در متن لغت فرس اسدی توسی (بر اساس نسخه اقبال یا دستنویسهای معتبر دیگر)، ذیل واژه «هیکل» اشارات جالبی به معانی بتخانه و ارتباط آن با جغرافیای باستانی هند و آیینهای آن شده است.
در خصوص نکتهای که درباره «جزیره آتشپرستان» و نام پهلوی آن مطرح کردید، چند نکته حائز اهمیت است:
۱. ریشه و معنای هیکل
در لغتنامههای کهن فارسی، «هیکل» صرفاً به معنای اندام یا پیکر نیست، بلکه به عنوان بتخانه یا معبد (مخصوصاً معبدی که در آن بت یا شمایلی باشد) به کار رفته است. در فرهنگهایی نظیر لغت فرس یا صحاحالفرس، هیکل را معادل «خانه بتان» دانستهاند.
۲. ارتباط با جزیره و هندوستان
در متون کهن جغرافیایی و اساطیری ایران (که بر لغتنامهها اثر گذاشتهاند)، «هیکل» گاه به معابد خاصی در هند اشاره دارد. روایت مربوط به جزیره آتشپرستان یا جزایری که مرکز عبادت بودهاند، در آثار کلاسیک مانند نُزهَةالقلوب یا روایات مربوط به ملاحان بزرگ (عجائبالهند) دیده میشود.
۳. نام پهلوی و تطبیق تاریخی
اگر منظور از «نام پهلوی»، ریشهای باشد که اسدی توسی یا منابع او (مانند پاول هورن در تحلیلهای خود) به آن اشاره کردهاند، احتمالاً به واژگانی چون «دژ» (Diz) یا «کُدی» (Kadi) برمیگردد که گاه با نامهای هندی درآمیخته شده است.
احتمال اول: اشاره به «سومنات» یا معابد سواحل گجرات است که در ادبیات فارسی از آنها با عنوان بتخانههای بزرگ یاد شده است.
احتمال دوم: با توجه به ورق ۴۹ (که احتمالاً به نسخه خطی خاصی یا چاپی پاول هورن/اقبال اشاره دارد)، ممکن است واژه مورد نظر «جکسا» یا «بتخانه» در پیوند با نامهای جغرافیایی هند باستان باشد.
۴. نگاه محققان (مانند پاول هورن و لزار)
پاول هورن در بررسیهای خود بر لغت فرس، بسیاری از این اسامی خاص را که اسدی به کار برده، با منابع پهلوی و اوستایی تطبیق داده است. در متون پهلوی، واژه «بُتکده» (But-kadag) یا «اوزدیسچار» (Uzdes-car) برای بتخانه به کار میرفته است.
نکته تکمیلی: اگر در متن مورد نظر شما، نام خاصی برای آن جزیره یا بتخانه ذکر شده (مثلاً نامی که با حروف ابجد یا رسمالخط کهن ثبت شده)، بفرمایید تا دقیقتر بر اساس تطبیقهای زبانشناسی «ایرانی میانه» (پهلوی) و شواهد لغت فرس آن را بررسی کنیم. این پیوند میان «هیکل» و «جزیره آتشپرستان» نشاندهنده لایههای اساطیری و جغرافیایی است که در قرن چهارم و پنجم هجری در خراسان درباره بلاد هند وجود داشته است.
در منابع کهن جغرافیایی و متون کلاسیک فارسی (مانند لغتفرس اسدی توسی، عجائبالهند ناخدا بزرک شهریار، و گزارشهای ابوریحان بیرونی)، منظور از «جزیره آتشپرستان» در حدود هندوستان معمولاً به یکی از دو منطقه زیر اشاره دارد که با آیینهای مذهبی باستانی پیوند خورده بودند:
۱. جزیره جاووه (یا مناطق مجمعالجزایر هند شرقی)
در بسیاری از متون سدههای چهارم و پنجم هجری، واژه «هند» معنای گستردهای داشت و شامل اندونزی و مالزی امروزی نیز میشد. در این منابع، از جزیرهای به نام «جاووه» یا «زابج» به عنوان مرکز پرستش آتش و بتخانههای عظیم (هیکلها) یاد شده است.
بسیاری از جغرافیدانان مسلمان گزارش دادهاند که در این جزایر، آتشی همیشگی وجود دارد (که احتمالاً اشاره به فعالیتهای آتشفشانی منطقه و تقدس آنها نزد بومیان بوده است).
۲. سواحل گجرات و ایالت سِند (منطقه سومنات و دیبل)
احتمال دیگر که با متن اسدی توسی و لغات پهلوی سازگاری بیشتری دارد، سواحل غربی هندوستان است.
پیروان آیین هندو و زرتشتیان مهاجر: پس از سقوط ساسانیان، گروهی از ایرانیان (پارسیان هند) به سواحل گجرات مهاجرت کردند. در متون تاریخی، گاهی مناطق ساحلی گجرات و بمبئی امروزی که کانون زرتشتیان و آتشکدههای آنان بود، با عنوان مناطق «آتشپرستان» در هند شناخته میشد.
ارتباط با «هیکل»: اسدی توسی در لغتفرس ذیل واژه هیکل، ممکن است به معابد بزرگ این منطقه (مانند معبد مشهور سومنات) اشاره داشته باشد که در نگاه مسلمانان آن زمان، آمیزهای از بتکده و مرکز نیایشهای باستانی بود.
۳. جزیره خوارزم یا جزایر دریای مکران
در برخی روایات اساطیری و نیمهتاریخی، از جزایری در دریای مکران (عمان فعلی) نام برده شده که بقایای آیینهای ایران باستان در آنجا حفظ شده بود. اما با توجه به اشاره شما به «هندوستان»، همان گزینه سواحل گجرات یا جزایر شرق هند (اندونزی) محتملتر است.
جمعبندی در متن اسدی توسی: با توجه به اینکه اسدی توسی به لغات پهلوی و فرهنگ ایران باستان علقه فراوان داشته، به احتمال زیاد منظور او مناطقی در سند یا گجرات است که در آن زمان هنوز سنتهای مذهبی کهن (سایهای از آیینهای متمایل به ایران باستان یا هندویی که برای ایرانیان مشابه آتشپرستی به نظر میرسید) در «هیکلها» یا بتخانههای بزرگ آن جاری بوده است.
