News Feed posts

حافظ سایه و نوشتۀ ابسورد
بعضی ها معتقدند که ترجمۀ هر واژه ای از زبانی به زبان دیگر باید با یک واژه انجام گیرد. اما این حکم اشکال دارد. در هر زبانی واژه هایی هست که نمی توان با یک یا حتی دو کلمه به زبان دیگر ترجمه کرد. نمونۀ آن در زبانهای انگلیسی و فرانسه لفظ ابسوردabsurd است که هم آن را مهمل ترجمه کرده اند و هم مسخره. تآتر ابسورد را هم تآتر پوچی ترجمه کرده اند. به هر حال، من بهترین نمونه از نثر پوچی را در مقاله ای یافتم که در بارۀ "حافظ سایه" در همین شمارۀ «مهرنامه» نوشته شده است و این طور آغاز می شود : « ادامه های ازل را گاه می توان در سکوت یک تکه سنگ نیز در تماشا ریخت آن گاه که اشیاء با سکوتی سرشار ذهن و زبان ملکوت را در سمت های جاری جان به ترجمان می نشینند. ما ساکن دور می شویم؟ یا دور ساکن ما؟ این حکایتی است که تنها می توان آن را در آن متن نانوشته، شهرزاد شد. در دور جائی است که در آن بَعد و بُعد با یکدیگر حرف می زنند، حرف هائی رها که ساکنان جذب، جان خویش را با آن تا تطهیر وقت می برند....» اگر شما چیزی نفهمیدید ناراحت نشوید. نوشتۀ ابسورد را قرار نیست کسی بفهمد.
یاد داشت : این مطلب را من در تاریخ جمعه ۲۶ مهر ماه ۹۲ نوشتم و در فیس بوک اولم گذاشتم. امروز ناگهان در میان یادداشتهایم آن را پیدا کردم. کلمه ابسورد را به نظرم در مواردی میتوان مهمل ترجمه کرد ، که در انگلیسی BS هم میگویند، همان کلمه ای که آقای خلجی چند روز پیش برای حرفهای آ سید منیر به کار برد. راستی، اسید منیرها فقط در حوزه علمیه نیستند در میان روشنفکران ما هم هستند ، به خصوص روشنفکران چپ.