۱۴۰۵ مرداد ۱۹, دوشنبه


انتصاب محسن رضایی؛ آغاز دوره‌ای جدید در جمهوری اسلامی؟
میترا شجاعی9 ساعت پیش9 ساعت پیش

استعفای ذوالقدر و نشستن محسن رضایی بر صندلی دبیر شورای عالی امنیت ملی همچنان بستری برای پیش‌بینی رویدادهای آینده است. این جابه جایی نشانه عمق اختلافات در درون حاکمیت است یا آغاز دوره‌ای جدید در حاکمیت جمهوری اسلامی؟



https://p.dw.com/p/5IZX5
آیا استعفای ذوالقدر و نشستن رضایی در شورای امنیت ملی آغاز دوره‌ای جدید در حاکمیت جمهوری اسلامی است؟عکس: Seratnews
تبلیغات



بعد از چندین روز شایعه و گمانه‌زنی و تایید و تکذیب، در آخرین ساعات روز یک‌شنبه ۱۸ مرداد رسما اعلام شد که محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی استعفا کرده و محسن رضایی از سوی مجتبی خامنه‌ای و مسعود پزشکیان به عنوان جایگزین او معرفی شده است.

این در حالی است که انتصاب ذوالقدر به این پست فروردین ماه و پس از کشته شدن علی لاریجانی در حملات امریکا و اسرائیل صورت گرفته بود و عمر نشست او بر این صندلی تنها چهار ماه به طول انجامید.

از ابتدا نیز بر سر محسن رضایی و ذوالقدر برای نشستن بر صندلی عالی ترین نهاد تصمیم‌گیر امنیتی در جمهوری اسلامی گمانه‌زنی بود و هردو نام به عنوان نامزد این پست شنیده می‌شدند اما در نهایت ذوالقدر انتخاب شد.

در آن زمان و در بحبوحه حملات امریکا و اسرائیل به ایران، انتخاب یک چهره نظامی که سابقه سرکوب داخلی نیز داشت بر دبیری شورای عالی امنیت ملی پیام روشنی داشت؛ مشت آهنین در داخل و خارج.


حالا چهار ماه گذشته، جنگ فروکش کرده، توافقی با امریکا امضا شده و مذاکرات برای باز کردن تنگه هرمز که از آن زمان تا کنون اختیارش عملا در دست نیروهای سپاه پاسداران است، همچنان بدون نتیجه ادامه دارد.

حالا سران جمهوری اسلامی که خود را پیروز این جنگ ۴۰ روزه می‌دانند، با استعفا یا برکناری ذوالقدر به دنبال ثبات بیشتر و احتمالا رسیدن به اهدافی در میز مذاکره هستند تا میدان جنگ.

این ظن زمانی تقویت می‌شود که می‌بینیم درست یک روز پیش از این استعفا یا دستور به استعفا، شروطی از طرف ذوالقدر برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح شد که در اصل عملا رسیدن به هرگونه توافقی در این زمینه را ناممکن می‌ساخت.

ذوالقدر در بیانیه‌ای که با امضای دبیر شورای عالی امنیت ملی منتشر کرد، نوشت: «تا آمریکا رفتارش را تصحیح نکند، تنگه هرمز باز نمی‌شود، تصحیح رفتار یعنی:

۱- ایران را هرگز و با هیچ زبانی تهدید و به مقدسات این ملت توهین نکند
۲- جنگ و تجاوز علیه ایران و متحدان ایران در لبنان، فلسطین، یمن و عراق برای همیشه پایان دهد
۳- محاصره دریایی را بردارد و نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران خارج کند
۴- خسارت‌های دو جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی به ایران را بی‌کم و کاست بپردازد
۵- تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی علیه ملت ایران را بردارد
۶- دارائی‌های مسدود شده و دزدیده شده مردم ایران را بی‌قید و شرط آزاد کند.»

چند ساعتی پس از انتشار این بیانیه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت جمهوری اسلامی با طرح شروط تازه امید به بازگشایی سریع تنگه هرمز را کاهش داده‌است.

حدود ۳۰ ساعت پس از انتشار این بیانیه استعفای ذوالقدر اعلام و محسن رضایی جایگزینش شد.

فرزانه بذرپور، تحلیلگر سیاسی به دویچه‌وله می‌گوید: «از زمان نقض آتش‌بس و حمله به نفتکش قطری، اختلاف میان دولت پزشکیان و جناح جنگ‌طلب سپاه نمود بیرونی پیدا کرد. به نظر می‌رسد محمدباقر ذوالقدر در رأس جریانی در سپاه قرار داشت که از ادامه تنش تا خروج کامل آمریکا از منطقه و رفع محاصره دریایی دفاع می‌کرد.»

این تحلیل با هم‌زمانی انتشار شش شرط و استعفای ذوالقدر کاملا همخوانی دارد.


بذرپور در ادامه این تحلیل می‌گوید: «در شرایطی که پزشکیان در عراق بود و عراقچی از آمریکایی‌ها برای عزاداری رهبر کشته‌شده مهلت گرفته بود، آغاز حملات از سوی جناح تندرو عملاً موقعیت دولت پزشکیان و نیروهای میانه‌روتر در مذاکرات با آمریکا و کشورهای عربی را تضعیف کرد. پزشکیان در میانه بحران تلاش کرد برهم خوردن آتش‌بس را به اقدامات تحریک‌آمیز آمریکا و عمان نسبت دهد و شکاف در رأس نظام را علنی نکند؛ اما پس از عبور از بحران، ظاهراً تصمیم به حل ریشه‌ای‌تر این تعارض گرفته شد.»
فرزانه بذرپور می‌گوید برای کار کردن در یک ساختار افقی، به کسی نیاز است که بیشتر اهل اجماع باشد و کمتر "خط‌شکن" و محسن رضایی چنین شخصیتی استعکس: privat

او می‌گوید از حدود یک ماه پیش بحث کنار گذاشتن ذوالقدر مطرح بوده اما پزشکیان نمی‌خواسته مستقیما مسئولیت برکناری او را بر عهده بگیرد به همین دلیل این "برکناری" با ورود مجتبی خامنه‌ای صورت گرفت.

پیش از اعلام دفتر ریاست جمهوری به پذیرش استعفای ذوالقدر و انتصاب محسن رضایی، حساب مجتبی خامنه‌ای در شبکه ایکس اعلام کرد: «با صدور حکمی از سوی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای صورت گرفت؛ انتصاب آقای دکتر محسن رضایی به عنوان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی.»
تثبیت نظام و ادامه جنگ

حسین رزاق، تحلیلگر سیاسی معتقد است در شرایط کنونی اولویت اول نظام، تثبیت دوره جدید رهبری و حکمرانی است و فکر می‌کند محسن رضایی می‌تواند در این تثبیت به حکومت کمک کند چرا که: «بین مردم می‌‌رود، پوپولیست است و در بدنه سپاه هم به شدت طرفدار دارد و تاثیرگذار است.»

این تحلیلگر سیاسی به دویچه وله می‌گوید: «اگر حکومت بتواند این تثبیت را انجام دهد به سمت توافق هم می رود. تثبیتش هم این است که بازدارندگی کامل ازطرف امریکا داشته باشد و خیالش هم از اسرائیل و هم از داخل راحت باشد. اگر بتواند اقتصاد را سر و سامان دهد به این جنگ ادامه می‌دهد، همه جناح‌ها هم همین را می‌خواهند، حالا پزشکیان هم غرولند می‌کند اما پزشکیان هم می‌داند ادامه این جنگ می‌تواند به او کمک کند. برای همین سیاست کلی نظام فعلا تثبیت بیشتر است تا بعد برای توافق و ادامه ماجرا تصمیم بگیرند.»

تبلیغات

"قحط الرجال" در جمهوری اسلامی

حسین رزاق می‌گوید از ابتدا نیز نام محسن رضایی و ذوالقدر هردو برای دبیری شورای عالی امنیت ملی مطرح بوده است.

او می‌گوید انتخاب محسن رضایی بیش از هرچیز دو علت دارد: یکی اینکه حکومت نیاز به چهره‌ای دارد که در انظار عمومی ظاهر شود و خلأ نبود حضور فیزیکی مجتبی خامنه‌ای را پرکند. ذوالقدر در تمام چهار ماه گذشته تنها یک بار در مراسم تشییع خامنه‌ای دیده شد اما محسن رضایی حضور پررنگی در خیابان و رسانه دارد و دیگر اینکه جمهوری اسلامی دیگر شخص مقتدری برایش باقی نمانده است.


رزاق می‌گوید: «باید در نظر داشته باشیم که جمهوری اسلامی دیگر کسی را ندارد، رهبران اولیه مثل خامنه‌ای، لاریجانی، باقری، حاجی زاده اینها چهره‌هایی بودند که می‌توانستند عواطف طرفداران را تحریک کنند. الان دیگر نفراتی برای جمهوری اسلامی باقی نمانده برای همین مجبور است سراغ ذوالقدر و رضایی و حتی شاید سراغ زاکانی برود و از شهرداری برش دارد و به او هم یک پستی بدهد.»
"اهمیت اجماع در ساختار افقی"

فرزانه بذرپور اما دلایل دیگری را برای انتخاب محسن رضایی قائل است. او می‌گوید: «ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی پس از علی خامنه‌ای از الگوی نسبتاً هرمی گذشته به ساختاری افقی‌تر و مبتنی بر موازنه نیروها حرکت کرده که شورای عالی امنیت ملی یکی از مهم‌ترین نمادهای آن است. در چنین ساختاری، تصمیمات مهم تا حد امکان باید با اجماع گرفته شوند تا در مرحله اجرا با مقاومت نهادهای قدرتمند مواجه نشوند.»

برای کار کردن در چنین ساختار افقی، به کسی نیاز است که بیشتر اهل اجماع باشد و کمتر "خط‌شکن" و از نظر بذرپور محسن رضایی چنین شخصیتی است و سابقه او در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم این را نشان داده است.



علاوه بر این اعتبار محسن رضایی در میان فرماندهان سپاه نیز باعث می‌شود تصمیمات مهم کمتر با مقاومت از سوی سپاه روبرو شود.

به همین دلایل بذرپور معتقد است: «انتصاب رضایی لزوماً به معنای نظامی‌تر شدن سیاست نیست؛ حتی می‌توان آن را بخشی از روند مهار استقلال سیاسی نظامیان و قرار دادن آنها زیر یک سازوکار تصمیم‌گیری جمعی تلقی کرد.»

بلندپروازی سیاسی محسن رضایی نیز که در سال‌های گذشته همواره با شکست روبرو شده به نظر بذرپور می‌تواند در این پست به او کمک کند تا برای ماندن در قدرت و ساختن یک آینده سیاسی برای خودش با جناحی همکاری کند که خواستار کاهش تنش و تثبیت صلح است و نه تقویت جنگ طلبان.
فروپاشی یا تولد نسخه‌ای جدید

تایید پزشکیان بر وجود اختلاف در سطوح بالای حاکمیت، سخنان جنجالی خرازی درباره بیت رهبری، استعفای ذوالقدر ۲۴ ساعت پس از تعیین شروط برای آمریکا، همه اینها نشانه چیست؟ آیا روند فروپاشی نظام از درون آغاز شده یا باید منتظر تولد نسخه جدیدی از جمهوری اسلامی بود؟

حسین رزاق یکی از مشکلات اپوزیسیون را در این می‌داند که هر اتفاقی در جمهوری اسلامی می‌افتد و هر اختلافی میان جناح‌ها روی می‌دهد، آن را آغاز روند فروپاشی تلقی می‌کنند.
حسین رزاق یکی از مشکلات اپوزیسیون را در این می‌داند که هر اتفاقی در جمهوری اسلامی می‌افتد و هر اختلافی میان جناح‌ها روی می‌دهد، آن را آغاز روند فروپاشی تلقی می‌کنندعکس: Privat

او می‌گوید: «تا زمانی که این لایه جدید جوان که پوست اندازی کرده و اطرافیان مجتبی هستند و ما در صدا و سیما و در نهادهای دولت آنها را می‌بینیم هرچند خودشان را عیان نمی‌کنند، جمهوری اسلامی به فروپاشی نمی‌رسد. تا این الیگارش‌های اقتصادی که منافعشان را به صورت کلان از جمهوری اسلامی می‌برند، وجود دارند، جمهوری اسلامی به فروپاشی نمی‌رسد.»

فرزانه بذرپور نیز اشکال بخش بزرگی از اپوزیسیون را در این می‌داند که همه تحولات را صرفاً با دوگانه "ماندن یا رفتن جمهوری اسلامی" ارزیابی می‌کند و در نتیجه از دیدن تغییر عمیق‌تری که در درون ساختار قدرت در جریان است باز می‌ماند.

او می‌گوید: «به اعتقاد من مسیر نوعی "تغییر رژیم" در معنای تغییر قواعد، مناسبات و رفتار ساختار قدرت در حال شکل‌گیری است؛ اما این الزاماً همان "تغییر حکومت" و پایان جمهوری اسلامی نیست. ممکن است در حال مشاهده تولد نسخه متفاوتی از جمهوری اسلامی باشیم.»

بذرپور به نقش مهم اپوزیسیون و نیروهای سیاسی در این مقطع اشاره کرده و می‌گوید: «اگر نیروهای سیاسی بتوانند از دوگانه صرفِ براندازی/بقای نظام فاصله بگیرند و با فاصله بیشتری تحولات جامعه و حکومت را ببینند، به حاشیه رفتن نیروهای تندرو و تقویت گرایش‌های متمایل به کاهش تنش می‌تواند یک فرصت سیاسی ایجاد کند.»

او "صلح‌طلبی" را محور اصلی همکاری میان نیروهای سیاسی دانسته و می‌گوید این محور می‌تواند ائتلاف میان نیروهایی را رقم بزند که شاید پیش از این حتی تصورش هم ممکن نبود.

بذرپور می‌گوید: «استفاده از چنین فرصتی به معنای تأیید ساختار موجود نیست، بلکه به معنای تشخیص تغییر موازنه نیروها و بهره‌برداری از آن در راستای منافع جامعه است.»

با همه اینها نگاهی به توییتر یا ایکس فارسی زبان نشان می‌دهد که بسیاری از چهره‌های شناخته شده جریان تندروی اصول‌گرا از ریاست محسن رضایی بر شورای عالی امنیت ملی استقبال کرده‌اند؛ چهره‌هایی چون امیرحسین ثابتی نماینده مجلس و نزدیک به جبهه پایداری، هاتف صالحی، علی قلهکی و نیز رسانه رجانیوز.

این گروه از جمله با اشاره به اینکه توییت صفحه مجتبی خامنه‌ای زودتر از حکم پزشکیان برای رضایی منتشر شد، این را نشانه‌ای از دستور رهبری به رییس جمهور دانسته‌اند.

آنچه در این میان مسلم است، غیرقابل پیش‌بینی بودن مسیر رویدادها در جمهوری اسلامی است. شاید آنطور که علی قلهکی نوشته تا پایان سال ۱۴۰۵ خیلی چیزها مشخص شود.
میترا شجاعی روزنامه‌نگار@mitrashodjaie