جميع امارات حاکیست که این نسخه عین همان نسخه ای بوده
است. که کاتب یا جامع در سال ٧٦٦ برسم مطالعه تقدیم امیر فخر الدین چلبی عیسی بن
محمد بن ایدین کرده است . مشخصات و منابه در باره امیر مذکور
متنی که به آن اشاره کردهاید، مربوط به سنتی دیرین در تاریخ کتابآرایی و تالیف در جهان اسلام است که در آن، کاتب یا مترجم نسخه را به رسم «مطالعه» (یعنی پیشکش کردن برای مطالعه و جلب حمایت مالی و معنوی) به پادشاهان یا امیران تقدیم میکرده است.
شخصیت مورد نظر شما، امیر فخرالدین عیسی بن محمد، یکی از نامورترین و علمدوستترین امیران سلسلهٔ آیدین اوغوللری (آیدینیان) در منطقهٔ آناتولی (ترکیه امروزی) است. در ادامه مشخصات تاریخی و منابع مربوط به او آورده شده است:
۱. مشخصات تاریخی و سیاسی
نام و نسب: فخرالدین عیسی بن محمد بن آیدین (معروف به آیدیناوغلو عیسی بیگ).
قلمرو حکومت: امارت آیدین (به مرکزیت شهرهای برگی و تیره و شامل نواحی ایاسلوق/افسوس و ازمیر در غرب آسیای صغیر).
دوران امارت: او از حدود سال ۷۶۱ یا ۷۶۲ قمری تا ۷۹۲ یا ۷۹۳ قمری (معادل نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی) بر این منطقه حکمرانی کرد.
سرنوشت سیاسی: در اواخر دوران حکومت خود، با توسعهطلبی دولت عثمانی مواجه شد. سلطان بایزید اول عثمانی در سال ۷۹۲ ق قلمرو او را ضمیمه خاک خود کرد و عیسی بیگ به حالت تبعید یا انزوا درآمد.
۲. جایگاه فرهنگی و علمی (علت تقدیم نسخهها به او)
فخرالدین عیسی بیگ برخلاف بسیاری از حکام نظامی همعصر خود، پادشاهی بسیار ادیب، دانشمندپرور و مشوق زبان و ادبیات فارسی و عربی در آناتولی بود. او دانشمندان را از سراسر جهان اسلام به دربار خود جذب میکرد. دو نمونه معروف از کتابهایی که به نام او نگاشته یا ترجمه شدهاند عبارتند از:
کشفالاسرار عن حکم الطیور والازهار: رسالهای لطیف و عرفانی که یوسف بن محمد نوری آن را در سده ۸ قمری از عربی به فارسی ترجمه کرد و به امیر فخرالدین عیسی تقدیم نمود.
شفاءالاسقام و دواءالالام: یک کتاب مهم در علم طب و داروسازی به زبان عربی، نوشتهٔ پزشک و دانشمند نامدار خضر بن علی بن خطاب (معروف به حاجی پاشا آیدینی) که آن را به نام عیسی بن محمد بن آیدین تالیف کرد.
نکته تاریخی درباره سال ۷۶۶ ق: سال ۷۶۶ هجری قمری دقیقاً در اوایل دوران تثبیت قدرت و اوج شکوفایی فرهنگی دربار فخرالدین عیسی بیگ قرار دارد. متن شما نشان میدهد نسخهای که در دست پژوهش است (احتمالاً یک اثر گرانبها در حوزه ادبیات، عرفان یا طب)، دقیقاً در همین سالِ تالیف یا کتابت، برای کتابخانهٔ شخصی این امیر فرستاده شده است.
۳. منابع برای مطالعه بیشتر
اگر به دنبال استخراج منابع و ارجاعات دقیق برای کار پژوهشی خود هستید، میتوانید به این کتابها و مدخلها مراجعه کنید:
دائرةالمعارف بزرگ اسلامی: مدخل «آیدین اوغوللری» (یکی از دقیقترین مقالات به زبان فارسی درباره تاریخچه، امیران و ساختار فرهنگی این سلسله).
تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر (ادوارد زامباور): بخش مربوط به سلاجقه و امارتهای آناتولی پس از زوال سلجوقیان روم.
تاریخ عثمانی (اسماعیل حقی اوزون چارشلی): جلد اول این مجموعه به تفصیل به روابط امارتهای آناتولی (از جمله آیدین اوغلو) با عثمانیها و وضعیت فرهنگی آنها پرداخته است.
فهرست نسخههای خطی دانشگاهها (مانند دانشگاه فردوسی مشهد یا تهران): در بخش مقدمه تصحیح کتابهایی مانند شفا الاسقام حاجی پاشا یا کشف الاسرار، شرح حال مختصری از این امیر به عنوان «ممدوح اثر» آمده است.
//////////////
امیر فخرالدین عیسی بن محمد (معروف به عیسیبیگ)، چهارمین و یکی از نامورترین و علمدوستترین فرمانروایان سلسله آیدین اوغوللری (آیدینیان) در غرب آناتولی بود که از حدود سال ۷۶۱ تا ۷۹۲ هجری قمری (۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ میلادی) بر این امارت ترکمان حکومت کرد. دوران حکومت وی با شکوفایی علم، ادب و معماری همراه بود. [1, 2]
دوران حکومت و سیاست
روابط خارجی: وی در زمان حکومت خود سیاست صلحجویانهای در پیش گرفت. او در سال ۱۳۷۱ میلادی پیمان صلح با جمهوری ونیز را تجدید کرد و بعدها با اعزام نیرو، دولت عثمانی را در نبرد تاریخی کوسوو (۱۳۸۹ م) یاری نمود. [1, 2, 3]
پایان استقلال: در اواخر دوران وی، با قدرتگیری امپراتور عثمانی (ایلدرم بایزید)، آیدین نیز ضمیمه خاک عثمانی شد. اگرچه پس از حمله تیمورلنگ، این امارت دوباره توسط پسران عیسیبیگ احیا شد، اما در نهایت به طور کامل به امپراتوری عثمانی پیوست. [1, 2, 3, 4]
میراث فرهنگی و معماری
عیسیبیگ حامی بزرگ دانشمندان، شاعران و هنرمندان بود. بزرگترین و ماندگارترین یادگار این دوره مسجد عیسیبیگ (ساخته شده در ۷۷۵ هجری/۱۳۷۴ میلادی در شهر سلجوقِ کنونی) است که با معماری بینظیر و دو منارهاش، پیشگام معماری مساجد بعدی عثمانی به شمار میرود. [1, 2, 3]
در این دورهٔ طلایی، شاعرانی همچون فخرالدین یعقوب بن محمد (متخلص به فخری) در دربار وی میزیستند که منظومهٔ کلاسیک خسرو و شیرین نظامی گنجوی را به زبان ترکی ترجمه و بازسرایی کردند.
/////////////
آیدین اوغوللری
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 10 خرداد 1399 تاریخچه مقاله
آیدین اوغولْلَری[۱]، خاندانی تركمانی كه از ۷۰۸ تا ۸۲۹ق / ۱۳۰۸-۱۴۲۶ م بر ولایت آیدین، جنوب غربی آسیای صغیر، فرمان راندند. به هنگام زوال دولت سلجوقیان روم، قلمرو آنان به ده امیرنشین كوچك تجزیه شد كه آیدین یكی از آنها بود. از شهرهای زیر فرمان این خاندان، ازمیر، ایاسلوق، آلاشهر، آقچهشهر، آیدین (گُوزَل حصار)، بِرگی، بلاط، بزدغان، تیره، سلطان حصار، صارت، نازیللی و ینیشهر درخور یاد كردن است (زامباور، 151). گرچه مركز حكمرانی آنان شهر آیدین بود، امیران این خاندان بیشتر در شهر برگی اقامت داشتند (EI2).
آغاز كار
با گمارده شدن محمد بیگ، نیای بزرگ خاندان آیدین به منصب امارت لشكر (= سوباشی، سباشی، صوباشی)، در دستگاه امیر مَنْتَشا، یكی دیگر از امیرنشینهای دهگانۀ آسیای صغیر، بالندگی و پیشرفت این سلسله آغاز شد. اینكه در پارهای منابع مانند «نسب نامۀ ...[۲]» زامباور (همانجا)، تاریخ الدول الاسلامیة (سلیمان، ۳۹۶) و برخی از كتابهای فارسی، صوباشی را معادل امیرالسواحل و آدمیرال یا امیرالبحر دانستهاند، جای تأمل است (برای اطلاع بیشتر دربارۀ معنای این كلمه، نک : دورفر، 282-285؛ دائرةالمعارف الاسلامیة، ذیل صوباشی).
فرمانروایان
۱. آیدین بیگ (حك ح ۷۰۰-۷۳۴ ق / ۱۳۰۱-۱۳۳۴ م). پس از محمد بیگ، پسرش آیدین بیگ بر سر كار آمد. وی كه از بیداد ایلخانان مغول آزرده بود و از قبول فرمان آنان تن میزد، به گردآوری عشایر تركمان همت گماشت و سرانجام در ۶۹۹ یا ۷۰۰ ق / ۱۳۰۰ یا ۱۳۰۱ م دعوی استقلال كرد و بخشی از آناتولی غربی را كه در دوران سیطرۀ یونانیان لیدیا نام داشت، قلمرو خویش اعلام داشت و این در واقع شروع حكومت یك صد و هفده سالۀ آیدینیان بود. آیدین بیگ تا ۷۳۴ق / ۱۳۳۴م فرمانروایی كرد.
۲. محمدبیگ دوم (حك ۷۳۴-۷۴۱ ق / ۱۳۳۴-۱۳۴۰ م). نخستین امیر بزرگ و صاحب نام این سلسله محمدبن آیدین (یا آیدین اوغلو محمدبیگ)، ملقب به مبارزالدین و الغازی سلطان الغزاة (امین، ۱۸۹)، سوباشیِ مظفرالدین یعقوب بن علیشیر امیر كرمیان[۳]، یكی دیگر از ده امیرنشین آسیای صغیر بود كه در نخستین سالهای سدۀ ۷ ق / ۱۳ م از مخدوم خود برید و دست به یك رشته جنگ زد. نخست با داماد امیر مَنتشا، به نام ساسابیگ، همداستان شد، لیكن پس از دست یافتن بر شهرهای برگی، ایاسلوق و كلیس[۴]، چون ساسابیگ بر وی شورید، محمدبیگ او را در ۷۰۸ق / ۱۳۰۸م شكست داد و كشت (İA). محمدبیگ كه به اولوبیگ (امیر بزرگ) نیز معروف بود در جهاد با فرنگیان بر پیروزیهایی دست یافت و ازهمینرو لقب مبارزالدین و الغازی یافت (امین، همانجا). معروف است كه او دوستدار علم و اهل علم بود و به ترجمۀ شماری از كتابها فرمان داد. حكایتی از افلاكی در مناقب العارفین دربارۀ دیدار محمد بیگ با چلبی جلالالدین فریدون معروف به امیر عارف، نوادۀ مولانا جلالالدین رومی و خلیفه فرقۀ مولویه آورده، گویای احترام و ارادت این امیر نسبت به عارفان و مردان خداست. به گزارش افلاكی (۲ / ۹۴۷- ۹۴۹) وقتی حضرت چلبی به شهر برگی رسید، مبارزالدین محمدبیگ كه هنوز ولایت آیدین را زیر نگین نداشت، شبی به زیارت حضرت چلبی رفت و تواضع نمود و طالب فتح و نصرت شد. در آن هنگام، امیر عارف به او گفت: «بدانك بعد الیوم این ولایت و چندین ولایت دیگر از ولایت خداوندگار به تو حاصل خواهد شدن و فتحها و فتوحها ترا و اولاد و اعقاب ترا خواهد بودن». افلاكی در جای دیگر میگوید: «حضرت سلطان ولد ]فرزند مولانا و پدر امیر عارف یاد شده[ محمدبیگ ولد آیدین را، سوباشی ما خواندی و در حق او عنایتهای عظیم فرمودی و سلطان الغزاة گفتی و در میان امرای مغول و ترك مدح او گفتی» (۲ / ۹۴۸). ابن بطوطه كه در شهر برگی با محمدبیگ دیدار كرده، او را سلطانی كریم و فاضل خوانده است (ص ۳۰۰). نیروی دریایی كه محمدبیگ پایهگذاری كرد، بر كرانههای ازمیر دست یافت و بر مجمع الجزایر دریای اژه، سواحل روملی، یونان و مورت (شبه جزیرهای كه بخش جنوبی یونان امروز را تشكیل میدهد) حمله برد و قلعههای ازمیر، تیره، سلطان حصاری و بودمیا[۵] را تسخیر كرد (EI2). در ۷۴۱ ق / ۱۳۴۰ م نیروی دریایی صلیبیان به شهر ازمیر هجوم برد. در گیرودار همین هجوم بود كه محمدبیگ به هنگام شكار در اطراف بِرگی به آب افتاد و به دنبال بیماری كوتاه مدتی، جان سپرد (İA). از یادگارهای محمد بیگ، مسجدی است معروف به اولوجامعی (جامع اعظم) كه محمد و ۳ تن از فرزندان او در جوار آن به خاك سپرده شدهاند.
۳. عمربیگ اول (حك ۷۴۱- ۷۴۸ ق / ۱۳۴۰-۱۳۴۷ م). پس از محمد بیگ پسرش غازی بهاءالدین عمر یا اموربك، جای او را گرفت. وی از پی تكمیل نیروی دریایی خود درگیر جنگهایی در شبه جزیرۀ بالكان و جاهای دیگر شد. در ۷۴۱ ق / ۱۳۴۰ م به سرزمین افلاق یا والاشی[۶] یا والاكیا (گسترهای از اروپای شرقی كه رومانی امروزی بخش مهمی از آن را تشكیل میدهد) یورش برد و قلعۀ ازمیر را از چنگ مارتین زكریا، از اهالی جنوا[۷]ی ایتالیا، بیرون آورد و پس از تاراج مجمع الجزایر دریای اژه، به تسخیر جزیرههای كرت و قبرس روی آورد و تا قلب یونان پیش تاخت. عمر بیگ كه چندی پیشتر، با جان ششم كانتاكوزنیوس[۸] (حك ۷۴۸-۷۵۵ ق / ۱۳۴۷-۱۳۵۴ م) فرزند آندرونیكوس سوم پالائیلوگوس[۹]، امپراتور بیزانس، طرح دوستی ریخته بود، اكنون به یاری او برخاست تا قدرت را در بیزانس به دست گیرد. جان ششم بر آن بود كه با كمك عمربیگ، از افتادن سر رشتۀ فرمانروایی به دست برادرش كه جانشین قانونی پدر بود، جلوگیری كند. عمربیگ در چند یورش به روملی در ۷۴۳-۷۴۵ ق / ۱۳۴۲-۱۳۴۴ م دوست خود را یاری كرد تا بر تراكیه[۱۰] (ه م) دست یافت. در این گیرودار بود كه پاپ كلمنت ششم كه میدید عمربیگ منافع دنیای لاتین را در شرق به خطر انداخته، بر ضد وی اعلان جهاد كرد. جمهوری وینز، حكومت جنوا، پادشاه قبرس، شهسواران رودس (گروهی از شهسواران مهمان نواز[۱۱])، دوك ناكسس[۱۲] و چند دولت تحتالحمایۀ ونیز با چندین ناوگان در این جهاد شركت جستند. پس از نبردی كوتاه شهر ازمیر در جمادیالثانی ۷۴۵ ق / اكتبر ۱۳۴۴ م به تصرف درآمد، ولی قلعه دست از مقاومت بر نداشت. این پیروزی آسان نتیجۀ عدم آمادگی عمر و وحشت رشگآلودش از امیران دیگر بود. وی هنگامی با لشكریان خود رسید كه ازمیر از دست رفته بود (رانسیمان، ۳ / ۵۳۵). صلیبیان پیروز به هوای دستیابی بر بخشهای فراسوی ازمیر، به پیشروی ادامه دادند، لیكن در چند میلی شهر به سختی شكست خوردند و دو تن از فرماندهان آنان به نام هانری و مارتین زكریای جنوایی كشته شدند (همانجا). چون هنوز سرنوشت ازمیر روشن نبود، یكی از نجیبزادگان فرانسوی به نام دوفن اومبر[۱۳] دوم، پسر ارشد پادشاه فرانسه كه به جهاد با مسلمانان شوق بسیار داشت، به ازمیر روی آورد، ولی با وجود اندك موفقیتی كه نصیب او شد، سرانجام ناكام ماند و به زودی ازمیر را ترك گفت (همو، ۳ / ۵۳۶). در بهار ۷۴۹ ق / ۱۳۴۸ م عمربیگ، در نبردی دیگر برای دفع برخی از فرماندهان صلیبی كشته شد (İA). کشته شدن عمربیگ ضربۀ سختی بر دولت آیدینیان وارد آورد. آنان قدرت نظامیو اعتبار معنوی خود را از دست دادند. اثر فوری مرگ عمربیگ عقد پیمان ۲۲ جمادیالاول ۷۴۹ ق / ۱۸ اوت ۱۳۴۸ م میان صلیبیان و جانشین وی بود كه طی آن، امتیازات بسیاری به حریفان مسیحی داده شد. در دوران فرمانروایی عمربیگ اول، سلسلۀ آیدین به اوج شكوه نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود رسید. در زمان او مناسبات بازرگانی با مغرب زمین گسترش یافت (İA). پایگاه ویژۀ عمربیگ تا اندازۀ بسیاری مرهون جهادهای متعدد او با فرنگیان و شهادتش در این راه بود. او سراسر زندگی خود را در میدانهای نبرد سپری كرد و غنایم بسیار از این رهگذر به چنگ آورد. حرمت و اعتبار وی تا بدان اندازه بود كه پس از وی لشكریان عثمانی به سر او سوگند یاد میكردند. هنگامیكه عثمانیان بر بخشهایی از آیدین دست انداختند، بسیاری از آداب سپاهیگیری لشكریان عمربیگ را تقلید كردند. از كارهای درخشان او یكی پیمایش زمینها و دادن اسناد مالكیت با مهر عمربیگ به صاحبان آن بود (İA). افزونبر اینها، عمر مردی فرهیخته و دوستدار دانشمندان و عارفان بود (افلاكی، ۲ / ۹۴۹-۹۵۰). افلاكی از ارادت و اعتقاد خالصانۀ عمربیگ به صوفی مشهور، جلالالدین فریدون چلبی و حمایت معنوی این عارف از وی به خاطر «محارباتش با كفار» و سرانجام شهید شدنش در این راه سخن میراند. این امیر به ساختن تعدادی مسجد، مدرسه و منبع آب در برگی، كلیس و آلاشهر همت گماشت. عمر را نخست در برگی در جای ویژهای به خاك سپردند، لیكن به دنبال وقوع زلزله و سیل در آغاز سدۀ ۱۲ق / اواخر ۱۷م پیكر او را به مقبرۀ پدرش در جوار جامع اعظم برگی منتقل كردند.
جانشینان عمربیگ
پس از عمر برادرش خضر (۷۴۸-۷۶۰ق / ۱۳۴۷- ۱۳۵۹م) كه حاكم ایاسلوق بود، به حكومت رسید. او در دلاوری و تدبیر مُلك همپای عمر نبود. به همین دلیل، ناگزیر به امضای پیمانی با فرنگیان شد. در این پیمان شرایط سختی به آیدینیان تحمیل شد كه نتیجۀ آن ضعف تدریجی آنان و چیرگی فرنگیان بر پارهای از شهرهای ساحلی آیدین بود. پس از خضر برادر دیگرش عیسی بیگ اول (۷۶۰-۷۹۲ق / ۱۳۵۹-۱۳۹۰م) با لقب فخرالدین به امیری آیدین رسید. حكومت او با كشورگشاییهای بایزید اول (ایلدرم)، امپراتور عثمانی، همزمان بود. وی در برابر هجوم بایزید كه بیشتر امارات دهگانۀ آسیای صغیر را به تصرف خود در آورده بود، تاب ایستادگی نیاورد و ناگزیر به پیشنهاد بایزید حاضر شد در شهر تیره اقامت گزیند و به القاب خویش اكتفا كند و امتیازات دیگر مانند خطبه، ضرب سكه و صدور فرمانها را به بایزید واگذارد (İA). با وجود این، بایزید به زودی پیمان خود را با عیسی شكست و او را از تیره تبعید كرد و وی دور از پایتخت جدیدش مرد (گیبونز، 185) و در جوار جامع اعظم برگی به خاك سپرده شد. پس از درگذشت عیسی (۷۹۲ ق / ۱۳۹۰ م) آیدین برای مدتی به قلمرو عثمانیان درآمد. گروهی از اعضای خاندان آیدین از برابر بایزید به امیر قسطمونی، در امیرنشین قزل احمدلی، و گروهی دیگر به امیر تیمور گوركانی پناهنده شدند (اسناد و مكاتبات، ۸۵). امارتنشین آیدین به مدت سه سال زیر فرمان عثمانیها بود تا اینكه در ۸۰۵ق / ۱۴۰۲م امیر تیمور پس از آنكه در نبرد انگوریه (آنكارای امروزی) بایزید را شكست داد و او را با فرزندش موسی به اسیری گرفت، بر متصرفات وی و از آن میان آیدین دست یافت. در برانگیختن تیمور برای لشكركشی به آناتولی و رویارویی با ایلدرم بایزید، امیران آیدین كه از ترس بایزید نزد او پناه جسته بودند، بیتأثیر نبودند (همان، ۹۰). یكی از علتهای مهم شكست بایزید این بود كه تاتارهای سپاه وی از امیرنشینهای آیدین و صاروخان، مَنْتَشا، كرمیان و قرمان، نزد مخدومان خود كه پیش از آن به تیمور پناهنده شده بودند، گریختند (همانجا). ظاهراً همین همكاری موجب شد كه تیمور امیرنشین آیدین را به دو فرزند عیسی به نام عیسای دوم و عمر دوم باز گرداند و بدین ترتیب خاندان آیدین امارت از دست رفتۀ خود را پس از دوازده سال بازیابد.
عیسی بیگ دوم كه در پارهای از تواریخ موسی نیز خوانده شده (سلیمان، ۳۹۶؛ زامباور، ۱۵۱)، چند ماهی در ۸۰۵ق / ۱۴۰۲م بر ازمیر و توابع آن فرمان راند، ولی در همین سال درگذشت و برادرش عمر دوم جای وی را گرفت. او نیز بیش از یك سال حكومت نكرده بود كه گرفتار رقابتهای یكی از بنیاعمام خود به نام جنیدبیگ، معروف به ازمیر اوغلی، از فرزندان ابراهیم بهادربن آیدین اوغلو گردید (بعضی از تاریخنگاران مانند زامباور، همانجا؛ سلیمان، ۳۹۶، جنید را فرزند قراسوباشی حسن دانستهاند، ولی در اسلام آنسیكلوپدیسی[۱۴] از وی بهعنوان برادر قراسوباشی حسن و پسر ابراهیم یاد شده است). جنید (حك ۸۰۶- ۸۱۸ق / ۱۴۰۴-۱۴۱۵ م و بار دیگر: ۸۲۲-۸۲۸ ق / ۱۴۱۹-۱۴۲۵ م) (زامباور، همانجا)، پس از یك رشته كشمكش با عمر دوم، سرانجام دختر وی را به زنی گرفت و پس از مرگ وی در ۸۰۸ ق / ۱۴۰۵ م بیش و كم بر سراسر آیدین چیره شد و سكههایی سیمین به نام خویش ضرب كرد. سلیمان با توجه به اینكه حسن را پدر جنید میداند و از سویی، روی سكههای یاد شده عبارت جنیدبن ابراهیم نقش شده است، در صحت انتساب این سكهها به جنید تردید كرده است (ص ۴۰۰). جنید كه به توطئهگری بر ضد عثمانیان شهرت یافته بود، در برابر تازش سلطان مراد دوم از قلمرو خود گریخت (روملو، ۱۸۴، ۶۷۴) و به قلعۀ ایپسیلی[۱۵] در جزیرۀ سیسام پناه برد. سرانجام خود، برادرش حمزه و پسرش قورد حسن (سلیمان، ۳۹۹) و به قولی همۀ اعضاء خانوادهاش (EI2) به اشارۀ سلطان عثمانی كشته شدند و بدینسان، طومار خاندان آیدین درهم پیچیده شد و قلمروشان به سرزمینهای عثمانی ملحق گردید. پس از درگذشت عمر دوم، فرزند وی مصطفی تا سال مرگش، ۸۲۵ ق / ۱۴۲۲ م، در ایاسلوق فرمان راند، ولی از آنجا كه او بیشتر نقش كارگزار عثمانیان را داشت، میتوان خاتمۀ كار آیدینیان را با مرگ جنید همزمان دانست. از آیدینیان سكههایی با حروف لاتینی و سكههای دیگری به خط عربی باقی مانده است (سلیمان، ۳۹۷).
مآخذ
ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ۱۳۸۴ ق، ص ۳۰۳؛ اسناد و مكاتبات تاریخی ایران، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۵۶ ش؛ افلاكی، احمد، مناقب العارفین، به كوشش تحسین یازیجی، آنكارا، ۱۹۵۹ م؛ امین، حسن، الموسوعة الاسلامیة، بیروت، ۱۴۰۱ ق؛ دائرةالمعارف الاسلامیة (ذیل صوباشی)؛ رانسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمۀ منوچهر كاشف، تهران، ۱۳۵۶ ش؛ روملو، حسنبیك، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ۱۳۴۹ ش؛ سلیمان، احمدسعید، تاریخ الدول الاسلامیة، قاهره، ۱۹۷۲ م؛ نیز:
Doerfer, Gerhard, Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, 1967; EI2; Gibbons, H., The Foundation of the Ottoman Empire, London, 1968; İA; Zambaur, Edward Von, Manuel de généalogie et de chronologie pour l’Histoire de l’Islam, Hannover, 1927.
مجدالدین کیوانی
