۱۴۰۵ آبان ۱۳, چهارشنبه

کدام سماروغ خوردنی است و نام ترکی و رومیش چیست؟

 "سَماوروغ  

  نباتی بود که اندر جایهای نمگین روید چون پهلوی چاهها و گرمابه‌ها و آنرا جُلّه نیز گویند؛ خایه دیس باشد و [آن که] در شورستانها روید نخورند و آنکه در جای نمگین روید بخورند بترکی و رومی عنیت (؟) معروفست." لغت فرس مصصح عباس اقبال.

 این در حالی است که دهخدا عکس این را آورده لطفا   توضیح این قطعه.  معادل ترکی چیست؟

این قطعه لغت‌شناسی، یکی از مباحث بسیار جذاب و چالش‌برانگیز در تاریخ لغت‌نویسی فارسی است که مستقیماً به مفهوم «قارچ» اشاره دارد. در ادامه، این متن را کلمه به کلمه کلاه‌گشایی و تحلیل کرده، تناقض ظاهری در نسخه‌های لغت فرس و لغت‌نامه دهخدا را توضیح می‌دهم و معادل ترکی و رومی آن را روشن می‌کنم:
۱. معنی و ریشه‌شناسی متن (توضیحات قطعه)
  • سَماوروغ / سماروغ: شکل کهن و اصیل واژهٔ «قارچ» در زبان فارسی است. ریشهٔ این واژه ترکیبی از «زمی» (زمین) + «آروغ» است؛ یعنی چیزی که زمین آن را آروغ می‌زند و بیرون می‌اندازد (مجازاً یعنی ناگهانی پس از باران و رعدوبرق از زمین بیرون می‌جهد). [1, 2]
  • خایه دیس: به معنی «بیضی‌شکل» یا «مانند تخم‌مرغ» است (خایه = تخم‌مرغ + دیس = پسوند شباهت) که شکل اولیه قارچ‌های دکمه‌ای یا چتری را پیش از باز شدن توصیف می‌کند. [1]
  • جُلّه / چِلّه: در فرهنگ‌های کهن معادل سماروغ آمده و به قارچ‌های پهنی گفته می‌شده که در مکان‌های تاریک و نمناک می‌روییده‌اند. [1]

۲. حل تناقض: شوره زار یا جاهای مرطوب؟ (عباس اقبال در برابر دهخدا)
تناقض در مورد اینکه کدام قارچ خوراکی است و کدام سمی، ناشی از یک جابجایی خطی و اشتباه کاتبان (تصحیف) در نسخه‌های دست‌نویس کهن لغت فرس اسدی طوسی است:
  • روایت لغت‌نامه دهخدا (و صحاح الفرس): دهخدا می‌نویسد آنچه در شوره و صحرا می‌روید توان خورد (خوراکی است)، و آنچه در جاهای مرطوب، حمام‌ها و کنار چاه‌ها می‌روید نباید خورد چون سمی است. از نظر علمی و طب سنتی این حرف دقیق است؛ قارچ‌های صحرایی و دشت‌ها (مانند دنبلان یا قارچ‌های تریکولوما) خوراکی‌اند، اما قارچ‌هایی که بر دیواره‌های آلوده، چاه‌های فاضلاب و تاریکی‌های حمام رشد می‌کنند مسموم‌کننده و عفونی هستند. [1]
  • نسخهٔ عباس اقبال و متن شما: در این متن دقیقاً عکس این مطلب آمده است («در شورستان‌ها روید نخورند و آنکه در جای نمگین روید بخورند»).
  • علت تناقض: کاتبان لغت فرس در قرون بعدی، به دلیل شباهت‌های ظاهری واژگان یا عدم آشنایی با گیاه‌شناسی، جملات را «قلب» (عکس) کرده‌اند. در نسخهٔ تصحیح‌شده و علمیِ لغت فرس (توسط دکتر علی‌اشرف صادقی)، مشخص شده است که متن اصلی اسدی طوسی بسیار کوتاه بوده («سماروغ گیاهی باشد که در دوغ کنند») و تمام این حواشی طولانی در مورد شوره و نمکزار، افزوده‌های کاتبان بعدی در قرون ۷ تا ۹ هجری است که نسخه‌ای از روی نسخهٔ دیگر کپی شده و دچار این تناقض و جابجایی در مفهوم «خوردن و نخوردن» شده است. [1]

۳. معادل ترکی و رومی چیست؟
  • معادل ترکی: در زبان ترکی آذربایجانی و استانبولی به سماروغ Mantar (منتر) می‌گویند. اما در ترکی کهن جغتایی و اویغوری، خودِ واژهٔ فارسی را وام گرفته و به صورت Mantar یا تپه‌گوز و عمدتاً گوبالک (Göbelek / Göbelek Mantarı) می‌نامیدند. جالب است بدانید که در برخی گویش‌های آسیای میانه، واژهٔ فارسی سماروغ با واژه زنبور ترکیب شده و در زبان ازبکی و اویغوری امروزی به قارچ زَمبوروغ (Zamburug') می‌گویند که دقیقاً از همین متون کهن فارسی به ترکی رفته است.
  • معادل رومی (یونانی کهن): عبارتی که در متن به صورت «عنیت؟» ضبط شده، تصحیف و غلط‌خوانی کلمهٔ یونانی امانِت (Amanita) است. در کتاب‌های داروشناسی کهن (مثل الابنیه عن حقایق الادویه) قارچ‌ها و سماروغ‌ها را با نام علمی-پزشکی رومیِ «امانیتا» (که امروزه نیز نام علمیِ تیرهٔ مهمی از قارچ‌ها یعنی Amanitaceae است) می‌شناختند. کاتبان در نسخه‌برداری، حروف «امانیت» را به اشتباه «عنیت» یا «اغانیقون» ثبت کرده‌اند. همچنین در منابع رومی به آن اکارس (Akaros) نیز می‌گفتند. [1, 2, 3]