۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

كولا [ب]زبان کردان [بارانی] بود، بارانی گوید: در بیابان بدید قومی کُرد کرده از موی هر یکی کولا. (شولا)

 کولا. (اِ) زبان کردان بود بارانی گوید... (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 16) (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گمان می کنم به کاف تازی مفتوح (کَولا) باشد و با اینکه در نسخه ٔ فرهنگ اسدی ، نخجوانی یکی دو بار دیگر به بارانی تصادف می شود، معهذا شاید عبارت اصل کتاب این بوده : «به زبان کردان بارانی بود» و پس از آن محتمل است نام شاعر آمده و سپس لفظ «گوید» و محتمل است نام شاعر نیز بارانی بوده و کاتب از تکرار بارانی جمله را غلط گمان برده و تصرف عادی کتاب را مرتکب شده است . کولا به گمان من لهجه و لحنی از «شولا» باشد و تبدیل شین به کاف و خاء در زبان پارسی سایر است و شولا را چنانکه خود بر تن مردی «درگزینی » (درگزین همدان ) دیدم ، جامه ٔ فراخی است - فراختر از عبای زمستانی - که بر روی جامه های دیگر پوشند. رویه و زیره ٔ آن از جامه ٔ پشمین تنک است و میان آن انباشته به پشم است و با موی آدمی و اسب ، آن پشم برابره و آستر استوار کرده اند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جامه ٔ پشمین که شبانان پوشند. با شولا قیاس شود. (از فرهنگ فارسی معین) :

در بیابان بدید قومی کرد
کرده از موی هر یکی کولا.

بارانی (از لغت فرس چ اقبال ص 16).


و رجوع به کولاویان شود.
//////////////
کولاویان . [ کو / ک َ ] (ص ، اِ) پهلوانان کردان باشند از جنس نیکو (کذا). (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 394). پهلوانان و گردان را گویند. (برهان ) (آنندراج ). گرد و پهلوان . (ناظم الاطباء). اقبال در حاشیه ٔ 7 ص 394 لغت فرس نوشته اند: سابقاً مفرد این لغت ، یعنی کولا را از همین نسخه نقل کردیم و باز هم معنی درست این کلمه معلوم نشد. مؤلف لغت فرس در ذکر کولانویسد: «کولا زبان کردان بود، بارانی گوید: در بیابان ...» آقای دهخدا نوشته اند: این کلمه شولای امروز است و ظاهراً عبارت این بوده که «کولا به زبان کردان بارانی بود» و نام شاعر افتاده است میان «بود» و «گوید». و نیز عبارت ص 394 لغت فرس را چنین تصحیح کرده اند:کولا، وین بارانی که پهلوانان کردان پوشند از جنس نیکو. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مرحوم دهخدا در یادداشتی آرد: کولاویان پهلوانان کردان باشند از جنس نیکو بارانی گوید. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) :
در بیابان بدید قومی کرد
کرده از موی هر یکی کولا
وآن زبان نظیف هر کردی
با برنشم و دیده ٔ شهلا.

(ازحاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).


در غالب فرهنگها کولاویان را به همین عبارت یا شبیه آن شرح کرده اند و هیچ یک شاهدی ندارند، فقط در نسخه ٔ حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی شاهد فوق آمده است و چنانکه مشاهده می شود در قطعه ٔ مذکور کلمه ٔ کولاویان نیست و به گمان من اصل تمام فرهنگها برای این کلمه همین نسخه ٔ حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی است و کاتبی از قدیم ترین زمانها در مستی یا هشیاری ، خستگی یا تازه نفسی گرسنگی یا سیری عبارت مؤلف را زیر و رو کرده و به این صورت درآورده است و اصل این بوده : کولاویان ، پهلوانان کردان که کولا پوشند و آن نوعی بارانی است شاعر گوید... و کولا و شولا همان جامه ٔ پشمین است که امروز کردان و روستاییان و درویشان چون جبه ای به سرما، در زمستان در بر کنند... و در نسخه ٔ حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی نظایر این تصحیفات و تحریفات بسیار است - انتهی . و رجوع به کولا شود. || شولاپوشان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
///////////////
شولا. [ ش َ / شُو ] (اِ) کولا. کپنک . جامه ٔ نمدین خشن کردان و لران و کشاورزان . نمد. دلق گونه ٔ پشمین از نسیجی خشن فقرا را. جبه گونه از پشم که به زمستان روستائیان و کردان و درویشان درپوشند. (یادداشت مؤلف ). خرقه . خرقه ٔ درویشان . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ).