۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

صحاح الفرس

 «صحاح‌الفرس که توسط محمد بن هندوشاه نخجوانی در قرن هشتم هجری (حدود ۷۲۸ ق) تألیف شده، یکی از مهم‌ترین حلقه‌های واسط در تاریخ لغت‌نویسی فارسی است.

ارتباط این کتاب با بحث قبلی ما (لغت فرس اسدی) بسیار تنگاتنگ است، چرا که «صحاح‌الفرس» در واقع بر پایه و اساس کتاب اسدی توسی بنا شده است.

ویژگی‌های کلیدی صحاح‌الفرس:

  • ساختار تالیف: نخجوانی این کتاب را به تقلید از «صحاح‌اللغه» جوهری (که در عربی است) تدوین کرد. او لغات را بر اساس حرف آخر (باب) و سپس حرف اول (فصل) مرتب کرده است تا یافتن قافیه برای شاعران آسان‌تر شود.

  • تکمیل لغت فرس: محمد بن هندوشاه در مقدمه تصریح می‌کند که کتاب اسدی توسی را دیده، اما چون آن را مختصر یافته و برخی واژگان ضروری در آن نبوده، تصمیم به نگارش صحاح‌الفرس گرفته است. او بسیاری از ابیات شاهد را از اسدی وام گرفته و موارد بسیاری را هم خود افزوده است.

  • وضعیت انتساب اشعار: یکی از چالش‌هایی که محققان (مانند دکتر طاعتی، مصحح این اثر) با صحاح‌الفرس دارند، همین مسأله‌ی «انتساب اشعار» است. در بسیاری از موارد، نام شاعرانی که در لغت فرس اسدی آمده، در صحاح‌الفرس تغییر کرده یا به اشتباه ثبت شده است.


مورد «نیم‌لنگ» در صحاح‌الفرس

بسیار جالب است که بدانید در صحاح‌الفرس (نسخه مصحح عبدالعلی طاعتی)، این بیت معروف:

«فلک در گردن آویزد شغا و نیم‌لنگ...»

ذیل واژه‌ی «شغا» آمده است. اما نکته تامل‌برانگیز اینجاست که نخجوانی در این کتاب، بیت را به «رودکی» نسبت داده است!

این نشان می‌دهد که آشفتگی در انتساب این بیت ریشه‌ی دیرینه دارد:

  1. لغت فرس (نسخه هورن): فرخی سیستانی.

  2. لغت فرس (برخی نسخ دیگر): ابوطیب مصعبی.

  3. صحاح‌الفرس: رودکی سمرقندی.

چرا این اختلافات پیش آمده؟

دلیل اصلی این است که ابوطیب مصعبی هم‌عصر رودکی بوده و سبک شعری آن‌ها (سبک خراسانی اولیه) بسیار به هم نزدیک است. کاتبان بعدی که نام «مصعبی» برایشان ناآشنا بوده، شعر را به نام خورشیدهای پرفروغ‌تری مثل رودکی یا فرخی ثبت کرده‌اند تا اعتبار بیت حفظ شود.