بیگادگی. [دِ]. (حامص مرکب). از بیگاده به معنای متنفر از زن. حالت کسی که به علت ضعف جنسی زنان را خوش ندارد بی وجودی، عنین بودگی، نامردی. ناتوانی (جنسی).