۱۴۰۳ فروردین ۲۰, دوشنبه

 روزنامه شهروند

تغییرات سیاسی در اسرائیل به چه سمت‌و‌سویی می‌رود؟

[شهروند] دهه‌هاست که بحثی در عرصه جهان وجود دارد که پشت‌صحنه سیاست در آمریکا و هدایت و کنترل تصمیمات کلان واشنگتن خاصه در حوزه‌های نظامی، سیاست خارجی و امنیتی لابی اسرائیل و محافل یهودی-صهیونی قرار دارند. مسئله‌ای که گاه با چوب توهمِ توطئه رد شده است. فارغ از این، حضور، اثرگذاری و قدرت بالای لابی‌ها و محافل صهیونیستی در آمریکا قابل رد نیست. مسئله‌ای که عکس آن نیز مطرح شده و برخی بر این باورند که رژیم صهیونیستی ابزار سیاسی و امنیتی آمریکا در جهان و خاورمیانه است و اسرائیل از طریق هماهنگی‌های کامل سران این رژیم و مقامات رسمی آمریکا با میدان‌داری نهادهای اطلاعاتی، مشاوران امنیتی و دیپلمات‌ها اداره می‌شود. نظر به این موارد، بحران سیاسی و بی‌ثباتی در ساختار اسرائیل که در چند سال اخیر بروز بیشتری یافته و در جنگ غزه نیز به اوج رسیده است یقینا نگرانی سران و نهادهای اطلاعاتی آمریکا را افزایش می‌دهد. درگیری‌های شدید در کابینه اسرائیل، میدان‌داری مقامات امنیتی سابق و اعضای فعلی کابینه در مدیریت اعتراضات علیه نتانیاهو، افزایش انتقادات صریح و درخواست برکناری نتانیاهو توسط مقامات ارشد و احزاب داخلی اسرائیل، سفرهای مشکوک مقامات اسرائیلی ازجمله بنی‌گانتس و لاپید به آمریکا بدون هماهنگی با نتانیاهو و تشدید تنش بین آمریکا و اسرائیل بر سر جنگ غزه و تداوم آن، ممکن است به مداخله آمریکا در تغییرات سیاستی داخل اسرائیل منجر شود.

جنس روابط آمریکا و اسرائیل چگونه است؟
چندی پیش دکتر ابراهیم متقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در نشست نقش آمریکا در جنگ غزه در مؤسسه مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر درباره روابط آمریکا و اسرائیل گفت: «با نگاه به اسناد امنیت ملی آمریکا درمی‌یابیم که در این اسناد برای رژیم اسرائیل از واژه‌های «ائتلاف» و «اتحاد» استفاده شده است، اما در ارتباط با کشورهای عربی به «شراکت» اشاره می‌شود؛ بنابراین، روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی راهبردی است. این رژیم برای آمریکا همان «پلیس بدِ» منطقه است و آمریکا برای تقویت آن به روش‌های مختلف از این رژیم حمایت می‌کند. برای آمریکا مهم است که رژیم اسرائیل به بقای خود ادامه دهد و قدرتمند شود. البته در برخی مواقع برای نشان‌دادن اهمیت کمک‌های خود، به آن فشار نیز وارد می‌کند.» متقی افزود: «در حقیقت، این آمریکاست که رژیم صهیونیستی و سیاست‌های آن را مدیریت می‌کند، اما برای این رژیم نقش ویژه‌ای در سیستم امنیتی مطلوب خود، قائل است. آمریکا تنها به بقای این رژیم نمی‌اندیشد بلکه به‌دنبال بازتولید قدرت آن نیز هست. در مقابل، رژیم اسرائیل نیز خود را در مرکز قدرت آمریکا می‌داند و معتقد است نبود این رژیم، هزینه سنگینی برای آمریکا دارد؛ بنابراین، رژیم صهیونیستی را می‌توان «بچهِ لوس» آمریکا دانست.»(1)

استراتژی قدرت برتر منطقه
قیس احمد قادری، استاد دانشگاه ساموئل هانتیگتون، معتقد است که آمریکا در ابتدا اسرائیل را به‌عنوان یک شریک در منطقه می‌نگریست و برنامه اصلی را مبتنی بر حفظ این رژیم گذاشته بود اما به مرور آن را تغییر داد. وی معتقد است: «ایالات ‌متحده به  اسرائیل به‌عنوان یک متحد در خاورمیانه در کنار ترکیه، پاکستان و عربستان‌ سعودی می‌نگرد. پیروزی اسرائیل در جنگ 6روزه علیه مصر، اردن و سوریه، آمریکا را متوجه توانایی اسرائیل در منطقه و اهمیت آن در تحولات خاورمیانه کرد. آمریکا پس از این جنگ، استراتژی خود را در برابر اسرائیل از حفظ دولت[جعلی] اسرائیل به حفظ برتری اسرائیل به‌ویژه از نظر نظامی در برابر کشورهای همسایه و منطقه، به‌گونه‌ای که اسرائیل توانایی رویارویی با هر یک از دولت‌ها یا اتحادی از دولت‌های منطقه را داشته باشد، تغییر داد. آمریکا می‌خواهد ارتش اسرائیل لبه کیفی توان نظامی «qualitative military edge» باشد. به این معنا که هیچ کشوری در منطقه، توانایی نظامی بالاتر از اسرائیل را نداشته باشد و اسرائیل از توان رویارویی در برابر هر دولت یا اتحادی از دولت‌های منطقه برخوردار باشد.» قادری درباره تأثیر این تغییر رویکرد آمریکا در قبال اسرائیل نیز می‌گوید: «در جنگ‌ سرد، آمریکا با حمایت از اسرائیل توانست دولت‌های بی‌طرف مثل مصر، سوریه، بعدها عراق و… را مهار کند، مانع گسترش نفوذ شوروی در منطقه شود و تنها هژمون منطقه، باقی بماند. در فردای جنگ‌ سرد، اسرائیل نقش عمده و کلیدی در مهار ایران و عراق، سرنگونی صدام‌، تضعیف سوریه، تضعیف و سرگردانی اخوان‌المسلمین به‌عنوان پرقدرت‌ترین گروه سیاسی جهان اسلام و... در خاورمیانه داشته است.»(2)

تنها دموکراسی ادعایی خاورمیانه در معرض مداخلات آشکار آمریکا
در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای آمریکایی‌ها، رژیم جعلی صهیونیستی همواره به‌عنوان تنها دموکراسی خاورمیانه معرفی شده است. فارغ از بحران مشروعیت و اعتبار اسرائیل که آمریکا آن را از طریق سازمان ملل و نهادهای جهانی حل کرده است، تحولات داخلی این رژیم علی‌الظاهر مبتنی بر انتخابات و رقابت دموکراتیک و اصول جمهوریت تعیین شده است، اما نظر به موارد پیشین و اهمیت روابط آمریکا، اسرائیل و بی‌ثباتی و اختلافات نگران‌کننده درون رژیم صهیونیستی برای آمریکا، برخی تحلیلگران از احتمال مداخله آشکار آمریکا برای بر هم زدن شرایط کنونی، پایان کابینه فعلی و محوریت نتانیاهو در سیاست داخلی این رژیم برای بهبود شرایط درونی اسرائیل سخن می‌گویند. علی ودایع، کارشناس سیاسی، در مطلبی که در پایگاه دیپلماسی ایرانی انتشار یافته در این‌باره می‌گوید: «آمریکا به هر قیمتی نیاز دارد به وضعیت داخلی سرزمین اشغالی سر و سامان داده و از طرف دیگر سطح تنش در خاورمیانه را کنترل یا نهایتا فریز کند. صهیونیست‌ها معتقدند که نتانیاهو به‌خاطر طولانی کردن جنگ برای اهداف سیاسی شخصی، توافق تبادل اسرا را ناکام می‌گذارد...در معادله‌ای که ذهن واشنگتن را درگیر کرده، «بنی گانتس» برای کنارزدن نتانیاهو یک گزینه جدی است. فرش قرمز کاخ سفید و سفر ماه گذشته گانتس به واشنگتن که با ناخرسندی علنی نتانیاهو همراه شد، نشانه‌ای جدی از نقشه‌های دموکرات‌ها محسوب می‌شود... گانتس با کسب حمایت واشنگتن و اتخاذ مواضع مبهم درباره فردای جنگ غزه یا حتی نمایش چهره مقتدر مقابل جبهه مقاومت تلاش می‌کند فعلا در نظرسنجی‌ها یک چهره در سایه برای نخست‌وزیری اسرائیل باشد. گانتس فعلا منتظر اشاره کاخ سفید است تا یک انقلاب مخملی آرام علیه نتانیاهو در میان دود و آتش جنگ غزه رهبری کند.»(3)

جمع‌بندی




در دهه‌های گذشته رژیم صهیونیستی، احزاب و جریان‌های مهم و مؤثری در سیاست داخلی خود دیده است. در دهه‌های پیش چهره‌هایی چون لوی اشکول، گلدا مایر، بن گوریون، شیمون پرز، اسحاق رابین و در سال‌های اخیر ایهود باراک، تزیپی لیونی و اسحاق هرتزوگ از سردمداران جریان چپ میانه در اسرائیل بوده‌اند. با مرگ شیمون پرز در سال 2016اما می‌توان گفت چپ در اسرائیل عملا به مرگ سیاسی دچار شد و هرتزوگ، باراک یا لیونی نتوانستند جایگاه و محوریتی چون پرز بیابند و روزبه‌روز در اسرائیل، راست‌گرایی از نوع افراطی غلبه پیدا کرد. چهره شاخص راست افراطی اسرائیل یعنی بنیامین نتانیاهو، با طولانی‌ترین دوره نخست‌وزیر به‌مدت 15سال تا پیش از کابینه فعلی است که کنار رفتن او در سال 2021، با وجود روی کارآمدن دو چهره راست‌گرای دیگر یعنی نفتالی بنت و یائیر لاپید منجر به بی‌ثباتی در اسرائیل شده تا وی در دسامبر 2022و در کمتر از یک‌سال‌ونیم به قدرت بازگردد. اتهامات مبنی بر فساد اقتصادی او و خانواده‌اش، سوءاستفاده از قدرت و مواردی از این دست نیز نتوانست او را از ریاست دولت به زیر بکشد. نتانیاهو با طراحی لایحه اصلاحات قضایی و اصرار بر تصویب و اجرای آن در سال 2023گام بلندی برای افزایش قدرت و اختیارات خود و تلاش برای بقا در قدرت سیاسی برداشت که شکاف گسترده و اعتراضات شدید در سطح پارلمان، دیوان قضایی و در متن جامعه اسرائیل پدید آورد. روند شکاف در سطح حکام رژیم صهیونیستی پس از ضربه تاریخی طوفان‌الاقصی رو به تشدید رفته و با تداوم وضعیت کنونی بعید نیست برخی طیف‌ها در داخل اسرائیل به رهبری بنی گانتس و لاپید در معامله‌ای پنهان برای کنار زدن نتانیاهو با آمریکا به توافق برسند و مرگ سیاسی بی‌بی حتی بدون اتمام جنگ غزه، با دخالت شریک همیشگی اسرائیل یعنی آمریکا رقم بخورد، البته تأثیر چهره‌هایی چون نفتالی بنت، ایهود باراک و لیونی و میزان همراهی آنان با مداخلات واشنگتن را با وجود به حاشیه رفتن در سال‌های اخیر را نباید دست‌کم گرفت.

پی‌نوشت‌ها:
1-mehrnews.com/x33ybF
2-8am.media/fa/why-is-israel-important-to-america
3- www.irdiplomacy.ir/fa/news/2025441