۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

کیانا - طبایع باشد فیلسوفان کیانا کیان خوانند. خسروی گفت : همه آزادگی همت او قهر کردست هر کیانا را.

 عبارت «کیانا» در متون کهن فلسفی و کلامی (به‌ویژه در آثار اسماعیلیه و نوشته‌های ناصرخرو)، به معنای طبایع چهارگانه یا همان اصول اولیه خلقت (گرم، سرد، تر و خشک) به کار رفته است.

در ادامه، تحلیل دقیق‌تری از این مفهوم ارائه می‌شود:

۱. ریشه و معنای واژه

واژه «کیان» در فارسی باستان و پهلوی به معنای «ذات»، «هستی» و «طبیعت» است. در فلسفه قدیم، وقتی از «کیان» یا «کیانا» سخن می‌گفتند، مقصودشان جوهر و طبیعت اشیاء بود. ناصرخرو در آثار خود (مانند جامع‌الحکمتین) مکرراً از این واژه برای توصیف عناصر اولیه استفاده کرده است.

۲. کیانا در نگاه فیلسوفان (طبایع چهارگانه)

فیلسوفان و حکیمان پیشین معتقد بودند که جهان مادی از ترکیب چهار طبع اصلی شکل گرفته است:

  • حرارت (گرمی)

  • برودت (سردی)

  • رطوبت (تری)

  • یبوست (خشکی)

این‌ها را «کیانات» یا طبایع می‌نامیدند. از ترکیب این چهار طبع، ارکان چهارگانه (آتش، هوا، آب و خاک) پدید می‌آیند. به عبارتی، «کیانا» مرحله‌ای لطیف‌تر و مقدم بر عناصر مادی (خاک و آب و...) محسوب می‌شد.

۳. تفسیر عبارت «کیانا کیان خوانند»

این جمله که در متون کلاسیک (مانند اشعار ناصرخسرو یا متون فلسفی قرن چهارم و پنجم) دیده می‌شود، به این نکته اشاره دارد که:

آنچه را که ما «کیانا» (طبیعت‌ها و اصول اولیه) می‌نامیم، حکیمان و صاحب‌نظران به عنوان «کیان» (حقیقت هستی و ذات اشیاء) می‌شناسند.

به زبان ساده‌تر، این عبارت می‌گوید که طبایع چهارگانه، همان بن‌مایه و اساسِ هستی در عالم جسمانی هستند.

۴. جایگاه در کیهان‌شناسی قدیم

در سلسله مراتب هستی‌شناسی قدیم، ترتیب به این صورت بود:

  1. عقل کلی

  2. نفس کلی

  3. کیانا (طبایع چهارگانه)

  4. ارکان (آتش، هوا، آب، خاک)

  5. موالید (جماد، نبات، حیوان)

بنابراین، «کیانا» واسطه‌ای است میان عالمِ نفس و عالمِ ماده. ناصرخسرو در بیتی می‌گوید:

«نفس است که بر کیانا فرمان‌رواست...»

این نشان‌دهنده تسلط روح و نفس بر طبایع مادی است. اگر به دنبال ریشه‌یابی دقیق‌تر در کتاب خاصی (مانند زادالمسافرین) هستید، می‌توان این بحث را از منظر تضاد و ترکیب طبایع نیز بررسی کرد.

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||


کیانا. [ ک َ / کیا ] (سریانی ، اِ) طبایع باشد، فیلسوفان کیاناکیان خوانند. (لغت فرس اسدی چ هرن ص 5). طبایع باشد به زبان فلاسفه . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 12). طبایع بود، و کیان نیز خوانند. (صحاح الفرس ). طبایع باشد که حرارت و برودت و رطوبت و یبوست است . (برهان ). هر یک از طبایع چهارگانه یعنی حرارت و برودت و رطوبت و یبوست . (ناظم الاطباء). از سریانی کیانا (طبیعت ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). طبیعت . توضیح آنکه در فرهنگها به معنی طبایع (جمع) گرفته اند. (فرهنگ فارسی معین ) :
همه آزادگی همت تو
قهر کرده ست مر کیانا را .

خسروی (از لغت فرس چ اقبال ص 12).


رجوع به کیا شود. || عناصر اربعه . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). عناصر اربعه را نیز گویند. (برهان ). هر یک از عناصر چهارگانه یعنی آب و خاک و باد و آتش . (ناظم الاطباء). || اصل و بنای هر چیز را گفته اند. (برهان ). اصل و بنا و بنیاد هر چیزی . (ناظم الاطباء). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] و کیان شود. || مرزبان را هم می گویند که زمین دار باشد. (برهان ). مرزبان و زمین دار. (ناظم الاطباء). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] شود.