خاک توسری که با فعل کردن بکار می رود در گویش تهرانی جماع و آمیزش و مباشرت و عمل جنسی است.
1- بدبختی / خفت
2- همبستر شدن / معاشقه کردن با زنی؛ خاکه رو خاکه کردن؛ جماع، همبستری، مباشرت، آمیزش؛ همخوابگی.
مثال:
1- گفتیم، همه چیز را بفروشیم و برویم تهران تا شاید از این خاک توسری نجات پیدا کنیم.
2- حواست باشه، اگه با دختره خاک توسری بکنی، باید عقدش کنی.
3- بعداز عمری خواستیم با هم خاک توسری کنیم، ده تا سرخر سبز شد.
