۱۴۰۵ تیر ۱۰, چهارشنبه

در دیه کهناب [ در بیهق ] شیراز و ترف بود نیکوتر از ناحیت استوا. (تاریخ بیهق).

 ناحیت استوا. مذکور در تاریخ بیهق اشاره به کجا دارد؟

عبارت «ناحیت استوا» (یا کورهٔ استوا) که در متون کهنی مثل تاریخ بیهق (اثر ابوالحسن بیهقی) و همچنین تاریخ بیهقی (خواجه ابوالفضل بیهقی) فراوان به چشم می‌خورد، هیچ ارتباطی با «خط استوای جغرافیایی» معروف ندارد؛ بلکه اشاره به یکی از نواحی و ولایات تاریخی و بسیار مهم ربع نیشابور در خراسان بزرگ دارد.

موقعیت دقیق جغرافیایی و وجه تسمیهٔ این ناحیه به شرح زیر است:

موقعیت جغرافیایی

ناحیت استوا، منطبق بر دشت حاصلخیز قوچان امروزی (واقع در استان خراسان رضوی) و بخش‌هایی از شمال کُلیدر و فاروج است. قصبه و مرکز این ناحیه در آن دوران شهر کهن «خَبوشان» یا «خوجان» (نام قدیم قوچان) بود. ابوالحسن بیهقی در کتاب تاریخ بیهق هنگام ذکر مرغوبیت لبنیات و مخللات برخی روستاهای بیهق (مانند ده کهناب)، آن را با کیفیت محصولات «ناحیت استوا» مقایسه می‌کند:

«... در دیه کهناب شیراز و ترف بود نیکوتر از ناحیت استوا.»

وجه تسمیه (چرا استوا؟)

یاقوت حموی در معجم‌البلدان به نقل از ادیبان و جغرافیدانانِ پیش از خود آورده است که لفظ «استوا» در زبان محلی مردم آن منطقه (خراسان کهن) به معنای «المَضْحاة و المَشْرَقة» (یعنی سرزمین آفتاب‌گیر، دشت باز و جایی که خورشید بر آن کاملاً می‌تابد) بوده است. از سوی دیگر، برخی جغرافیدانان هموار بودن و «استواری و همواری دشت» میان کوه‌ها را دلیل این نام‌گذاری دانسته‌اند.

این ناحیه به دلیل متصل بودن به مرزهای «نسا» و قرار گرفتن در مسیر شاهراه ارتباطی گرگان و ری به نیشابور، همواره از نظر نظامی و اقتصادی در تاریخ خراسان نقشی کلیدی داشته است.