۱۴۰۲ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

 سرش. [سُ رِ].  (اِمص) اسم مصدر از سُریدن. 

سر خوردن، سُر، سبک پریدن، سُریدن، اسان رفتن، نرم رفتن، پرواز کردن بدون نیروی موتور.

||سُرِشی: آن که می سُرد: بمب های سرشی، هواپیمای سرشی (گلایدر).

انگلیسی glide

عربی: انزلاق، انحدار.