آینده روسیه، چین و ایران
پس از توفان کنونی جهان
یوسف عزیزی
یوسف عزیزی، پژوهشگر سیاستگذاری عمومی- دولتی، که یک برنامه ثابت روی شبکه یوتیوب نیز دارد و گهگاه به برخی برنامه های تلویزیونی در خارج از کشور نیز دعوت می شود، معتقد است:
قدرت اصلی که در آینده هژمونی آمریکا را در همه ابعاد به چالش میکشد، روسیه نیست؛ چین است، هر چند روسیه همچنان به عنوان یک ابرقدرت در عرصه جهانی نقشآفرینی خواهد کرد. باید در نظر داشته باشیم ما از دوران تک قطبی گذر کرده ایم. امریکا قصد داشته و دارد که اروپا را در همه عرصهها، مخصوصاً حوزههای امنیتی و انرژی، به خودش وابسته نگه دارد. اگر آمریکاییها بر مبنای منافع ملی و منطق واقعگرایانه در روابط بینالملل عمل میکردند، با بهترکردن روابط خود با روسیه، میتوانستند علیه چین متحد شوند، اما تنش مداوم آمریکا با روسیه و گسترش ناتو به سمت شرق، بیشتر به دلیل بازی سیاست داخلی آمریکا بین دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و همچنین پیشزمینه ذهنی دوران جنگ سرد در بین سیاستمداران آمریکایی این امکان را از بین برده است.
جنجالی که آمریکا با روسیه بر سر اوکراین به راه انداخته، سبب تمایل بیشتر روسیه به چین در حوزههای اقتصادی و امنیتی شده است. همافزایی قدرت روسیه و چین، قدرت آمریکایی را که در آینده میخواهد هژمونی خود را حفظ کند بهچالش خواهد کشید. کشورهای مختلف دنیا در دوران گذار به نظم جهانی آینده، باید به گونهای روابط خود با ابرقدرتهای جهان را تنظیم کنند که در کوتاه مدت و بلند مدت به امنیتشان آسیبی نرسد.
بحران اوکراین اگر ادامه پیدا کند سبب افزایش قیمت حاملهای انرژی خواهد شد، زیرا آمریکا نخواهد توانست پیامدهای عدم حضور ایران، ونزوئلا و روسیه از بازارهای جهانی انرژی را مدیریت کند*. در زمینه زنجیره تولید و توزیع موادغذایی جهانی مانند غلات نیز دچار بحران خواهیم شد و اقتصاد دنیا که بعد از کرونا در حال رشد و بازگشت به حالت پیش از کرونا بود، دوباره شاهد کاهش رشد خواهد بود. درنتیجه تورم امریکا که همین الان هم رکوردهای چند دهه گذشته را جابجا کرده، دوباره افزایش پیدا خواهد کرد.
چین در کوتاه مدت و بلند مدت برنده این بحران است. روسیه چون هزینههای جنگ را باید بپردازد، در کوتاهمدت متضرر خواهد بود، اما در بلند مدت بستگی به سیاست هایش و روندهای جهانی میتواند متفاوت باشد. مورد آمریکا جای تأمل بسیار دارد: تبدیل شدن از یک برنده کوتاه مدت به یک بازنده بلند مدت! با توجه به شرایط جهانی و منطقهای، ایران میتواند همانند چین، البته در ابعادی کوچکتر، در کوتاه مدت و بلند مدت برنده این بحران شود. اوکراین و اکثر کشورهای اروپایی در کوتاه مدت و بلند مدت بازنده این بحران هستند.
قدرت اصلی که در آینده هژمونی آمریکا را در همه ابعاد به چالش میکشد، روسیه نیست؛ چین است، هر چند روسیه همچنان به عنوان یک ابرقدرت در عرصه جهانی نقشآفرینی خواهد کرد. باید در نظر داشته باشیم ما از دوران تک قطبی گذر کرده ایم. امریکا قصد داشته و دارد که اروپا را در همه عرصهها، مخصوصاً حوزههای امنیتی و انرژی، به خودش وابسته نگه دارد. اگر آمریکاییها بر مبنای منافع ملی و منطق واقعگرایانه در روابط بینالملل عمل میکردند، با بهترکردن روابط خود با روسیه، میتوانستند علیه چین متحد شوند، اما تنش مداوم آمریکا با روسیه و گسترش ناتو به سمت شرق، بیشتر به دلیل بازی سیاست داخلی آمریکا بین دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و همچنین پیشزمینه ذهنی دوران جنگ سرد در بین سیاستمداران آمریکایی این امکان را از بین برده است.
جنجالی که آمریکا با روسیه بر سر اوکراین به راه انداخته، سبب تمایل بیشتر روسیه به چین در حوزههای اقتصادی و امنیتی شده است. همافزایی قدرت روسیه و چین، قدرت آمریکایی را که در آینده میخواهد هژمونی خود را حفظ کند بهچالش خواهد کشید. کشورهای مختلف دنیا در دوران گذار به نظم جهانی آینده، باید به گونهای روابط خود با ابرقدرتهای جهان را تنظیم کنند که در کوتاه مدت و بلند مدت به امنیتشان آسیبی نرسد.
بحران اوکراین اگر ادامه پیدا کند سبب افزایش قیمت حاملهای انرژی خواهد شد، زیرا آمریکا نخواهد توانست پیامدهای عدم حضور ایران، ونزوئلا و روسیه از بازارهای جهانی انرژی را مدیریت کند*. در زمینه زنجیره تولید و توزیع موادغذایی جهانی مانند غلات نیز دچار بحران خواهیم شد و اقتصاد دنیا که بعد از کرونا در حال رشد و بازگشت به حالت پیش از کرونا بود، دوباره شاهد کاهش رشد خواهد بود. درنتیجه تورم امریکا که همین الان هم رکوردهای چند دهه گذشته را جابجا کرده، دوباره افزایش پیدا خواهد کرد.
چین در کوتاه مدت و بلند مدت برنده این بحران است. روسیه چون هزینههای جنگ را باید بپردازد، در کوتاهمدت متضرر خواهد بود، اما در بلند مدت بستگی به سیاست هایش و روندهای جهانی میتواند متفاوت باشد. مورد آمریکا جای تأمل بسیار دارد: تبدیل شدن از یک برنده کوتاه مدت به یک بازنده بلند مدت! با توجه به شرایط جهانی و منطقهای، ایران میتواند همانند چین، البته در ابعادی کوچکتر، در کوتاه مدت و بلند مدت برنده این بحران شود. اوکراین و اکثر کشورهای اروپایی در کوتاه مدت و بلند مدت بازنده این بحران هستند.
* شاید هم عمدا سیاست افزایش قیمت نفت برای بیچاره کردن رقبای اروپائی و ژاپن فاقد هرگونه منابع را دنبال می کند!