وامِق و عَذرا یکی از کهنترین داستانهای عاشقانهٔ ادبیات فارسی است که ریشهٔ آن به یک داستان یونانی میرسد. اصل داستان در جهان باستان با نام «متیوخوس و پارتنوپه» شناخته میشد و پس از ترجمه به عربی، به ادبیات ایران راه یافت.[۱]
مشهورترین روایت فارسی آن را عنصری در سدهٔ پنجم هجری به نظم کشید. این منظومه از آثار مهم دورهٔ غزنوی بهشمار میرفت، اما بخش عمدهٔ آن از میان رفته و تنها ابیات پراکندهای از آن باقی مانده است.
خلاصهٔ داستان چنین است:
وامق شاهزادهای زیباروی و دلیر است و عذرا دختر پادشاهی دیگر. آن دو با دیدن یکدیگر دلباخته میشوند، اما مانند بسیاری از داستانهای عاشقانهٔ کهن، راه رسیدن به هم برایشان هموار نیست. جداییها، سفرها، دشمنیها، دسیسهها، اسارتها و ماجراهای گوناگون پیش میآید. وامق برای رسیدن به عذرا رنجهای فراوانی تحمل میکند و در مسیر خود با سرزمینها و شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود. سرانجام پس از فراز و نشیبهای بسیار، عاشق و معشوق به وصال میرسند.
اهمیت وامق و عذرا بیش از آنکه به داستان آن باشد، به جایگاهش در تاریخ ادبیات فارسی مربوط است. این اثر از نخستین منظومههای عاشقانهٔ شناختهشدهٔ فارسی است که پیش از آثاری چون ویس و رامین و قرنها پیش از خسرو و شیرین و لیلی و مجنون سروده شده بود.
از خود داستان نیز ابیاتی در تذکرهها و کتابهای لغت باقی مانده است. برای نمونه، یکی از مشهورترین ابیات بازماندهٔ عنصری چنین است:
«شاد زی با سیاهچشمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد»
این بیت از معدود بخشهایی است که با اطمینان به منظومهٔ وامق و عذرا نسبت داده میشود.
از آنجا که بیشتر متن منظومه از بین رفته است، امروزه شناخت ما از داستان کامل آن بیشتر بر پایهٔ گزارشهای ادبینویسان و قطعات پراکندهٔ بازمانده است.
پیشینه ادبی
عنصری ملک الشعرای دربار غزنوی، قدیمیترین شاعر پارسی گویی است که در سدهٔ پنجم هجری، وامق و عذرا را در بحر متقارب به قالب مثنوی منظوم درآورده است. بیرونی منظومه عنصری را به عربی ترجمه کردهاست. در سدههای بعد دیگران نیز از جمله قتیلی بخارایی، شعیب جوشقانی، صلحی خراسانی، نامی اصفهانی[۲] به پیروی از عنصری منظومههای با همین عنوان سرودهاند.
این داستان از یونانی به سریانی و بعدها در زمان خسرو انوشیروان به پارسی میانه برگردانده شده بودهاست. تواریخ[۳] از دستور امیر عبدالله بن طاهر فرماندار خراسان در دوران عباسیان، برای به آب انداختن نسخهای از آن اشاره میکنند.
اثر عنصری برای مدتها، حتی به اذعان جامی، مفقود شده بود. تا اینکه در پاکستان محمد شفیع، ۳۷۲ بیت[۴] از این مثنوی را در چند برگ لابلای کتابی دربارهٔ وقف در قرآن، پیدا کرد و با ضمیمه کردن ۱۴۲ بیت دیگر از اشعار پراکنده که در فرهنگها آمده بود و سعید نفیسی آنها را در اختیار وی قرار داد، به طبع آن پرداخت. سعدی نیز در غزل ۶۱۳ و غزل ۴ خود از این داستان نام میبرد.[۵]
چکیده داستان
عذرا، دختر پادشاهِ جزیرهیِ شامس (Samos),[۶] در معبد شهر، به جوان زیبارویی به نام وامق برمیخورد که از ترس نامادری خود به شامس گریختهاست. به وساطت عذرا، وامق میهمان دربار ملک میشود؛ از او در بزمی پرسشها میشود و تواناییهای او را میسنجند. این دو دلباختهٔ هم میشوند. شبی از شدت عشق، وامق به نزدیکی سرای عذرا میرود، اما تنها آستان در را میبوسد و بر میگردد. آموزگار عذرا این خبر را به پادشاه میدهد و او برمیآشوبد میان این دو فراق میافتد. دشمنان به تاخت و تاز به شهر میپردازند، پادشاه کشته میشود و عذرا اسیر. عاقبت بازرگانی که حال عذرا را در مییابد، به او قول میدهد که او را به وصال وامق برساند. دیدار نخستینِ عذرا و وامق در معبد را عنصری اینگونه میسراید:
| نگه کرد بدان روی وامق درنگ | کزو خیره شد آن بت آرای گنگ | |
| سر و زلف مشکین او چون گره | فکنده بگل کرده بر بر زره | |
| همی کرد عذرا به وامق نگاه | یکی شاه دید از در و گاه | |
| دل هر دو برنا برآمد بجوش | تو گفتی تهی ماند جانشان ز هوش | |
| ز دیدار خیزد همه رستخیز | بر آید بمغز آتش مهر تیز |
ریشه یونانی
تمام اعلام، نامهای افراد و اماکن، بجز دو فرد اصلی داستان، پارسی شدهٔ اسامی یونانی هستند. با بررسی پاپیروسها و کتیبههای یونان باستان، پژوهشگران از جمله بو اوتاس وامق و عذرا را با متیوخوس و پارتنوپ (به انگلیسی: Metiochus and Parthenope)[۷] تطبیق دادهاند.
قتیلی بخارایی
این منظومه عاشقانه همچنین توسط قتیلی بخارایی شاعر قرن دهم هجری و از شاعران دربار عبدالعزیزخان ازبک، درپیوسته و به ممدوحش سلطان یعقوب تقدیم شده است. قتیلی این منظومه را در دوران جوانی به تشویق ظهیرالدین ابراهیم خان بن جهانگیر عموزاده یعقوب آق قویونلو در ۵۵۷۳ بیت به رشته نظم کشیده است. قتیلی در سرودن مثنوی وامق و عذرا از نظامی گنجوی پیروی کرده و منظومه خود را به سبک عراقی و در بحر لیلی و مجنون سروده است.
با توجه به ابیات متن منظومه، قتیلی به هنگام سرودن آن، منظومه وامق و عذرای عنصری را در دست نداشته؛ زیرا اشاره او به شنیدن افسانه از زبان روایتگران است و تنها نام وامق و عذرا و سایهای مبهم از برخی رویدادها میتواند برگرفته افسانهگویان از سروده عنصری باشد. اما آشکار است که زمان، مکان، شخصیتها، و روند داستان و … با منظومه عنصری تفاوت دارد.[۸]
منابع
- علی اشرف صادقی، داستان وامق و عذرا و اصل یونانی آن
- حسن ذوالفقاری، مقایسه هفت روایت وامق و عذرا
- تذکره دولتشاه سمرقندی
- سجادی، ضیاءالدین. "داستانهای یونانی در ادب فارسی". دوره 15، ش 171 (دی 55): 4-2.
- سعدی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل ۶۱۳
- رادیو زمانه داستانهای فارسی سدههای میانه پروفسور شارل هانری دوفوشهکور http://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/02/14/24286 بایگانیشده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine
- The virgin and her lover ,TOMAS HAGG & BO UTAS
- قتیلی بخارایی (۱۳۹۲). برومند، ریاحی، پوراندخت، مهرانگیز، ویراستار. وامق و عذرا. تهران: گیسا. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۸۸۵-۰۵-۶.
