شاخل .[ خ ُ / خ َ / خ ِ ] (اِ) غله ای است که آن را به هندی ارهر گویند. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ شعوری). نام نوعی از غله است و نان از آن پزند. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). اسم حبی از حبوب مأکوله است. (فهرست مخزن الادویه ) : میخوری تو گرچه الوان نعمت اندر خوان کس نان شاخل بهتر آید گر خوری بر خوان خویش. خاقانی (از فرهنگ جهانگیری). نام علمی امروزی این غله و واژگان پهلوی؟
در متون کهن لغت از جمله فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع، این دانه گیاهی معادل واژه هندی «ارهر» (Arhar) معرفی شده است. ارهر در زبان انگلیسی با نام Pigeon pea (نخود کفتری) و در زبان فارسی امروزی بیشتر با نام نخود سودانی یا لپه تور (عمدتاً به شکل لپه شده در آشپزی هندی) شناخته میشود. [1, 2, 3]
ریشهشناسی و واژگان پهلوی
در زبان پهلوی (فارسی میانه)، واژه مستقیمی عیناً به صورت «شاخل» ثبت نشده است، اما بررسی ساختار واژه و گیاه شناسی تاریخی نکات زیر را نشان میدهد:ساختار ترکیبی واژه: این واژه در متون کهن به صورتهای شاخول، شاخل و کشاخل ضبط شده است. بخش اول آن یعنی «شاخ/شاخه» ریشه در فارسی میانه و واژه stax یا šāg (به معنی شاخه و ترکه) دارد. دلیل این نامگذاری، ساختار بوتهای و چوبی این گیاه است که برخلاف گندم و جو، به صورت یک درختچه یا بوتهٔ شاخهدار و بلند رشد میکند. [1, 2, 3, 4]
در زبان پهلوی: برای حبوبات و بنشن به طور کلی در زبان پهلوی از واژه bunag (بُنک/بنشن) یا bāgali استفاده میشد. با توجه به اینکه خاستگاه اصلی این گیاه شبهقاره هند است، پس از ورود به ایران در اواخر دوران باستان یا اوایل دوره اسلامی، به دلیل ساختار بوتهایاش نام عامیانهٔ «شاخل/شاخول» (به معنی دانهٔ بوتهٔ شاخهدار) را در فارسی کلاسیک به خود گرفته است. [1]
نام علمی امروزی غله یا حبوباتی که در لغتنامهها «شاخل» (یا شاخول) نامیده شده، Cajanus cajan است. [1]
در متون کهن لغت از جمله فرهنگ جهانگیری و برهان قاطع، این دانه گیاهی معادل واژه هندی «ارهر» (Arhar) معرفی شده است. ارهر در زبان انگلیسی با نام Pigeon pea (نخود کفتری) و در زبان فارسی امروزی بیشتر با نام نخود سودانی یا لپه تور (عمدتاً به شکل لپه شده در آشپزی هندی) شناخته میشود. [1, 2, 3]
ریشهشناسی و واژگان پهلوی
در زبان پهلوی (فارسی میانه)، واژه مستقیمی عیناً به صورت «شاخل» ثبت نشده است، اما بررسی ساختار واژه و گیاه شناسی تاریخی نکات زیر را نشان میدهد:ساختار ترکیبی واژه: این واژه در متون کهن به صورتهای شاخول، شاخل و کشاخل ضبط شده است. بخش اول آن یعنی «شاخ/شاخه» ریشه در فارسی میانه و واژه stax یا šāg (به معنی شاخه و ترکه) دارد. دلیل این نامگذاری، ساختار بوتهای و چوبی این گیاه است که برخلاف گندم و جو، به صورت یک درختچه یا بوتهٔ شاخهدار و بلند رشد میکند. [1, 2, 3, 4]
در زبان پهلوی: برای حبوبات و بنشن به طور کلی در زبان پهلوی از واژه bunag (بُنک/بنشن) یا bāgali استفاده میشد. با توجه به اینکه خاستگاه اصلی این گیاه شبهقاره هند است، پس از ورود به ایران در اواخر دوران باستان یا اوایل دوره اسلامی، به دلیل ساختار بوتهایاش نام عامیانهٔ «شاخل/شاخول» (به معنی دانهٔ بوتهٔ شاخهدار) را در فارسی کلاسیک به خود گرفته است. [1]
