۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

علی قرظ اندکانی گوید: از لئیمان بطبع ممتازی از خسیسان بعقل بی جفتی منظرت به ز مَخبَرَست پدید که بتن زفتی و بدل زفتی

 ظبط صحیح و معنای رباعی زیر: علی قرظ اندکانی گوید:

     از

لئیمان بطبع ممتازی             از خسیسان بعقل بی جفتی

     منظرت به ز مخبرست پدید       که بتن زفتی و بدل زفتی

رباعی ذکر شده از علی قرظ اندکانی (شاعر اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری) در واقع یک هجویه (شعر طنز و سرزنش‌آمیز) در حق کسی است که ظاهر و باطنش هر دو ناپسند است.

در ادامه، ضبط صحیح، معنی واژگان کلیدی و شرح معنای این رباعی آورده شده است:

۱. ضبط صحیح رباعی

از لئیمان به طبع ممتازی / از خسیسان به عقل بی‌جفتی
منظرت به ز مخبرست پدید / که به تن زفتی و به دل زفتی

۲. معنی واژگان کلیدی

  • لئیمان: فرومایگان، بخیلان، افراد پست.

  • طبع: ذات، سرشت، طبیعت.

  • ممتاز بودن: در اینجا معنای طنزآمیز و معکوس دارد؛ یعنی در پستی و بخل از همه جلوتر و مشخص‌تر هستی.

  • بی‌جفت: بی‌نظیر، بی‌همتا (باز هم به صورت تهکّم و طعنه).

  • منظر: ظاهر، آنچه دیده می‌شود، چهره.

  • مخبر: باطن، درون، حقیقتِ امر (در مقابل منظر).

  • به (به زِ): بهتر (بهتر از).

  • زفت: این واژه در ادبیات کهن دو معنی عمده دارد که شاعر از هر دو بهره برده تا جناس و ایهام ایجاد کند:

    1. به تن زفت بودن: درشت‌هیکل، چاق، زمخت و گُنده بودن.

    2. به دل زفت بودن: بخیل، خسیس، تنگ‌نظر و سنگ‌دل بودن.

۳. معنا و مفهوم ابیات

بیت اول:

از لئیمان به طبع ممتازی / از خسیسان به عقل بی‌جفتی

  • معنی: تو از نظر ذات و سرشت، حتی در میان انسان‌های پست و بخیل هم نمونه و انگشت‌نما هستی؛ و از نظر عقل و شعور، در میان خسیسان و فرومایگان بی‌همتا و بی‌رقیبی! (شاعر در ظاهر مدح می‌کند اما در واقع دارد او را سرآمدِ بخیلان عالم می‌نامد).

بیت دوم:

منظرت به ز مخبرست پدید / که به تن زفتی و به دل زفتی

  • معنی: کاملاً آشکار است که ظاهر تو (با همه زشتی) باز هم از باطن خراب و تیره و تارت بهتر است! چرا که تو در ظاهر و جسم، شخصی زمخت، گنده و کریه هستی و در باطن و دل نیز آدمی بخیل، خسیس و تنگ‌نظر.

نکته ادبی و بلاغی

شاه‌بیت این رباعی در به‌کارگیری واژه «زفت» است. شاعر با تکرار این کلمه، تناسب عجیبی میان فیزیک بدنی آن شخص (تنِ زفت = چاق و زمخت) و اخلاق او (دلِ زفت = بخیل و ناخن‌خشک) برقرار کرده و می‌گوید با اینکه ظاهرت بسیار زمخت و ناخوشایند است، باز هم صد شرف دارد به باطنِ تو که از شدت بخل و خساست مچاله شده است.