۱۴۰۲ فروردین ۲۶, شنبه

زنگاری /zangāri/ معنی ۱. رنگ سبز مایل به آبی. ۲. (صفت نسبی) هرچیزی که رنگ آن شبیه زنگار یا مس زنگ‌زده باشد؛ به ‌رنگ زنگار؛ سبزرنگ. ۳. (صفت نسبی) [قدیمی] زنگ‌زده.

 فرهنگ فارسی عمید.

 ابوسلیمان گوید هر چیزی را زنگاری است و زنگار دل سیر بخوردن است هم او گوید کی هرچه ترا از خدای باز دارد از اهل و مال و فرزند شوم بود.

ابوعلی عثمانی » برگردان رسالهٔ قشیریه » باب دوم » بخش ۱۳ - ابوسلیمان عبدالرحمن بن عطیّة الدارانی.

  دولتت را سعی بی تقصیر باد

 نصرتت را تیغ بی زنگار باد

||

 تیغ جهان گیران زنگار خورد

 آیینه غران صافی زرنگ

||

سیفی که سیف عدل همی گوید

 بزدود سیف دولت زنگارم

 مسعود سعد سلمان