۱۴۰۲ بهمن ۲۱, شنبه

 توفیر کردن . [ ت َ / تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) دخل کردن . نفع بردن . سود بردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم .

حافظ (از یادداشت ایضاً).