د: 2345009
بازگشت به ریهکا با یک امضا
وداع با دراگان اسکوچیچ در سپیدهدم

به گزارش ورزش سه، دراگان اسکوچیچ در شرایطی که عزیزان و موردعلاقههایش در زندگی کنارش بودند، صبح زود با چمدانهای بسته از هتل تورچ خارج شد تا ماشین تشریفات او را مقابل فرودگاه دوحه پیاده کند. سفری برای بازگشت به ریهکا، زادگاه.
چهار هفته پیش، در شرایطی که بازیکنان تراکتور بهدلیل رخدادهای ناگهانی و قطع سراسری اینترنت از حضور در تمرین امتناع کرده و قصد ترک تبریز را داشتند، سرمربی کروات تصمیم گرفت کنار تیمش بماند اما از فردای شکست تیم مقابل قطر دیگر نظر او به ماندن نبود. در این بین تلاشهای مکرر از همه سو برای تغییر عقیده سرمربی هم بینتیجه پیش میرفت. چند روزی طول کشید و نهایتا قصه به سر رسید. یک امضا و سپس گشت و گذار در دوحه و در نهایت خداحافظی از تیم و جدایی.

* فقط شش هفته زمان لازم بود که یک مربی با پاسپورت کروات و با سابقه هدایت تیم ملی ایران جهت باد را در تبریز تغییر بدهد . تیم او برای اولین بار در هفته ششم فصل گذشته و پس از برد ده نفره مقابل سپاهان مورایس به صدر جدول لیگ رسید و با وجود چند لغزش و دو شکست خانگی مقابل ذوب آهن محمد ربیعی و شمس آذر رضا مهاجری دوباره در هفته یازدهم به صدر برگشت. تیم او تا هفته نوزده چند هفتهای در رقابت با سپاهان و پرسپولیس، بازهم به رتبه دوم سقوط کرد اما از هفته 19 تا پایان لیگ آنها دستنیافتنی و دور از دسترستر شدند و در نهایت در آستانه شکستن رکورد امتیازی لیگ با یک قهرمانی زودهنگام لیگ را به اتمام رساندند.

* دراگان اسکوچیچ را یک ایجنت تحصیلکرده به ایران آورد. او ناامید از همه جا قصد داشت آخرین شانسش را در ایران امتحان کند. مقصد او ملوان بود درحالیکه بیماری گوارشی و مسائل حقوقی مربوط به جدایی از همسر اول روزگارش را تیره کرده بود. اما کمی قبل از اخراج از ملوان در لحظات آخر بازی مقابل گسترش فولاد ناگهان ورق برگشت و قوی سپید اوجی استثنایی را با او تجربه کرد.
* شاید برای دوستان نزدیک، موفقیت دراگان در تراکتور کاملا قابل پیشبینی بود. آنها او را از زمان حضور در ملوان، فصل اول فولاد، نفت آبادان و تیم ملی دنبال کرده بودند و میدانستند چه مربیای به پرتماشاچیترین تیم ایران اضافه شده. یک مربی بااعتماد بهنفس بدون ادا و اطوار و مصمم. متولد 1968، کسی که مثل خیلی از ما جنگ و نبرد و سفر و مهاجرت را در زندگی تجربه کرده و با ارزشهای خانوادگی و دانش و میل شدید به کار زندگی کرده است. او در سختترین روزهای زندگی حرفهای در تیم ملی ایران در مسیر همکاری با آدمهای عجیبی مثل رییس اسبق و خرافاتی فدراسیون که هیچ اعتقادی به او نداشت و گروهی از بازیکنان که خلق و خوی او را برنمیتابیدند موفق بیرون آمد و برکناریاش هنوز در کارنامه ستارگانی که در این مسیر کوشا بودند، لکه انداخته است.

* آوازهخوان نه آواز! چه جالب خواهد بود که اگر در بررسی مسیر دراگان علاوه بر اشاره به النصر عربستان، به خونه به خونه تیمی از شهر بابل اشاره کنیم. تیمی متعلق به لیگ دسته اول ایران که اسکوچیچ در یکی از پرهیجانترین ادوار تاریخ این لیگ صعود را به صورت بحثبرانگیزی به تیم رقیب باخت و همه آن نکات باریکتر از مو و ادعاها علیه آخرین هفته در شادی بزرگ بازگشت نساجی به لیگ برتر گم شد. او در آنجا تیمی ساخت که در فصل 19 بازیکن آن به تیمهای لیگ برتری پیوستند و اکثرا هنوز در لیگ به بازی مشغولند. او با خونه به خونه به فینال جام حذفی هم صعود کرد و بدون هفت بازیکن اصلی بازی پایانی را 1-0 به استقلال شفر باخت. کارنامهای درخشان در باشگاهی با یک زمین تمرین مرغ و استادیومی که هر سال خبری از کاشت چمن در آن مخابره میشود. در واقع گرچه کلیدواژه خونهبهخونه به سوژهای برای تحقیر او در سمت سرمربی تیم ملی بدل شد اما او همانجا هم عالی بود.

*تیمی که آن روزها را پشت سر گذاشته و از خود الکتریسیتهای تولید میکند و پرانرژی و تهاجمی بازی میکند. فوتبال عمودی تراکتور در آخرین بازی تحت انقیاد اسکو در قطر مقابل الغرافه یکی از بهترین نمایشهای یک تیم ایرانی در آسیا بوده است. تراکتور در این مدت نسخهای خاص از فوتبال را مبتنی بر پاسهای کوتاه و حملات مکرر و بازپس گیری توپ و گلزنی ارائه کرده و اگر بدشانس نبود شاید پارسال هم میتوانست یک جام آسیایی در سطح دوم نیز به افتخارات خود اضافه کند. تیمی که حالا علاوه بر کنترل بازی میداند کجا توپ را بدزدد و از کدام سمت ضربه بزند.



پژمان راهبر
