۱۴۰۴ اسفند ۳, یکشنبه

 

انتقاد رسانه اسرائیلی از "سیاست مماشات" بریتانیا مقابل ایران

2 ساعت پیش

یک یادداشت تحلیلی در رسانه اسرائیلی وای نت، مخالفت دولت بریتانیا با استفاده از پایگاه‌هایش برای حمله احتمالی آمریکا به ایران را نه نشانه پایبندی به حقوق بین‌الملل، بلکه جلوه‌ای از "ضعف و سیاست مماشات" در غرب خواند.

https://p.dw.com/p/59DcH
پایگاه دیگو گارسیا
یک یادداشت تحلیلی در رسانه اسرائیلی، مخالفت دولت کارگری بریتانیا با استفاده از پایگاه‌هایش برای حمله احتمالی آمریکا به ایران را جلوه‌ای از ضعف و سیاست دلجویی در غرب می‌خواندعکس: Pictures From History/imageBROKER/picture alliance

یک ستون‌نویس اسرائیلی در نشریه وای نت، با انتشار یاداشتی انتقادی می‌گوید تصمیم دولت بریتانیا به رهبری کی‌یر استارمر برای مخالفت با استفاده از پایگاه‌های این کشور در منطقه، از جمله دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند، برای حمله احتمالی آمریکا به ایران، عملاً به تقویت جمهوری اسلامی کمک می‌کند.

او این رویکرد را نشانه ضعفی می‌داند که بخشی از غرب را گرفتار کرده و می‌نویسد هرچند این کمک‌ها ممکن است در ظاهر محدود و نمادین باشد، اما برای حکومت ایران و شبکه متحدانش در منطقه پیام ضعف و تردید از سوی دموکراسی‌های غربی ارسال می‌کند.

مخالفت لندن با استفاده از دیه‌گو گارسیا برای حمله به ایران

به روایت این یادداشت، دولت بریتانیا به واشنگتن اطلاع داده است که با استفاده از پایگاه‌های خود در منطقه برای حمله احتمالی به ایران مخالف است. تمرکز اصلی بر جزیره دیه‌گو گارسیا در مجمع‌الجزایر چاگوس است؛ جزیره‌ای که بر اساس رأی دیوان بین‌المللی دادگستری در سال ۲۰۱۹ و توافقی در مه ۲۰۲۵، باید حاکمیت آن عمدتاً به موریس واگذار شود و در نهایت پایگاه نظامی آن برچیده شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

نویسنده یادآوری می‌کند که لندن سال‌ها به این حکم تن نداده، اما اکنون که بحث استفاده از این پایگاه برای حمله به ایران مطرح شده، ناگهان به نام احترام به حقوق بین‌الملل در برابر واشنگتن ترمز می‌کشد. به تعبیر او، این تناقض از نگاه حامیان حمله به ایران نشان می‌دهد که مسئله اصلی نه حقوق بین‌الملل، بلکه پرهیز از هزینه‌های سیاسی و امنیتی یک درگیری جدید است؛ پرهیزی که در نهایت به سود حکومت ایران تمام می‌شود.

مقایسه تاریخی و تصویر یک "محور شر" از نگاه نویسنده

نویسنده تاکید می‌کند شرایط کنونی را نمی‌توان با دهه ۱۹۳۰ و صعود نازیسم یکسان دانست، اما یادآوری می‌کند که در آلمان آن زمان، تظاهراتی با شعارهای علنی مرگ بر بریتانیا یا مرگ بر یهود بسیار محدود بود و ماهیت نسل‌کشی نظام نازی در همان سال‌های نخست برای افکار عمومی روشن نشده بود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در مقابل، از نظر او جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی‌اش آشکارا ایدئولوژی نفرت‌محور و ضدیهودی را تبلیغ می‌کنند. در این متن به نقل قولی از حسن نصرالله، رهبر کشته‌شده حزب‌الله لبنان اشاره می‌شود که سال‌ها به عنوان نزدیک‌ترین متحد حکومت ایران در لبنان مطرح بود و از تمرکز یهودیان در یک نقطه برای آسان‌تر شدن نابودی آنان سخن گفته بود.

همچنین به شعارهای حوثی‌ها در یمن و آموزش ایدئولوژیک در غزه توسط حماس اشاره می‌شود؛ نویسنده این موارد را مصداق سیاستی می‌داند که هدفش گسترش نفرت و در نهایت خشونت علیه جوامع یهودی و علیه غرب است.

در بخش دیگری از این تحلیل، به سرکوب خونین اعتراضات اخیر در ایران و کشته‌شدن ده‌ها هزار معترض از سوی نیروهای امنیتی اشاره می‌شود و نتیجه گرفته می‌شود که جمهوری اسلامی نه تنها برای مردم خود، بلکه برای منطقه و نظم بین‌المللی خطرناک است. در کنار حکومت ایران، قطر نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران بی‌ثبات‌کننده منطقه معرفی می‌شود.

حمله به دولت کی‌یر استارمر؛ از "حقوق بین‌الملل" تا ترس از تلافی تهران

نویسنده، دولت بریتانیا به نخست‌وزیری کی‌یر استارمر را متهم می‌کند که نه گوش شنوا دارد، نه چشم بینا و نه تمایل به فهم ابعاد تهدید ناشی از جمهوری اسلامی و متحدانش. به باور او، استناد لندن به حقوق بین‌الملل برای مخالفت با استفاده از پایگاه‌هایش در واقع نوعی "پناه گرفتن پشت حقوق" است، در حالی که همین دولت سال‌ها حاضر نشده به رأی دیوان بین‌المللی دادگستری درباره چاگوس عمل کند.

یکی از محورهای انتقاد این است که یکی از توجیه‌های دولت بریتانیا، ترس از تلافی جمهوری اسلامی علیه پایگاه‌های این کشور در منطقه عنوان شده است. به تعبیر طعنه‌آمیز نویسنده، در ذهن ساکنان خیابان داونینگ، انگار سپاه پاسداران در صورت حمله آمریکا، فقط اهداف آمریکایی و اسرائیلی را هدف خواهد گرفت و پایگاه‌های بریتانیایی مصون خواهند ماند. این نوع محاسبه، از نگاه او نمونه‌ای از همان "مماشات و خوش‌خیالی" است که بخشی از غرب را گرفتار کرده است.

نقد هم‌زمان ترامپ و قطر؛ دو سر یک "هیولای دو سر"

گرچه محور اصلی انتقاد متوجه لندن است، این یادداشت تنها از دولت بریتانیا نام نمی‌برد. به باور نویسنده، همین بیماری "سیاست مماشات" در واشنگتن نیز دیده می‌شود. از یک سو، دولت ترامپ به خاطر برخورد با موج یهودستیزی در دانشگاه‌های آمریکا تحسین می‌شود، اما از سوی دیگر، از نگاه او ترامپ در برابر قطر که آن را "سر دیگر هیولا" می‌نامد، رویکردی نرم و تحسین‌آمیز دارد.

در متن به دیدار اخیر ترامپ با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، اشاره می‌شود که در آن رئیس‌ جمهور آمریکا در اظهاراتی دوستانه از نقش قطر تمجید کرده است. نویسنده این موضع را در تضاد با گزارشی رسمی از آمریکا می‌داند که قطر را یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان مالی دانشگاه‌ها و محیط‌های آموزشی معرفی کرده و مدعی است بخش قابل‌توجهی از این منابع در خدمت کارزارهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی است.

به این ترتیب، تحلیل‌گر نتیجه می‌گیرد که غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی و متحدانش گرفتار تناقض است؛ در یک سو شعار دفاع از آزادی و مقابله با یهودستیزی سر داده می‌شود و در سوی دیگر، با دولت‌هایی که به گفته او در پشت صحنه بسیاری از کارزارهای نفرت‌پراکن قرار دارند، با زبان تحسین و تمجید سخن گفته می‌شود.

دانشجویان ایران و پرسش از "کمک واقعی" به جامعه معترض

این یادداشت در پایان بار دیگر به موضوعات اخیر داخل ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که دانشجویان ایرانی دیروز بار دیگر اعتراض‌های خود علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفته‌اند. نویسنده تأکید می‌کند که ادامه این مبارزه نه فقط برای آینده ایران، بلکه برای منطقه و حتی نظم جهانی اهمیت دارد.

نتیجه‌گیری او این است که اگر غرب واقعاً نگران حقوق بشر و آینده مردم ایران است، نمی‌تواند در سطح شعار از مبارزه دانشجویان و معترضان حمایت کند، اما در عمل هر بار که بحث افزایش فشار جدی بر جمهوری اسلامی یا محدود کردن ظرفیت نظامی آن مطرح می‌شود، به دلایل حقوقی، سیاسی یا ترس از تلافی، عقب بنشیند. از نگاه نویسنده، تا زمانی که این شکاف میان شعار و عمل برطرف نشود، "سیاست مماشات" همچنان به سود حکومت ایران عمل خواهد کرد و بهای آن را پیش از همه، مردم داخل ایران خواهند پرداخت.