سرش. [سُ رِ]. (اِمص) اسم مصدر از سُریدن.
سر خوردن، سُر، سبک پریدن، سُریدن، اسان رفتن، نرم رفتن، پرواز کردن بدون نیروی موتور.
||سُرِشی: آن که می سُرد: بمب های سرشی، هواپیمای سرشی (گلایدر).
انگلیسی glide
عربی: انزلاق، انحدار.