برخلاف تصور رایج، جام جم (جامی که اسرار جهان را نشان میداد) در شاهنامه فردوسی به عنوان یک شیء جادویی خاصِ جمشید وجود ندارد و این مفهوم بیشتر در ادبیات عرفانی و فارسی پس از اسلام، بهویژه در شعر حافظ، به عنوان نمادی از «دل عارف» یا «جام شراب» برای مشاهده غیب شهرت یافت Wikipedia، مهرمیهن.
دلایل اصلی عدم وجود جام جم به شکل معروفش در شاهنامه عبارتند از:تفاوت منابع شاهنامه: شاهنامه بر اساس «خداینامههای» ساسانی و روایات ملی ایران باستان است که داستانها را واقعگرایانهتر (نسبت به اساطیر عرفانی) نقل میکردند.
تصویر جمشید در شاهنامه: فردوسی جمشید را پادشاهی شکوهند، اما با غروری که منجر به سقوط شد، تصویر میکند. در روایات او، جمشید با فرّ ایزدی و ابزارهای قدرت شناخته میشود، نه جام غیبنما مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
تحول ادبی (عرفان و استعاره): داستانهای مربوط به جام جم و دیدن هفت کشور در آن، بیشتر در داستانهای عاشقانه و عرفانی سدههای بعد (مانند داستانهای اسکندر و...) وارد ادبیات فارسی شد که در آن جام شراب به نمادی برای کشف و شهود تبدیل گردید مهرمیهن.
بنابراین، این عنصر جزء اساطیر کهنِ شاهنامه نیست و یک افزودهی متأخر به داستانهای اساطیری ایران است.
