پروفسور گلن دیسن:
و شما امروز از لسآنجلس به ما پیوستهاید. میخواستم بپرسم که تحولات کنونی ایالات متحده را چگونه میبینید، زیرا به نظر میرسد تعداد بیشتری از آمریکاییها معتقدند کشورشان در مسیر اشتباهی حرکت میکند؛ دستکم این چیزی است که از نظرسنجیها میبینیم.
این امر عمدتاً به دلیل دستمزدهای راکد، الیگارشی رو به رشد، نابرابری اقتصادی، مشکلات اجتماعی، کاهش اعتماد به رسانهها و دولت، کاهش آزادیها، جنگهای پایانناپذیر، قطبیسازی سیاسی و بدهی ملی فلجکننده است که مشکلی بزرگ محسوب میشود و این فهرست ادامه دارد.
میخواستم بدانم تا چه حد این زوال امپراتوری را در ایالات متحده میبینید و چه علائم و نشانههایی را بررسی میکنید؟
جیانگ ژوهجین:
بله، من ۴ روز است که در لسآنجلس هستم و این اولین بار است که واقعاً به لسآنجلس آمدهام. پس برخی از برداشتهایم را با شما در میان میگذارم و سپس نشانههای زوال امپراتوری را توضیح میدهم.
اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این است که در یک هتل ۵ ستاره لوکس اقامت دارم. صبح برای پیادهروی به منطقه وست هالیوود رفتم که یکی از مرفهترین مناطق نه تنها لسآنجلس بلکه کل ایالات متحده است؛ ساختمانهای فوقالعاده زیبا و مردم زیبا.
وقتی در یکی از محلههای پر از رستوران قدم میزدم، مدفوع سگی را جلوی خودم دیدم، دورش پیچیدم و چند دقیقه طول کشید تا بفهمم که این در واقع از طرف یک سگ نبوده است!
با خودم فکر کردم که چگونه در یک جامعه افرادی هستند که اهمیتی نمیدهند و احساس میکنند میتوانند درست در وسط روز در میان خیابان مدفوع کنند و کسی هم اهمیت ندهد.
این به ما میگوید که یک فروپاشی واقعی در قرارداد اجتماعی رخ داده است. احساس میکنم مردم خود را بخشی از جامعه نمیدانند و جامعه نیز بسیاری از مردم را رها کرده است.
دیشب به یک مهمانی در پاسیفیک پالیسیدز رفتم؛ جایی که تمام ستارههای سینما زندگی میکنند. مهمانی در یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری برگزار میشد که بسیار بزرگ و زیبا بود.
چیزی که مرا شوکه کرد این بود که داشتن یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری چقدر افراطی و تکاندهنده است، زیرا شما عملاً نمیتوانید از این فضا استفاده کنید؛ فقط یک خانواده و لشکر کارکنانشان در آن حضور دارند، در حالی که ۱۰۰ نفر به راحتی در آنجا جا میشوند!
وقتی به بالای تپه نگاه میکنم، عمارتی ۲۰۰ میلیون دلاری میبینم که ۱۰ برابر بزرگتر است.
در آن مهمانی با مکس بلومنتال گپ میزدیم و از تجملات پاسیفیک پالیسیدز گله میکردیم، پس تصمیم گرفتیم برای مقایسه به منطقه اسکید رو (Skid Row) برویم.
اسکید رو به معنی واقعی کلمه صحنهای از یک فیلم آخرالزمانی بود؛ تاریک بود، زنی لخت در خیابانها میدوید و حدود ۴۰۰۰ نفر آنجا بودند که کاملاً توسط جامعه رها شدهاند و دولت وانمود میکند آنها وجود ندارند!
عصرهایی که اطراف هتلم قدم میزنم، همهجا بیخانمانها را میبینم. بنابراین، یک شاخص مهم دیگر از زوال امپراتوری، نابرابری شدید و زوال اخلاقی است؛ این مردم به حال خود رها شدهاند و این نابرابری عظیم یک شاخص اصلی است.
نکته سوم این است که برای صبحانه رفتم و سعی کردم ارزانترین جایی را که میتوانم پیدا کنم. برای یک تست آووکادو ۱۷ دلار پرداختم! نمیدانم مردم چگونه میتوانند این قیمتها را در این کشور تحمل کنند.
بنابراین تورم وجود دارد، اما آنچه تورم واقعاً به ما میگوید، اساساً افت ارزش دلار آمریکا است. دلار آمریکا دیگر ارزشی ندارد، زیرا در ۱۰ سال گذشته تریلیونها دلار چاپ کردهاند و به این کار ادامه میدهند تا اقتصاد را پایدار نگه دارند.
شما با حباب بدهی هوش مصنوعی مواجهید که دیر یا زود میترکد. جنگی وجود دارد که در آن هفتهای دهها میلیارد دلار بدون هیچ هدف واقعی، استراتژی یا چشماندازی هزینه میشود.
در همین حال، در واشنگتن شاهد قطبیسازی سیاسی هستیم که در آن دموکراتها و جمهوریخواهان به جای تمرکز بر مسائل اصلی، به یکدیگر انگ میزنند.
بنابراین فکر میکنم نشانههای زیادی از زوال امپراتوری وجود دارد و من نسبت به آینده ایالات متحده چندان خوشبین نیستم.
