۱۴۰۳ تیر ۱۷, یکشنبه

 بور.  (ص. فا).  رنگ پریده.  رنگ باخته.  آفتاب خورده و رنگ باخته.  متمایل به سفیدی شده.  سفید.  سفید شده.

زنهار تا چنان نکنی کآن سفیه گفت

چون قیر بِه ْ سیاه گلیمی که گشت بور.

ناصرخسرو.


کی ببینی سرخ و سبز و بور را

تا نبینی پیش از این سه نور را.

مولوی.


موی گردد پس از سیاهی بور

نیست بعد از سفیدی الا گور.

سعدی.


.. پیر گشتی و مینگشتی سیر


رنگ ریشت سیاه و بور و سپید


گشت و رنگ دلت همان چون قیر.

میرزا حبیب خراسانی.


- موی بور ؛ برنگی روشن تر از خرمایی ، نزدیک به سپیدی.


انگلیسی:  faded ,pale