۱۴۰۱ آذر ۱۵, سه‌شنبه

داستان جالبی در مورد آهنگ «ماشین مشدی ممدلی»
ماشین مَشتی مَمْدَلی در اصطلاح ایرانیان به خودرویی شخصی گفته می‌شود که قدیمی و اسقاط است و ایرادات فراوانی داشته ولی هم‌چنان با آن می‌رانند.
مشهدی* محمدعلی، در دهه بیست، یکی از پولدارهای قدیم تهران به شمار می رفت و صاحب چند رأس اسب و درشکه بود و در شهر کار می‌کرد.
روزگار سپری شد تا آنکه آرام آرام خودروها جای درشکه‌ها را گرفتند و کار سورچی‌ها کساد شد. مشدی ممدلی ناچار درشکه‌ها و اسب‌هایش را فروخت و به جای آن‌ها چند اتوبوس کوچک خرید. اتوبوس‌های او چیزی مانند خودروهای «ون» امروزی بودند؛  مشدی ممدلی اتوبوس‌ها را به رانندگان کرایه می‌داد و سهم روزانه‌اش را از آن‌ها می‌گرفت. خودش هم رانندگی یاد گرفته بود و با یکی از آن اتوبوس‌های مدل «استون مارتین»‌اش در شهر می‌چرخید و مسافر سوار می‌کرد.
مشتی که البته شخص خسیسی بوده، ماشینش رو تعمیر و نگهداری نمی‌کرد و از آن‌جایی که در اون زمان خیابان‌های شهر تهران سنگ فرش بود، به مرور، هر زمان که این ماشین از جایی رد می‌شد، مردم از سروصدای گوش‌خراش موتور و تلق و تلوقش جون به سر می شدن!
معروفیت به جهت اتول معیوب و البته حُسن خلق مشدی ممدلی، سبب شده بود تا بچه‌های شیطون و بازیگوش تهران همینکه او را می‌دیدند سربه‌سرش بگذارند. دنبال ماشینش ‌بدوند و شیطنت کنند و به آواز، مشدی ممدلی اوتول داره… اتولش بوق نداره… چرخ نداره… می خواندند و به این ترتیب آوازه او نه در تهران که در اندک مدت به مشهد، زادگاهش هم رسید!!
در این میان، غلامرضا روحانی، فکاهی نویس و شاعر طناز ملقب به اجنه، با استفاده از همین الفاظ و شعر خودجوش کودکان، ترانه ماشین مشدی ممدلی را بازسرایی کرد و توسط جواد بدیع زاده به گونه ای زیبا اجرا گردید. شهرت مشدی ممدلی و زیبایی و گیرایی آهنگ سبب شد که به سرعت در میان مردم پخش شود و بر سر زبانها افتاد.
مشدي‌مندلي سال‌هاي مديدي است از دنيا رفته و ديگر نه اثري از درشکه‌هايش هست و نه اتوبوسش اما هنوز بعد از ۸۰ ، ۹۰ سال، مردم هر ماشين قراضه‌اي را مي‌بينند زير لب اين ترانه را زمزمه مي‌کنند.
#روزی_روزگاری
#ماشین_مشدی_ممدلی
#غلامرضاروحانی
#اجنه
#جوادبدیع_زاده 

*مشهدی=مشتی عامیانه می تواند مثل کربلائی= کبلائی عامیاه صفت نسبی به معنای زیارت مشهدالرضا رفته باشد.