۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

Fw: لیست مدافن و مقابر شخصیت های کتاب مقدس... خودشان می گویند مال موسی شناخته نیست ما می گوئیم هست و این قصه ادامه دارد...

حضرت موسی و هارون از طرف خدا مامور شدند به جانب کوه هور رهسپار شوند چون به آن مکان رسیدند حضرت هارون وفات یافت و حضرت موسی او را دفن کرد و سپس به سوی بنی اسرائیل بازگشت.و سرگذشت وفات هارون را به ایشان اعلام کرد. پس از آن موسی از جانب خداوند مامور شد به جانب کوه نبو روان شود و از فراز کوه سرزمینهای مقدس فلسطین را بنگرد.پس در همان جا وفات یافت و بر فراز تل سرخ رنگی در آن ناحیه که فسجه نام داشت بخاک سپرده شد.




مقبره حضرت موسی از بیرون

". Although there is no actual tomb on mount Nebo, it is nevertheless definitely the place where he died."

http://wulfrunasufi.files.wordpress.com/2009/11/grave-of-prophet-moses-pbuh-2.jpg?w=478&h=358

مقبره حضرت موسی از داخل

"Tomb of Prophet Moses, peace be upon him"

http://wulfrunasufi.files.wordpress.com/2009/11/grave-of-prophet-moses-pbuh1.jpg?w=478&h=358

نمایی دیگر از مقبره حضرت موسی

"Another view of the tomb of Moses, peace be upon him."

http://wulfrunasufi.files.wordpress.com/2009/11/grave-of-prophet-aaron-pbuh.jpg?w=478&h=464

مقبره حضرت هارون برادر حضرت موسی



برای نویسنده این مطلب islam77 تشکر کننده ها: 2
mehri61 (چهارشنبه فروردین ماه 30, 1390 12:50 am), sara (چهارشنبه فروردین ماه 30, 1390 12:50 am)
رتبه: 6.25%

قس

تثنیه باب 34 ( مژده برای عصر جدید )

مرگ موسی

1موسی از دشتهای موآب به قلّه نَبو، در کوه فسجه در شرق اریحا بالا رفت و در آنجا خداوند تمام آن سرزمین را به او نشان داد. سرزمین جلعاد از شمال تا شهر دان،

2تمام سرزمین نفتالی، سرزمین طایفه های افرایم، منسی، سرزمین طایفه یهودا، از جنوب تا دریای مدیترانه،

3قسمت جنوبی سرزمین یهودا و دشتی که از صوغر به اریحا، شهر درختانِ نخل می رسد.

4آنگاه خداوند به موسی فرمود: «این سرزمینی است که من به ابراهیم، اسحاق و یعقوب وعده داده ام که به فرزندانشان بدهم. من آن را به تو نشان داده ام امّا به تو اجازه نمی دهم که به آنجا بروی.»

5پس موسی خدمتکار خداوند، در سرزمین موآب در گذشت، همان گونه که خداوند فرموده بود.

6خداوند او را در درّه ای، در سرزمین موآب آن سوی شهر بیت فغور، به خاک سپرد، امّا تا به امروز هیچ کسی از محل دقیق گور او آگاه نیست.

7موسی در سن صد و بیست سالگی درگذشت. با این وجود، همچنان نیرومند بود و چشمان او به خوبی می دید.

8قوم اسرائیل برای او سی روز در دشتهای موآب سوگواری کردند.

9یوشع پسر نون، پُر از حکمت بود، زیرا موسی او را به جانشینی خود برگزیده بود، مردم اسرائیل از یوشع پیروی کردند و فرامینی را که خداوند به موسی داده بود، بجا آوردند.

10هرگز نبی ای چون موسی در اسرائیل نبوده است، خداوند با او رو در رو صحبت می کرد.

11هیچ نبی ای نشانه ها و شگفتی هایی را که موسی، به دستور خداوند در برابر فرعون، درباریان و همه سرزمین مصر ظاهر کرد، انجام نداده است.

12کارهای بزرگ و هیبت انگیزی را که موسی در برابر چشمان قوم اسرائیل نشان داد، هیچ نبی ای، توانایی انجام آن را نداشته است.

قس

جمان من فضة
مکرم مشرقی
قاموس اعلام الکتاب المقدس من العهدین القدیم والجدید.
الاسم بالعربیة:
فسجه
المعنى:
قمّة
الشواهد من الکتاب المقدس:
عد 21: 20
الماهیة:
جبل شرقی الاردن


قس

رحلت‌ موسی‌، مرد خدا
   و موسی‌ از عربات‌ موآب‌، به‌ کوه‌ نبو، بر قلة‌ فسجه‌ که‌ در مقابل‌ اریحاست‌ برآمد، و  خداوند  تمامی‌ زمین‌ را، از جلعاد تا دان‌، به‌ او نشان‌ داد.  2  و تمامی‌ نفتالی‌ و زمین‌ افرایم‌ و منسی‌ و تمامی‌ زمین‌ یهودا را تا دریای‌ مغربی‌.  3  و جنوب‌ را و میدان‌ درة‌ اریحا را که‌ شهر نخلستان‌ است‌ تا صوغر.  4  و  خداوند  وی‌ را گفت‌: «این‌ است‌ زمینی‌ که‌ برای‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ و یعقوب‌ قسم‌ خورده‌، گفتم‌ که‌ این‌ را به‌ ذریت‌ تو خواهم‌ داد، تو را اجازت‌ دادم‌ که‌ به‌ چشم‌ خود آن‌ را ببینی‌ لیکن‌ به‌ آنجا عبور نخواهی‌ کرد.»  5  پس‌ موسی‌ بندة‌  خداوند  در آنجا به‌ زمین‌ موآب‌ برحسب‌ قول‌  خداوند  مرد.  6  و او را در زمین‌ موآب‌ در مقابل‌ بیت‌فعور، در دره‌ دفن‌ کرد، و احدی‌ قبر او را تا امروز ندانسته‌ است‌.
7  و موسی‌ چون‌ وفات‌ یافت‌، صد و بیست‌ سال‌ داشت‌، و نه‌ چشمش‌ تار، و نه‌ قوتش‌ کم‌ شده‌ بود.  8  و بنی‌اسرائیل‌ برای‌ موسی‌ در عربات‌ موآب‌ سی‌ روز ماتم‌ گرفتند. پس‌ روزهای‌ ماتم‌ و نوحه‌گری‌ برای‌ موسی‌ سپری‌ گشت‌.
9  و یوشع‌ بن‌نون‌ از روح‌ حکمت‌ مملو بود، چونکه‌ موسی‌ دستهای‌ خود را بر او نهاده‌ بود. و بنی‌اسرائیل‌ او را اطاعت‌ نمودند، و برحسب‌ آنچه‌  خداوند  به‌ موسی‌ امر فرموده‌ بود، عمل‌ کردند.
10  و نبـی‌ای‌ مثـل‌ موسی‌ تا بحـال‌ در اسرائیل‌برنخاسته‌ است‌ که‌  خداوند  او را روبرو شناخته‌ باشد،  11  در جمیع‌ آیات‌ و معجزاتی‌ که‌  خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین‌ مصر به‌ فرعون‌ وجمیع‌ بندگانش‌ و تمامی‌ زمینش‌ بنماید،  12  و در تمامی‌ دست‌ قوی‌، و جمیع‌ آن‌ هیبت‌ عظیم‌ که‌ موسی‌ در نظر همة‌ اسرائیل‌ نمود. ترجمه تفسیری مرگ‌ موسی‌

   آنگاه‌ موسی‌ از دشتهای‌ موآب‌ به‌ قله‌ پیسگاه‌ در کوه‌ نبو، که‌ در مقابل‌ اریحاست‌ رفت‌ و خداوند تمامی‌ سرزمین‌ موعود را به‌ او نشان‌ داد: از جلعاد تا دان‌،  2  تمام‌ زمین‌ قبیله‌ نفتالی‌، زمینهای‌ قبایل‌ افرایم‌ و منسی‌، زمین‌ قبیله‌ یهودا تا دریای‌ مدیترانه‌،  3  صحرای‌ نگب‌ و تمام‌ ناحیه‌ دره‌ اریحا (شهر نخلستان‌) تا صوغر.
4  خداوند به‌ موسی‌ فرمود: «این‌ است‌ سرزمینی‌ که‌ من‌ به‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ و یعقوب‌ وعده‌ دادم‌ که‌ به‌ فرزندانشان‌ بدهم‌. اکنون‌ به‌ تو اجازه‌ دادم‌ آن‌ را ببینی‌، ولی‌ پایت‌ را در آنجا نخواهی‌ گذاشت‌.»5  بنابراین‌ موسی‌، خدمتگزار خداوند، چنانکه‌خداوند گفته‌ بود در سرزمین‌ موآب‌ درگذشت‌. 6 خداوند او را در دره‌ای‌ نزدیک‌ بیت‌فغور در سرزمین‌ موآب‌ دفن‌ نمود، ولی‌ تا به‌ امروز هیچکس‌ مکان‌ دفن‌ او را نمی‌داند.
7  موسی‌ هنگام‌ مرگ‌ صد و بیست‌ سال‌ داشت‌، با وجود این‌ هنوز نیرومند بود و چشمانش‌ به‌ خوبی‌ می‌دید.  8  قوم‌ اسرائیل‌ سی‌ روز در دشتهای‌ موآب‌ برای‌ او عزاداری‌ کردند.
9  یوشع‌ (پسر نون‌) پر از روح‌ حکمت‌ بود، زیرا موسی‌ دستهای‌ خـود را بر او نهاده‌ بـود. بنابرایـن‌مردم‌ اسرائیل‌  از او اطاعـت‌ می‌کردنـد و دستوراتـی‌ را که‌ خـداوند به‌ موسـی‌  داده‌ بـود پیـروی‌ می‌نمودنـد.
10  در اسرائیل‌ پیامبری‌ مانند موسی‌ نبوده‌ است‌ که‌ خداوند با او رودررو صحبت‌ کرده‌ باشد.  11  موسی‌ به‌ فرمان‌ خداوند، معجزات‌ عظیمی‌ در حضور فرعون‌ مصر، درباریانش‌ و تمام‌ قوم‌ او انجام‌ داد.  12  هیچکس‌ تا بحال‌ نتوانسته‌ است‌ قدرت‌ و معجزات‌ شگفت‌انگیزی‌ را که‌ موسی‌ در حضور قوم‌ اسرائیل‌ نشان‌ داد، ظاهر سازد.

راهنما
باب‌ 34 . مرگ‌ موسی‌
 موسی‌ در سن‌ 120 سالگی‌، در حالی‌ که‌ نه‌ چشمش‌ تار گردیده‌ بود و نه‌ قوّتش‌ کم‌ شده‌ بود، به‌ قلة‌ کوه‌ فِسجَه‌ برآمد و سرزمین‌ موعود را مشاهده‌ کرد، سرزمینی‌ که‌ آرزو داشت‌ وارد آن‌ شود. و خدا به‌ آرامی‌ او را به‌ سرزمین‌ بهتر فرا خواند. در لحظه‌ای‌، روح‌ موسی‌ از پرده‌ گذشت‌ و او در خانه‌ با خدا بود. خدا جسم‌ او را مدفون‌ کرد. احدی‌ قبر او را تا امروز ندانسته‌ است‌. این‌ باعث‌ شد که‌ کسی‌ نتواند قبر او را زیارتگاه‌ بسازد و همچون‌ بُت‌ او را بپرستد.
 کوه‌ نبو
 این‌ کوه‌ مرتفع‌ترین‌ قلة‌ کوه‌ فسجه‌، در 8 مایلی‌ شرق‌ دهانة‌ رود اردن‌ است‌. و این‌ نقطة‌ پایان‌ سفر زمینی‌ موسی‌ است‌. از قلة‌ آن‌ می‌شد بلندی‌های‌ یهودیه‌ و جلیل‌، و کوه‌ کرمل‌ را دید، که‌ 500 سال‌ بعد در آن‌ ایلیا از آسمان‌ آتش‌ بارانید، و از آن‌ به‌ کوه‌ سینا رفت‌ یعنی‌ جایی‌ که‌ موسی‌ شریعت‌ را داده‌ بود و سپس‌ به‌ کوه‌ فسجه‌ رفت‌، یعنی‌ جایی‌ که‌ موسی‌ مرده‌ بود، گویی‌ می‌خواست‌ به‌ هنگام‌ مرگ‌ با موسی‌ باشد. و سپس‌، از جایی‌ که‌ موسی‌ مرده‌ بود، فرشتگان‌ پایین‌ آمدند و ایلیا را بردند تا در جلال‌ به‌ موسی‌ بپیوندد.
 در تبدیل‌ هیئت‌ عیسی‌
 در روزهای‌ صاف‌ می‌توان‌ از قلة‌ کوه‌ فسجه‌، قلة‌ از برف‌ پوشیده‌ شدة‌ کوه‌ حرمون‌ را در سمت‌ شمال‌ دید که‌ در آن‌ عیسی‌ تبدیل‌ هیئت‌ یافت‌؛ همان‌ جایی‌ که‌ موسی‌ و ایلیا دو نمایندة‌ شریعت‌ و انبیا، در حال‌ صحبت‌ با عیسی‌ مشاهده‌ شدند. آنان‌ دربارة‌ کاری‌ صحبت‌ می‌کردند که‌ شریعت‌ و انبیاء راه‌ را برای‌ آن‌ هموار کرده‌ بودند. و در آنجا موسی‌ در این‌ اعلام‌ آسمانی‌ شرکت‌ جست‌ که‌ زمان‌ آن‌ فرا رسیده‌ که‌ حاکمیتی‌ را که‌ او آغاز کرده‌ بود، جای‌ خود را به‌ اقتدار نبی‌ بزرگتری‌ بدهد که‌ از پیش‌ دربارة‌ او سخن‌ گفته‌ بود: تا از آن‌ پس‌ دیگر خبری‌ از تندرهای‌ کوه‌ سینا نباشد، بلکه‌ «صداهای‌ آرام‌ عیسی‌» ، کوه‌ سینا، کوه‌ فسجه‌، کوه‌ حرمون‌، موسی‌، ایلیا، عیسی‌.
 موسی‌
 در اینجا نخستین‌ بخش‌ از بخشهای‌ چهارگانة‌ عهد عتیق‌ (که‌ خود تقریباً به‌ اندازة‌ همة‌ عهد جدید است‌)، که‌ تماماً بدست‌ یک‌ نفر یعنی‌ موسی‌ نوشته‌ شده‌، به‌ پایان‌ می‌رسد. موسی‌ چه‌ شخصیتی‌ داشته‌! چقدر به‌ خدا نزدیک‌ بوده‌! چه‌ کارهایی‌ کرده‌! چه‌ انسان‌ نیکوکاری‌ برای‌ بشریت‌ بوده‌! 40 سال‌ در قصر فرعون‌ زیست‌، 40 سال‌ پناهندة‌ مدیان‌ بود، و 40 سال‌ رهبری‌ اسرائیل‌ را در بیابان‌ بعهده‌ داشت‌. قومی‌ با جمعیت‌ حدود 3 میلیون‌ نفر را از بردگی‌ آزاد کرد، آنها را از سرزمینی‌ به‌ سرزمین‌ دیگر برد، برای‌ آنها نظامی‌ از قوانین‌ را سازمان‌ داد که‌ خود سرمنشاء بخش‌ بزرگی‌ از تمدن‌ جهان‌ بوده‌ است‌.
 نظر وینستون‌ چرچیل‌ دربارة‌ موسی‌
 «ما با استهزاء همة‌ آن‌ داستانهای‌ ساخته‌ و پرداخته‌ را که‌ بر مبنای‌ آنها موسی‌ تنها شخصیتی‌ افسانه‌ای‌ بوده‌ که‌ کاهنان‌ و مردم‌ احکام‌ اساسی‌ اجتماعی‌، اخلاقی‌ و مذهبی‌ خود را به‌ او نسبت‌ می‌دهند، مردود می‌شماریم‌. ما اعتقاد داریم‌ که‌ عملی‌ترین‌ دیدگاه‌، و جدیدترین‌ و عقلانی‌ترین‌ عقاید، اگر حکایت‌ کتاب‌مقدس‌ را دقیقاً نپذیرند، از آن‌ ارضاء خواهند شد. می‌توانیم‌ اطمینان‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ همة‌ این‌ وقایع‌ درست‌ همچنان‌ که‌ در کتاب‌مقدس‌ ثبت‌ شده‌اند، بوقوع‌ پیوسته‌اند. ما معتقدیم‌ که‌ این‌ وقایع‌ برای‌ مردمی‌ رخ‌ دادند که‌ چندان‌ از ما متفاوت‌ نبودند و اینکه‌ برداشتهای‌ آن‌ مردم‌ دقیقاً ثبت‌ شدند و در طول‌ قرنها با دقتی‌ بسیار بیشتر از خیلی‌ از گزارشهای‌ تلگراف‌ شدة‌ امروز ما، به‌ دستمان‌ رسیدند. طبق‌ سخنان‌ یکی‌ از آثار فراموش‌ شدة‌ آقای‌ گلدستون‌، ما با اعتماد بر «صخرة‌ شکست‌ ناپذیر کتاب‌مقدس‌» آرامی‌ می‌یابیم‌. بگذاریم‌ مردان‌ علم‌ و دانش‌، بر معلومات‌ خود بیفزایند و در تحقیقات‌ خود همة‌ جزئیات‌ گزارشهایی‌ را که‌ از آن‌ دوران‌ تاریک‌ حفظ‌ شده‌، بکاوند. کوشش‌های‌ آنان‌ باعث‌ تقویت‌ سادگی‌ فراوان‌ و دقت‌ اساسی‌ این‌ واقعیات‌ ثبت‌ شده‌ خواهد بود که‌ تا به‌ امروز طریق‌ انسان‌ را روشن‌ کرده‌اند.»

قس

آن مرد شتر سوار از عَرَبه



**********

 نکته نخست : توضیحی در مورد این ترجمه که بعداً بهانه گیران بهانه نگیرند!



1)      در عبری جنوب و بیابان یک کلمه هستند، که با شیطنت در یک قسمت جنوب و در قسمت دیگر صحرا را آورده اند که تا حد امکان ارتباط آنها را با هم قطع کنند!!



2)      در زبانهای سامی مانند عبری و عربی مضاف و مضاف الیه و صفت و موصوف در چهار چیز هماهنگی و تبعیت دارند از جمله : عدد و جنس



مثلاً : در حالت مفرد «الطالب النظیف» که در فارسی می شود «دانش آموز تمیز»

و در حالت جمع «الطالبین النظیفین» ، ولی در فارسی می شود «دانش آموزان تمیز»

یا در حالت مفرد «کتابٌ مفیدٌ» که در فارسی می شود «کتاب مفید» و در حالت جمع «کتابینَ مفیدینَ» ، ولی در فارسی می شود «کتابهای مفید»

در عبارت عبری «رکب صمد فرشیم» اگر قرار بود لفظ به لفظ ترجمه شود ، می شد : یک جفت مَرکَب سواران که در فارسی چنین چیزی وجود ندارد و ترجمه فارسی آن می شود: یک جفت مَرکَب سوار یا به عبارت ساده تر می شود گفت : دو سوار و البته آنها همان معنی را از این عبارت می فهمند که ما می فهمیم!!



3)      در بعضی از ترجمه ها با کمال تعجب می بینیم که در فقره مزامیر 68: 4 کلمه عربوت را به جای صحراها ، به ابرها ترجمه کرده اند!



4)      این بخش «به ‌دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.» از مزمور 110 را بگذارید کنار این آیه از تثنیه: گفت: «خداوند از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود. و از کوه فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد.» (تثنیه 33: 2)





****

نکته دوم برخی از موارد دیگر که در کتاب مقدس به عَرَبه اشاره شده:



וַיְהִ֡י כַּאֲשֶׁ֣ר רָ֠אָם צִדְקִיָּ֨הוּ מֶֽלֶךְ־יְהוּדָ֜ה וְכֹ֣ל ׀ אַנְשֵׁ֣י הַמִּלְחָמָ֗ה וַֽ֠יִּבְרְחוּ וַיֵּצְא֨וּ לַ֤יְלָה מִן־הָעִיר֙ דֶּ֚רֶךְ גַּ֣ן הַמֶּ֔לֶךְ בְּשַׁ֖עַר בֵּ֣ין הַחֹמֹתָ֑יִם וַיֵּצֵ֖א דֶּ֥רֶךְ הָעֲרָבָֽה׃

ویهی کاشر رام صدقیهو ملکیهوده وکل انشی  هملحمه  ویبرحو  ویصاولیله منهعیر  درک  جن هملک  بشعر  بین هحمتیم   ویصا درک  هَعَرَبه

wayəhî ka’ăšer rā’ām ṣiḏəqîyâû meleḵə-yəhûḏâ wəḵōl| ’anəšê hammiləḥāmâ wayyiḇərəḥû wayyēṣə’û layəlâ min-hā‘îr dereḵə gan hammeleḵə bəša‘ar bên haḥōmōṯāyim wayyēṣē’ dereḵə hā‘ărāḇâ:

وچون صدقیا پادشاه یهودا و تمامی مردان جنگی این را دیدند فرار کرده، به راه باغ شاه از دروازه‌ای که در میان دو حصار بود در وقت شب از شهر بیرون رفتند و (پادشاه) به راه عربه رفت.

(ارمیاء 39: 4)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، اردن آورده اند!



**

אֵ֣לֶּה הַדְּבָרִ֗ים אֲשֶׁ֨ר דִּבֶּ֤ר מֹשֶׁה֙ אֶל־כָּל־יִשְׂרָאֵ֔ל בְּעֵ֖בֶר הַיַּרְדֵּ֑ן בַּמִּדְבָּ֡ר בָּֽעֲרָבָה֩ מֹ֨ול ס֜וּף בֵּֽין־פָּארָ֧ן וּבֵֽין־תֹּ֛פֶל וְלָבָ֥ן וַחֲצֵרֹ֖ת וְדִ֥י זָהָֽב׃

اله هدبریم  اشر دبر  مشه  الکلیشرال   بعبر  هیردن  بمدبر  بَعَرَبَه  مول سوف   بینفارن  وبینتفل  ولبن  وحصرت  ودی زهب

’ēlleh hadəḇārîm ’ăšer diber mōšeh ’el-kāl-yiśərā’ēl bə‘ēḇer hayyarədēn bammiḏəbār bā‘ărāḇâ mwōl sûf bên-pā’rān ûḇên-tōfel wəlāḇān waḥăṣērōṯ wəḏî zâāḇ:

این است سخنانی که موسی به آنطرف اردن، در بیابان در عربه مقابل سوف، در میان فاران و توفل و لابان و حضیروت و دی ذهب با تمامی اسرائیل گفت (تثنیه1: 1)

**

וַֽנַּעֲבֹ֞ר מֵאֵ֧ת אַחֵ֣ינוּ בְנֵי־עֵשָׂ֗ו הַיֹּֽשְׁבִים֙ בְּשֵׂעִ֔יר מִדֶּ֙רֶךְ֙ הָֽעֲרָבָ֔ה מֵאֵילַ֖ת וּמֵעֶצְיֹ֣ן גָּ֑בֶר ס וַנֵּ֙פֶן֙ וַֽנַּעֲבֹ֔ר דֶּ֖רֶךְ מִדְבַּ֥ר מֹואָֽב׃

ونعبر  مات احینو  بنیعشو  هیشبیم   بشعیر مدرک  هعربه  مایلت  ومعصین جبر   ونفن ونعبر  درک  مدبر  مواب

wanna‘ăḇōr mē’ēṯ ’aḥênû ḇənê-‘ēśāw hayyōšəḇîm bəśē‘îr midereḵə hā‘ărāḇâ mē’êlaṯ ûmē‘eṣəyōn gāḇer swannēfen wanna‘ăḇōr dereḵə miḏəbar mwō’āḇ:

پس از برادران خود بنی عیسو که در سعیر ساکنند، از راه عَرَبه از ایلت و عصیون جابر عبور نمودیم پس برگشته، از راه بیابان موآب گذشتیم. (تثنیه 2: 8)

**

וְהָֽעֲרָבָ֖ה וְהַיַּרְדֵּ֣ן וּגְבֻ֑ל מִכִּנֶּ֗רֶת וְעַ֨ד יָ֤ם הָֽעֲרָבָה֙ יָ֣ם הַמֶּ֔לַח תַּ֛חַת אַשְׁדֹּ֥ת הַפִּסְגָּ֖ה מִזְרָֽחָה׃

وهعربه  وهیردن وجبل  مکنرت  وعد یم    هعربه  یم  هملح  تحت اشدت  هفسجه مزرحه

wəhā‘ărāḇâ wəhayyarədēn ûḡəḇul mikinnereṯ wə‘aḏ yām hā‘ărāḇâ yām hammelaḥ taḥaṯ ’ašədōṯ hapisəgâ mizərāḥâ:

و عَرَبه را نیز و اردن و کناره‌اش را ازکنرت تا دریای عَرَبه که بحرالملح (دریای مرده) باشد، زیردامنه های فسجه به طرف مشرق دادم.

(تثنیه 3: 17)

به دریای مرده (بحر المیت – دریای ملح – دریای نمک) دریای عربه هم می گویند!!!

**

וְכָל־הָ֨עֲרָבָ֜ה עֵ֤בֶר הַיַּרְדֵּן֙ מִזְרָ֔חָה וְעַ֖ד יָ֣ם הָעֲרָבָ֑ה תַּ֖חַת אַשְׁדֹּ֥ת הַפִּסְגָּֽה׃ פ

وکلهعربه  عبر  هیردن  مزرحه  وعد   یم  هعربه  تحت اشدت  هفسجه

wəḵāl-hā‘ărāḇâ ‘ēḇer hayyarədēn mizərāḥâ wə‘aḏ yām hā‘ărāḇâ taḥaṯ ’ašədōṯ hapisəgâ: f

و تمامی عربه به آنطرف اردن بسوی مشرق تا دریای عربه (دریای مرده) زیر دامنه های فسجه.

(تثنیه 4: 49)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، شرق رود اردن آورده اند!

**

וְהָעֲרָבָה֩ עַד־יָ֨ם כִּנְרֹ֜ות מִזְרָ֗חָה וְ֠עַד יָ֣ם הָעֲרָבָ֤ה יָם־הַמֶּ֙לַח֙ מִזְרָ֔חָה דֶּ֖רֶךְ בֵּ֣ית הַיְשִׁמֹ֑ות וּמִ֨תֵּימָ֔ן תַּ֖חַת אַשְׁדֹּ֥ות הַפִּסְגָּֽה׃

وهعربه  عدیم  کنروت  مزرحه  وعد یم   هعربه  یمهملح  مزرحه  درک  بیت هیشموت   ومتیمن  تحت اشدوت  هفسجه

wəhā‘ărāḇâ ‘aḏ-yām kinərwōṯ mizərāḥâ wə‘aḏ yām hā‘ărāḇâ yām-hammelaḥ mizərāḥâ dereḵə bêṯ hayəšimwōṯ ûmitêmān taḥaṯ ’ašədwōṯ hapisəgâ:

و ازعَرَبه تا دریای کنروت به طرف مشرق و تا دریای عَرَبه، یعنی دریای نمک به طرف مشرق به راه بیت یشیموت و به طرف جنوب زیر دامن فسجه (یوشع 3:12)

**

וַיְהִ֞י כִּרְאֹ֣ות מֶֽלֶךְ־הָעַ֗י וַֽיְמַהֲר֡וּ וַיַּשְׁכִּ֡ימוּ וַיֵּצְא֣וּ אַנְשֵֽׁי־הָעִ֣יר לִקְרַֽאת־יִ֠שְׂרָאֵל לַֽמִּלְחָמָ֞ה ה֧וּא וְכָל־עַמֹּ֛ו לַמֹּועֵ֖ד לִפְנֵ֣י הָֽעֲרָבָ֑ה וְהוּא֙ לֹ֣א יָדַ֔ע כִּֽי־אֹרֵ֥ב לֹ֖ו מֵאַחֲרֵ֥י הָעִֽיר׃

ویهی کراوت  ملکهعی  ویمهرو  ویشکیمو  ویصاوانشی  هعیر  لقرات  یشرال  لملحمه   هوا وکلعمو لموعد  لفنی  هعربه  وهوا   لا یدع کیارب  لو ماحری  هعیر

wayəhî kirə’wōṯ meleḵə-hā‘ay wayəmahărû wayyašəkîmû wayyēṣə’û ’anəšê-hā‘îr liqəra’ṯ-yiśərā’ēl lammiləḥāmâ hû’ wəḵāl-‘ammwō lammwō‘ēḏ lifənê hā‘ărāḇâ wəhû’ lō’ yāḏa‘ kî-’ōrēḇ lwō mē’aḥărê hā‘îr:

و چون ملک عای این را دید او و تمامی قومش تعجیل نموده، به زودی برخاستند، و مردان شهر به مقابله بنی‌اسرائیل برای جنگ به ‌جای معین پیش عَرَبه بیرون رفتند، و او ندانست که در پشت شهر برای وی در کمین هستند.(یوشع 8: 14)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

וְֽאֶל־הַמְּלָכִ֞ים אֲשֶׁ֣ר מִצְּפֹ֗ון בָּהָ֧ר וּבָעֲרָבָ֛ה נֶ֥גֶב כִּֽנֲרֹ֖ות וּבַשְּׁפֵלָ֑ה וּבְנָפֹ֥ות דֹּ֖ור מִיָּֽם׃

والهملکیم  اشر مصفون  بهر  وبعربه    نجب  کنروت  وبشفله  وبنفوت دور میم

wə’el-hamməlāḵîm ’ăšer miṣṣəfwōn bâār ûḇā‘ărāḇâ neḡeḇ kinărwōṯ ûḇaššəfēlâ ûḇənāfwōṯ dwōr mîyām:

و نزد ملوکی که به طرف شمال در کوهستان، و در عَرَبه ، جنوب کنروت، و در دشت و در نافوت دور، به طرف مغرب بودند.(یوشع 11: 2)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

וַיִּקַּ֨ח יְהֹושֻׁ֜עַ אֶת־כָּל־הָאָ֣רֶץ הַזֹּ֗את הָהָ֤ר וְאֶת־כָּל־הַנֶּ֙גֶב֙ וְאֵת֙ כָּל־אֶ֣רֶץ הַגֹּ֔שֶׁן וְאֶת־הַשְּׁפֵלָ֖ה וְאֶת־הָעֲרָבָ֑ה וְאֶת־הַ֥ר יִשְׂרָאֵ֖ל וּשְׁפֵלָתֹֽה׃

ویقح  یهوشع  اتکلهارص هزات ههر واتکلهنجب  وات کلارص  هجشن  واتهشفله  واتهعربه  واتهر  یشرال    وشفلته

wayyiqqaḥ yəhwōšu‘a ’eṯ-kāl-hā’āreṣ hazzō’ṯ hâār wə’eṯ-kāl-hanneḡeḇ wə’ēṯ kāl-’ereṣ hagōšen wə’eṯ-haššəfēlâ wə’eṯ-hā‘ărāḇâ wə’eṯ-har yiśərā’ēl ûšəfēlāṯōh:

پس یوشع تمامی آن زمین کوهستان و تمامی جنوب و تمامی زمین جوشن و دشت وعَرَبه و کوهستان اسرائیل و دشت آن را گرفت.(یوشع 11: 16)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

וְאֵ֣לֶּה ׀ מַלְכֵ֣י הָאָ֗רֶץ אֲשֶׁ֨ר הִכּ֤וּ בְנֵֽי־יִשְׂרָאֵל֙ וַיִּֽרְשׁ֣וּ אֶת־אַרְצָ֔ם בְּעֵ֥בֶר הַיַּרְדֵּ֖ן מִזְרְחָ֣ה הַשָּׁ֑מֶשׁ מִנַּ֤חַל אַרְנֹון֙ עַד־הַ֣ר חֶרְמֹ֔ון וְכָל־הָעֲרָבָ֖ה מִזְרָֽחָה׃

واله ملکی هارص  اشر هکو بنییشرال   ویرشو  اتارصم بعبر  هیردن  مزرحه   هشمش  منحل  ارنون  عدهر  حرمون  وکلهعربه    مزرحه

wə’ēlleh| maləḵê hā’āreṣ ’ăšer hikû ḇənê-yiśərā’ēl wayyirəšû ’eṯ-’arəṣām bə‘ēḇer hayyarədēn mizərəḥâ haššāmeš minnaḥal ’arənwōn ‘aḏ-har ḥerəmwōn wəḵāl-hā‘ărāḇâ mizərāḥâ:

پادشاهان مغلوب : و اینانند ملوک آن زمین که بنی ‌اسرائیل کشتند، و زمین ایشان را به آن طرف اردن به سوی مطلع آفتاب از وادی ارنون تا کوه حرمون، و تمامی عربه شرقی را متصرف شدند.(یوشع 12: 1)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

בָּהָ֣ר וּבַשְּׁפֵלָ֗ה וּבָֽעֲרָבָה֙ וּבָ֣אֲשֵׁדֹ֔ות וּבַמִּדְבָּ֖ר וּבַנֶּ֑גֶב הַֽחִתִּי֙ הָֽאֱמֹרִ֔י וְהַֽכְּנַעֲנִי֙ הַפְּרִזִּ֔י הַחִוִּ֖י וְהַיְבוּסִֽי׃ ף

بهر  وبشفله  وبعربه  وباشدوت  وبمِدبَر  وبنجب  هحتی  هامری  وهکنعنی هفرزی    هحوی  وهیبوسی  ف

bâār ûḇaššəfēlâ ûḇā‘ărāḇâ ûḇā’ăšēḏwōṯ ûḇammiḏəbār ûḇanneḡeḇ haḥitî hā’ĕmōrî wəhakəna‘ănî hapərizzî haḥiûî wəhayəḇûsî: 3f

در کوهستان و دشت و عَرَبه و دشتها و صحرا و در جنوب از حتیان و اموریان وکنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان. (یوشع 12: 8)



بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

וְעָבַ֛ר אֶל־כֶּ֥תֶף מוּל־הָֽעֲרָבָ֖ה צָפֹ֑ונָה וְיָרַ֖ד הָעֲרָבָֽתָה׃

وعبر  الکتف  مول  هعربه  صفونه  ویرد    هعربته

wə‘āḇar ’el-keṯef mûl-hā‘ărāḇâ ṣāfwōnâ wəyāraḏ hā‘ărāḇāṯâ:

و به‌ جانب شمالی در مقابل عَرَبه گذشته، به عَرَبه به زیر آمد.(یوشع 18: 18)



بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه و عَرَبته ، دشت یا دره اردن آورده اند!

**

וַיֹּ֣אמֶר אֵלַ֗י הַמַּ֤יִם הָאֵ֙לֶּה֙ יֹוצְאִ֗ים אֶל־הַגְּלִילָה֙ הַקַּדְמֹונָ֔ה וְיָרְד֖וּ עַל־הָֽעֲרָבָ֑ה וּבָ֣אוּ הַיָּ֔מָּה

ویامر  الی همیم  هاله یوصایم  الهجلیله   هقدمونه ویردو  علهعربه  وباو  هیمه

אֶל־הַיָּ֥מָּה הַמּֽוּצָאִ֖ים [וְנִרְפְּאוּ כ] (וְנִרְפּ֥וּ ק) הַמָּֽיִם׃

الهیمه هموصایم ونرفاو  همیم

wayyō’mer ’ēlay hammayim hā’ēlleh ywōṣə’îm ’el-hagəlîlâ haqqaḏəmwōnâ wəyārəḏû ‘al-hā‘ărāḇâ ûḇā’û hayyāmmâ ’el-hayyāmmâ hammûṣā’îm wənirəpə’û wənirəpû hammāyim:

و مرا گفت: این آبها بسوی ولایت شرقی جاری می‌شود و به عربه فرود شده، به دریا می‌رود وچون به دریا داخل می‌شود آبهایش شفا می‌یابد. (حزقیال 47: 8)

بعضی ترجمه ها به جای عَرَبه ، دشت یا دره اردن آورده اند!

قس

تثنییه - Deuteronomy
Chapter: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34

Home |  Multi |  Index |  Search
A A A A A

1 و موسی‌ از عربات‌ موآب‌، به‌ کوه‌ نبو، بر قلۀ فسجه‌ که‌ در مقابل‌ اریحاست‌ برآمد، و خداوند تمامی‌ زمین‌ را، از جلعاد تا دان‌، به‌ او نشان‌ داد.
2 و تمامی‌ نفتالی‌ و زمین‌ افرایم‌ و منسی‌ و تمامی‌ زمین‌ یهودا را تا دریای‌ مغربی‌.
3 و جنوب‌ را و میدان‌ درۀ اریحا را که‌ شهر نخلستان‌ است‌ تا صوغر.
4 و خداوند وی‌ را گفت‌: «این‌ است‌ زمینی‌ که‌ برای‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ و یعقوب‌ قسم‌ خورده‌، گفتم‌ که‌ این‌ را به‌ ذریت‌ تو خواهم‌ داد، تو را اجازت‌ دادم‌ که‌ به‌ چشم‌ خود آن‌ را ببینی‌ لیکن‌ به‌ آنجا عبور نخواهی‌ کرد.»
5 پس‌ موسی‌ بندۀ خداوند در آنجا به‌ زمین‌ موآب‌ برحسب‌ قول‌ خداوند مرد.
6 و او را در زمین‌ موآب‌ در مقابل‌ بیت‌فعور، در دره‌ دفن‌ کرد، و احدی‌ قبر او را تا امروز ندانسته‌ است‌.
7 و موسی‌ چون‌ وفات‌ یافت‌، صد و بیست‌ سال‌ داشت‌، و نه‌ چشمش‌ تار، و نه‌ قوتش‌ کم‌ شده‌ بود.
8 و بنی‌اسرائیل‌ برای‌ موسی‌ در عربات‌ موآب‌ سی‌ روز ماتم‌ گرفتند. پس‌ روزهای‌ ماتم‌ و نوحه‌گری‌ برای‌ موسی‌ سپری‌ گشت‌.
9 و یوشع‌ بن‌نون‌ از روح‌ حکمت‌ مملو بود، چونکه‌ موسی‌ دستهای‌ خود را بر او نهاده‌ بود. و بنی‌اسرائیل‌ او را اطاعت‌ نمودند، و برحسب‌ آنچه‌ خداوند به‌ موسی‌ امر فرموده‌ بود، عمل‌ کردند.
10 و نبـی‌ای‌ مثـل‌ موسی‌ تا بحـال‌ در اسرائیل‌برنخاسته‌ است‌ که‌ خداوند او را روبرو شناخته‌ باشد،
11 در جمیع‌ آیات‌ و معجزاتی‌ که‌ خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین‌ مصر به‌ فرعون‌ وجمیع‌ بندگانش‌ و تمامی‌ زمینش‌ بنماید،
12 و در تمامی‌ دست‌ قوی‌، و جمیع‌ آن‌ هیبت‌ عظیم‌ که‌ موسی‌ در نظر همۀ اسرائیل‌ نمود.

Print This Page

List of burial places of biblical figures
From Wikipedia, the free encyclopedia
The following is a list of burial places attributed to Biblical personalities according to various religious and local traditions. In order to pay homage, celebrate, and commemorate great people of the Bible, tombs and monuments were established on locations where people believe that the person was buried. The locations listed are not based on factual evidence, but rather locations mentioned in the text of the Bible or oral traditions of indigenous peoples. Lebanon, Israel, the Palestinian territories, Iraq,Jordan and Iran have put monuments on the grave locations in an attempt to preserve them as holy sites. Many sites have been transmitted from generation to generation and there are historical accounts from travellers which state their existence. The scope of this article is limited to figures mentioned in the Old Testament.
Contents  [hide]
1 Figures mentioned in the Torah
2 Figures mentioned in the Nevi'im (Prophets)
3 Figures mentioned in the Ketuvim (Writings)
4 See also
5 References
[edit]Figures mentioned in the Torah

Biblical figure    Place name and location    Image    Notes
Adam    Judaism: Midrash says Cave of the Patriarchs, Hebron, Judea/Samaria, Alternate name:West bank (pictured)
Sunni Islam: Kaaba, Mecca, Saudi Arabia
Shia Islam: Imam Ali Mosque, Najaf,Iraq
    .
Eve    Judaism: Cave of the Patriarchs,Hebron (pictured)
Islam: Tomb of Eve, Jeddah, Saudi Arabia
    .
Abel    Shia Islam: Nabi Habeel Mosque,Zabadani Valley, Syria        .
Seth    In Judaism: Tiberias, Israel[1]
In Islam: Al-Nabi Shayth, Lebanon    .    .
Noah    Islam: Tomb of Noah, Nakhichevan, exclave of Azerbaijan west of Armenia.
There is also another site for the Tomb of Noah in Cizre, Turkey
Shia Islam: Imam Ali Mosque, Najaf,Iraq
There is also another site for the Tomb of Noah in Karak Nuh, Lebanon
    .
Abraham, Sarah,Isaac, Rebecca,Jacob, Esau and Leah    Judaism: Cave of the Patriarchs, Al Khalil Hebron, Judea/Samaria West Bank        According to Jewish tradition, only Esau's head is buried in the Cave of the Patriarchs. According to legends, Ishmael was buried here as well.[citation needed]
Lot    Islam: Bani Na'im, near Hebron (2 miles away), West Bank, Judea and Samaria        Bani Na'im houses the tomb of the patriarch/prophet Lot in the center of the town. The tomb is located within rectangular mosque with an inner court and minaret. Lot's tomb is first mentioned by catholic scholar Saint Jerome of Jerusalem in the 4th century CE.
According to Muslim legend, Lot lived in Bani Na'im before moving to Sodom. The shrine encasing the tomb was restored in 1410 by the Mamluk sultan Nasir al-Faraj, son of Sultan Barquq. The restoration work was entrusted by him to Shams al-Din al-Ansari, a member of Ansari family which specialized in religious endowments ("waqf). The tomb of his daughters are on an opposite hill nearby. To the southeast of Bani Na'im is a shrine dedicated to Lot, known as Maqam an-Nabi Yatin ("Shrine of the Truthful Prophet"). Local legend claims Lot prayed at the site and imprints of his feet in a rock there are visible. According to Muslim legend and Catholic tradition, Bani Na'im is the place where the patriarch/prophet Abraham, after the departure of the angels, saw the smoke of Sodom and Gomorrah rising as the smoke of a furnace.
Rachel    Rachel's Tomb, outside Bethlehem,        Rachel died on the eleventh day of the Hebrew month of Heshvan, and was buried by Jacob on the road to Efrat, just outside Bethlehem. Today Rachel's Tomb, located between Bethlehem and the Jerusalem neighborhood of Gilo, is visited by tens of thousands of visitors each year. According to some scholars, Rachel was actually buried in Ramah further north of modern day Bethlehem. The structure was built in 1841 by Sir Moses Montifeore. This is a place where barren women would pray to have children. 11 Hesvan is the tradition date of Rachel's death.
Zilpah and Bilhah    Tomb of the Matriarchs, Tiberias, Israel    .    .
Reuben    Nabi Rubin, Palmachim, Israel        During the Ottoman period Arabs would gather each year at the Mamluk-era structure. Nowadays, infrequent Jewish visitors come to pray at the site.
Judah    Yehud, Israel[2]    .    .
Simeon    Kibbutz Eyal, Israel. Others says it is located at Kafr Manda or Kafr Katan, near Jenin, Judea Samaria/West Bank[2]    .    .
Asher    Nevei Ta'ari, near Kfar Sirkan, or Kafr Manda, or Tubas, or near Ain Al-Jadur, west of Salt, Jordan.    .    .
Gad    Nevei Ganda, in Rehovot, Israel, or Ain Al-Jadur, west of Salt, Jordan.    .    .
Dan    Beit Shemesh, Israel[3]    .    .
Zebulun    Tomb of Zebulun, Sidon, Lebanon    .    In the past, towards the end of Iyyar, Jews from the most distant parts of Palestine and the Jews who lived in Lebanon would make a pilgrimage to this tomb.[4]
Joseph    According to Jews: Joseph's Tomb,Nablus(Shchem), West Bank, Judea and Samaria, (pictured);
According to Muslims: Cave of the Patriarchs, Hebron, West Bank, Judea and Samaria        Some others consider Joseph to have been buried next to the Cave of the Patriarchs, where a mediaeval structure known as the kalah (castle) is now located.
Some archaeologists believe that the site in Nablus is a few centuries old and could contain the remains of a Muslim sheikh named Yusef Al-Dwaik.
Benjamin    Kfar Sava, Israel        Two structures 30 m away from each other are each claimed by Jews and Muslims as the authentic tomb. This site is questionable, however, because it is not located in the territory of the Tribe of Benjamin.[citation needed]
Serah    Pir-i Bakran, near Esfahan, Iran[5]    .    .
Ephraim andManasseh    Joseph's Tomb, Nablus, West Bank, Judea and Samaria        .
Jochebed, Miriam,Zipporah and Elisheva    Tomb of the Matriarchs, Tiberias, Israel    .    .
Moses    Mount Nebo (Jordan)        According to the Bible, the exact place of Moses' grave remains unknown, in order to impede idolatry.
Aaron    Tomb of Aaron: Mount Hor mentioned in the Bible is identified by some as Mount Harun (Aaron's Mountain) near Petra, Jordan.  

    At 1350 meters above sea-level, it is the highest peak in the area; it is believed to be the place where Aaron died and was buried. A 14th century mosque stands here with its white dome visible from most areas in and around Petra.
Eleazar    Awarta, West Bank, Judea and Samaria[6]    .    Due to the uncertain security situation, the Israel Defence Forces limits visits by Jews to one annual night close to the 5th of Shevat on the Hebrew calendar (around January–February).
Ithamar    Awarta, West Bank, Judea and Samaria    .    Ibid.
Jethro    In Judaism and Druzism: Jethro's Tomb, Hittin, overlooking the Sea of Galilee;
In Islam: Wadi Shoaib, just west ofMahis, Jordan, although Islam also attributes other sites located in theSinai and in historical Palestine.[7]        Each year on April 25, the Druze gather at the site to discuss community affairs.[8]
Aholiab    Sujod, Southern Lebanon[9]    .    .
[edit]Figures mentioned in the Nevi'im (Prophets)

Biblical figure    Place name and location    Image    Notes
Nun    Timnath-heres, attributed to Kifl Hares,Salfit Governorate, West Bank, Judea and Samaria, Israel        .
Joshua    Timnath-heres, attributed to Kifl Hares,Salfit Governorate, West Bank, Judea and Samaria, Israel        Thousands make the pilgrimage to his tomb on the annual commemoration of his death, 26th of Nisan on the Hebrew calendar.
Caleb    Timnath-heres, attributed to Kifl Hares,Salfit Governorate, West Bank, Judea and Samaria, Israel        .
Othniel Ben Kenaz    Hebron, West Bank, Judea and Samaria, Israel [10]    .    .
Shamgar    Tebnine, Lebanon[11]    .    .
Deborah, Barak andYael    Tel Kaddesh, Israel[12]        .
Samson    Beit Shemesh, Israel[13]    .    .
Elkanah    Kedita, Upper Galilee, Israel[14]    .    .
Hannah and Samuel    Tomb of Samuel, West Bank, Judea and Samaria [15] (pictured). Other sources claim Samuel's tomb is located 30 km outside Saveh City, Iran.        Both Jewish and Muslim prayers are held at the tomb. Many religious Jews visit the tomb on the 28th of Iyar, the anniversary of Samuel the Prophet's death.
Jesse and Ruth    Hebron, West Bank, Judea and Samaria, Israel    .    .
David    David's Tomb, Mount Zion, Jerusalem, Israel        .
Absalom    Yad Avshalom, Mount of Olives,Jerusalem,Israel        Archaeologists have dated the 'tomb' to the first century CE. It is believed to be the 'tomb' of Absalom. It may contradict 2 Samuel 18:17 which says Absalom's body was covered over with stones in a pit in the forest of Ephraim.
Abner ben Ner    Hebron, West Bank, Judea and Samaria, Israel[16]        .
Isaiah    Esfahan, Iran[17] or Nahal Dishon, (Israel)    .    .
Hushai    Yirka, Israel    .    .
Iddo    Golan Heights,[18]    .    .
Jehoshaphat    Mount of Olives, Jerusalem, Israel[19]    .    .
Elisha    Elisha's Tomb. Disputed between: near Mt. Carmel, West Bank, Judea and Samaria or Kfar Yassif near Acre, Israel    .    .
Huldah    Mount of Olives, Jerusalem, Israel. Other sources place it adjacent to the Huldah Gates[20]    .    .
Zedekiah    Cave of Zedekiah, Old City of Jerusalem, Israel[21]    .    .
Ezekiel    Ezekiel's Tomb, Al Kifl, Iraq        Up till the mid-20th century, up to 5,000 Jews used to come to the tomb duringPassover.[22] Muslims believe this tomb to be that of an unspecified personality named Dhul-Kifl. (For an image of the tomb, see:[23]) This site was protected under the control of Saddam Hussein.
Baruch ben Neriah    Al Kifl, Iraq    .    His tomb is located about 1-mile (1.6 km) away from Ezekiel's Tomb
Hosea    Ancient Jewish cemetery of Safed[24]        .
Amittai (father of Jonah)    Islam: Beit Ummar, near Hebron, West Bank, Judea and Samaria    .    Mosque of Nabi Matta: The main mosque in Beit Ummar housing the tomb of Nabi Matta or Amittai, father of Jonah. Mujir ad-Din writes that Matta was "a holy man from the people of the house of the prophecy." Nearby Halhul houses the tomb of Jonah with the inscription reading "Yunus ibn Matta" or "Jonah son of Amittai", confirming that Matta is indeed the Arabic name for Amittai and the Beit Ummar tomb is dedicated to Amittai. In 1226, the Ayyubid sultan al-Mu'azzam built a mosque with a minaret under the supervision of Jerusalem governor Rashid ad-Din al-Mu'azzami. The Mamluks constructed some additions to the mosque and engraved several inscriptions on its surface.[7]
Jonah    Judaism: Mashhad, Israel. Islam: Halhul, near Beit Ummar, Hebron. There is however another famous site for the tomb of Jonah, Mosque of the Prophet Yunus, Mosul, Iraq.    .    .
Micah    Kabul, Israel[25]    .    .
Nahum    Al Qush, south of Dahuk, Iraq. There are however two other sites mentioned in historical accounts: Elkesi, nearRamah[disambiguation needed] in theGalilee and Elcesei in the West Bank, Judea and Samaria.[26]    .    .
Habakkuk    Some locate it at Hokuk, others atKadarim, Israel.[27][28] Others atToyserkan, Iran.[29] (pictured)        .
Zephaniah    En-Nabi Safi, Southern Lebanon[30]    .    .
Haggai and Malachi    Tomb of the Prophets, Mount of Olives,Jerusalem[31]    .    .
Zechariah    In Druzism: Abu Sinan, Israel    .    .
[edit]Figures mentioned in the Ketuvim (Writings)

Biblical figure    Place name and location    Image    Notes
Job    In Druzism: Chouf District, Lebanon(pictured). Yaqut al-Hamawi recorded that it was located in Nawa, Syria, while another tradition locates it atSalalah, Oman        .
Jesse and Ruth    Hebron, West Bank, Judea and Samaria,Israel    .    This location is in a cave. Today it is surrounded by IDF security and visitors usually light candles there and read passages from Psalms in their memories.
Mordecai and Esther    Tomb of Esther and Mordechai,Hamedan, Iran        Persian Jews still make annual pilgrimage in honor of the Purim festival.
Daniel    Tomb of Daniel, Susa, Iran (pictured). There are however six other traditional sites including Kirkuk in Iraq andSamarkand in Uzbekistan        At the site in Kirkuk, the locales claim that Hananiah, Mishael, and Azaria are buried alongside Daniel.
Ezra    Ezra's Tomb, Al-'Uzayr, near Basra,Iraq        Preserved by Jewish caretakers until the middle of the 20th century. From that point, a local Muslim Iraqi took the responsibility of preserving the location. The area surrounding the tomb is used today as a place of Muslim worship although Hebrew inscriptions are still present in the room. Located where Tigris and Euphrates meet.    .
Lamech    Islam: Tomb of Lamech, Mihtarlam,Afghanistan    .    .
Zechariah ben Jehoiada    Tomb of Zechariah, Mount of Olives,Jerusalem, Israel        .
[edit]See also

List of artifacts significant to the Bible
List of mausolea
Lives of the Prophets
Ohel (grave)
[edit]References

^ מקומות קדושים | קברי צדיקים - גליל תחתון - טבריה - שת בן אדם הראשון - SYT
^ a b האבות, האמהות, הבנים והנביאים
^ דן בן יעקב
^ Pilgrimage in Palestine
^ Goldman, Shalom (1995). "The Women of the Joseph Story". The Wiles of Women, The Wiles of Men. New York: SUNY Press. p. 115. ISBN 0-7914-2683-1.
^ אלעזר בן אהרן הכהן
^ Shuayb
^ Druze Revered Sites in Palestine: Jethro's Tomb
^ נחלת אשר
^ Otniel ben Knaz
^ Yeshiva.org.il - המשך ענין לבנון
^ מקומות קדושים | קברי צדיקים - הגליל העליון ואצבע הגליל - גבול לבנון - ברק בן אבינעם - SYT
^ שמשון הגיבור
^ אלקנה
^ מקומות קדושים | קברי צדיקים - ירושלים - צפון ירושלים - שמואל הנביא - SYT
^ Tomb of Avner ben Ner (Abner) in Hebron
^ Freedman, Warren. (1984) World Guide for the Jewish Traveler. NY: E.P. Dutton Inc
^ עידו הנביא
^ יהושפט
^ חולדה הנביאה
^ מקומות קדושים | קברי צדיקים - ירושלים - העיר העתיקה - מערת צדקיהו - SYT
^ Passover pilgrimage to Ezekiel's tomb in Iraq
^ http://www.johnberger.com/indexdead2.htm
^ הושע הנביא
^ מיכה הנביא
^ Renovation- Al Qush Synagogue and the Tomb of Nahum
^ חבקוק הנביא
^ Hukkok
^ آلبوم عکسهای تویسرکان
^ המשך ענין לבנון
^ חגי הנביא
[hide]v t e
Holy sites in Judaism
Temple remnants  
Foundation Stone Temple Mount Western Wall
Tombs of biblical figures  
Cave of the Patriarchs David's Tomb Joseph's Tomb Rachel's Tomb Tomb of the Matriarchs
Four Holy Cities  
Jerusalem Hebron Safed Tiberias
Land  
Land of Israel
View page ratings
Rate this page
What's this?
Trustworthy
Objective
Complete
Well-written
I am highly knowledgeable about this topic (optional)

Submit ratings
Categories: Biblical peopleOld TestamentMausoleumsLists of tombsBible-related listsBurials by place

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

پیشگفتار

گروه واژه‌گزینی تخصصی رایانه و فناوری اطلاعات از سال 1378 فعالیت خود را در فرهنگستان زبان و ادب فارسی آغاز کرد. این گروه در ابتدای کار خود، واژه‌های رایانه را در 3 گروه پایه، عمومی و تخصصی دسته‌بندی کرد. واژگان پایه، در آموزش رایانه به‌کار می‌روند. واژگان عمومی آن دسته از واژه‌های رایانه‌اند که وارد زبان عموم مردم شده‌اند و در رسانه‌های عمومی هم به‌کار می‌روند. واژگان تخصصی را فقط متخصصان این حوزه به‌کار می‌برند و در آموزش پایه کاربرد ندارند و به زبان عمومی هم راه پیدا نمی‌کنند.
طبق اصول و ضوابط واژه‌گزینی در فرهنگستان، اولویت در معادل‌یابی با واژگان پایه و عمومی است. بنابراین، این دو دسته واژگان در دستور کار گروه قرار گرفت که تا خردادماه 1386 تعداد 716 معادل فارسی به تصویب شورای واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسیده است.
برای اطلاع بیشتر از ترتیب کار در فرهنگستان زبان و ادب فارسی یادآور می‌گردد که گروه‌های تخصصی مختلفی در زمینه‌های گوناگون در فرهنگستان تشکیل شده که این گروه‌ها ابتدا در جلسات داخلی خود بر روی معادل‌یابی واژه‌ها کار کرده و سپس نتایج کار خود را، معمولاً هر 6 ماه یک‌بار، به شورای واژه‌گزینی فرهنگستان ارائه می‌کنند. در شورای واژه‌گزینی که از استادان زبان‌شناس تشکیل شده، معادل‌های پیشنهادی گروه تخصصی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در جلسات شورای واژه‌گزینی، نمایندگانی از گروه تخصصی برای توضیح در مورد کار انجام شده حضور می‌یابند امّا دارای حق رأی نمی‌باشند.
پس از تصویب اولیه معادل‌ها در شورای واژه‌گزینی، واژه‌های مصوّب از طریق انتشارات فرهنگستان به اطلاع عموم رسانده می‌شود و پس از دریافت نظرها و پیشنهادها که معمولاً مدتی در حدود یک‌سال برای آن در نظر گرفته می‌شود، معادل‌های مصوّب شورای واژه‌گزینی برای تصویب نهایی به شورای عالی فرهنگستان ارائه می‌شود. پس از تصویب واژه‌ها در شورای عالی، معادل‌های مصوّب برای تصویب نهایی به ریاست جمهوری ارسال می‌شود و بعد از امضای رئیس‌جمهوری، برای استفاده به صدا وسیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی و سایر نهادهای ذیربط ابلاغ خواهد شد.
اعضای گروه تخصصی رایانه و فناوری اطلاعات فرهنگستان زبان و ادب فارسی از بدو تشکیل تاکنون عبارتند از: آقایان دکتر مصطفی عاصی، مهندس محمدرضا محمدی‌فر، محمدتقی روحانی رانکوهی، دکتر کامبیز بدیع، مهندس احمد منصوری، دکتر غلامعلی منتظر و ابراهیم نقیب‌زاده مشایخ.

* * * * * *

1) acceptance test : آزمون پذیرش
2) access : دستیابی
3) accumulator : انباشتگر
4) Active Server Page (ASP 2) : صفحه فعال کارساز، صفک
5) acyclic : ناچرخه‌ای
6) adaptive maintenance : نگهداری وفقی
7) add-in : درافزا
8) add-on 2 : برافزا
9) adder : جمع‌زن
10) address : نشانی
11) addressability : نشانی‌پذیری
12) addressee : مخاطب
13) addressing : نشانی‌دهی
14) alpha test : آزمون الف
15) alt (key) :دگرساز (کلید)
16) anonymous FTP : قاپ بی‌نام
17) applet : برنامک
18) Application Server Provider (ASP) : رساننده خدمات کاربردی، رخک
19) application package : بسته کاربردی
20) application program : برنامه کاربردی
21) Arithmetic-Logic Unit (ALU) : واحد حساب و منطق
22) array : آرایه
23) array processor : آرایه‌پرداز
24) Artificial Intelligenc (AI) : هوش مصنوعی
25) assemble : همگذاری کردن
26) assembler : همگذار
27) assembly : همگذاری
28) assembly language : زبان همگذاری
29) assembly language program : برنامه به زبان همگذاری
30) assembly program : برنامه همگذاری
31) asynchronous learning : یادگیری ناهمزمان
32) attachment : پیوست
33) authorization : اجازه
34) authorized user : کاربر مجاز
35) automaton : خودکاره
36) back up (1) : پشتیبان
37) back up (2) : پشتیبان گرفتن
38) backbone : مازه
39) backspace (key) :پسبر (کلید)
40) backward compatibility=downward compatibility : همسازی با قبل
41) banner : برنما
42) batch : دسته
43) batch file : پرونده دسته‌ای
44) batch processing : پردازش دسته‌ای
45) batch program : برنامه دسته‌ای
46) benchmark : محک
47) benchmarking : محک‌زنی
48) beta test : آزمون ب
49) binary : دوگانی
50) biochip : زیست‌تراشه
51) biometrics (1) : زیست‌سنجه
52) biometrics (2) : زیست‌سنجشی
53) biometrics : زیست‌سنجی
54) bit : بیت
55) black-box testing : آزمون دربسته
56) black webber : خلافکار (وب)
57) blended learning : یادگیری تلفیقی
58) blended learning system : نظام یادگیری تلفیقی
59) blind carbon copy (bcc) : رونوشت محرمانه، ر. ن. م
60) blinking (1) : چشمک‌زن
61) blinking (2) : چشمک‌زنی
62) bluetooth : دندان آبی، بلوتوث
63) bookmark : نشانک
64) bookmarking : نشانک‌گذاری
65) boot (1), bootstrap : راه‌اندازی (کردن)
66) boot (2) : راه‌اندازی
67) bootable (disk) : راه‌انداز (دیسک)
68) bottom-up design : طراحی پایین به بالا
69) bounce : واگشت
70) buffer : میانگیر
71) buffer : میانگیری کردن
72) buffer under-run : کم آوردن میانگیر
73) buffered : میانگیردار/میانگیری شده
74) buffering : میانگیری
75) bug : اشکال
76) bus : گذرگاه
77) byte : بایت
78) CAD/CAM : طراحی و ساخت رایانه‌ای
79) CASE tool : ابزار مهندسی نرم‌افزار با رایانه
80) Campus Area Network (CAN) : شبکه پردیسی
81) caps lock (key) : تبدیل قفل (کلید)
82) carbon copy (cc) : رونوشت، ر. ن
83) case : محفظه
84) Central Processing Unit (CPU) : واحد پردازش مرکزی
85) chat (1) : گپ
86) chat (2) : گپ زدن
87) chatting : گپ‌زنی
88) chip : تراشه
89) (circuit) board : تخته (مدار)
90) classified data : داده‌های رده‌بندی شده
91) cleansed data : داده‌های پیراسته
92) clear data : داده روشن
93) click (1) : تلیک
94) click (2) : تلیک کردن
95) client / server : کارخواه / کارساز
96) clipboard : بریده‌دان
97) close : بستن
98) clustered data : داده‌های خوشه‌بندی شده
99) code (1) : رمز، شناسه، کد
100) code (2) : کدگذاری کردن
101) coder (1) : کدگذار
102) coding (1) : کدگذاری
103) collected data : داده‌های گردآوری شده
104) command : فرمان
105) command button : دکمه فرمان
106) command processing : پردازش فرمان
107) Command-Line Interface (CLI) : واسط نوشتاری، میانای نوشتاری
108) compact data : داده‌های چکیده
109) compatibility : همسازی
110) compatible : همساز
111) compilation : ترجمه
112) compile : ترجمه کردن
113) compiler : مترجم
114) compressed data : داده‌های فشرده
115) computer : رایانه
116) computer crime : جرم رایانه‌ای
117) computer fraud : تقلب رایانه‌ای
118) computer literacy : سواد رایانه
119) computer programming : برنامه‌سازی رایانه‌ای
120) (computer) architecture : معماری (رایانه)
121) (computer) network : شبکه (رایانه)
122) Computer-Aided Design : طراحی رایانه‌ای
123) Computer-Aided Manufacturing : ساخت رایانه‌ای
124) Computer-Aided Software Engineering : مهندسی نرم‌افزار با رایانه
125) computer-based trainee : کارآموز رایانه بنیاد
126) Computer-Based Training (CBT) : آموزش رایانه بنیاد، آراب
127) conceptual (system) design : طراحی مفهومی (سامانه)
128) configuration : پیکربندی
129) Configuration Management (CM) : مدیریت پیکربندی
130) configured : پیکربندی شده
131) consistency : سازگاری، همخوانی
132) consistent : سازگار، همخوان
133) console : پیشانه
134) control (key) : مهار (کلید)
135) converted data : داده‌های برگردان شده
136) cookie, HTTP cookie, web cookie : کلوچک
137) coprocessor : همپرداز
138) copy : رونوشت (برداشتن)
139) copy and paste : بردار و بچسبان
140) corrective maintenance : نگهداری تصحیحی
141) cracked : قفل شکسته
142) cracker : قفل‌شکن
143) cracking : قفل‌شکنی
144) cryptogram : رمزنگاشت
145) cryptographer : رمزنگار
146) cryptographic : رمزنگاشتی
147) cryptography : رمزنگاری
148) cryptological : رمزشناختی
149) cryptologist : رمزشناس
150) cryptology : رمزشناسی
151) cursor : مکان‌نما
152) customization : سفارشی‌سازی
153) customize : سفارشی کردن
154) customized : سفارشی
155) cut : برش، بریدن
156) cut and paste : ببر و بچسبان
157) data : داده، داده‌ها
158) data administration : سرپرستی داده‌ها
159) data administrator : سرپرست داده‌ها
160) data analysis : تحلیل داده‌ها
161) data classification : رده‌بندی داده‌ها
162) data classifier : رده‌بند داده‌ها
163) data cleansing : داده پیرایی
164) data clustering : خوشه‌بندی داده‌ها
165) data collection : گردآوری داده‌ها
166) data communication : ارتباط داده‌ای
167) data communication equipment : تجهیزات ارتباط داده‌ای
168) data communication network : شبکه ارتباط داده‌ای
169) data communications : ارتباطات داده‌ای
170) data compaction : چکیده‌سازی داده‌ها
171) data compression : فشرده‌سازی داده‌ها
172) data conversion : برگردانی داده‌ها
173) data custodian : داده‌بان
174) data custodianship : داده‌بانی
175) data dictionary : داده‌نامه
176) Data Dictionary Management System (DDMS) : سامانه مدیریت داده‌نامه، سامِدان
177) data encryption : رمزبندی داده‌ها
178) Data Encryption Standard (DES) : استاندارد رمزبندی داده‌ها
179) data entry : واردسازی داده‌ها
180) data exploration : اکتشاف داده‌ها
181) data explorer : کاشف داده‌ها
182) data extraction : استخراج داده‌ها
183) data file : پرونده داده‌ها
184) data filing : پرونده‌بندی داده‌ها
185) data flow : داده‌شار
186) Data Flow Diagram (DFD) : نمودار داده‌شار، نمودش
187) data fusion : هم‌جوشی داده‌ها، هم‌آمیزی داده‌ها
188) data generation : داده‌زایی
189) data grouping : گروه‌بندی داده‌ها
190) data interpretation : تفسیر داد‌ها
191) data interpreter : مفسر داده‌ها
192) data management : مدیریت داده‌ها
193) data manager : مدیر داده‌ها
194) data mart : داده‌گاه
195) data message : داده‌پیام
196) data message integrity : یکپارچگی داده پیام
197) data mining : داده‌کاوی
198) data protection, data safe keeping : حفاظت داده‌ها
199) data ranking : رتبه‌بندی داده‌ها
200) data representation : بازنمود داده‌ها
201) data sectioning : بخش‌بندی داده‌ها
202) data source : سرچشمه داده‌ها
203) data store : مخزن داده‌ها
204) data stream : جریان داده
205) data streaming : جاری‌سازی داده
206) data structure : ساختار داده‌ها
207) data structuring : ساختاربندی داده‌ها
208) data subject : موضوع داده‌ها
209) data tracking : ردگیری داده‌ها
210) data transfer : داده‌رسانی
211) data transmission : انتقال داده‌ها
212) data visualization : دیداری‌سازی داده‌ها
213) data warehouse : داده انبار
214) data warehousing : داده انباری
215) (data) deciphering : پوشیده خوانی (داده‌ها)، واپوشیده سازی
216) (data) decryption : رمزگشایی (داده‌ها)
217) database : دادگان
218) database administration : سرپرستی دادگان
219) database administrator : سرپرست دادگان
220) database management : مدیریت دادگان
221) DataBase Management System (DBMS) : سامانه مدیریت دادگان، سامد
222) database manager : مدیر دادگان
223) database publishing : نشر دادگان
224) database server : کارساز دادگان، کارداد
225) debug : اشکال‌زدایی کردن
226) debugger : اشکال‌زدا
227) debugging : اشکال‌زدایی
228) decipher : پوشیده‌خوانی کردن، واپوشیده (سازی) کردن
229) deciphered : پوشیده‌خوانی شده، واپوشیده
230) decode : کدگشایی کردن
231) decoded : کدگشایی شده
232) decoder : کدگشا
233) decoding : کدگشایی
234) decrypt : رمزگشایی کردن
235) decrypted : رمزگشایی شده
236) delete (key) : حذف (کلید)
237) dependability : اتکاپذیری
238) dependable : اتکاپذیر
239) deployment : به‌كاراندازی
240) design pattern : الگوی طراحی
241) design specification : مشخصات طراحی
242) desktop computer : رایانه رومیزی
243) desktop publishing : نشر رومیزی
244) device : افزاره
245) device driver : افزاره‌ران
246) device manager : افزاره‌گردان
247) display screen, screen : پرده نمایش
248) distance contract : قرارداد از دور
249) distance learner : یادگیرنده از راه دور، یادگیرنده از دور
250) distance learning system : نظام آموزش از راه دور، نظام آموزش از دور
251) distance learning, distance training : یادگیری از راه دور، یادگیری از دور
252) domain name : نام دامنه
253) domain name registration : ثبت‌نام دامنه
254) domain name system : سامانه نام دامنه (ساناد)
255) dot-matrix printer : چاپگر سوزنی
256) down arrow (key) : پایین‌بر (کلید)
257) draft : پیشنویس
258) drive : رانه
259) driver : راننده
260) dumb terminal : پایانه غیرهوشمند
261) dump : برگرفت
262) e-newsletter, e-bulletin : خبرنامه الکترونیکی
263) edit : ویرایش (2) ، ویرایش کردن
264) editing : ویرایش (1)
265) editor : ویراستار (نرم‌افزار)
266) effective : اثربخش
267) effectiveness : اثربخشی
268) efficiency : کارایی
269) efficiency factor : ضریب کارایی
270) efficient : کارا
271) electronic signature : امضای الکترونیکی
272) emoticon : شکلک
273) encipher : پوشیده ساختن
274) enciphered : پوشیده (سازی‌شده)
275) enciphered code : کد پوشیده
276) enciphered data : داده پوشیده
277) enciphering : پوشیده‌سازی
278) encode : کدبندی کردن
279) encoded : کدبندی شده
280) encoder, coder (2) : کدبند
281) encoding, coding (2) : کدبندی
282) encrypt : رمزبندی کردن
283) encrypted : رمزبندی شده
284) encrypted data : داده‌های رمزبندی شده
285) encrypted text : متن رمزبندی شده
286) encryption : رمزبندی
287) end (key) : پایان‌بر (کلید)
288) end-user : کاربر نهایی
289) enter (key) : ورود (کلید)
290) entered data : داده‌های وارد شده
291) escape (key) : گریز (کلید)
292) export : برون‌بُرد
293) external drive : رانه خارجی
294) extracted data : داده‌های استخراجی
295) extranet : برون‌نت
296) FTP site : قاپگاه
297) favourites : پَسَندان
298) File Transfer Protocol (1), FTP (1) : قاپ کردن
299) File Transfer Protocol (2), FTP (2) : قرارداد انتقال پرونده، قاپ
300) font : قلم
301) format : قالب
302) formatting : قالب‌بندی
303) forward compatibility=upward compatibility : همسازی با بعد
304) Frequently-Asked Questions (FAQ) : پرسشگان
305) full screen : تمام پرده
306) function (key) : کار (کلید)
307) functional (system) design : طراحی کارکردی (سامانه)
308) game console : پیشانه بازی
309) Global Area Network (GAN) : شبکه جهانی
310) go : برو
311) Graphical User Interface (GUI) : واسط نگاره‌ای کاربر، میانای نگارها‌ی کاربر
312) grouped data : داده‌های گروه‌بندی شده
313) HTML text : متن زنگامی
314) hack : رخنه کردن
315) hacker : رخنه‌گر
316) hacking : رخنه‌گری
317) hardware : سخت‌افزار
318) help : کمک
319) hibernate : خوابیدن، خواب کردن
320) hibernation, sleep mode : خواب
321) home (key) : آغازه (کلید)
322) Home Area Network (HAN) : شبکه خانگی
323) home computer : رایانه خانگی
324) home page : آغازه
325) horizontal scrolling : نَوَردش افقی
326) hosting package : بسته میزبانی
327) Hosting Server Provider (HSP) : رساننده خدمات میزبانی
328) hub : ناف
329) hyper-threaded : پُر ریسه
330) hyper-threading : پُر ریسگی
331) hyperlink : ابرپیوند
332) hypertext : ابرمتن
333) HyperText Markup Language (HTML) : زبان نشانه‌گذاری ابر متنی، زنگام
334) implement : پیاده کردن
335) implementation : پیاده‌سازی
336) implementation plan : طرح پیاده‌سازی
337) import : درون‌بُرد
338) inbox : دریافتی
339) inconsistency : ناسازگاری، ناهمخوانی
340) inconsistent : ناسازگار، ناهمخوان
341) Information Technology (IT) : فناوری اطلاعات (فا)
342) Information and Communication Technology (ICT) : فناوری ارتباطات و اطلاعات (فاتا)
343) information highway : بزرگراه اطلاعاتی
344) information system : سیستم اطلاعاتی
345) infrastructural : زیرساختی
346) infrastructure : زیرساخت
347) ink-jet printer : چاپگر جوهرافشان
348) input : درون‌داد
349) input (device) : ورودی
350) insert (key) : درج (کلید)
351) instant message : پیام فوری
352) instant messaging : پیام‌رسانی فوری
353) integrated : یکپارچه (شده)
354) integration : یکپارچه‌سازی
355) integrity : یکپارچگی
356) integrity test : آزمون یکپارچگی
357) intelligent terminal : پایانه هوشمند
358) interface : واسط، میانا
359) interfaced : باواسط، بامیانا
360) interfacing : میاناسازی
361) internal drive : رانه داخلی
362) internet : اینترنت
363) Internet Message Access Protocol (IMAP) : قرارداد پیام‌گزینی
364) Internet Protocol (IP) : قرارداد اینترنت
365) Internet Service Provider (ISP) : رساننده سرویس اینترنتی (رسا)
366) internet telephony : تلفن اینترنتی
367) interoperability : همکنش‌پذیری
368) interoperable : همکنش‌پذیر
369) interoperation : همکنشی
370) interprete : تفسیر کردن
371) interpretation : تفسیر
372) interpreter : مفسر
373) intranet : درون‌نت
374) invalid software : نرم‌افزار نامعتبر
375) Joint Photographic Experts Group (JPEG) : نمادیس
376) joystick : اهرمک
377) keyboard : صفحه کلید
378) keyboard layout : جانمایی صفحه کلید
379) laptop computer : رایانه کیفی
380) laser printer : چاپگر لیزری
381) learning objective : هدف یادگیری
382) Learning Platform (LP) : سکوی یادگیری
383) Learning Service Provider (LSP) : فراهم‌ساز خدمات یادگیری، فرایاد
384) left arrow (key) : چپ‌بر (کلید)
385) legacy system : سیستم موروثی
386) light pen : قلمِ نوری
387) line printer : چاپگر سطری
388) link (1) : پیوند
389) link (2) : پیوند دادن
390) linkage : پیوندی
391) linkage editor : ویراستار پیوندی
392) linked list : فهرست پیوندی
393) linker : پیونددِه
394) linking : پیونددِهی
395) Liquid Crystal Display (LCD) : نمایشگرِ بلور مایع، نماب
396) liveware, wetware, meatware, jelly ware : زنده افزار
397) load : بارکردن
398) load-balance : بارتراز کردن
399) load-balanced : بارتراز شده
400) load-balancing : بارترازی
401) loaded : بار شده
402) loader : بارکن
403) Local Area Network (LAN) : شبکه داخلی
404) log : ثبت کردن
405) log off (1) : ثبت خروج کردن
406) log off (2), sing out, log out : ثبت خروج
407) log on (1) : ثبت ورود کردن
408) log on = sing in = log in : ثبت ورود
409) logging : ثبت
410) lower case : پایینی
411) m-learner : یادگیرنده سیار
412) m-learning, mobile learning : یادگیری سیار
413) MPEG : نماوا (دیس)
414) mailbox : نامهدان
415) mainframe computer : بزرگرایانه
416) mass storage : ذخیره‌سازی انبوه
417) maximization : بیشینه‌سازی
418) maximize : بیشینهکردن
419) memory unit : واحد حافظه
420) menu : گزینگان
421) menu-driven : گزینگانی
422) messenger : پیام‌رسان
423) metadata : فراداده
424) methodology : روشگان
425) Metropolitan Area Network (MAN) : شبکه شهری
426) microchip : ریزتراشه
427) microcomputer : ریزرایانه
428) microprocessor : ریزپرداز
429) minicomputer : خُردرایانه
430) minimization : کمینه‌سازی
431) minimize : کمینهکردن
432) minimum configuration : پیکربندیکمینه
433) mirror : آیینه کردن (1)
434) mirror (1) : آینه
435) mirrored : آینه شده
436) mirroring (2) : آآیینه کردن (2)
437) modem : مودم
438) modular : پودمانی
439) modularity : پودمانگی، پودمانی بودن
440) module : پودمان
441) monitor (1) : نمایشگر
442) monitor (2) : پایشگر
443) monitoring : پایشگری
444) Motion Picture Experts Group Layers 3 (MP3) : آوا - 3
445) mouse : موشی
446) mouse pad : زیرموشی
447) multi task : چندوظیفه
448) multi-tasking : چندوظیفگی
449) multi-threaded : چندریسه
450) multi-threading : چندریسگی
451) navigate : ناویدن
452) navigation : ناوش
453) navigator : ناوشگر
454) network computer : رایانه شبکه‌ای
455 ) Network Information Center (NIC) : مرکز اطلاعات شبکه (ماش)
456) new : نو
457) node : گره
458) notebook computer : رایانه کتابی
459) num lock (key) : اعداد قفل (کلید)
460) OCR (2) : نویسهخوان نوری
461) OO languages : زبان‌های شیء‌گرا
462) OO programming : برنامه‌نویسی شیء‌گرا
463) object orientation : شیء‌گرایی
464) object oriented : شیء‌گرا
465) off-line : برونخط
466) off-line processing : پردازش برون خط
467) on-line : برخط
468) on-line processing : پردازش برخط
469) online learner : یادگیرنده برخط
470) online learning : یادگیری برخط
471) online learning system : نظام یادگیری برخط
472) online trainee : کارآموز برخط
473) online trainer : مربی برخط
474) online training : آموزش برخط
475) online training system : نظام آموزشی برخط
476) open : باز کردن
477) open source : متن باز، متن آزاد
478) Open Source Foundation (OSF) : بنیاد متن باز/بنیاد متن آزاد
479) open source software : نرمافزار متن باز/ نرم‌افزار متن آزاد
480) operating system : سامانه عمل
481) Optical Character Recognition (OCR (1)) : نویسه‌خوانی نوری
482) originator : پیام‌ساز
483) outbox : ارسالی
484) output : برونداد
485) output (device) : خروجی
486) package : بسته
487) packaged software : نرمافزار بسته‌ای
488) packet, datagram : بستک
489) pad : لَت
490) page layout : صفحه‌آرایی
491) page printer : چاپگر صفحه‌ای
492) page setup : تنظیم صفحه
493) parallel : موازی
494) parallel access : دستیابی موازی
495) parallel port : درگاهی موازی
496) password : اسم رمز
497) patch : وصله
498) pause (key) : مکث (کلید)
499) perfective maintenance : نگهداری تکمیلی
500) Perl interpreter : مفسّر پرل
501) permalink, permanent tink : پایا پیوند
502) Personal Area Network (PAN) : شبکه شخصی
503) personal computer : رایانه شخصی
504) Personal Digital Assistant (PDA) : دستیار رقمی شخصی، دستیار
505) personalization : شخصی‌سازی
506) personalize : شخصی کردن
507) personalized : شخصی (سازی) شده
508) plain text : متن ساده
509) plesiochronous : شبههمزمان
510) plug-in, add-on 1 : افزایه
511) pocket computer, hand-held computer, palmtop computer : رایانه جیبی
512) Point Of Presence (POP) : بودگاه
513) pointer : اشاره‌گر
514) pointing device : افزاره اشاره
515) pop-down menu, pull-down menu : پایین‌بر (گزینگان)
516) pop-over advertisement, pop-over ad : آگهی پیشنما
517) pop-under advertisement : آگهی پسنما
518) pop-up menu : بالابر (گزینگان)
519) port : درگاهی
520) portability : انتقال‌پذیری
521) portable : انتقال‌پذیر
522) portal : درگاه
523) primary storage : ذخیره‌ساز اولیه
524) print : چاپ، چاپ کردن
525) print preview : پیش‌نمای چاپ
526) print screen (key) : چاپ صفحه (کلید)
527) printed circuit : مدار چاپی
528) printed circuit board : تخته مدار چاپی
529) printer : چاپگر
530) private data, personal data : داده‌های شخصی
531) processing : پردازش
532) processor : پردازنده
533) program : برنامه
534) programming : برنامه‌نویسی
535) programable : برنامه‌پذیر
536) protected data : داده‌های حفاظت شده
537) proxy (server) : پیشکار
538) published database : دادگان منتشر شده
539) query : پُرسمان
540) Query Language (QL) : زبانِ پُرسمان، زَپ
541) query processing : پُرسمانپردازی
542) readability : خوانایی
543) readable : خوانا
544) real-time : بیدرنگ
545) reasonableness test : آزمون معقولیت
546) reboot : باز راه‌اندازی (کردن)
547) receive : دریافت
548) reconfiguration : بازپیکربندی
549) redo : اَزنو
550) refresh : باز آوردن
551) refreshed : بازآورده
552) refreshing : بازآوری
553) register : ثبّات
554) reliable : اطمینان‌پذیر
555) reliability : اطمینان‌پذیری
556) represented data : داده‌های باز نموده
557) requirement(s) : نیاز(ها)
558) requirements analysis : نیازکاوی، تحلیل نیازها
559) requirements acquisition : گردآوری نیاز
560) reset button : دكمه بازنشانی
561) reusable software : نرم‌افزار بازکاربردپذیر
562) right arrow (key) : راست‌بر (کلید)
563) router : رهیاب
564) save : حفظ، حفظ کردن
565) save as : حفظ با نام
566) screen : پرده
567) screen saver : پرده‌بان
568) scroll : نَوَردیدن
569) scrolled : نَوَردیده
570) scrolling : نَوَردش
571) search : جست‌وجو
572) search engine : جویشگر
573) searcher : جست‌وجوگر
574) secondry storage : ذخیره‌ساز ثانویه
575) secure electronic signature : امضای الکترونیکی مطمئن
576) secure information system : سیستم اطلاعاتی امن
577) secure method : روش امن
578) send : ارسال
579) serial port : درگاهی متوالی، درگاهی سری
580) serial, sequential : متوالی، سری
581) server farm, server cluster, computer farm : کارسازگان
582) shift (key) : تبدیل (کلید)
583) shut down (1) : توقف
584) shut down (2) : متوقف کردن
585) signatory : امضا کننده
586) Simple Mail Transfer Protocol (SMTP) : قرارداد ساده نامهرسانی
587) simultaneous computer (1) : رایانه همزمان
588) simultaneous computer (2) : رایانه همپا
589) single task : تک وظیفه
590) single-tasking : تک وظیفگی
591) site : پایگاه
592) smart terminal : پایانه هوشمند
593) software : نرم‌افزار
594) software deployment : به‌کاراندازی نرم‌افزار
595) software deployment strategy : راهبرد بهکاراندازی نرم‌افزار
596) software design : طراحی نرم‌افزار
597) software design review : بازبینی طراحی نرم‌افزار
598) software designer : طراح نرم‌افزار
599) software developer : تولیدکننده نرم‌افزار
600) software development : تولید نرم‌افزار
601) software development model : مدل تولید نرم‌افزار
602) software engineer : مهندس نرم‌افزار
603) software engineering : مهندسی نرم‌افزار
604) software factory : نرم‌افزارسازی
605) software formal review : بازبینی رسمی نرم‌افزار
606) software informal review : بازبینی غیر رسمی نرم‌افزار
607) software maintenance : نگه‌داری نرم‌افزار
608) software managerial review : بازبینی مدیریتی نرمافزار
609) software package : بسته نرم‌افزاری
610) software reusability : بازکاربردپذیری نرم‌افزار
611) software review : بازبینی نرم‌افزار
612) software review technique : روش بازبینی نرم‌افزار
613) software reviewer : بازبین نرم‌افزار
614) software suite : مجموعه نرم‌افزار، نرم‌افزارگان
615) software usability : کاربردپذیری نرم‌افزار
616) software validation : اعتبارسنجی نرم‌افزار
617) software verification : درستی‌سنجی نرم‌افزار
618) software verifier : درستی‌سنج نرم‌افزار
619) space (key) : فاصله (کلید)
620) specification language : زبان (تعریف) مشخصات
621) spiral model : مدل حلزونی
622) standby : آماده به کار
623) stop : ایست
624) storage : ذخیره‌سازی
625) storage device : ذخیره‌ساز
626) store : ذخیره کردن
627) stored : ذخیره (کلید)
628) string : رشته
629) supercomputer : اَبرَ رایانه
630) supermini computer : اَبَر خُرد رایانه
631) surfer : وبگَرد
632) surfing, web surfing : وبگَردی
633) synchronous learning : یادگیری همزمان
634) syndicate : همنشری کردن
635) syndicated : همنشر
636) syndication : همنشری
637) system analysis : تحلیل سامانه
638) system analyst : تحلیلگر سامانه
639) tab (key) : جهش (کلید)
640) tape drive : رانه نوار، نواررانه
641) Technology-Based Training (TBT) : آموزش فن بنیاد، آفَن
642) tele-education : دورآموزی
643) telework : دورکاری
644) telework center : مرکز دورکاری
645) template (1) : الگو
646) test case : آزمایه
647) test data : داده‌های آزمایشی
648) text format : قالب متنی
649) text processing : متن‌پردازی
650) text processor : متن‌پرداز
651) text telephone : تلفن پیام‌نما
652) thread : ریسه
653) throughput : گذر داد
654) tool : ابزار
655) top-down design : طراحی بالا به پایین
656) touch screen, touch display screen : پرده لمسی
657) touchpad : لَتِ لمسی
658) trackball : توپک
659) tracked data : داده‌های ردگیری شده
660) transferred data : داده‌های رسانده
661) Transmission Control Protocol (TCP) : قرارداد هدایت انتقال
662) turn off, switch off : خاموش کردن
663) USB port : درگاهی همه گذر
664) undo : واگَرد
665) Uniform Resource Locator, Universal Resource Locator (URL ) : نشانی وب
666) Universal Serial Bus (USB) : همه گذر
667) up arrow (key) : بالابر (کلید)
668) update (1) : روزآمد
669) update (2) : روزآمد کردن
670) updating : روزآمدسازی
671) upgrade : ارتقا دادن
672) upgraded : ارتقا یافته
673) upgrading : ارتقا
674) upper case : بالایی
675) usable software : نرم‌افزار کاربردپذیر
676) user : کاربَر
677) user ID : شناسه کاربَر
678) user interface : واسط کاربَر، میانای کاربَر
679) user name : نام کاربَر
680) user-friendly : کاربَرپسند
681) User-Friendly Interface (UFI) : واسط کاربَرپسند، میانای کاربَرپسند
682) valid software : نرم‌افزار معتبر
683) Verification & Validation (V&V) : اعتبار و درست‌یسنجی
684) verified software : نرم‌افزار درستی‌سنجی شده
685) verify software : درستی‌سنجی نرم‌افزار
686) vertical scrolling : نَوَردش عمودی
687) view : نما
688) viewing : نماسازی
689) visualized data : داده‌های دیداری (سازی شده)
690) waterfall model : مدل آبشاری
691) web TV : وبیزیون
692) web cam : وب‌بین
693) web hosting : میزبانی وب
694) web master : وب‌دار
695) web mastering : وبداری
696) web page : صفحه وب
697) web site : وبگاه
698) web-based : وب‌بنیاد
699) Web-Based Learning (WBL) : یادگیری وب بنیاد، یادوِب
700) web-based trainee : کارآموز وب بنیاد
701) Web-Based Training (WBT), internet-based training : آموزش وب بنیاد، آوب
702) webber : وب‌باز، وب‌کار
703) webbing : وب‌بازی، وب‌کاری
704) webcaster : وب‌پخشگر
705) webcasting : وب‌پخش
706) weblog : وب‌نوشت
707) weblogger : وب‌نویس
708) weblogging : وب‌نویسی
709) white-box testing : آزمون در باز
710) Wide Area Network (WAN) : شبکه گسترده
711) window : پنجره
712) windowing : پنجره‌بندی
713) word processing : واژه‌پردازی
714) word processor : واژه‌پرداز
715) workstation : ایستگاه کار
716) World Wide Web (WWW) : جهان وب


واژه‌های مصوب فرهنگستان - سری دوم

717) actuation : فعالگری
718) actuator : فعالگر
719) address spoofing : جعل نشانی
720) aggregate : انبوهه‌سازی
721) aggregate data : داده‌های انبوهشی
722) aggregation : انبوهش
723) allocatable : تخصیص‌پذیر
724) allocate : تخصیص دادن
725) allocation : تخصیص
726) antiliasing : صاف سازی
727) antiliasing filter : پالایه صاف سازی
728) assign : نسبت دادن
729) assignment : نسبت‌دهی
730) assignment statement : حکم نسبت‌دهی
731) associative memory : حافظه تداعی‌گر
732) bach-end processing : پردازش پسین
733) back-end : مرحله پسین
734) back-end database : دادگان پسین
735) backslash : واکج خط
736) black hat : کلاه سیاه
737) branch : شاخه
738) branch address : نشانی شاخه
739) branch and jump : شاخه‌گزینی و پرش
740) branch instruction : دستور شاخه‌گزینی
741) branching : شاخه‌گزینی
742) breakpoint : نقطه گسست
743) burn : سوزاندن
744) Business-to-Business(B2B) : شرکت به شرکت
745) Business to-Consumer(B2C) : شرکت به فرد
746) Business-to-Machine(B2M) : شرکت به دستگاه
747) Business-to-Emplyee(B2E) : شرکت به کارمند
748) Business-to-Government(B2G) : شرکت به دولت
749) butterfly network : شبکه پروانه‌ای
750) certificate : گواهی
751) certificate authority : صادر‌کننده گواهی
752) Citizen-to-Government(C2G) : شهروند به دوست
753) concurrency : هم‌رَوی
754) concurrent : هم‌رو
755) concurrent processing : پردازش هم‌رو
756) Consumer-to-Business(C2B) : فرد به شرکت
757) Consumer-to-Consumer(C2C) : فرد به فرد
758) cyberbash : زدو خورد رایانه‌ای
759) cyberbattle : رایا نبرد
760) cyberbullying : ارعاب رایانه‌ای
761) cyberbunny : لاف زدن رایانه‌ای
762) cyberburger joint : رایا برگری
763) cyberbusiness : رایا شرکت
764) cybercafe : رایا سرا
765) cybercard : رایا کارت
766) cyberchat : رایا گپ
767) cyberchatroom : رایا گپ سرا
768) cyberchondriac : رایا بیم
769) cybercitizen : رایاوند
770) cybercop : رایا پلیس
771) cybercrime : جرم رایانه‌ای
772) cybercriminal : مجرم رایانه‌ای
773) cyberculture : رایا فرهنگ
774) cyberculture : فرهنگ رایانه‌ای
775) cyberethnography : رایا مردم نگاری
776) cyberextortion : رایا زورگیری، زورگیری رایانه‌ای
777) cyberextortionist : باج‌گیری رایانه‌ای
778) cyberextortionist : باج‌گیر رایانه‌ای
779) cyberforensics : رایانش قانونی
780) cyberglove : دستکش رایانه‌ای
781) cyberian : رایا کتابدار
782) cyberlibrarian : رایا کتابدار
783) cyberlife : رایا جهان
784) cybernaut : رایانورد
785) cybernetic : (دانش) رایانیک
786) cybernetic : رایانیکی
787) cyberneticist : رایانیک‌دان
788) cybernetics : (دانش) رایانیک
789) cyberphobia : رایا هراسی
790) cyberpicketing : اعتراض رایانه‌ای
791) cyberprise : رایا سازمان
792) cyberprise : رایا بنگاه
793) cyberrevolution : انقلاب رایانه‌ای
794) cybersecurity : امنیت رایانه‌ای
795) cybershopping : خرید رایانه‌ای
796) cyberspace : رایا سپهر
797) cybersquatting : رایا احتکار
798) cyberstalker : آزارگر رایانه‌ای
799) cyberstalking : رایا آزاری
800) cybersurgery : رایا جراحی
801) cyberterror : وحشت افکنی رایانه‌ای
802) cyberterrorism : وحشت افکنی رایانه‌ای
803) cyberterrorist : وحشت افکن رایانه‌ای
804) cybervandalism : خرابکاری رایانه‌ای
805) cyberwar : رایا جنگ
806) cyberware : رایا افزار
807) cyberwoozling : دستبرد رایانه‌ای
808) cyberzine : رایا نشریه
809) cyborg : اندامگان رایانه‌ای
810) device interrupt : وقفه دستگاهی، وقفه افزاره‌ای
811) e-bill : ای- صورت‌حساب
812) e-business : کسب و کار الکترونیکی
813) e-cheque : ای- چک، چک الکترونیکی
814) e-commerce : تجارت الکترونیکی
815) e-government : دولت الکترونیکی
816) e-bill : صورتحساب الکترونیکی، ای- صورتحساب
817) e-book : ای- کتاب
818) e-brokerage : کارگزاری الکترونیکی، ای-کارگزاری
819) e-card : ای- کارت
820) e-cash : پول الکترونیکی، ای-پول
821) e-catalogue : کالا نمای الکترونیکی، ای- کالانما
822) e-cheque : چک الکترونیکی، ای-چک
823) e-contact center : مرکز تماس الکترونیکی
824) e-copy : رونوشت الکترونیکی، ای- رونوشت
825) e-corporation : مؤسسه الکترونیکی، ای-مؤسسه
826) e-cycling : ای- بازیافت
827) e-cycling : بازیافت قطعات الکترونیکی
828) e-democracy : مردم سالاری الکترونیکی
829) e-discovery : ای- کشف
830) e-discovery : اکتشاف الکترونیکی، ای-اکتشاف
831) e-filing : پرونده‌بندی الکترونیکی، ای-پرونده‌بندی
832) e-form : ای- برگه
833) e-fraud : ای- تقلّب
834) e-health : بهداشت الکترونیکی، ای- بهداشت
835) e-hub : بازار الکترونیکی، ای-بازار
836) e-inclusion : شکاف‌زدایی الکترونیکی، ای-شکاف‌زدایی
837) e-information : اطلاعات الکترونیکی، ای-اطلاعات
838) e-interview : مصاحبه الکترونیکی، ای-مصاحبه
839) e-journal : ای- مجله
840) e-kiosk : باجه الکترونیکی، ای-باجه
841) electronic image mail : نامه الکترونیکی تصویری
842) electronic voice mail : نامه الکترونیکی صوتی
843) e-mail : پست الکترونیکی، ای- نامه
844) e-mail address : نشانی پست الکترونیکی
845) e-mail(1) : نامه الکترونیکی، ای-نامه
846) e-mail(2) : پست الکترونیکی، ای-پست
847) e-marketing : بازاریابی الکترونیکی، ای-بازاریابی
848) e-medicine : پزشکی الکترونیکی، ای-پزشکی
849) e-mentoring : هدایت الکترونیکی، ای-هدایت
850) e-money : پول الکترونیکی، ای- پول
851) e-nose : بینی الکترونیکی
852) e-outsourcer : برون سپار الکترونیکی
853) e-outsourcing : برون سپاری الکترونیکی، ای-برون سپاری
854) e-paper : کاغذ الکترونیکی، ای-کاغذ
855) e-payment : پرداخت الکترونیکی، ای-پرداخت
856) e-postage : هزینه پست الکترونیکی، هزینه ای-پست
857) e-procurement : تدارکات الکترونیکی، ای-تدارکات
858) e-purse : کیف پول الکترونیکی
859) e-security : امنیت الکترونیکی، ای-امنیت
860) e-services : خدمات الکترونیکی، ای-خدمات
861) e-shopping : خرید الکترونیکی
862) e-support : پشتیبانی الکترونیکی، ای-پشتیبانی
863) e-tail : خرده‌فروشی الکترونیکی
864) e-tailer : خرده‌فروش الکترونیکی
865) e-tailing : خرده‌فروشی الکترونیکی
866) e-ticket : بلیت الکترونیکی، ای-بلیت
867) e-voting : رأی‌گیری الکترونیکی، ای-رأی‌گیری
868) e-waste : پسماند الکترونیکی، ای-پسماند
869) e-zine : ای- نشریه
870) front-end processor : پردازشگر پیشین
871) front-end : مرحله پیشین
872) front-end processing : پردازش پیشین
873) Government-to-Government(G2G) : دولت به دولت
874) Government-to-Business(G2B) : دولت به شرکت
875) Government-to-Citizen(G2C) : دولت به شهروند
876) Government-to-Employee(G2E) : دولت به کارمند
877) imterrupt handling routine : روال وقفه‌گردانی
878) interrupt : وقفه
879) interrupt handling : وقفه‌گردانی
880) jump : پرش
881) m-commerce : تجارت سیّار
882) memory allocation : تخصیص حافظه
883) Netizen : نت‌وند
884) slash : کج خط
885) spoofing : جعل
886) tele-medicine : دور پزشکی
887) timer interrupt : وقفه زمانی
888) white hat : کلاه سفید

۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه

هم سران شورن هم سران شورن

هم سران شورن هم سران شورن                   کلم هات وَ جوش هم یه چه شورن
و سینای سینم تجلی طوره                              باب قلب مفتوح پرله سروره
یا رب و رندان کوی خراباتت                          و ذات بی عیب پر له صفاتت
بادی مرادت بدر کمانه                                    تا ناره عشقم بدی زبانه
یارب و پیغام پیغمبرانت                                 و دو نقطه قاف قلندرانت
بادی مرادت بدر کمانه                                    له ظامات مه نجاتم بدر


يارب و رندان مسِ مي خانَت و حق پرستان ديري ديوانَت
و يارب ياربِ شو زنده داران كه زَي سوز دل عازيزم دعاي بيماران
و آوِ ديده ی، دل سوختگانت عشّاقِ صادقِ دايم گريانت
همسران دردِم لَسَر تا وپا آلوده ی دردم
مجنون سوخته ی بيابان گردم
لَعِشق ليلي و بي كس مِردِم
هجر دوست بردم و شراي مردم
كس نه مزار دردِم چه دردِم
باده ی مرادت گيان بدر كمانه تا نار عشقم عازيزم بِدَي زبانه
 
 

يارب و رندان مسِ مي خانَت
و حق پرستان ديري ديوانَت




یارب به رندان میخانه ات
 
به حق پرستان دیوانه دیرت


و يارب ياربِ شو زنده داران
كه زَي سوز دل عازيزم دعاي بيماران


به یارب یارب شب زنده داران
 
به سوز دل و دعای بیماران


و آوِ ديده ی، دل سوختگانت
عشّاقِ صادقِ دايم گريانت



به آب دیده دل سوختگانت
 
به عشاق صادق همیشه گریانت


همسران دردِم

لَسَر ( له سه ر) تا وپا آلوده ی دردم



دوستان دردم ؛ دوستان دردم
 
از سر تا پا آلوده دردم



مجنون سوخته ی بيابان گردم
لَعِشق ( له عیشق ) ليلي و بي كس مِردِم




مجنون سوخته بیابان گردم
 
از عشق لیلی بی کس وتنها مردم



هجر دوست بردم و شراي مردم ( مردن )
كس نه مزار (نمزانو ) دردِم چه دردِم ( دردن )




هجران دوست مرا به آستانه مرگ برد
 
کس نمی داند که درد من چه دردی است


باده ی مرادت گيان بدر كمانه
تا نار عشقم عازيزم بِدَي زبانه



باده مراد را به سوی من بگردان
 
تا آتش عشق زبانه بکشد