۱۴۰۴ اسفند ۵, سه‌شنبه

«ای قبله خوبان من ای طُرفه ری لب را به سر دَزَک بکن پاک ز می». رودکی.

 ای قبله خوبان من ای طُرفه ری   لب را بسبیدرك  بكن باك از می.  لغت فرس اسدی طوسی.  تصحیح پاول هورن.  بازتصحیح استاد دبیرسیاقی.



[1] - "نچ": ای طُرفهء ...، ای شُهرهء ری.

[2]- "چ": بِسبیدرک؛ "نچ" ز سپر درک، لب را بسر درک (دژک) مکن.  (دزک: سر آستین و در قزوین هنوز معمولست.  گویند دوز خود را بگیر یعنی سر آستین پیراهند را گاه پوشیدن قبا با پنجه نگهدار:  بنا براین لغت سر دَزَک است)

(دَزَک: سر آستین و در قزوین هنوز معمولست.  گویند دوز خود را بگیر یعنی سر آستین پیراهند را گاه پوشیدن قبا با پنجه نگهدار:  بنا براین لغت سر دَزَک است).  توضیح استاد علی اکبر دهخدا.  در حاشیه لغت فرس اسدی طوسی چاپ دبیرسیاقی.

[1]

«دز» و «دزک» در ادبیات کلاسیک فارسی، به‌ویژه در شعر رودکی، به معنای آستین یا بخشی از لباس (مانند سرآستین یا دستارچه) است که برای پاک کردن استفاده می‌شده است. این واژه معمولاً در ترکیب‌هایی مانند «سر دزک» به کار رفته که به معنای لبه آستین است.

  • معنای دزک: مصغر «دز» (آستین/دستار).
  • کاربرد: در بیت «لب را به سر دزک بکن پاک ز می» (رودکی)، دزک به دستارچه یا آستین کوچکی برای پاک کردن لب اشاره دارد.
این واژه را نباید با «دزک» به معنای «قلعه کوچک» (در استان چهارمحال و بختیاری) Eligash اشتباه گرفت.