۱۴۰۳ فروردین ۲۸, سه‌شنبه

 خونیxuni

معنی

۱. مربوط به خون: بیماری خونی.

۲. [مجاز] دارای دشمنی و کینۀ شدید: دشمن خونی.

۳. آغشته به خون؛ خون‌آلود؛ خونین: لباس خونی.

۴. [مجاز] قاتل: ◻︎ خانهٴ من جست که خونی کجاست / ای شه از این بیش زبونی کجاست (نظامی۱: ۴۸).

۵. قرمز: پرتقال خونی.


مترادف

۱. مربوط به خون

۲. خونین، آغشته به خون

۳. قاتل، کشنده

-|| انگلیسی: crimson