ترانه آهنگ Conquest of Paradise (فتح بهشت) اثر ونجلیس (Vangelis) یکی از جالبترین معماهای موسیقی است. در واقع، این متن به هیچ زبان زندهای در دنیا (مانند لاتین یا ایتالیایی) تعلق ندارد.
ونجلیس برای این اثر از زبانی ساختگی به نام "Pseudo-Latin" (شبهلاتین) استفاده کرده است. کلمات به گونهای انتخاب شدهاند که آوا و طنین زبان لاتین را داشته باشند تا حس حماسی، مذهبی و تاریخی دوران کریستف کلمب را القا کنند، اما در واقع معنای لغوی خاصی ندارند.
در اینجا متن این سرود که توسط گروه کُر خوانده میشود آورده شده است:
Conquest of Paradise Lyrics
In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum
In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum
In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum
In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum
(Chorus) In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum In nime spiritum
چرا از کلمات بیمعنی استفاده شده است؟
جهانی بودن: ونجلیس معتقد بود که موسیقی باید فراتر از کلمات باشد. استفاده از یک زبان ساختگی اجازه میدهد تا هر شنوندهای در هر جای جهان، بدون درگیر شدن با معنای لغوی، با احساس حماسی و معنوی قطعه ارتباط برقرار کند.
فضاسازی: هجاهایی مانند "In nime" یا "Spiritum" به شدت یادآور نیایشهای کلیسایی قرن پانزدهم میلادی هستند و به خوبی با فضای فیلم ریدلی اسکات (که درباره سفر کلمب به دنیای جدید است) همخوانی دارند.
بنابراین، اگر جایی ترجمهای برای این متن دیدید، آن ترجمهها معمولاً حدسیات شنوندگان بر اساس شباهت کلمات به لاتین هستند (مثلاً "In nime spiritum" را شبیه به "In nomine Spiritus" به معنای «به نام روح» میدانند)، اما رسماً این کلمات فقط برای زیبایی صوتی ساخته شدهاند.
در ویدئو کلیپ مشهور آهنگ Conquest of Paradise (اثر ونجلیس)، که تصاویری از فیلمی به همین نام (ساخته ریدلی اسکات، ۱۹۹۲) را به نمایش میگذارد، صحنهای نمادین وجود دارد که در آن شیئی به آب انداخته میشود.
آنچه ملوان (یا در واقع خودِ کریستف کلمب در آن صحنه) به دریا میاندازد، یک ساعت شنی (Hourglass) است.
دلیل و نمادپردازی این کار:
این حرکت در فیلم معنای عمیقی دارد: ۱. پایان زمان قدیم: انداختن ساعت شنی به آب نمادی از شکستن پیوند با زمان گذشته و دنیای قدیم (اروپا) است. کلمب با این کار نشان میدهد که آنها وارد قلمرویی شدهاند که دیگر زمانسنجهای قدیمی و قواعد دنیای پیشین در آن اعتباری ندارد. ۲. تسلیم در برابر سرنوشت: وقتی خدمه کشتی خسته، ناامید و در آستانه شورش بودند، این حرکت نشاندهنده این بود که دیگر راه بازگشتی نیست و آنها سرنوشت خود را به دست دریا و کشف دنیای جدید سپردهاند. ۳. تنش در سفر: در آن لحظاتِ فیلم، کلمب سعی داشت به ملوانان بفهماند که اندازهگیری مداوم زمان و انتظار برای رسیدن، فقط اضطراب آنها را بیشتر میکند؛ پس با از بین بردن ابزار زمانسنجی، آنها را به تمرکز بر هدف نهایی وادار کرد.
این صحنه با موسیقی حماسی و کُرال ونجلیس، یکی از تاثیرگذارترین لحظات کلیپ است که حس تعلیق و ورود به ناشناختهها را به خوبی منتقل میکند.
