در منابع گیاهشناسی کهن و لغتنامههای تاریخی فارسی، این نامها اغلب به گونههای مختلفی از خانواده هفتبندان (Polygonaceae)، بهویژه جنس Rheum اشاره دارند. در ادامه معادلهای علمی و توضیحات هر یک آورده شده است:
۱. ریباس، ریواس و ریوند
این سه واژه در واقع به یک گروه گیاهی اشاره دارند، اما با تفاوتهای جزئی در کاربرد:
نام علمی کلی: .Rheum ribes L
ریباس و ریواس: معادل گیاه ریواس خوراکی هستند که در دامنههای کوهستان میروید. واژه «ریباس» صورت معرب «ریواس» است.
ریوند (Ribes): در متون طب سنتی، معمولاً به ریشه این گیاه (بهویژه گونههای دارویی مانند Rheum palmatum) اطلاق میشود که به ریوند چینی معروف است و خواص درمانی شدیدی دارد.
۲. کُرپا
در منابع کهن (مانند ابومنصور موفق بن علی هروی)، «کرپا» را معادل ریوند یا گونهای از آن دانستهاند.
نام علمی احتمالی: .Rheum ribes L (یا گونههای وحشی و ستبرتر ریواس).
توضیح: برخی لغتنامهها آن را مترادف با ریوند یا ریشه ضخیم گیاه ریواس که در خاک مانده و چوبی شده است، میدانند. در برخی گویشهای محلی نیز به ساقههای ضخیم و نرسیده ریواس اشاره دارد.
۳. هلندوز
این واژه از نامهای گیاهی بسیار قدیمی است که در آثاری چون «تحفه حکیم مؤمن» و «مخزنالادویه» به آن اشاره شده است.
نام علمی: .Rheum ribes L (یا به طور خاص ساقه ریواس).
توضیح: حکیم مؤمن در کتاب خود صراحتاً بیان میکند که «هلندوز» نام پارسی ریباس (ریواس) است. این نام امروزه در زبان فارسی معیار کمتر استفاده میشود و بیشتر جنبه تاریخی و ادبی در متون طب سنتی دارد.
خلاصه تطبیقی
| نام سنتی | نام علمی امروزی | وضعیت فعلی |
| ریواس / ریباس | .Rheum ribes L | گیاه خوراکی کوهستانی |
| ریوند | .Rheum spp | بیشتر به ریشه دارویی (Rhizome) اطلاق میشود |
| کُرپا | .Rheum ribes L | نام قدیمی/محلی برای ساقه یا ریشه ریواس |
| هلندوز | .Rheum ribes L | نام مترادف پارسی کهن برای ریواس |
نکته: در گیاهشناسی نوین، تمامی این اسامی در ذیل جنس Rheum دستهبندی میشوند، اما تفاوت آنها در متون قدیمی بیشتر مربوط به بخش مورد استفاده گیاه (ساقه یا ریشه) و یا تفاوت در گونههای بیابانی و کوهستانی بوده است.
||||||||||||||||
کرپا. [ ک ُ ] (اِ) گیاهی باشد که آن را هلندوز خوانند. (لغت فرس اسدی ). گیاهی باشد دارویی و آن را هلندوز هم گویند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). گرپا. کربا. (از برهان ). نوعی از ریباس است . (یادداشت مؤلف ).کرپه . کرپاوان . شبدر. (فرهنگ فارسی معین ). این کلمه را در فرهنگها به صورتهای زیر نیز ضبط کرده اند: کرپاوان ، کزبار، کزبا، کزوا، کزیا، کریا. و خدای داناست که صحیح کدام است . (از یادداشت مؤلف ) :
پیش تیغ تو روز صف دشمن
هست چون پیش داس نو کرپا.
اگر زفیض کفت رشحه ای بدی در ابر
شدی زبرجد و فیروزه پیکر کرپا.
رجوع به کرپه ، کرپاوان و هلندوز شود.
|||||||||||||||||||||||
ریباس . (ع اِ) ریواس که بیخ آن را ریوند گویند. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از اختیارات بدیعی ). ریواس و ریوند. (ناظم الاطباء). رستنی باشد خودروی و مردم آن را خورند. طعم آن میخوش و بغایت نازک می شود و آن را ریواس هم می گویند. (از برهان ) (از انجمن آرا). رستنی است لطیف و سبزرنگ و با آبی ترش بشکل ساعد آدمی و برگش چون پنجه ٔ بط و از آن شربت سازند و آن را ریواس و ریواج نیز گویند. (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ) (از فرهنگ جهانگیری ). گیاهی است که جدری و حصبه و وبا را نفع باشد و معده را قوت دهد و اکتحال عصاره ٔ آن جهت قوه ٔ باصره مفید است . (از منتهی الارب ). رجوع به ریواس و ریوند و تحفه ٔ حکیم مؤمن و اختیارات بدیعی و مخزن الادویه و گیاه شناسی گل گلاب ص 274 شود.
|||||||||||||||||
هلندوز. [ هََ ل َ ] (اِ) گیاهی است که در دواها به کار برند. (انجمن آرا). نوعی ازریباس . (یادداشت مؤلف ). با رای بی نقطه هم به نظر آمده است بر وزن سقنقور. (برهان ). کرپا. (از اسدی ).
