ایران
عباسی: سوخت راکتور تهران کاملا ایرانی شده است
09:05 09.04.2023 (بروز رسانی شده: 09:53 09.04.2023)

© Sputnik / Valery Melnikov /
/ اختصاصی
عباسی: هرگاه نیازمان به روز شود غنی سازی را افزایش می دهیم.
از سال ۱۳۸۵ تاکنون بیستم فروردین ماه هر سال در ایران به عنوان روز ملی فناوری هسته ای نامگذاری شده، این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران به دلیل دارا بودن فناوری هستهای سالیان طولانی تحت تحریم قرار گرفته است.
آقای دکتر فریدون عباسی دوانی، دانشمند هسته ای جمهوری اسلامی ایران، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران و نماینده مجلس شورای اسلامی در این زمینه به خبرنگار اسپوتنیک در تهران گفت:
خوشبختانه پس از انقلاب اسلامی جهش علمی در کشور به وجود آمد و در حوزه های مختلف توانستیم شاهد پیشرفت های چشمگیر باشیم. اگر یکی از این حوزه ها را در نظر بگیریم موضوع هسته ای است که تنها بحث مطرح در آن شناخت پدیده رادیو اکتیو نیست بلکه تمامی رشته های یک کشور باید پیشرفت کند و متخصص در زمینه های مختلف پیدا شود تا بتوان آنها را تجمیع کرد و در یک کار بزرگ آنها را کنار هم گردآوری کرد؛ خوشبختانه این اقدام در کشور ما صورت گرفت و توانستیم در مراحل مختلفی که نیاز برای تولید انرژی هسته ای است پیشرفت های خوبی کسب کنیم. یکی از آنها خودکفایی در عرصه سوخت به طور کامل است از اکتشاف، استخراج و تولید قرص های سوخت، تهیه غلاف ها و تولید میله های سوخت و مجتمع های سوخت و ساخت راکتورهای تحقیقاتی و راکتور های با قدرت پایین.
این موضوع و تولید آن نشان دهنده این است که کشور ما هم در زمینه محاسبات هسته ای، هم در زمینه های اندازه گیری تابش های هسته ای و هم در زمینه طراحی های مهندسی و ساخت رآکتورهای هسته ای گام برداشته و موفق بوده است.
دانشمند هسته ای ایران تجارب ایران در بحث رادیو داروها را شایان تقدیر توصیف کرد و اظهار داشت:
در حوزه کاربرد های پرتو در زندگی مردم بحث رادیوداروها مطرح میشود که مد نظر کشور ما بوده و تجارب خوبی در آن کسب کردیم، بهره برداری از راکتور تهران و سرپا نگه داشتن آن و تولید سوخت راکتور تهران که ما در طول تحریم ها از آن محروم بودیم از دستاوردهای کشور است که توانستیم سوخت راکتور تهران را کاملاً با مواد ایرانی بسازیم و راکتور را سر پا نگه داریم تا بتوانیم در آن رادیودارو تولید کنیم.
وی تاکید کرد:
از راکتور تهران می توانیم به عنوان یک راکتور تست مواد نیز استفاده کنیم و همچنین این راکتور به عنوان یک راکتور آموزشی نیز مورد بهره برداری قرار می گیرد، بنابراین راکتور تهران به عنوان یک راکتور چند منظور استفاده می شود.
در زمینه شتاب دهنده ها نیز چه وارد کردن از خارج از کشور و چه در زمینه تولید داخل خوشبختانه نتایج خوبی داشتیم و توانستیم این رادیودارو ها را با استفاده از شتاب دهنده نیز در داخل کشور تولید کنیم به طور کلی میتوان گفت بحث کاربرد پرتوها در زندگی مردم را جدی گرفتیم و در جنبه های مختلف غیر از پزشکی از جمله صنعتی و کشاورزی هسته ای استفاده کردیم.
جمهوری اسلامی ایران با استفاده از انرژی هستهای توانست داروهایی نظیر تکنسیم، کریپتون و ید را تولید کند که هم در حوزه تشخیص و هم در حوزه درمان از آن استفاده می شود.
آقای دکتر فریدون عباسی دوانی برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران را عاری از هرگونه اهداف نظامی دانست و بیان کرد:
ما عضو انپیتی هستیم و مقررات بینالمللی را رعایت میکنیم اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی متوجه شدیم که نیاز به انرژی در دیدگاه غربی با تغییر رژیم، تغییر پیدا می کند یعنی رژیم قبلی ایران می تواند برنامه هسته ای داشته باشد و راکتور تهیه کند اما نظام جمهوری اسلامی این امکان را نداشت و دارای محدودیت بود، حتی حاضر نبودند راکتور هستهای ما در بوشهر را به اتمام برساند از این رو به فکر افتادیم که سوخت را خودمان تولید کنیم در این راستا دو مسیر را در پیش گرفتیم.
مسیر اول صرفاً تولید سوخت بود که در آن غنی سازی انجام نمی شد این مسیر منجر به فعالیت راکتورهای آب سنگین در اراک شد و مسیر دوم بحث غنی سازی تا سه و نیم الی حداکثر ۵ درصد بود که آن مرحله را نیز با موفقیت انجام دادیم و توانستیم سوخت غنی شده مخصوص رآکتورهای PWR یا تحت فشار را تولید کنیم.
در رابطه با راکتور های تهران نیز مشکلاتی وجود داشت چرا کم نیاز به سوخت ۲۰ درصد داشتیم اما تهیه آن برای ایران ممنوع شده بود نوع سوخت نیز به طوری بود که توسط کشورهای محدودی تولید می شد تهیه سوخت برای راکتور تهران در مسیر برنامه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و ما توانستیم غنی سازی ۲۰ درصد را انجام دهیم.
وی افزود:
در حال حاضر اگر غنای بالای ۲۰ درصد را هم ادامه دهیم باید توجه داشت که علت آن محدودیت های وارد بر صنعت هسته ای ایران است، چرا که ما مصوبه مجلس شورای اسلامی در ساخت پیشران های هستهای را داریم که آنها نیاز به اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصد دارد و این توانایی در کشور ما وجود دارد که هرگاه نیازمان بروز شود غنی سازی را افزایش دهیم این موضوع هیچ ارتباطی با ساخت سلاح ندارد چرا که ما به مقررات بین المللی پایبندیم.
نماینده مجلس شورای اسلامی ایران را دومین کشور امضا کننده پیمان منع جامع آزمایش های هسته ای عنوان کرد و اظهار داشت:
ما هنگامی که عضو معاهده منع گسترش هستیم یعنی خودمان را محدود ساختیم و گسترش نیز نمی دهیم.
ما امضا کننده پیمان منع جامع آزمایش های هسته ای هستیم اما این موضوع باید به تصویب مرجع قانونگذاری در هر کشوری برسد و هنوز تصویب این موضوع در جمهوری اسلامی ایران به اتمام نرسیده، با اینکه روند آن آغاز شده اما با توجه به محدودیت هایی که بر برنامه هستهای ایران اعمال می شود رقبتی برای پذیرش تعهدات بیشتر وجود ندارد.
آقای دکتر فریدون عباسی دوانی روند همکاری های متقابل ایران و روسیه در زمینه هسته ای را ادامه دار دانست و تصریح کرد:
تامین قطعات مورد نیاز و تعمیراتی که مربوط به واحد یکم نیروگاه بوشهر است، ساخت راکتور های شماره ۲ و ۳ در بوشهر و تکمیل سایت نیروگاهی ما با شرکت روس اتم انجام می شود، ما آمادگی داشتیم که با روسیه در مورد تولید سوخت و بحث غنیسازی همکاری داشته باشیم و به طور مشترک بتوانیم راکتور بسازیم.
با افزایش روابطی که اخیرا میان ایران و روسیه ایجاد شده و حجم مبادلات بالای دو کشور باعث میشود در ابعاد مختلف صنعتی، پزشکی و تولید انرژی بتوانیم با کشور روسیه همکاری بیشتری داشته باشیم.
وی افزود:
ما وارد باشگاه هسته ای شده ایم و محدودیت در زمینه های مختلف برای ما ایجاد می شد زمانی که وارد این باشگاه شدیم از طراحی، تولید و اجرای تمامی بخش ها را می توانستیم انجام دهیم.
ما همچنین وارد باشگاه موشکی و باشگاه فضایی شدیم و اگر بخواهیم در زمینه های فضایی تحقیقات بیشتری انجام دهیم قطعا نیاز داریم که تحقیقات پرتو ها را بر روی زمین گسترش دهیم و باید کشوری باشیم که بتوانیم خودمان بحث سخت سازی پرتویی را در زمین انجام دهیم تا بتوانیم قطعات ماهواره ها را تست کنیم در این قسمت روسیه می تواند با ایران همکاری موثری داشته باشد، دو کشور همسایه یکدیگر هستند و با همگرایی سیاسی جدید می توانند پیشرفت های خوبی داشته باشند.
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران پیرامون حضور زنان در عرصه فناوری هستهای گفت:
بسیاری از دانشجویان فوق لیسانس و دکترای من از بانوان هستند که بسیار فعال و پرتلاش هستند تنها مسیری که برای تحصیل در ایران واضح و باز است شرکت در کنکور است، خوشبختانه زمینه تحصیل زنان به اندازه کافی در کشور ما فراهم است و محدودیتی در رشته ها برای زنان وجود ندارد آنهایی که در فناوری هسته ای آمده اند افراد شاخصی هستند که در دانشگاه ها، سازمان انرژی اتمی و شرکت های خصوصی در زمینه فعالیتهای پرتویی مشغول هستند.
وی تاکید کرد که ایران پسماندهای خطرناک رادیو اکتیو ندارد و بخشی از زباله ها را که بیمارستانی است با رادیوداروها ازبین می برد که عمر این رادیوداروها کوتاه است، پسماندهای نیروگاه بوشهر نیز تحت نظارت آژانس نگهداری می شود.
چند روز پیش یکی از روحانیون الجزایری در حال اجرای مراسم نماز تراویح بود که به یکباره گربه ای وارد مسجد شد و روی شانه او رفت.
احتمالا بسیاری از خوانندگان فیلم این ماجرا را مشاهده کرده اند.
طبق آماری که منتشر شده حدود 1.8 میلیارد نفر در سرتاسر جهان این فیلم را مشاهده کرده اند و می توان گفت که بیش از 99.999 درصد آنها شیخ و رفتار وی را تحسین کرده اند.
در یکی از گروه های اجتماعی دیدم تعدادی افراد رفتار شیخ را از نظر شرعی زیر سوال برده بودند و مسائلی را مطرح کرده بودند که حتی به قول معروف به عقل جن هم نمی رسد.
آدم نمی داند به چنین افرادی چه بگوید.
بنده بیشتر تصور می کنم اینها هیچ ربطی به دین ویا مسلمانان متدین ندارند و افرادی هستند که وابسته به جریان های ضد اسلامی می باشند که از این ماجرا بسیار ناراحت شده اند و تلاش دارند با سم پاشی این عمل شیخ را با گفته ها و ادعاهای نا مربوط خود تخریب کنند.
به هر حال نباید فراموش کنیم که از همان ابتدای اسلام هم ما افرادی را داشتیم که وظیفه به انحراف کشاندن اسلام را داشتند و کافی است بروید و عبارت "اسرائیلیات" در اسلام را در اینترنت جستجو کنید تا متوجه ماجرا شوید.
همین که رفتار این شیخ مورد تحسین 1.8 میلیارد نفر در سرتاسر جهان قرار گرفته عملا شیخ بزرگترین ماموریت دنیوی خود را انجام داده و توانسته با تمام تبلیغات اسلام ستیزان و اسرائیلیات مبارزه کند.
دهه ها است دشمنان مسلمانان با هزینه کرد صد ها میلیارد دلاری نقشه کشیده اند و صدها نقشه پیاده کرده اند و طرح ها و پروژه های متنوع برای تخریب وجهه اسلام انجام داده اند و این شیخ با رفتار خود موفق شد ضربه سنگینی به این اسلام ستیزی بزند.
اینکه آیا رفتار وی طبق اصول شرعی و یا باور های برخی بوده و یا نبوده و اینکه آیا این گربه تمیز بوده یا تمیز نبوده و یا اینکه اصلا شیخ برای انجام نماز تراویح خود تمرکز داشته یا نداشته و... همه اینها مسائل انحرافی و جانبی است و بس.
مهم این است که شیخ در آن لحظه توانسته تصمیم بگیرد اصل اسلام و وجهه اسلام مهم تر است یا مسایل فرعی وجانبی.
اولا که نماز تراویح جزو بخش های واجب نماز به حساب نمی آید بلکه جزو نماز های مستحب اهل تسنن در ماه مبارک رمضان است و به نوعی یک نماز شکر گذاری به حساب می آید که آنقدر مراسم آن زیبا است که بسیاری حتی ترغیب می شوند به مسجد بروند و نماز جماعت را در مسجد بخوانند که فقط در نماز تراویح شرکت کنند.
طبق آنچه بنده درباره اش تحقیق کردم شیخ ولید المهساس هم یک جوان روحانی بسیار مومن و خوش صدا است که بسیاری به دلیل صدای بسیار تاثیر گذار وی در این نماز به آن مسجد می روند تا پشت او نماز بخوانند.
وی جزو مجموعه ای از روحانیون است که طرفدار مجموعه ای از صوفی های اهل تسنن می باشد که باورهایی شمولی میان اهل تسنن و اهل تشیع دارند.
این مجموعه در دهه سی میلادی توسط یک روحانی اهل تسنن به نام "احمد العجوز" تشکیل شد اما در دهه هشتاد میلادی با رهبری یک روحانی به نام "عبد الله الهرری الحبشی" به شهرت رسید و عموما با نام "حبشی ها" معروف شدند و طرفداران زیادی در میان کشورهای عربی پیدا کردند.
رهبر آنها در لبنان یک روحانی به نام "شیخ نزار رشيد بن حسن الحلبي" بود که در سال 1995 میلادی توسط مجموعه ای سلفی وهابی وابسته به القاعده به نام "عصبه الانصار" در بیروت ترور شد.
به دلیل تفکرهای نوین و جوان پسندانه این گروه در مقابل تفکر های خشک مرتبط با چندین قرن قبل تر گروه های سلفی، در دهه هشتاد به یکباره این گروه موفق شد در لبنان به سرعت خیلی زیادی میان جوانان، مخصوصا اهل تسنن، رشد کند وطرفداران زیادی را پیدا کند.
بسیاری از مساجد لبنان در آن زمان به دست طرفداران این گروه افتاد و کار به درگیری میان طرفداران این گروه و گروه های سلفی، که از حمایت های مالی بسیار زیاد کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برخوردار بودند، کشید و در نهایت هم آنها رهبر این گروه در لبنان را ترور کردند.
همزمان با گسترش این گروه در لبنان، مخصوصا در میان قشر تحصیلکرده و دانشگاهی، برخی جوانان در دانشگاه آمریکایی بیروت با یک چالش مواجه بودند و آن چالش این بود که دانشگاه کلیسا داشت ولی مسجد نداشت.
پس از مدت زیادی از جر و بحث با ریاست دانشگاه، انجمن اسلامی دانشگاه موفق شد ساختمانی را از دانشگاه در اختیار بگیرد که آن را تبدیل به نمازخانه کند.
آن زمان آقای رفیق الحریری که بعدا نخست وزیر لبنان شد تعهد کرد که هزینه تجهیز نمازخانه را بر عهده بگیرد.
جالب اینکه آقای حریری هم نزدیک به عربستان سعودی بود وابستگی های سلفی داشت در حالی که انجمن اسلامی در کنترل دانشجویان شیعه بود.
اما مشکل چیز دیگری بود.
رئیس دانشگاه شرط کرده بود که اگر ببیند نمازخانه بلا استفاده است آن را پس می گیرد، از ابتدا هم خیلی تمایل نداشت آنجا نمازخانه شود ولی برای پرهیز از درگیری با انجمن اسلامی حاضر شده بود این کار را انجام دهد.
به هر حال یکی از چالش های انجمن اسلامی دانشگاه این بود که دانشجویان مسلمان دانشگاه را تشویق کند که مدام بروند نمازخانه نماز بخوانند تا نمازخانه خالی نباشد و رئیس دانشگاه آن را پس نگیرد.
خوب دانشجویان مسلمان در دانشگاه هم وابستگی های فکری وعقیدتی متنوع زیادی داشتند برخی شیعیان طرفدار مثلا حزب الله بودند و برخی طرفدار جنبش امل و برخی دیگر اهل تسنن وتفکر های سلفی داشتند وگروهی طرفدار اخوان المسلمین و...
وهر کدام هم به نوبه خود می آمدند و ایراداتی را بر اساس باور های سلیقه ای خود مطرح می کردند که چرا نمی آیند در نمازخانه دانشگاه نماز بخوانند.
یکی می آمد و می گفت: معلوم نیست کف آنجا پاک است یا نجس و دیگری می گفت: چرا مهر نماز آنجا است و یکی می گفت: چرا مهر نماز نیست و یکی دیگر می آمد حرف های دیگری را مطرح می کرد و سرتان را درد نیاورم اصل ماجرا نماز خواندن بود ولی همه مسائل به فرعیات کشیده می شد.
همه هم مدعی بودند.
تعدادی از دانشجو ها بودند که بدون هیچ ادعا می آمدند نماز خود را سر وقت می خواندند و می رفتند و کاری به کار دیگران وبحث و جدل آنها نداشتند.
می دیدیم خانم هایی بودند که عموما در دانشگاه بدون حجاب و به قول معروف با هفت خط آرایش و لباس های آنچنانی تردد می کردند اما سر وقت نماز می آمدند همه آرایش خود را پاک می کردند و لباس خود را عوض می کردند و نماز می خواندند و می رفتند.
یا پسرهایی بودند که در دانشگاه معروف بودند که اینها هیچ رفتار و یا ظاهر مذهبی ندارند و حتی به مشروب خوردن هم متهم بودند، اما سر وقت نمازشان را می خواندند و می رفتند.
بسیاری از اینها را اگر در دانشگاه می دیدید چه پسرها و چه دخترها، و به تیپ لباس پوشیدن شان ویا رفتارشان نگاه می کردید باور نمی کردید که اینها اصلا اسلام را قبول داشته باشند چه رسد به اینکه نمازخوان باشند.
پس از پرس وجو متوجه شدیم که اینها طرفدار گروه حبشی ها هستند.
چند سال بیش نبود این گروه فعالیت خود را شروع کرده بود، رسما سال 1983 میلادی شروع کرده بود و این جریان مربوط به سال 1988 میلادی بود.
رفتیم پیش همان آقای الحلبی که رهبر آنها بود تا با او صحبت کنیم که طرفداران خود را مقداری موعظه کند.
من هم که در آن زمان چند سالی بود کار خبرنگاری خود را شروع کرده بودم خیلی هیجان داشتم که با همه تفکرها آشنا شوم و به همین دلیل جلوتر از همه شروع کردم با او صحبت کردن و گفتم مگر می شود که طرفداران شما نماز می خوانند اما نه حجاب و نه ظواهر و شئونات اسلامی را رعایت نمی کنند، و حتی برخی هم می گویند برخی از اینها مشروب هم می خورند.
خندید و گفت: نماز می خوانند؟
گفتم: بله.
گفت: "خدا را شکر، برای شروع کار خوب است، کسی را که به زور نمی توانیم ببریم بهشت" پیامبر اکرم فرموده اند "انما الاعمال بالنیات، وانما لکل امری ما نوی" (کارها واعمال انسان ها به نیت هایشان وابسته است) "و آنها اجرت خود را بر اساس آنچه در باطن شان است می گیرند، ما که نمی دانیم در باطن آنها چه می گذرد اما خداوند متعال می داند".
وی افزود: "بروید تحقیق کنید ببینید همین ها چند سال قبل اصلا نماز هم میخواندند یا نه".
وی گفت: "دیگر دوران اینکه دین را بتوان به زور به دیگران تحمیل کرد گذشته و برادران ما (البته منظورش سلفی ها بود چون این گروه با سلفی ها اختلافات شدید داشت) اشتباه می کنند که آنهایی را که به اصول دین تمکین نمی کنند را تکفیر می کنند و یا برخی را مرتد می شمارند و می خواهند با اعمال قهریه آنها را وادار به تمکین به اسلام کنند، این رفتار آنها موجب آن می شود که دین زدگی بیشتر شود و ما در دین ریزش داشته باشیم، ما باید جذابیت های دین را بیشتر کنیم نه اینکه با رفتار های تندرویانه دافعه ایجاد کنیم".
وی افزود: "راه راحت این است که برویم و به آن خانم ها بگوییم که اگر موهایتان معلوم باشد در جهنم با عذاب الهی مواجه می شوید و از همان تارهای مو شما را آویزان می کنند و خودمان در دنیا هم برایشان عذاب الهی ایجاد کنیم و یا اینکه اگر مشروب بخورید دیگر مسلمان نیستید و اصلا از دین خارج شده اید و حتی باید حد شرعی بر علیه شما پیاده شود و غیره، دیگر نسل جدید چنین حرف هایی را از ما نمی پذیرد".
وی گفت: "فکر می کنید اینکه مانند آن کاری که در عربستان می کنند مطاوع های (مطیع کنندگان) خود را بفرستیم به اینها حمله کنند و آنها را شلاق بزنند و یا حتی برخی را تا حد مرگ کتک بزنند چه می شود ؟"
وی افزود :"آیا فکر می کنید اینها به اسلام نزدیک تر می شوند یا دور تر می شوند؟"
وی گفت: "آیا می دانید زمانی در اروپا برخی را به دلیل مخالفت با کلیسا زنده زنده می سوزاندند و یا به سیخ می کشیدند و در حضور مردم زنده زنده کباب می کردند تا عبرتی شوند برای دیگران؟ چه شد، در نهایت بی دینی در اروپا رواج پیدا کرد وامروزه دیگر خداناباوری و حتی شیطان پرستی دارد آنجا رواج پیدا می کند".
به من نگاه کرد گفت: ایرانی هستید؟ گفتم: بله، گفت: "من به امام خمینی خیلی علاقه دارم، می دانی چرا در ایران انقلاب شد".
گفتم: چون شاه فلان بود و بهمان.
گفت: "نه، چون شاه و پدرش سعی کردند جامعه را به بی دینی تشویق کنند و امام خمینی و طرفدارانش موفق شدند با اقناع مردم را به دین داری متقاعد کنند".
وی افزود اگر مریدان امام خمینی با اقناع موفق نشده بودند دانشگاهیان و جوانان و عامه مردم را جذب خود کنند مطمئن باشید انقلابی نمی شد.
راه سخت این است که اینها را با اقناع با اصول دین آشنا کنیم و محاسن تبعیت از اصول دین را به آنها بفهمانیم وبگذاریم خودشان به مرحله ای برسند که تصمیم بگیرند می خواهند چه کار کنند.
وی افزود وقتی ما شروع کردیم، بسیاری از آنهایی که الآن هم دانشگاهی شما هستند حتی نمازشان را نمی خواندند واصلا دین را قبول نداشتند و حتی مخالف دین بودند وجذب تفکر هایی لائیک و کمونیست وخداناباوری شده بودند، الآن حد اقل به این باور رسیده اند که نمازشان را بخوانند تا بعد ببینیم چه می شود، ما وظیفه دنیوی خود را انجام می دهیم و بعد اینکه اینها جهنمی بشوند و یا بهشتی دیگر تصمیمش با ما نیست رفتار خودشان و تصمیم خداوند متعال است، ما اگر به شلاق متوسل شویم نتیجه معکوس خواهد داشت.
از آنجا که خارج شدیم حتی برخی از دوستان که بسیار حزب اللهی (منظور عضو حزب الله لبنان) بودند تحت تاثیر صحبت های وی قرار گرفته بودند.
چند سالی از این ماجرا گذشت.
دوباره به لبنان سفر کردم واز برخی دوستان پیگیر هم دانشگاهی های قدیمی شدم.
برخی از همان سلفی هایی که در دانشگاه بسیار تندرو و دو آتشه بودند را دیدم که ازدواج کرده بودند و ریش های خود را زده بودند وکاملا از تفکر های قبلی خود برگشته بودند وحتی با خانم های آنچنانی در خیابان ها تردد می کردند، آخر هفته ها بار و دیسکو را ترک نمی کردند، در حالی که وقتی در دانشگاه بودند اظهار می داشتند اگر همسرانشان روبنده نداشته باشند صورتشان را با اسید می سوزانند ویا با چنین افرادی ازدواج نمی کنند و....
برخی دیگر هم رفته بودند به گروه های تروریستی مانند القاعده و... پیوسته بودند و یا آدم کشته بودند و مورد پیگرد بودند و این طرف و آن طرف فراری بودند.
برخی هم آمریکا و اروپا را برای زندگی خود انتخاب کرده بودند و کاملا مهاجرت کرده بودند و از تفکرات قبلی خود برگشته بودند تا بتوانند مهاجرت کنند.
جالب اینکه چند تا از همان دخترهای گروه حبشی را دیدم که با حجاب شده بودند.
پیگیر چند تا از پسرهای هم دانشگاهی حبشی شدم و دیدم آنها نیز کاملا همه اعمال منافی با اصول اسلامی را کنار گذاشته اند.
جالب تر اینکه شنیده بودم برخی از آنها به کشورهای دیگر مهاجرت کرده بودند اما در آنجا نه فقط به اصول دین پایبند هستند بلکه در حال ترویج باورهای اسلامی می باشند.
دوستانم که طرفدار حزب الله لبنان بودند و هستند را دیدم، مسئولیت های بالایی در حزب الله گرفته بودند، دیدم آنها هم از همان شگرد برای جذب حد اکثری استفاده کرده بودند، در سخنرانی های سید حسن نصر الله افراد متنوع حضور پیدا می کردند، از با حجاب تا بی حجاب، از مذهبی تا غیر مذهبی، مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی، همه شان مرید حزب الله شده بودند.
آنها به من آن جلسه با شیخ حلبی را یادآوری کردند و اظهار می داشتند پس از آن بود که آنها تصمیم گرفتند همان روش ها را پیاده کنند و با روش اقناعی جذب حد اکثری داشته باشند.
پس از آن بود که هر انتخاباتی در لبنان برگزار می شد و می شود حزب الله اکثریت آرا را به دست آورده.
تا به امروز، علیرغم همه فشارهایی که به مردم لبنان وارد می شود، علیرغم همه سرمایه گذاری ها و تلاش های دشمنان ایران و حزب الله باز هم مردم از روی باور وقناعت به حزب الله رای می دهند.
تازه فهمیده بودم شیخ حلبی چه می گفت.






