۱۴۰۴ اسفند ۶, چهارشنبه

 

ایران در رسانه‌های اسپانیا؛ سرکوب، سایه جنگ و بازگشت نام پهلوی

شامگاه ۹ ژانویه معترضان در محله تهرانپارس تهران شبانه در اطراف آتشی در جریان اعتراضات سراسری ایستاده‌اند و شعار می‌دهند.

منبع تصویر،AFP via Getty Images

زمان مطالعه: ۷ دقیقه

رسانه‌های اسپانیا اعتراض‌های اخیر در ایران و در پی آن سرکوب و کشتار بی‌سابقه معترضان را بی‌وقفه پوشش داده‌اند. این رسانه‌ها در کنار به‌روزرسانی آمار کشته‌شده‌های اعتراضات دی‌ماه، به تناسب اهمیت موضوع به سراغ مقولاتی چون مطرح شدن رضا پهلوی به عنوان رهبراصلی مخالفان حکومت ایران، استراتژی دفاعی ایران در قبال تحرکات نظامی آمریکا و پیامدهای حمله احتمالی آمریکا می‌‌روند.

این پوشش خبری فراتر از انتشار صرف خبرها و گزارش بوده است. در این روزها در روزنامه‌ها، به‌ویژه در بخش یادداشت‌ها و همچنین در بخش نامه به سردبیر، مطالب متنوعی چاپ شده‌ است که ‌در آن از دولت اسپانیا خواسته‌ شده با مردم ایران بیشتر همدردی کند و با گام‌های عملی مانع سرکوب معترضان در ایران بشود.

پدرو سانچز، نخست وزیر اسپانیا، در بیانیه‌اش سرکوب «تظاهرکنندگان مسالمت‌جو» را محکوم کرده و از رهبران ایران خواسته است تا حق تجمعات آرام و آزادی بیان را تضمین کنند. همچنین، دولت اسپانیا در کنار دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، به تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران رای موافق داد.

با این حال،‌ در بعضی از نشریات، از سکوت دولت در مقابل سرکوب و کشتار گسترده معترضان در ایران انتقاد شده است. در نشریه منورکا، دیوید باگور کارراس، پرسیده است که چرا در جریان جنگ غزه از اسرائیل تا این حد ابراز تنفر می‌شود، در حالی که در مورد حکومت ایران تقریبا هیچ صدایی در اعتراض به سرکوب شنیده نمی‌شود.

آقای باگور کارراس می‌نویسد: «این پلتفرم‌هایی که خود را بی‌طرف می‌نامند و همین‌طور بعضی افراد و احزاب سیاسی شناخته‌شده، که درباره آن‌چه در غزه رخ داده، به‌حق فریاد اعتراض سر داده‌اند، حالا در برابر آنچه در ایران می‌گذرد، سکوتی مرگبار اختیار کرده‌اند. این موضوع در من احساس انزجار ایجاد می‌کند.»

در یادداشت دیگری با عنوان «بایگانی‌های شرافت» که در بخش نامه به سردبیر نشریه دیاریو د نوتیسیاس چاپ شده، خواننده‌ای نوشته است، «می‌خواستند یک‌باره تمام کرامت خیابان‌های ایران را جاروب کنند. دیگر برایشان تفنگ‌ها کافی نبود و بربریت ناچار شد به‌دنبال مسلسل‌ها برود. می‌دانیم که دفترهایی وجود دارد که در آنها این فداکاری‌های بزرگ ثبت می‌شود. می‌گویند نزدیک به سه هزار نفر در «بایگانی‌های شرافت» خوش‌نویسی شده‌اند.»

تصویر روزنامه اسپانیایی

منبع تصویر،el periodico

آمار کشتار

درباره آمار کشته‌ها رسانه‌های اسپانیا بیشتر به آمار خبرگزاری فعالان حقوق بشر، هرانا، تکیه کرده‌اند. اما بعضی دیگر، مثل نشریه لا وانگاردیا، در کنار آمار رسمی که دولت ایران آن را اعلام کرده، به آمار تلویزیون ایران اینترنشنال اشاره کرده و آن را با آمار مجله تایم سنجیده که هر دو، رقم کشته‌شدگان را بیش از ۳۰ هزار نفر اعلام کرده بودند.

نشریه لا وانگاردیا به نقل از این شبکه نوشته است که بیشتر «قتل‌ها» به دست سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان بسیجی انجام شده است اگر چه «مامورانی از عراق و سوریه» در سرکوب دست داشته‌اند. رسانه‌های حکومتی ایران بارها حضور شبه‌نظامیان غیرایرانی در جمع ماموران سرکوبگر اعتراضات را رد کرده‌اند.

آنتونیو ناوارو، گزارشگر نشریه لا رازون، در گزارشی درباره کشتار دی‌ماه از شکل‌گیری صحنه‌های فاجعه‌آمیز آخرالزمانی گفته و نوشته است، «رژیم پس از سرکوب این شورش با اتکا به نیروهای امنیتی، حالا می‌کوشد وارد وضعیت عادی تازه‌ای شود.»

آقای ناوارو در گزارشش نوشته است که از خارج خبرهای خوبی به ایران نمی‌رسد و امکان جنگ منتفی نیست و در داخل ایران سقوط ارزش ریال از اصلی‌ترین محرک‌هایی است که نارضایی مردم را افزایش داده است و به گسترش سریع اعتراض‌ها ختم شده است.

تصویر روزنامه اسپانیایی

منبع تصویر،el pais

امکان تغییر رژیم در ایران

با توجه به سنگین شدن سایه جنگ بر سر ایران، بحث تغییر حکومت در ایران هم در رسانه‌های اسپانیا مطرح شده است. روزنامه ال‌پائیس، در گزارشی به قلم ترینیداد د ایروس برونته، که خبرهای خاورمیانه را پوشش می‌دهد، به استراتژی دفاعی ایران پرداخته و نوشته است تهران برای جنگ آماده می‌شود در حالی که به سرکوب ادامه می‌دهد و تاسیسات هسته‌ای خود را مستحکم می‌کند.

این گزارش با جمله‌ای از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، شروع شده است: «ناو البته یک دستگاه خطرناکی است، اما خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.»

در همین مطلب به نقل از خسوس پرز تریانا، کارشناس نظامی، آمده است، «ایران مدت‌هاست که در انتظار تهاجم آمریکایی‌هاست.»

آقای پرز تریانا می‌گوید، «برای پیش‌بینی چنین احتمالی، ساختار دفاعی کشور غیرمتمرکز شده است تا در صورت قطع ارتباط با ستاد مرکزی در تهران (به دلیل اختلال الکترونیکی، کشته شدن یا اسارت رهبران)، فرمانده هر منطقه‌ بتواند با امکاناتی که در دسترس دارد، به اختیار خود وارد جنگ شود؛ جنگی که هدف آن فرسایش نیروهای مهاجم در یک درگیری طولانی است.

ترینیداد د ایروس برونته در مطلب خود اشاره می‌کند که این همان «دفاع موزائیکی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون اعلام کرده در حال تقویت آن است.»

در ادامه این مطلب آمده است که «دفاع موزائیکی» کار تغییر حکومت در ایران را سخت می‌کند. در کنار همه این‌ها، حکومتی که هزاران نفر را کشته است تا بقایش را حفظ کند، برای حفظ خودش آماده است به هر کاری تن بدهد. برای همین، در کنار آماده شدن برای جنگ، به سرکوب‌ها ادامه می‌دهد تا در صورت حمله، اجازه ندهد قیامی دیگر پا‌ بگیرد.

تظاهرکنندگان با در دست داشتن پرچم‌های ایران پیش از انقلاب ۱۹۷۹، در تاریخ ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ در یک تجمع اعتراضی در مونیخ، آلمان گرد هم آمده‌اند. این اعتراض بخشی از یک روز هماهنگ تظاهرات در چندین شهر بین‌المللی از جمله مونیخ، تورنتو و سیدنی است که در پی سرکوب خونین معترضان در ایران در ماه گذشته برگزار شده است.

منبع تصویر،Abolfazl Salmanzade / Middle East Images / AFP via Getty Images

توضیح تصویر،رسانه‌های اسپانیا تظاهرات ایرانیان خارج‌نشین را، به ویژه در مونیخ، پوشش داده‌اند

رضا پهلوی و فرصت رهبری

روزنامه کوردوبا

منبع تصویر،Cordoba

رسانه‌های اسپانیا تظاهرات ایرانیان خارج‌نشین را، به ویژه در مونیخ آلمان، پوشش دادند؛ با تیترهایی مثل «تظاهرات عظیم ایرانی‌ها در مونیخ» و مطالبی که اغلب با نام رضا پهلوی شروع می‌شدند.

کارمن والرو، گزارشگر روزنامه ال‌موندو، نوشت، «هزاران پرچم سبز، سفید و سرخ بر فراز جمعیت به اهتزاز درآمده بود و پلاکاردهایی با شعارهایی چون “زن، زندگی، آزادی’، ‘مرگ بر دیکتاتور’ و ‘صدای ما باشید’ در دست معترضان دیده می‌شد.»

خانم والرو در گزارشش نوشت: «رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، همراه با همسرش، یاسمین در این تجمع حضور یافت و با معترضان دیدار کرد.»

رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران و از چهره‌های شاخص اپوزیسیون کنونی، در حالی که در کنار همسرش یاسمین پهلوی روی صحنه ایستاده، در جریان تجمع مخالفان ایرانی در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ در محل نمایشگاه ترزین‌ویزه در مونیخِ جنوب آلمان، هم‌زمان با برگزاری شصت‌ودومین کنفرانس امنیتی مونیخ، علامت پیروزی نشان می‌دهد.

منبع تصویر،Michaela STACHE / AFP via Getty Images

توضیح تصویر،نام شاهزاده رضا پهلوی همراه با بالا گرفتن موج تظاهرات در ایران در نشریات اسپانیا بازتاب یافت

با بالا گرفتن موج تظاهرات در ایران نام شاهزاده رضا پهلوی در نشریات اسپانیا بازتاب یافت. ابتدا با انتشار مطالبی در باره زندگی‌ او و سپس در پی تظاهراتی که با فراخوان او انجام شد و سرکوب شدید حکومت ایران را به دنبال داشت.

بعضی رسانه‌ها، اما، به رضا پهلوی با تردید نگاه می‌کنند و اشاره می‌کنند که بسیاری از ایرانیان او را رهبر خود نمی‌دانند و مشخص نیست که او در داخل چه میزان حمایت مردمی دارد.

در مقاله‌ای در نشریه کوردوبا آمده است که رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ با این سخنان که در ایران مردم نام او را در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، فراخواندن ایرانیان به خیابان‌ها را که بنا بر گزارش‌ها ۷ هزار تا ۱۱ هزار کشته به جا گذاشته، توجیه کرد. در همین مطلب نوشته شده مردمی که در مونیخ تظاهرات کردند و خواستار تغییر رژیم در ایران بودند، مخالف این بودند که پسر شاه قرار باشد کشور را اداره کند.

در مطلب دیگری در نشریه اینفورماسیون آمده است که «در سال‌های اخیر، پسر آخرین شاه با نوعی بی‌اعتنایی گسترده روبه‌رو بود؛ هم از طرف ایرانیان خارج‌نشین که او را بیش از حد محافظه‌کار و نزدیک به خواست‌ها و دستورکار اسرائیل و آمریکا می‌دانستند و هم از طرف ایرانیان داخل. بسیاری هنوز سال‌های پایانی خشونت سیاسی و سرکوب رژیم پدرش را به یاد دارند.»

با این حال، در انتهای همین مقاله نوشته شده است که «در هفته‌های اخیر، همه چیز تغییر کرده است. شاهزاده به تنها چهره قابل‌مشاهده مخالفان حکومت ایران تبدیل شده که قادر به دستیابی به نتایج است.»

نشریات اسپانیا همچنین به این موضوع اشاره می‌کنند که اعتراض‌ها فرصتی برای شاهزاده رضا پهلوی فراهم آورده است تا اعتراضات در ایران را علیه حکومت رهبری کند.

محمدرضا شاه پهلوی (۱۹۱۹–۱۹۸۰)، شاه ایران از ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹، به همراه همسر سومش فرح دیبا و پسرشان رضا، با لباس‌های تشریفاتی در برابر تخت سلطنت.

منبع تصویر،Universal History Archive/Getty Images

توضیح تصویر،اسپانیا، به عنوان کشوری پادشاهی، از دیرباز با سلسله پهلوی در ایران آشنا بوده است

پهلوی، نامی قدیمی با پژواکی تازه

اسپانیا، به عنوانی کشوری پادشاهی، از دیرباز با سلسله پهلوی در ایران آشنا بوده است. هنوز بسیاری از مردم پادشاهی ایران را به یاد می‌آورند.

آلبرت سولر، در مقاله‌ای مطلب خود را چنین شروع کرده است: «من رضا پهلوی را در دوران کودکی‌ام از مجلاتی به یاد دارم که مادربزرگم می‌خرید؛ در این‌ عکس‌ها او همراه با پدر و مادرش، شاه ایران و همسرش، فرح دیبا، ژست می‌گرفت. هر دو از چهره‌های ثابت مجلات عامه‌پسند بودند؛ از ملکه با کلیشه‌هایی درباره زیبایی‌اش یاد می‌شد و از شاه با ثروتش، که در عکس‌ها کاملاً پیداست: چه کاخ‌هایی داشت!»

آقای سولر در ادامه می‌نویسد: «رضا پهلوی کودک این زوج بود؛ معمولاً با لباس شاهزاده ظاهر می‌شد و چهره‌ای کاملاً ایرانی داشت؛ ابروهای خاص ایرانی، سیاه، پرپشت و پیوسته در میان پیشانی.»

آقای سولر سپس ادامه می‌دهد، «او از سال ۱۹۶۷ ولیعهد ایران است؛ آن‌قدر طولانی که چارلز انگلستان هم می‌توانست از مدت انتظارش برای پادشاه شدن شکایت کند.»

و بعد، آقای سولر وارد اصل مطلب می‌شود، «تا همین اواخر، وارث قانونی تاج‌وتخت ایران بودن چیزی شبیه این است که کسی در فرانسه وارث تاج‌وتخت شده باشد؛ مدت‌هاست لویی آلفونسو دو بوربون برای مطالبه آن ظاهر نشده یا روسیه، که مدت‌هاست فرد عجیبی ادعا نکرده آخرین بازمانده مستقیم رومانوف‌هاست. …‌ اما دنیای ژئوپولیتیک بسیار دمدمی است.‌ اعتراض‌هایی که هنوز به انقلاب تبدیل نشده‌اند ولی هفته‌هاست در ایران جریان دارد، به رضا پهلوی فرصت داده‌اند تا خودش را به‌عنوان جایگزین رژیم آیت‌الله‌ها مطرح کند.»