معرفی کتاب دمیان نوشته هرمان هسه
«دمیان یا سرگذشت جوانی امیل سینکلر» رمانی فلسفی است از نویسنده آلمانی، هرمان هسه. این کتاب در سال ۱۹۱۹ در آلمان منتشر شد.
خلاصه کتاب «دمیان» هرمان هسه
توجه داشته باشید که با مطالعه این قسمت موضوع و سرگذشت داستان کاملاً برایتان آشکار خواهد شد.
از عنوان فرعی رمان می توان فهمید که دمیان داستان دوران جوانی «امیل سینکلر» است. درواقع، ما در سراسر فصل اول هیچ نامی از دمیان نمی یابیم. در آغاز، ما امیل سینکلر ده ساله را می بینیم که اندک اندک متوجه می شود جدای از دنیای پاک و روشن کودکی او ، خارج از دنیای خانه و خانواده، جهان تیره و پلشتی نیز وجود دارد. برای او «فرانتس کرومر»، پسری سیزده ساله، نماد این دنیای تاریک می شود.
سینکلر برای خودنمایی و کسب وجهه نزد كرومر، داستانی دروغین از دزدی خود جعل می کند، اما این داستان، به جای آنکه احترام کرومر را برانگیزد، وسیله ای می شود تا کرومر با تهدید به افشای آن، از سینکلر حق السکوت بگیرد. زندگی از این پس برای سینکلر ساده دل جهنم می گردد. کرومر هر روز بیش از دیروز او را زیر فشار قرار می دهد و از وی باج می خواهد. هنگامی که باج خواهی های کرومر از توان سینکلر فراتر می رود، ناگهان مشکل او به شکل نامنتظره ای حل می شود. سینکلر همکلاس مرموزی به نام دمیان می یابد. دمیان که حتی بهتر از سینکلر متوجه نشان سر در خانه او شده، به راحتی حدس می زند که چه مشکلی برای دوست جدیدش رخ داده است. دمیان در همان حال که سینکلر را تشویق می کند تا به قصص كتاب مقدس با نگاه دیگری چشم بدوزد و تفسیری نامتعارف از آنها کسب کند، به سادگی کرومر را وامی دارد تا به کلی سینکلر را آسوده بگذارد.
پس از رفع مزاحمت کرومرو پس از مدتی دوری گزیدن سینکلر از دمیان، دوستی میان آنان چندان نمی پاید و سینکلر برای ادامه تحصیل راهی شهر دیگری می شود. زندگی جدید سینکلر چندان قرین شادکامی نیست. او که در حال گذران دوره بلوغ است با آشوب های درونی خود دست و پنجه نرم می کند. او به میخوارگی و ولگردی تن در می دهد و در خطر اخراج از دبیرستان قرار می گیرد. حتی ملاقات تصادفی او با دمیان، پس از سال ها بی خبری، تأثیری نجات بخش در او نمی کند و دو دوست پس از ساعاتی بار دیگر همدیگر را ترک می گویند.
آنچه برای سینکلر مایه دلگرمی و مقاومت می شود، عشق افلاطونی به دختری ناشناس است که به او «بئاتریس» نام می نهد. این عشق که هرگز به معشوق ابراز نمی شود، سینکلر را به نقاشی وامیدارد. سپس او تحت تأثیر رؤیایی تعیین کننده، به ترسیم تصویر پرنده ای که در خواب دیده -پرنده ای که نقش سردر منزل خانواده خود بود- می پردازد.
سینکلر بی آنکه نشانی جدید دمیان را داشته باشد، تصویر پرنده را به نشانی سابق دوستش ارسال می کند. پاسخ این نامه به گونه ای مرموز به دست سینکلر می رسد. سینکلر، سر کلاس درس میان کتابش، یادداشتی از دمیان باز می یابد. در این یادداشت کوتاه، نامی از خدایی ناشناخته به چشم می خورد: «آبراكساس». سینکلر، پس از دریافت این یادداشت، با ارگ نواز کلیسایی به نام «پیستوریوس» آشنا می شود. پیستوریوس نیز بسیار چیزها درباره آبراکساس می داند. او برای مدتی راهبری سینکلر را بر عهده می گیرد و به او می آموزد که با خیره شدن به شعله های آتش و تعمق، به توانایی های روحی خود توسعه بخشد.
با گذشت زمان، سینکلر از استاد خود پیشی می گیرد و در می یابد که پیستوریوس برای او آموزه های جدیدی ندارد. سینکلر به مرحله ای رسیده است که خود راهنمای جوان دیگری به نام «کنوار» می شود. چندی نمی گذرد که این هر دو از زندگی سینکلر خارج می شوند و سینکلر بار دیگر دمیان را باز می یابد. این بار او با مادر دمیان، «حوا»، نیز آشنایی می یابد و در می یابد که حوا همان معشوق رؤیاها و تصویر نقاشی های اوست. عشق سینکلر به حوا عشقی چندسویه است. حوا برای او مادر، معشوق، دوست و حتی گاه هرزه ای خطرناک جلوه می کند.
رفت و آمد سینکلر به محفل حوا و دمیان ادامه می یابد. اما این انجمن را رویاها و تصاویری هشداردهنده آشفته می کند. سینکلر، حوا و دمیان هرکدام به گونه ای حس می کنند که خطری بزرگ دنیای کهن اروپا را تهدید می کند. چندی نمی گذرد که پیش بینی این سه به شكل رخ دادن جنگی جهانی به وقوع می پیوندد.
دمیان و سینکلر هرکدام جداگانه راهی جبهه جنگ می شوند و چندی نمی گذرد که سینکلر زخمی می گردد و هنگامی که در مکانی نامعلوم که به زیرزمین می ماند به هوش می آید، کنار خود دمیان را باز می شناسد. دمیان ماجرای کرومر را به یاد او می آورد و به او می گوید شاید روزی دوباره در برابر کرومر یا هر کس دیگری به کمک او احتیاج پیدا کند، آنگاه او نه با اسب و قطار بلکه این بار در خون خود سراغش خواهد آمد، او در درون سینکلر خواهد بود.
سپس دمیان بوسه ای را که حوا برای سینکلر فرستاده بود به وی می دهد و سینکلر به خواب فرو می رود. روز بعد دیگر نشانی از دمیان دیده نمی شود. از آن پس سینکلر هر از چندگاهی که به ژرفای وجود خویش فرو می رود، بر آیینه ای غبارگرفته تصویر دوستش، دمیان، را می بیند.
منابع کتاب دمیان
“سرگذشت هرکس مهم، جاودانی و خدایی است”
شاید آنچه در نگاه اول در این رمان نظر ما را جلب کند عناوین فصول هشتگانه آن باشد. عناوین این هشت فصل به ترتیب چنین است: دو دنیا، قابیل، راهزنان مصلوب، بئاتریس، پرنده در تلاش رهایی خود از تخم است، کشتی گرفتن یعقوب، حوا، آغاز انجام.
چهار عنوان از این عناوین (فصول دوم، سوم، ششم و هفتم) به گونه ای مستقیم به قصص كتاب مقدس اشاره دارد و نخستین و پنجمین عنوان نیز حاوی اشاراتی به آیین های گنوسی است.
بی شک، حتی صرف توجه به عناوین این فصول ما را به مهم ترین منابع آفریننده اثر رهنمون می شود. هر هشت فصل رمان بی بهره از عناصر و مفاهیم دینی و عرفانی نبوده اند.
ساختارشناسی کتاب دمیان
این هشت فصل به مانند رمان های «سیذارتا» و «نارتسیس و گلدموند»، سه دوره از زندگی قهرمان داستان را بازگو می کند. دوره نخست زندگی سینکلر دوران کودکی اوست که در عالم پاکی و روشنایی و اساسا در محیطی مذهبی و روحانی می گذرد. اما این مرحله با بروز بحران هایی که به سبب مواجهه با دنیایی دیگر در عالم وجود رخ می دهد، پایان می پذیرد. این دوران تقریبا سه فصل آغازین کتاب را دربر می گیرد.
دوره دوم زندگی سینکلر دوره ای است که او دنیای تاریکی و سایه وجود خویش را می شناسد و با گناه و خواهش های نفس آشنا می شود. خویشتن سپاری قهرمان داستان به این وادی تاریکی و گناه نیز به نوبه خود با بحران روبه رو می شود. سه فصل بعدی کتاب این دوره را شامل می شود.
سرانجام سومین دوره زندگی قهرمان داستان دوره ای است که او موفق می شود بین دو دنیای متضاد وجودش، بین نیک و شر، بین خودآگاه و ناخودآگاه درونش آشتی برقرار کند و به وحدت وجود و تعالی نزدیک تر شود. در فصل پایانی کتاب نیز مطابق با این واپسین دوره است.
از آنجا که نویسنده در نگارش رمان خود از مضامین کتاب مقدس نیز بهره برده، کلام و زبان او در برخی موارد یاد آور نثر و زبان کتاب مقدس است. اما این امر با نگاهی نیچه ای در آمیخته و به فرایافت های نیچه از کتاب مقدس مانسته گشته است.
دمیان را نمونه خوبی از رمان تربیتی نیز نامیده اند. اما نباید توقع داشت که این تعریف با مرزها و چارچوب گل وگشادش مطالب شایان توجهی را بر ما مكشوف کند. رمان های تربیتی از ویلهلم مایستر گوته گرفته تا کوه جادوی توماس مان و بازی مهره های شیشه ای هرمان هسه تفاوت های فراوانی با یکدیگر دارند شاید بتوان تنها اشتراک میان آنها را حکایت خط سیر تکاملی جوانی دانست که از خامی به پختگی می رسد. حتى وجود مراد یا استادی که راهبر معنوی قهرمان جوان این گونه آثار است قطعی و ثابت نیست. با این حال، آشنایی هسه به نمونه های اصیل این گونه رمانها که هویتی آلمانی و کمابیش رمانتیک دارند، در ساختار دمیان چندان هم بی تأثیر نبوده است.
بهترین ترجمه کتاب دمیان
اولین ترجمه کتاب دمیان در دهه ۴۰ توسط خسرو رضایی و انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسید. مبنای این ترجمه، نسخه ترجمه فرانسوی آن بوده است. در سالهای بعد از انقلاب انتشارات جامی و علمی و فرهنگی این کتاب را تجدید چاپ کرده اند.
در دهه ۶۰ محمد بقایی ماکان (انتشارات تهران) دومین ترجمه دمیان را روانه بازار کرد و سومین ترجمه توسط عبدالحسین شریفیان و انتشارات اساطیر به چاپ رسید. هر دو ترجمه اخیر از روی نسخه ترجمه شده به زبان انگلیسی ترجمه شده اند.
جدیدترین ترجمه کتاب دمیان را رضا نجفی توسط انتشارات افق منتشر کرده است. این اولین ترجمه دمیان از متن اصلی به زبان آلمانی است. رضا نجفی چند اثر دیگر مرتبط با هرمان هسه را نیز ترجمه کرده است.
بعنوان نتیجه گیری می توان گفت مناسب ترین ترجمه کتاب دمیان، ترجمه رضا نجفی (انتشارات افق) دلیل این انتخاب ترجمه از زبان آلمانی و مهم تر از آن تسلط مترجم به ادبیات آلمان و مخصوصا آثار هرمان هسه است. ترجمه خسرو رضایی نیز می تواند انتخاب مناسی برای کتاب دمیان باشد.
منبع: شناختی از هرمان هسه / رضا نجفی / انتشارات کاروان / چاپ اول ۱۳۸۷





بهترین و روان ترین ترجمه از دید من مترجم ترجمه لیلی بوربور هست که بیان فوق العاده ای داره