۱۴۰۵ تیر ۱۲, جمعه

كرته - خاری بود، اشتر خوار خوانندش عبدالله عارضی گفت : راه بردنش را قیاسی نیست ورچه اندر میان کرته و خار.

اشترخوار. [ اُ ت ُ خوا / خا ] (اِ مرکب ) اشترخار که خارشتر باشد. (برهان ). اشترخار است که خار شتری باشد. (آنندراج ). نام درختی است خرد خاردار که شتر را نیک فربه گرداند و از خار مانند شهد شیره بدرآید. (هفت قلزم ). و رجوع به اشترغار و اشترغاز و اشترخار شود. || کنه و آن جانوری است کوچک و خونخوار که بر بدن شتر و گاو و خر و گوسفند بچسبد و خون از بدن آنها بمکد. (برهان ) (هفت قلزم ) (آنندراج ). کرنه . کرته . اشترغاز. شترخوار. (جهانگیری ). || نوعی از مار که آنرا اشترخوار میگویند. (برهان) (هفت قلزم ) (آنندراج ). و رجوع به شترخوار شود.


Conversation with Gemini

كرته - خاری بود، اشتر خوار خوانندش عبدالله عارضی گفت :

راه بردنش را قیاسی نیست
ورچه اندر میان کرته و خار.

 نام علمی امروزی کرته


گیاه «کُرته» (یا کُرْتی) که در متون کهن به عنوان خاری یاد شده که شتر از آن تغذیه می‌کند (خار شتر)، در بوتانیک و نام‌گذاری علمی امروزی با نام زیر شناخته می‌شود:


Alhagi maurorum (یا به‌طور کلی سردهٔ Alhagi)

این گیاه در زبان فارسی امروزی همان خارشتر است که از خانوادهٔ باقلاسانان (Fabaceae) به شمار می‌رود.
چند نکته دربارهٔ بیت و واژه:

ریشه‌شناسی و معنا: واژهٔ «کُرته» در فرهنگ‌های کهن (مانند لغت فرس اسدی توسی یا صحاح الفرس) دقیقاً به همین معنای خارِ شتر یا گیاهی خاردار که شتران آن را با اشتها می‌خورند، ضبط شده است.


شاهد شعری: بیتی که نقل کردید از نمونه‌های ناب شعر دورانِ کهن (قرن چهارم یا پنجم) است که در آن «عبدالله عارضی» به ویژگیِ شتر در راه‌پیمایی و بی‌باکی‌اش در برابر سختی‌ها و خارهای بیابان اشاره دارد؛ جایی که شتر فرقی میان راه هموار و خارزار کُرته نمی‌بیند.


///////////////////////


اشترخار

اشاره

گیاهی است تیغ‌دار از انواع شوکه‌ها، در برخی مناطق آن را «خارشتر» نیز می‌نامند زیرا از علوفه شتران است. در کتب طب سنتی با نامهای «اشترغار» و «شوکة المبارکه» و ریشه آن را «زنجبیل العجم» و «زنجبیل الفارس» آمده است. چون شبیه گیاه «بادآورد» است در برخی کتب آن را به نام «بادآورد» ذکر می‌کنند. به فرانسوی‌Chardon benit و به انگلیسی‌Blessed thistle گفته می‌شود. گیاهی است خاردار از خانواده‌Compositae تیره فرعی‌Tubuliflorae نام علمی آن‌Cnicus benedictus L . است.


مشخصات


اشترخار گیاهی است علفی، یکساله که ارتفاع آن 80- 30 سانتی‌متر و ساقه آن راست و به شکل منشور چندوجهی زاویه‌دار و پوشیده از کرک پشمی است. برگهای آن درشت، دندانه‌دار با دندانه‌های نامنظم که منتهی به خارهای کوتاه و تیز می‌شوند، متناوب دارای رگبرگ سفید، پهنه برگ پوشیده از کرک سفید به‌طوری که رنگ برگ سفید به نظر می‌رسد. برگها بدون دمبرگ به ساقه چسبیده‌اند. گلها به شکل گروهی از گلهای کوچک زرد که اطراف آنها را کرکهای ابریشمی فراگرفته در انتهای ساقه در وسط برگها در ماههای اواخر بهار و اوایل تابستان ظاهر می‌شوند. میوه آن حنایی و مخطط است. تمام اعضای این گیاه تلخ و کمی تند و بدبو می‌باشد ولی پس از


معارف گیاهی، متن‌ج‌7، ص: 354



خشک شدن بوی نامطبوع آن تا حدود زیادی مرتفع می‌شود. ریشه گیاه شبیه ریشه گیاه مولد انغوزه یا انجدان است و تلخ و تند می‌باشد. در مصارف طب سنتی معمولا از برگها و شاخه‌ها و ساقه برگدار آن استفاده می‌شود ولی از ریشه آن نیز در موارد زیادی به عنوان دارو استفاده می‌نمایند و چون تند است آن را زنجبیل العجم می‌نامند.

تکثیر این گیاه از طریق کاشت بذر آن در ماههای اسفند و اوایل بهار البته بسته به شرایط اقلیمی محل کاشت، صورت می‌گیرد. فاصله مناسب بین بوته‌ها 30* 30 سانتی‌متر است. برای مصارف دارویی شاخه و برگهای گیاه را قبل از دوران ظهور گلها در تابستان برداشت می‌کنند در این موقع در ساقه و برگ گیاه شیره قرمزرنگ نافذی جریان دارد که اگر روی پوست بدن بریزد ممکن است خراش و التهاب ایجاد کند و گاهی منجر به زخم می‌شود لذا باید این کار با دستکش انجام گیرد.


این گیاه بومی جنوب اروپاست، بخصوص در حاشیه مدیترانه در باغهای زیتون انتشار دارد. در ایران در اغلب مناطق می‌روید. در آذربایجان در تبریز، ماکو، سلماس و در گرگان، مازندران در آمل، در گیلان در رستم‌آباد، در اطراف تهران، شهرستانک، دماوند، بین آب‌گرم و علی‌آباد، هشتگرد، سرخه‌حصار، بین تهران و آبعلی، بین تهران و کرج، در قزوین، کرج، در کرمانشاه در قصرشیرین در همدان، در لرستان در شهبازان، بیشه، بختیاری، کشور در خوزستان در راه بهبهان به آغاجاری و در اطراف اهواز در کاشمر توسط گیاه‌شناسان شناسایی شده است.

ترکیبات شیمیاییطعم تلخ گیاه مربوط به وجود ماده‌ای به نام کنیسین 446] است که خاصیت تب‌بر را به گیاه

می‌دهد. کنیسین ماده‌ای است خنثی که به شکل سوزنهای سفیدی متبلور می‌شود.

در آب گرم بیشتر از آب سرد حل می‌شود و در الکل بخوبی محلول است، طعم آن فوق العاده تلخ می‌باشد. علاوه بر کنیسین در گیاه کمی اسانس، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، صمغ، لعاب، کمی تانن و انواع قندها به مقدار جزیی وجود دارد. در دانه‌های این گیاه در حدود 25 درصد روغن قابل استخراج وجود دارد.


معارف گیاهی، متن‌ج‌7، ص: 355


خواص- کاربرد

چون برگهای این گیاه تلخ است در برخی از کشورها برای تهیه آبجو از برگهای این گیاه به جای رازک استفاده می‌کنند. در استعمال خارج از پخته برگهای آن برای رفع چرک و التیام زخم استفاده می‌شود. در استعمال داخلی چون مدّر است در موارد سردردهای یک‌طرفه و تپش قلب مصرف می‌شود از دم‌کرده 50- 20 گرم گیاه در 1000 گرم آب جوش چند فنجان در روز می‌خورند. این دارو خلطآور است.

از نظر طبیعت گیاه اشترخار طبق نظر حکمای طب سنتی خیلی گرم و خشک است و عده‌ای آن را به‌طور متوسط گرم و خشک می‌دانند. به صورت دم‌کرده یا جوشانده یا از طریق تقطیر عرق گیاه بخصوص عرق ریشه، آن را مصرف می‌کنند.

این دارو بازکننده گرفتگی و انسداد و گرم‌کننده معده و اشتهاآور است به هضم غذا کمک می‌کند، ادرار را افزایش می‌دهد و برای یرقان و اسهال صفراوی و رفع بی‌اشتهایی دوره نقاهت و بیماری‌ها بسیار مؤثر است. پرورده ریشه آن در سرکه برای بیماری‌های فوق بسیار مفید است. مقدار خوراک از سرکه آن تا 25 گرم و از عرق اشترخار تا 100 گرم است مالیدن کوبیده شاخه و برگها و ریشه آنکه در سرکه پرورده شده باشد، برای تسکین دردها مفید است. اشترخار مضر دماغ و کلیه است و قی‌آور می‌باشد و بوی آن تا مدتی می‌ماند. برای رفع این عوارض باید از شربت غوره یا شربت ریواس استفاده کرد. عرق اشترخار برای کبد و کلیه و طحال مفید است و به عنوان ضد سم و ضد سرطان نیز طرف توجه می‌باشد.

تهیه سرکه اشترخار: گیاه اشترخار و ریشه آن را گرفته پس از تمیز کردن کاملا خرد می‌نمایند و در سرکه انگوری می‌ریزند و ظرف آن را 40 روز در آفتاب می‌گذارند پس از آن آماده مصرف است.

سکنجبین عسلی اشترخار: 1 کیلوگرم عسل سفید معطّر را با حدود 5/ 2 لیتر آب مخلوط کرده، می‌جوشانند و کف آن را می‌گیرند و نیم کیلوگرم سرکه خارشتر که روش تهیه آن فوقا ذکر شد، در آن ریخته و مجموع را با آتش ملایم می‌جوشانند تا قوام آید و سپس آن را سرد کرده در شیشه می‌ریزند مقدار خوراک از این سکنجبین هربار تا 40 گرم است و برای رفع سردی معده، رحم، سفتی طحال، تبهای سرد بلغمی و تب ریوی نافع است و قاعده‌آور، ضد نفخ و

معارف گیاهی، متن‌ج‌7، ص: 356

ضد سم می‌باشد.

روش تهیه عرق اشترخار:

1. گیاه اشترخار را با ریشه تمیز و خرد کرده در آب بریزند و پس از 12 ساعت با روش تقطیر عرق آن را بگیرند.

2. گیاه اشترخار و ریشه آن را خرد کرده، در سرکه پرورده نموده و سپس آن را از طریق تقطیر عرق‌گیری می‌نمایند. این عرق خیلی مفیدتر از عرق با روش اول است.

چند گیاه دیگر در بلوچستان و کویر مرکزی ایران می‌رویند که آنها نیز خاردار و کوچک و از علوفه شتر می‌باشند و به آنها نیز شترخار می‌گویند. این گیاهان از خانواده اسفندZygophyllaceae می‌باشد و در زیر به‌طور مختصر سه گونه که دارای خواص دارویی هستند، ذکر می‌شود.

1. گونه.Fagonia cretica L . گیاهی است چند ساله با شاخه‌های سبز خوابیده و خارهای کوچک. برگهای آن دارای 3 برگچه خطی کمی دراز و نوک‌تیز است و برگچه وسطی کمی درازتر می‌باشد. گلهای آن ارغوانی است.

این گیاه در هند، افغانستان، عربستان، ایران و در مناطق مدیترانه انتشار دارد. در ایران در مکران و بلوچستان نزدیکی گه دیده می‌شود. در زیارت با نامهای محلی «دوهولاک»، «کارکاوگ» و «کاراکوک» شناخته می‌شود.

2. گونه خاردارFagonia arabica L . و مترادف آن‌F .cretica var arabica T .Anders . گیاهی است چند ساله خاردار، با ساقه‌های چوبی، سفت و افراشته. این گیاه در ایران در راه بین هامون و هلمند و در بلوچستان می‌روید. در بلوچستان با نامهای محلی «کارکاوا»، «کاندیرو» و «داماترو» شناخته می‌شود. در هند و عربستان نیز انتشار دارد.

3..Fagonia bruguieri DC . این گیاه در اطراف یزد جاده یزد، اصفهان و حسین‌آباد دیده می‌شود. گیاهی است چندساله با ساقه‌های چوبی، کوتاه و خاردار.



خارهای آن درازتر از گونه‌های قبلی است. برگهای پایین آن دارای 3 برگچه و سایر برگها دارای 1 برگچه هستند. گلهای آن به رنگ قرمز روشن است.

خواص- کاربرد

گیاهان فوق الذکر از نظر خواص دارویی شبیه هستند، عموما تلخ، قابض، تونیک

معارف گیاهی، متن‌ج‌7، ص: 357

و تب‌بر می‌باشند. خوردن آنها از نظر پیشگیری آبله مفید است. برای استسقا نافع است و در موارد اختلالات ناشی از مسمومیتها اثر مفید دارد. برگها و سرشاخه‌های جوان و سبز آن خنک‌کننده است G .I .M .P[ .

معارف گیاهی، متن‌ج‌7، ص: 358

//////////////////////

خارشتر ایرانی (نام علمی: Alhagi maurorum) گونه خارشتر غالب نقاط ایران است.

نام‌های دیگر فارسی خارشتر عبارتند از: خاراشتر، خاربز و ترنجبین، که در گناباد به آن خرنگبین (خارانگبین) می‌گویند. خارانگبین در اصل نوع محصول ده خار اشتری است اینگونه از خار اشتری که در مرداد ماه شیره‌ای مانند عسل ولی سفید رنگ تولید می‌کند شیره یا شکر این خار را، خار انگبین یا خرنگوی یا ترنجبین می گویند، که موقع خشک شدن در بعضی جاها رنگ زرد به خود می‌گیرد. یکی از زیستگاه‌های اصلی خار انگبین که دارای محصول بسیار مرغوبی است دشت زیبد می‌باشد که بخشی از دشت ریواس زیبد را در بر می‌گیرد. نام عربی این گیاه، الحاج است که نام علمی گیاه، Alhagi نیز از همین واژه گرفته شده است. واژه camelorum نیز به زبان لاتین، به معنی شتر است.

جستارهای وابسته

منابع

////////////////////

«العاقول أو شوك الجمل » أو العاقول المغربي أو (المن الفارسي-Persian mannaplant) أو التَّرَنْجَبين (الاسم العلمي: Alhagi maurorum)، هو نوع نباتي يتبع جنس العاقول من الفصيلة البقولية.

الموئل والانتشار

موطنه المشرق العربي وتركيا والقوقاز والأجزاء الأوروبية والجنوبية من روسيا.

انظر أيضًا

المصادر

  1.  النباتات الطبية والعطرية والسامة في الوطن العربي (بالعربية والإنجليزية واللاتينية)، الخرطوم: المنظمة العربية للتنمية الزراعية، 1988، ص. 198، OCLC:4771219150، QID:Q126198450
  2.  سمير إسماعيل الحلو (1999)، القاموس الجديد للنباتات الطبية: أكثر من 2000 نبات بأسمائها العربية والإنجليزية واللاتينية (بالعربية والإنجليزية واللاتينية) (ط. 1)، جدة: دار المنارة، ص. 13، OCLC:1158805225، QID:Q117357050
  3.  EDITED BY C. C. TOWNSEND & EVAN GUEST with the collaboration of THE BOTANY DIRECTORATE of the Ministry of Agriculture and Agrarian Reform, Baghdad (1966). Flora of Iraq: Leguminales (بالإنجليزية). Ministry of Agriculture of the Republic of Iraq. Vol. 3. p. 502. Archived from the original on 2024-08-29.
  4.  William Dymock (1890). Pharmacographia Indica: A History of the Principal Drugs of Vegetable Origin, Met with in British India (بالإنجليزية). p. 418. Archived from the original on 2024-08-29. {{استشهاد بكتاب}}: الوسيط |الأول3= يفتقد |الأخير3= (help)
  5.  George Watt (23 Jan 2014). A Dictionary of the Economic Products of India (بالإنجليزية). Cambridge University Press. Vol. 1. p. 752. ISBN:978-1-108-06873-4.
  6.  بطرس البستاني (1876). كتاب دائرة المعارف: وهو قاموس عام لكل فن ومطلب. مطبعة الادبية. ج. 6. ص. 106، في باب ترنجبين.
  7.  أبو علي سينا. القانون. ص. الجزء: 1، الفصل الحادي والعشرون في الكلام في حرف الشين، الصفحة: 443.
  8.  قاعدة البيانات الأوروبية-المتوسطية للنباتات.خريطة انتشار العاقول المغربي (بالإنكليزية). تاريخ الولوج 9 كانون الثاني 2012. نسخة محفوظة 9 يناير 2018 على موقع واي باك مشين
/////////////////

Alhagi maurorum is a species of legume commonly known, variously, as camelthorn,[2] Caspian manna,[2] and Persian mannaplant.[2] This shrub is native to Eurasia, but has been introduced to many other areas of the world.

Description

The perennial plant grows from a massive rhizome system which may extend over 1.8 metres (6 ft) into the ground. New shoots can appear over 6 m (20 ft) from the parent plant. Above the ground, the plant grows up to 0.9 metres (3 ft) tall.[3] It is a heavily branched, gray-green thicket with long spines along the branches. The deciduous leaves are oval to egg-shaped, up to 1 centimetre (12 in) long.[3]

It bears small, bright pink to maroon pea flowers up to 1 cm (38 in) long and small legume pods, which are brown or reddish, up to 2.5 cm (1 in), and constricted between the seeds.[3] The seeds are mottled brown beans.

Distribution and habitat

Alhagi maurorum is indigenous to temperate and tropical Eurasia and the Middle East, in: Afghanistan, Armenia, Azerbaijan, northwest China, Cyprus, northern India, Iran, Iraq, Israel, Jordan, Kazakhstan, Kuwait, Lebanon, Mongolia, Pakistan, Syria, Tajikistan, Turkey, Turkmenistan, Uzbekistan, and Russia (in Ciscaucasia, Dagestan, southern European Russia, and the southern part of the West Siberian Plain).[2]

The species has become naturalized in Australia, the southwest United States,[2] and southern Africa.

Ecology

Alhagi maurorum is a noxious weed outside its native range.[3] It is a contaminant of alfalfa seed, and grows readily when accidentally introduced to a cultivated field. It has a wide soil tolerance, thriving on saline, sandy, rocky, and dry soils. It does best when growing next to a source of water, such as an irrigation ditch. It is unpalatable to animals and irritating when it invades forage and grazing land.

Uses

Alhagi maurorum has been used locally in folk medicine as a treatment for glandular tumors, nasal polyps, and ailments related to the bile ducts.[4] It is used as a medicinal herb for its gastroprotective, diaphoretic, diuretic, expectorant, laxative, antidiarrhoeal and antiseptic properties, and in the treatment of rheumatism and hemorrhoids.[citation needed] The plant is mentioned in the Quran as a source of sweet manna.[5] It has also been used as a sweetener.[2]

In the folk medicine of Iran, A. maurorum decoction has been used for jaundice therapy.[6]

References

  1.  "Alhagi maurorum Medik". Plants of the World Online. Royal Botanic Gardens, Kew. Retrieved 12 April 2024.
  2.  The name Alhagi maurorum, replacing Linnaeus' Hedysarum alhagi, was first published in Vorlesungen der Churpfälzischen physicalisch-ökonomischen Gesellschaft 2: 397. 1787. "Alhagi maurorum". Germplasm Resources Information Network. Agricultural Research Service, United States Department of Agriculture. Retrieved November 13, 2011.
  3.  Turner, Mark; Kuhlmann, Ellen (2014). Trees & Shrubs of the Pacific Northwest (1st ed.). Portland, OR: Timber Press. p. 184. ISBN 978-1-60469-263-1.
  4.  James A. Duke. "Alhagi maurorum (FABACEAE)". Dr. Duke's Phytochemical and Ethnobotanical Databases. Archived from the original on December 25, 2017. Retrieved December 24, 2017.
  5.  Tafsir al-Jalalayn. 1505. p. 171. Retrieved 8 October 2020.
  6.  Tewari D, Mocan A, Parvanov ED, Sah AN, Nabavi SM, Huminiecki L, Ma ZF, Lee YY, Horbańczuk JO, Atanasov AG (Aug 2017). "Ethnopharmacological Approaches for Therapy of Jaundice: Part I". Front Pharmacol. 8: 518. doi:10.3389/fphar.2017.00518. PMC 5559545. PMID 28860989.