سرمقاله 910
دلیل مبارزه با اسرائیل، دفاع از
"اخلاق" نیست، بلکه دفاع از صلح است
نگاهی به دیدگاه های آقایان زیدآبادی، بازرگان و عطا بهرامی و یوسف
عزیزی
مدیران سایت های "تحریریه" و "سیاره رنج"
خوش خیالی اولیه هواخواهان "ایرانی" اسرائیل درباره پیروزی
برق آسای ارتش آن کشور در غزه که با وعده رسیدن به حساب یمن و ایران نیز توام بود،
بتدریج جای خود را به نگرانی داده است. همه رسانه هایی که سرنوشت خود را با
اسرائیل گره زده و کمک های نظامی ایران به مردم فلسطین، لبنان، سوریه و یمن را
دلیل مشکلات داخلی معرفی می کردند، اکنون خود را آماده می کنند که شکست اسرائیل را
به عنوان پیروزی خود جا بزنند.
در این شرایط فضای بحث و مناظره درباره دلایل و شرایط آغاز این جنگ و
فرجام آن نیز در کشور داغ شد. یکی از نمونه های این گفتگوها، مناظره دکتر احمد
زیدآبادی که مطالعات و تحقیقاتی درباره اسرائیل انجام داده با دکتر ابوالفضل
بازرگان در دانشگاه علامه طباطبایی بود.
نفس این گفتگوها مثبت است و باید ادامه پیدا کند. موضع دکتر زیدآبادی
کمابیش روشن است. ایشان طرفدار این است که ایران نباید در امور اسرائیل و فلسطین
دخالت کند و این جنگ و کشاکش به مردم ما چندان مربوط نیست. ایشان در آغاز عملیات
هفتم اکتبر حماس آن را "یازدهم سپتامبر" دیگری معرفی می کرد که بزودی با
پیروزی اسرائیل بر حماس و تصرف منطقه خاتمه خواهد یافت. هرچند بتدریج و با معلوم
شدن ضعف و زمین گیر شدن اسرائیل در نوار عزه در این موضع خود تجدیدنظر هایی انجام
داده است که باید دید در آینده تا کجا امتداد خواهد یافت. اما در اینجا صحبت بر سر
نظرات دکتر زیدآبادی نیست، بلکه نظرات آقای ابوالفضل بازرگان مورد نظر است. ایشان
کلا از قدرت نظامی ایران دفاع می کند و بر مبنای نظریه "واقع گرایی" و
توجه به تناسب قوا، کمک ما به فلسطینیان را ضرورتی برای داشتن عمق استراتژیک و دفاع
از منافع ملی دربرابر خطر غرب و اسرائیل می داند. از نظر ایشان ضمن دفاع از قدرت
نظامی باید از عملکردهای نادرست در زمینه های اقتصادی و اجتماعی انتقاد کرد. ایشان
این نظر که مسائل غزه و اسرائیل به ایران مربوط نمی شود را رد می کند.
همه این نظرات آقای بازرگان از نظر ما درست است اما مشکل آقای بازرگان
آن است که نظرات خود را در چارچوب مکتب واقع گرایانه در روابط بین الملل که
"جان میرشایمر" و "استفان والت" آمریکایی نظریه پردازان بزرگ
آن هستند طرح می کند.
متاسفانه این معضلی است که اندیشکده تحریریه و آقای عطا بهرامی یا
یوسف عزیزی در کانال تحلیلی سیاره رنج هم بدان مبتلا هستند و نمی توانند خود را از
زیر بار این نوع نظریه پردازی های غربی بیرون بکشند. در حالیکه این مکتب برای
توجیه توسعه طلبی آمریکا در جهان ساخته و پرداخته شده و نقد آن هم به مواضع سیاست
پردازان آمریکایی از آن جهت است که برنامه های آنها کمکی به حفظ امپراتوری آمریکا
در جهان نمی کند، نه اینکه با اصل آن مخالف باشند. این نگاه منافع دولت های ملی و
حفظ آنها را نقطه عزیمت خود قرار می دهد که در نهایت حفظ منافع آن با هر وسیله ای
و از جمله جنگ مجاز خواهد بود.
نمود این نگاه را در سخنان دکتر بازرگان می توان دید که ایران و
اسرائیل را "رقیب" هم معرفی می کند و اینکه ایران برای حفظ منافع خود
نیاز به حوزه نفوذ و عمق استراتژیک دارد تا اسرائیل را در خارج از مرزهای ایران
درگیر کند و به این شکل کمک های ایران به سوریه و لبنان و فلسطین و حماس و یمن و
غیره را توجیه می کند. در این نگاه جنبه آزادیبخش مبارزه مردم فلسطین و اصل
همبستگی هیچ جایگاهی ندارد. بنابراین می تواند توجیه گر هرگونه سیاست توسعه طلبانه
نیز باشد. در یک نکته میتوان با آقای زیدآبادی هم نظر بود که این نگاه را "غیراخلاقی"
معرفی می کند.
تحلیل روابط بین الملل را نه از واحد ملی که باید از جهان شروع کرد.
جهان باید در صلح و عدالت باشد تا مردم هر کشوری بتوانند در صلح و عدالت زندگی
کنند. اسرائیل به عنوان یک کشور فاشیست و نژادپرست یک خطر و تهدید دائمی برای صلح
و عدالت در منطقه خاورمیانه و در نتیجه جهان و ایران است. نقطه عزیمت ضرورت مبارزه
ما با اسرائیل و کمک به مردم فلسطین از اینجا آغاز می شود نه اینکه ما و اسرائیل
رقیب همدیگر هستیم. مردم شیلی که علیه اسرائیل تظاهرات می کنند و یا مردم اکوادور
در آمریکای لاتین وقتی خواهان قطع روابط کشورشان با اسرائیل می شوند، مگر رقیب
اسرائیل هستند؟ آنها براساس درک خود از صلح و عدالت و همبستگی عمل می کنند.
همانطور که نیروهای کوبا در آفریقای جنوبی و نامیبیا بر اساس وظیفه همبستگی و صلح
می جنگیدند و کشته می دادند نه بدلیل آنکه کوبا با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی و
نامیبیا رقیب یا دشمن بود. مبارزه آنان برای مردم کوبا نیز بود.
کمک به مردم فلسطین و مبارزه علیه اسرائیل کمک به صلح و عدالت در
منطقه و جهان است و در نتیجه در چارچوب منافع درازمدت مردم ایران قرار دارد ولو
کوتاه مدت بابت آن هزینه هم بدهد. رسانه های سرمایه داری تجاری داخلی دست در دست
شبکه های خارجی چنان جوسازی علیه کمک ایران به مردم فلسطین و منطقه به راه انداخته
اند که آنهایی هم که می خواهند مانند دکتر بازرگان از این کمک ها دفاع کنند آن را
در چارچوب کسب منافع تنگ نظرانه فوری قرار می دهند، در حالیکه چنین نیست. ما حتی
اگر به اسرائیل کار نداشته باشیم، اسرائیل به ما کار دارد. همانطور که اردن و مصر
و عربستان و امارات و بحرین هیچکدام به اسرائیل کاری نداشته اند ولی الان بیش از
ما درگیر این جنگ شده اند و خطری که حکومت های آنها را درست به دلیل همین که کاری
با اسرائیل نداشته اند یا با آن همکاری کرده اند تهدید می کند بیش از خطریست که ما
را تهدید می کند.
