حق رای زنان
برای اولین بار پس از انقلاب مشروطه و داشتن مجلس ملی دکترمصدق طرحی برای داشتن «حق رای زنان» تهیه می کند که برای تصویب به مجلس ارائه شود که با واکنش های بسیار شدید روحانیون که به تحریک جامعه مذهبی رو می آورند روبرو می شود .
ازجمله آیت الله بروجردی نماینده ای نزد دکترمصدق گسیل داشته و اورا به پس گرفتن آن طرح ترغیب کرده و ایشان را تهدید می کند که درغیر آن «فتوای جهاد» صادر خواهد نمود ودر ضمن علیه این برنامه چندین شورش در قم بپا می شود که چند نفر هم کشته می شوند…
**************
درخواست اجرای احکام اسلام از سوی آخوندهای فدایی اسلامی
با به قدرت رسیدن دکتر مصدق نواب صفوی رهبر گروه فدائیان اسلام که به آیت الله کاشانی نزدیک بود یک درخواست چهارماده ای برای اجرای احکام اسلامی توسط حاج مهدی عراقی برای دکترمصدق می فرستد:
1- حجاب اجباری بانوان در کشور
2- اخراج بانوان از ادارات دولتی
3 – انجام نماز جماعت در ادارات و وزارتخانه ها
4- ممنوعیت معامله و مصرف مشروبات الکلی
که ایشان از قبول اجرای آن سرمی زند و میگوید برنامه دولت من «ملی کردن صنعت نفت و آزادی انتخابات است»
پس از مقاومت دکترمصدق دربرابر فشارهای قشریون مذهبی، فداییان اسلام تهدید به ترور او و خانواده اش می کنند و کاشانی هم آنرا ابراز مینماید که با اخبار شهربانی در جدی بودن ترور ایشان در مجلس شورای ملی تحصن می کند.
تهدید به مرگ از سوی فداییان اسلام در روزهای آغازین نخست وزیری دکتر مصدق
دو سه روز بعد[از نخست وزیری دکتر مصدق] ، نواب صفوی رییس گروه فداییان اسلام، که کسروی را خودشان ترورکرده بودند و رزم آرا هم به نام ایشان ترورشده بود، به پدرم پیغام داد:
«ما شما را نخست وزیر کرده ایم، حالا باید قوانین اسلام را پیاده کنی.»
دکتر مصدق در پاسخ گفته بود، ما امروز با انگلیسی ها درحال جنگ هستیم، بعدازحل قضیه نفت، فرصت داریم برنامه های دیگری را پیاده کنیم.
" آنها در پاسخ، نامه ای با جوهرقرمزبه عنوان پدرفرستاده بودند و او را تهدید کرده بودند که خودت، پسرانت و نوه هایت را خواهیم کشت"!
پدرم به من و احمد برادرم گفت:
ما وارد مبارزه ای شده ایم که محتمل است به قیمت جانمان تمام شود، نه تنها برای من، برای همه شما احتمال خطر هست؟ مواظب خودتان باشید، حتی بچه ها و همسرانتان در معرض خطرند….
در همین اوان، شاه هم در یکی از ملاقاتهایش با پدرم به او گفته بود شنیده ام فداییان اسلام دنبال قتل شما هستند باید خیلی مواظبت کنید. بعد از این ملاقات، پدرم سرلشکرحجازی رئیس شهربانی را احضار می کند و از او می پرسد اطلاعات شهربانی در مورد تهدید فداییان اسلام تا چه اندازه است: حجازی می گوید شهربانی عواملی در میان آن ها دارد که چنین گزارشی داده اند و به پدرم اطمینان می دهد که مامورین همه جا مراقب او هستند. در این موقع پدرم با خنده بلندی به حجازی می گوید:
«لابد همان مامورینی که مراقب سپهبد رزم آرا بودند از من هم مواظبت می کنند.»!
پس از این ملاقات، پدرم به مجلس رفت و حدود سه هفته در آنجا ماند و به کارهای مملکت را رسیدگی می کرد. همان روز اول هم جریان مذاکراتش با رئیس شهربانی را به اطلاع مردم رسانید.
در کنار پدرم مصدق- غلامحسین مصدق، تنظیم :غلامرضا نجاتی، ص ۶۲-۶۳
دکترمصدق باهشیاری تمام حاضر نبود روحانیون را بنام اجرای احکام اسلام در قدرت شریک کند و آنها زمزمه نامسلمانی اورا دربین مردم ساز کردند که دکتر مصدق دفاعیات خودرا با جمله لاالله…..من مسلمانم و …..شروع می نماید ………..
طاهراحمدزاده یکی از مبارزان نهضت ملی ایران و از رهرویان راه دکترمصدق که قبل و بعد ازانقلاب سال های حبس و شکنجه را باخود داشته و پسرانش نیز در رژیم شاه و جمهوری اسلامی اعدام شدند و با وجود مقام اولین استانداری خراسان بعداز انقلاب بواسطه حق گویی و سخنرانیهای آتشین اش مورد کینه خمینی قرار گرفت و آخرین بار درسن هشتاد سالگی از زندان ازادگردید درمصاحبه ای می گوید:
