۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۹, شنبه

صهیونیسم دچار اشتباه نشد، از ابتدا به همین شکل ساخته شده است

 

صهیونیسم دچار اشتباه نشد، از ابتدا به همین شکل ساخته شده است

صهیونیسم، در اساس خود، به برتری‌ یهودیان بین رود اردن و دریای مدیترانه معتقد است و درست مثل هر ایدئولوژی دیگری که به برتری نژادی، ملی یا مذهبی باور دارد، حقانیت ندارد.

صهیونیسم، در اساس خود، به برتری‌ یهودیان بین رود اردن و دریای مدیترانه معتقد است و درست مثل هر ایدئولوژی دیگری که به برتری نژادی، ملی یا مذهبی باور دارد، حقانیت ندارد.

هم‌زمان، اسرائیلی بودن و ضدصهیونیست بودن کار ساده‌ای نیست. تقریباً غیرممکن است. در اسرائیل، این آمیزه را به عنوان خیانت، ارتداد و فاقد هرگونه حقانیت تلقی می‌کنند. از دوران اسرائیلِ زیبا و کهنِ ماپای*، سال‌ها پیش از روزهای تاریک بنیامین نتانیاهو و ایتَمار بن گویر، چنین بوده است.

از زمان اتحاد جماهیر شوروی، هیچ کشور دیگری با چنین ایدئولوژی انحصاری و چپاولگرانه‌ای، که هرگونه شک و تردید یا انکار را ممنوع می‌کند، نظیر دولت صهیونیستی اسرائیل، وجود نداشته است. حتی برای یک تبعیدی، کار ساده‌ای نیست که ضدصهیونیست باشد، به ویژه برای پرَنسی از اشرافیت صهیونیستی.

عمر بارتوف، یک مورخ شهیر اسرائیلی-آمریکایی، پژوهشگر نسل‌کشی و کارشناس هولوکاست است که در دانشگاه براون در پراویدنس، رود آیلند تدریس می‌کند. بارتوف پس از دو سال بررسی به این نتیجه رسیده که اسرائیل در واقع مرتکب نسل‌کشی در باریکه غزه شده است.

او در دو مقاله در ستون «بحث آزاد» نیویورک تایمز، روندی را که در عنوان دادن به نسل‌کشی طی کرده، بازتاب داده است، امری که واکنش‌های گوناگونی را در سراسر جهان برانگیخت. عنوانِ یکی از کتاب‌هایی که پدر نویسنده و روزنامه‌نگار او، هانوخ بارتوف، نوشته است، «لیگدول اولیکتوف بِئِرِتز یِسرائیل» [«بزرگ شدن در سرزمین اسرائیل و نوشتن در آن»] می‌باشد. تازه‌ترین کتاب عمر بارتوف «اسرائیل: چه چیزی راه اشتباه در پیش گرفت؟» است – که در چند کلمه مسیر او را نشان می‌دهد.

به مناسبت انتشار کتاب، هَآرِتس مصاحبه‌ای با بارتوف انجام داده که در آن شتاب‌زده اعلام کرد که ضدصهیونیست نیست، چرا که اعتراف به این موضوع برای او دردناک و دشوار بود. او در توضیح اینکه چرا «ضدصهیونیست» نیست، گفت: «من در خانواده‌ای صهیونیست بزرگ شده‌ام. بدیهی بود که اسرائیل جای من است.» اما او ده‌ها سال پیش این خانه را ترک کرده و گفتارش در مورد تردیدهایش، و شاید شرمش در اعتراف به ضدصهیونیست بودن، موضعی که ظاهراً هنوز فاقد حقانیت است، سؤال‌برانگیز است.

بارتوف می‌گوید که صهیونیسم محکوم به فنا است، اسرائیل نمی‌تواند تحت این ایدئولوژی به عنوان یک دولت عادی وجود داشته باشد و اگر صهیونیسم می‌تواند منجر به نسل‌کشی در غزه شود، دیگر نمی‌تواند به مثابه یک ایدئولوژی پابرجا بماند. دشوار است که بتوان تأکیدی شجاعانه‌تر‌ و درست‌تر - یا ضد صهیونیستی‌تر – از این، یافت.

اگر این مطلب درست است، پس چرا بارتوف تمایلی ندارد خود را ضد صهیونیست بنامد؟ دلیلی بهتر از این برای نشان دادن آموزه‌ای که در قلب هر یهودیِ بزرگ شده در این کشور حک شده، وجود ندارد. یک روشنفکر اسرائیلی مهاجر، روشنفکری منتقد و تیزبین، جرئت نمی‌کند خود را ضد صهیونیست معرفی کند، حتی اگر استدلال‌هایش خلاف آن را ثابت می‌کند.

ضرورت دارد که این ممنوعیت را درهم شکست. یک اسرائیلی، حتی یک تبعیدی اسرائیلی، مجاز است که ضد صهیونیست باشد و حق همچنان با او باشد. صهیونیسم یک ایدئولوژی است و مثل هر ایدئولوژی دیگری می‌توان آن را زیر سوال برد. اساس آن برتری‌طلبیِ یهودی بین رود اردن و دریای مدیترانه است، و درست مانند هر ایدئولوژی دیگری که به برتری نژادی، ملی یا مذهبی معتقد است، حقانیت ندارد.

برداشتِ بارتوف با رویکردهای ضد صهیونیستی که اکنون در سراسر جهان رواج دارد، متفاوت است. او معتقد است که در کشور منزه و بی‌گناه او انحرافی پیش آمده و ایدئولوژی صهیونیستی آن که زمانی ناب بود دگرگون شده است. ایدئولوژی‌ای وجود داشت که به تأسیس یک دولت بسیار اخلاقی منجرشد و ناگهان، اشتباهی رخ داد. این توضیح شاید بتواند رنج‌های وداع دردناک بارتوف با صهیونیسم را کاهش دهد، اما در مورد درستیِ آن تردید وجود دارد. بارتوف می‌گوید که به روایتی که معتقداست: "ما همیشه می‌دانستیم که چنین خواهد شد" باور ندارد. اما سرانجام، چنین وضعی پیش آمد. پیامدهای آن اجتناب‌ناپذیر نبود، اما برای اینکه چنین حالتی پیش نیاید، باید اصلاحی صورت می‌گرفت که هرگز رخ نداد.

صهیونیسم از همان روزهای آغازین - از همان روزهای «تسخیر کار»** که یهودیان را به کار در کشاورزی و صنعت فرامی‌خواند - به اهالی بومی فلسطین پشت کرد - یعنی از زمان نخستین سلب مالکیت صهیونیستی. مدت‌ها پیش از شورش‌های اعراب در سال ۱۹۲۹ و هولوکاست، این جنبش در پی سلب مالکیت و اخراج جمعیت محلی بود. دیروز مثل امروز؛ ایگال آلون، هم‌چون بِتسِلِل اسموتریچ . آن آغاز ماجرا بود که سرانجام خدشه‌دار شد. بارتوف، صهیونیست به چیز دیگری تبدیل نشد؛ همیشه چنین بود. کاش به چیز دیگری تبدیل می‌شد.

شاید هنوز خیلی دیر نیست.

توضیح مترجم:

* - حزب ماپای؛ حزب «کارگران سرزمین اسرائیل»، تشکیلاتی صهیونیستی بود به رهبری داوید بن گوریون (۱۹۶۸-۱۹۳۰). این حزب در سال ۱۹۶۸ در حزب کارگر ادغام شد.

** - «تسخیر کار» «the conquest of labor»، شعار یهودیان برای روی آوردن به کار تولیدی (صنعتی و کشاورزی) به جای اشتغال صرف در حرفه‌ها و مشاغل تخصصی در دوران استعمار عثمانی و قیمومت بریتانیا بر فلسطین در قرن‌های نوزدهم و بیستم است.

https://www.haaretz.com/opinion/2026-05-06/ty-article-opinion/.premium/zionism-didnt-go-wrong-it-was-always-built-this-way/0000019d-fe78-df19-af9d-fffb97010000

Gideon LEVY

نویسنده و خبرنگار روزنامه هآرتص

اشتراک این مقاله

Icone Facebook