زنگاری /zangāri/ معنی ۱. رنگ سبز مایل به آبی. ۲. (صفت نسبی) هرچیزی که رنگ آن شبیه زنگار یا مس زنگزده باشد؛ به رنگ زنگار؛ سبزرنگ. ۳. (صفت نسبی) [قدیمی] زنگزده.
فرهنگ فارسی عمید.
ابوسلیمان
گوید هر چیزی را زنگاری است و زنگار دل سیر بخوردن است هم او گوید کی هرچه ترا از خدای
باز دارد از اهل و مال و فرزند شوم بود.
ابوعلی عثمانی » برگردان رسالهٔ قشیریه » باب دوم
» بخش ۱۳ - ابوسلیمان عبدالرحمن بن عطیّة الدارانی.
دولتت را سعی بی تقصیر باد
نصرتت را
تیغ بی زنگار باد
||
تیغ جهان
گیران زنگار خورد
آیینه غران
صافی زرنگ
||
سیفی که سیف عدل همی گوید
بزدود سیف
دولت زنگارم
مسعود سعد
سلمان
