دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
دلِ غمدیده ما بود که هم بر غم زد.
نظر میمیرسد منظور از "دیگران" سایرِ باشندگانِ عالمِ غیب و ملائک باشند که در عیشِ مُدام هستند و غمِ فراق از حضرتِ دوست را نداشته و قسمت یا تقدیرشان این بوده که پیوسته در جوارِ خداوند در ناز و تنعم باشند اما این یکسویِ ماجراست و از قضا بدلیلِ همین عیشِ مُدام است که از عشق و غمِ ارزشمندِ فراقِ معشوق بی بهره هستند، در مصراع دوم دلِ انسان که رانده شده بهشت است غمدیده و غمزده می شود، "هم بر غم زد" دارای ایهام است که معنیِ اصلی و موردِ نظر همیَّت و اهتمام بر غم است، یعنی انسان پای در این جهان می گذارد تا عاشق شود و غمِ ارزشمند فراق را درک و با همت و کوششِ خود بارِ دیگر به وصالِ معشوقِ خود نائل و به اصلِ خود زنده گردد که با چنین همّ و غمّی ست که مرتبه او فوقِ ملائک یا دیگران می شود و حافظ در بیتِ بعد نیز به همین مطلب اشاره می کند.
جانِ عِلوی هوسِ چاهِ زنخدانِ تو داشت
دست در حلقه آن زلفِ خم اندر خم زد
