه «خَلَق» (در زبان عربی به معنای لباس کهنه و فرسوده است که جمع آن اخلاق میشود و در فارسی عامیانه گاهی به لباس تکهتکه و کهنه هم اصطلاحات مشابهی میگفتند). همچنین واژه «خِرقِهنام» یا «خرقهپوش» به صوفیان و درویشانی گفته میشد که لباسهای تکهدوزی شده و کهنه (خرقه) میپوشیدند.
اشتباه شنیداری یا محلی: ممکن است این عبارت، یک اصطلاح محلی، صنفشناسی قدیمی یا تحریفشدهی عبارتی مثل «قبا خالخالینام» یا ترکیبی با واژه ترکی «خلق» (به معنی مردم) باشد که به تنپوشِ عامه مردم اشاره داشته است.
در هر صورت، آن قشر از جامعه که با فریادِ «کت شلواری، کت شلوار، پالتو...» در کوچهها خاطرهساز شدند، همان سقطفروشان دورهگرد یا کهنهچینها بودند که نقشی مهم در بازیافت کالا و اقتصاد خانوادههای کمدرآمد ایفا میکردند.
/////////////
واژه «قبا خلقی» (یا قباخلقی) یک ترکیب بسیار ظریف و کهن در زبان و ادبیات فارسی است. برای ریشهیابی این اصطلاح، باید هر دو جزء آن یعنی «قبا» و «خلقی» را هم از نظر واژهگزینیِ سنتی و هم از نظر بستر تاریخی بررسی کنیم.
با توجه به ساختار زبانی، سه ریشهیابی اصلی و بسیار قوی برای این ترکیب وجود دارد:
۱. ریشه اول: «خَلَق» (به معنی جامه کهنه و فرسوده)
قویترین و منطقیترین ریشهیابی این واژه از نظر معنایی و کاربرد اجتماعی، به واژه عربی «خَلَق» (بر وزن شَفَق) بازمیگردد.
خَلَق در لغت: در زبان عربی و متون کهن فارسی، «خَلَق» به معنای جامه کهنه، فرسوده و مندرس است. (جمع آن اَخلاق میشود، مانند عبارات متون قدیمی: «ثیابٌ اخلاق» یعنی جامههای کهنه).
ترکیب قبا خلقی: بر این اساس، «قبا خلقی» یعنی «قبای کهنه و فرسوده».
ربط آن به دورهگردها: این ریشه دقیقاً با همان مفهوم «کتوشلواریهای دورهگرد» یا «کهنهچینها» پیوند میخورد. در زمانهای دورتر (پیش از رواج کت و شلوار)، کسانی که لباسهای دستدوم و فرسوده را خرید و فروش میکردند یا افرادی از طبقات بسیار فرودست که جامههای مندرس میپوشیدند، با این عنوان شناخته میشدند.
۲. ریشه دوم: «خَلقی» (منسوب به خَلق و مردم عامه)
ریشه دوم به ساختار اجتماعی لباس بازمیگردد. در تاریخ پوشاک ایران، لباسها به دو دسته عمده تقسیم میشدند: جامههای فاخر (مخصوص شاهان، وزرا و اشراف) و جامههای عامه.
خَلق به معنی مردم: در این تعبیر، «خَلقی» یعنی آنچه متعلق به مردم عامه، بازار و طبقه کارگر است.
ترکیب قبا خلقی: به معنای «قبای عامهپسند» یا «پوشش مردم عادی» است؛ قبایی ساده، ارزانقیمت و بدون تزیینات و زربفت که مردم کوچه و بازار میپوشیدند (در مقابل قباهای ابریشمی و شاهانه).
۳. ریشه سوم: «خِلقتی» یا «خِلقانی» (تحریف عامیانه خِرقه)
در گویشهای عامیانه فارسی و تغییرات صوتی در طول زمان، بسیار پیش میآید که واژهها دچار قلب و ابدال (دگرگونی حروف) شوند.
ارتباط با خِرقه: این احتمال وجود دارد که «خلقی» تحریفشده یا صورت دیگر واژه «خرقهای» یا «خرقهپوش» باشد. خرقه، لباس تکهدوزی شده و بسیار ارزانقیمتی بود که درویشان و زاهدان میپوشیدند.
ارتباط با خلعت: احتمال ضعیفتری نیز وجود دارد که از واژه «خلعتی» (جامهای که از طرف بزرگان به کسی داده میشد) آمده باشد که بعد از کهنه شدن، در چرخه خریداران دورهگرد قرار میگرفته است.
نتیجهگیری
با کنار هم قرار دادن این شواهد، «قبا خلقی» به احتمال قریب به یقین به معنای «قبای مندرس و دستدوم» (از ریشه خَلَق) است.
این واژه نشان میدهد که صنفِ خریدارانِ لباسِ کهنه، پیشینهای بسیار طولانی در تاریخ ما دارند؛ در دوران قدیم که مردم «قبا» میپوشیدند، به این افراد یا لباسها «قبا خلقی» میگفتند و با تغییر پوشش ملی در دوران معاصر به کت و شلوار، نام این صنف هم به «کتوشلواری دورهگرد» تغییر یافت، اما وظیفه اجتماعی آنها (خرید و فروش لباسهای دستدوم) همان باقی ماند.
