اورمزدی یکی از شاعران بسیار کهن و تا حدودی ناشناختهی پارسیگوی است که نام او در تذکرهها و منابع ادبی قدیمی (مانند «لبابالالباب» عوفی) ذکر شده است. او را متعلق به دورههای نخستین شعر فارسی، یعنی قرن سوم یا چهارم هجری میدانند.
در ادامه، نکات مهمی که درباره او و آثارش در دست است را بررسی میکنیم:
هویت و جایگاه تاریخی
اطلاعات زندگینامهای از او بسیار اندک است. آنچه محققان بر آن اتفاق نظر دارند، این است که:
او از پیشگامان شعر فارسی در دوران سامانیان یا کمی پیش از آن بوده است.
نام او (اورمزدی) نشاندهنده ریشههای اصیل ایرانی و احتمالا زرتشتی یا دلبستگی به فرهنگ باستان در خاندان اوست.
عوفی در «لبابالالباب» او را در زمره شاعران ماوراءالنهر ذکر کرده است.
سبک و ویژگی اشعار
اشعار باقیمانده از اورمزدی، مانند دیگر شاعران سبک خراسانی قدیم، دارای ویژگیهای زیر است:
سادگی و روانی: زبان او عاری از تکلف و صنایع ادبی پیچیده است.
استحکام: کلمات با صلابت و در عین حال بیپیرایه انتخاب شدهاند.
مضامین اخلاقی و غنایی: اشعار او بیشتر حول محور پند، بیوفایی دنیا و یا توصیفات عاشقانه میچرخد.
نمونه شعر معروف
معروفترین قطعهای که از او در منابع ذکر شده و در جُنگهای ادبی تکرار شده، بیتی است که در آن به ناپایداری جهان و گذشت زمان اشاره میکند:
جهان بر هم زدن یک دم، زدن باشد به نزد من که من بر هم زدن دیدم، بسی مرغانِ پرفن را
همچنین قطعهای دیگر به او منسوب است که در آن از تنهایی و سختی روزگار شکایت میکند:
منم آن که روزگارم، ندهد به هیچ رویی نه به بوسهای امیدی، نه به شادمانه بویی
اهمیت ادبی
اگرچه دیوان مستقلی از او به جای نمانده و تنها ابیات پراکندهای از او در کتب لغت (مثل لغتفرس اسدی طوسی) و تذکرهها دیده میشود، اما وجود نام او ثابت میکند که پیش از رودکی و همعصر با او، سنت شعری قدرتمندی در خراسان و ماوراءالنهر جریان داشته که اورمزدی یکی از حلقههای آن بوده است.
|||||||||||||||||||||||||
اورمزدی . [ م َ ] (اِخ ) از قدمای شعرای فارسی و از اشعار او تنها قلیلی در لغت نامه ها و از جمله در لغت نامه ٔ اسدی برجایست :
چند دهی وعده ٔ دروغ همی چند
چند فروشی بخیره با من سروا؟
یارب مرا بعشق شکیبا کن
یا عاشقی بمرد شکیبا ده .
روز من گشت از فراق تو شب
نوش من شد از آن دهانت کبیست .
اگر خود بهشتی و گر دوزخی
گذارش سوی چینودپل بود.
حسودانْت را داده بهرام بخش
ترا بهره کرده سعادت زواش .
اسب باد و زین شفق در لشکر شاه بهار
ابر پیل و کوس تندر ابرجک زرین کچک .
