۱۴۰۲ اسفند ۱۳, یکشنبه

 خبرxabar

معنی

۱. مطلبی دربارۀ یک رویداد جدید.

۲. (اسم مصدر) آگاهی.

۳. حدیث.

۴. [مجاز] حادثه؛ رویداد.

۵. (ادبی)= گزاره

⟨ خبر دادن: (مصدر متعدی) اطلاع دادن.

⟨ خبر داشتن: (مصدر لازم) اطلاع داشتن؛ مطلع بودن.

⟨ خبر شدن: (مصدر لازم)

۱. باخبر شدن؛ آگاهی یافتن.

۲. خبر رسیدن: ◻︎ خبر شد به ترکان که آمد سپاه / جهان‌جوی کیخسرو کینه‌خواه (فردوسی۲: ۳/۱۳۳۰).

⟨ خبر کردن: (مصدر متعدی)

۱. آگاه کردن.

۲. [عامیانه] دعوت کردن.

۳. [قدیمی] خبر دادن؛ اطلاع دادن: ◻︎ چو گل بر مرز کوهستان گذر کرد / نسیمش مرزبانان را خبر کرد (نظامی۲: ۱۵۵)، ◻︎ قناعت توانگر کند مرد را / خبر کن حریص جهانگرد را (سعدی۱: ۱۴۵).


مترادف

۱. آگاهی، اطلاع، نبا

۲. اخبار، شایعه، گزارش

۳. قضیه، روایت

۴. مسند ≠ مبتدا

۵. نقل، حدیث، گفتار

۶. محمول

۷. دستنبشته،

۸. اتفاق، حادثه، رویداد، ماجرا

۹. نشان، اثر، رد


برابر پارسی

آگهی، تازه، پیام، رسیده، نوداد

||تو عشق پاکی و پیوند حُسن جاودان داری


نه حُسنت انتها دارد نه عشقت ابتدا حافظ


سخن را گر همه یک جملهٔ دستوری انگاریم


تو و سعدی خبر بودید و باقی مبتدا حافظ

شهریار.