باسمه /bāsme/ معنی ۱. تصویر چاپشده. ۲. (اسم مصدر) [منسوخ] چاپ؛ طبع.
فرهنگ فارسی عمید.
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد ۱. چاپ، طبع ۲. تصویرچاپی، کلیشه، گراور. انگلیسی , engraving, imprint, woodcut, plate آلمانی Gravur، فرانسه gravure، روسی گراویورا=гравюра
