۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

لبينا نام نوا است که در مطربی بود، میزانی گوید : تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان در پرده عراق سرِ زیر و سلمکی.

    لبينا   نام نوا است که در مطربی بود، میزانی گوید : تا مطربان زنند لبینا و هفتخوان              در پرده عراق سرِ زیر و سلمکی.

////////////////

آورده شدن این بیت دقیق و زیبا در کتاب لغت فرس اسدی طوسی، کلید حل این معماست و فرضیه اول ما را به طور کامل تغییر می‌دهد. با توجه به متن و شواهدی که فرستادید، هویت این شاعر را می‌توان از دو منظر علمی بررسی کرد: [1]
۱. انتساب به یک شاعر گمنام قرن چهارم هجری
بر اساس ساختار اصلی کتاب لغت فرس، اسدی طوسی این اثر را برای تبیین واژگان غریب و کهن ماوراءالنهر و خراسان برای مردم آذربایجان نوشت. او شواهد خود را منحصراً از شاعران اواخر دوره سامانی و اوایل دوره غزنوی (مانند رودکی، شهید بلخی، دقیقاً، منجیک و فردوسی) انتخاب می‌کرد.
بنابراین، اگر نام «میزانی» در متن اصلی و کهن لغت فرس آمده باشد، او یک شاعر کاملاً کهن و معاصر با اواخر سامانیان یا اوایل غزنویان (سده چهارم هجری) است. از آنجا که هیچ دیوان یا اثر مستقلی از او به دست ما نرسیده، او در شمار صدها شاعر گمنام آن عصر (مانند مَعروفی بلخی یا سپهری) قرار می‌گیرد که تنها نشانِ زیستن و شاعری‌شان، همین تک‌بیت‌های حفظ‌شده در کتاب اسدی طوسی است. [1]
۲. دیدگاه نسخه‌شناسی و فرضیه تصحیف نام
پژوهشگران برجسته تصحیح لغت فرس (مانند عباس اقبال آشتیانی و مجتبی مینوی) در بررسی نسخه‌های خطی این کتاب به یک نکته مهم پی برده‌اند. بیت مورد نظر شما در برخی نسخه‌ها و حواشی (مانند نسخه نخجوانی) آمده است. در دنیای نسخه‌های خطی، کشیده نوشتن و بدخطی کاتبان بارها باعث تغییر نام‌ها شده است. چند فرضیه درباره نام اصلی این شاعر وجود دارد: [1, 2]
  • مَروَزی: یکی از قوی‌ترین فرضیه‌ها این است که کلمه «میزانی» تصحیف‌شده و شکل غلط‌خوانی‌شده‌ی واژه «مروزی» (مانند حکیم کسایی مروزی یا شاکر بخاری مروزی) باشد. در خط شکسته یا تعلیق کهن، واژه «مروزی» در صورت جابجا شدن نقطه‌ها یا کشیدگی دندانه‌ها، به راحتی به صورت «میزانی» خوانده می‌شود.
  • سوزنی: سبک شعر و استفاده ترکیبی از اصطلاحات موسیقی، گاهی محققان را به یاد اشعار سوزنی سمرقندی (شاعر قرن ششم) می‌اندازد؛ هرچند قرن ششم با زمان اسدی طوسی همخوانی ندارد و این موضوع تنها در صورتی ممکن است که بیت بعدها توسط کاتبان به حاشیه کتاب افزوده شده باشد. [1]
اهمیت موسیقیایی این بیت
این بیت از نظر تاریخ موسیقی ایران فوق‌العاده ارزشمند است. ذکر اصطلاحاتی چون لبینا، هفت‌خوان، عراق، زیر و سلمکی در کنار هم نشان می‌دهد که این شاعر (چه میزانی نام داشته باشد و چه مروزی) تسلط شگفت‌انگیزی بر موسیقی خسروانی و مقامی ایران باستان داشته و تفکیک دقیقی میان «نواها» و «پرده‌ها» قائل بوده است. [1, 2, 3, 4, 5]

آیا مایلید ساختار و معنی اصطلاحات موسیقی به کار رفته در این بیت (مانند لبینا، هفت‌خوان و سلمکی) را با هم بررسی کنیم؟