عبارت «کیانا» در متون کهن فلسفی و کلامی (بهویژه در آثار اسماعیلیه و نوشتههای ناصرخرو)، به معنای طبایع چهارگانه یا همان اصول اولیه خلقت (گرم، سرد، تر و خشک) به کار رفته است.
در ادامه، تحلیل دقیقتری از این مفهوم ارائه میشود:
۱. ریشه و معنای واژه
واژه «کیان» در فارسی باستان و پهلوی به معنای «ذات»، «هستی» و «طبیعت» است. در فلسفه قدیم، وقتی از «کیان» یا «کیانا» سخن میگفتند، مقصودشان جوهر و طبیعت اشیاء بود. ناصرخرو در آثار خود (مانند جامعالحکمتین) مکرراً از این واژه برای توصیف عناصر اولیه استفاده کرده است.
۲. کیانا در نگاه فیلسوفان (طبایع چهارگانه)
فیلسوفان و حکیمان پیشین معتقد بودند که جهان مادی از ترکیب چهار طبع اصلی شکل گرفته است:
حرارت (گرمی)
برودت (سردی)
رطوبت (تری)
یبوست (خشکی)
اینها را «کیانات» یا طبایع مینامیدند. از ترکیب این چهار طبع، ارکان چهارگانه (آتش، هوا، آب و خاک) پدید میآیند. به عبارتی، «کیانا» مرحلهای لطیفتر و مقدم بر عناصر مادی (خاک و آب و...) محسوب میشد.
۳. تفسیر عبارت «کیانا کیان خوانند»
این جمله که در متون کلاسیک (مانند اشعار ناصرخسرو یا متون فلسفی قرن چهارم و پنجم) دیده میشود، به این نکته اشاره دارد که:
آنچه را که ما «کیانا» (طبیعتها و اصول اولیه) مینامیم، حکیمان و صاحبنظران به عنوان «کیان» (حقیقت هستی و ذات اشیاء) میشناسند.
به زبان سادهتر، این عبارت میگوید که طبایع چهارگانه، همان بنمایه و اساسِ هستی در عالم جسمانی هستند.
۴. جایگاه در کیهانشناسی قدیم
در سلسله مراتب هستیشناسی قدیم، ترتیب به این صورت بود:
عقل کلی
نفس کلی
کیانا (طبایع چهارگانه)
ارکان (آتش، هوا، آب، خاک)
موالید (جماد، نبات، حیوان)
بنابراین، «کیانا» واسطهای است میان عالمِ نفس و عالمِ ماده. ناصرخسرو در بیتی میگوید:
«نفس است که بر کیانا فرمانرواست...»
این نشاندهنده تسلط روح و نفس بر طبایع مادی است. اگر به دنبال ریشهیابی دقیقتر در کتاب خاصی (مانند زادالمسافرین) هستید، میتوان این بحث را از منظر تضاد و ترکیب طبایع نیز بررسی کرد.
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
همه آزادگی همت تو
قهر کرده ست مر کیانا را .
رجوع به کیا شود. || عناصر اربعه . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). عناصر اربعه را نیز گویند. (برهان ). هر یک از عناصر چهارگانه یعنی آب و خاک و باد و آتش . (ناظم الاطباء). || اصل و بنای هر چیز را گفته اند. (برهان ). اصل و بنا و بنیاد هر چیزی . (ناظم الاطباء). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] و کیان شود. || مرزبان را هم می گویند که زمین دار باشد. (برهان ). مرزبان و زمین دار. (ناظم الاطباء). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] شود.
