۱۴۰۳ تیر ۲۰, چهارشنبه

 

حکومتهای توتالیتر در آخرالزمان
( از دیدگاه فلسفه ایرانی)
در میان برخی از فرقه های مسیحی مفهومی است به نام «انتی کرایست»، یعنی ضد مسیح یا به تعبیر دقیقتر پتیاره مسیح the opponent of Christ
این پتیاره همزمان یا قبل از مسیح ظهور میکند و خود را به نام مسیح جا میزند. از دیدگاه فلسفه ایرانی پتیاره مسیح یا پتیاره فرستاده مسیح در حقیقت پتیاره شهریار نیک و پیامبر یا فرستاده اوست، چه اصل و منشأ مسیح هم شهریور است و هم «خود» هرمزد (که گاهی مهر هم خوانده میشود). منشأ پتیاره مسیح هم انگره مینو ( اهریمن) است و هم پتیاره شهریور . پس پتیاره مسیح در واقع با دو فر درگیر میشود، یکی فری که از خود هرمزد سرچشمه گرفته و دیگر فری که از شهریور ساطع شده است.
و اما فره کیانی یا فر شهریاری نیک که از شهریور سرچشمه می گیرد هم در شخص بروز میکند ، مانند کیخسرو، و هم در پادشاهی یعنی در مُلک -به اصطلاح فرنگیها در state. به این «استیت» یا «اتا» که مظهر شهریاری نیک است در یونانی اوتوپیا یعنی استیت نیک و ایده آل گفته میشود و در گیتی محقق نمی‌شود بلکه فقط در مینو محقق است و به همین دلیل آنرا « ناکجا آباد » می گویند. (« ناکجا »یعنی ورای زمان و مکان که همان مینوست). از اهریمنی هم که ضد شهریور است پتیارگی شهریاری نیک صادر میشود که هم در شخص بروز میکند مثل فرعون و نمرود و ضحاک و صدام حسین و استالین و هم در کشور یا حکومت‌ها ، مانندحکومتهای این اشخاص و همه حکومتهای توتالیتر که در نیمه اول قرن بیستم ظهور کردند. پس آنتی کرایست فقط اشخاص نبوده اند بلکه کشورها یا دقیقتر بگوییم حکومت‌هایی هم که تحت سلطه آنتی کرایست بوده اند آنتی کرایست اند. کشور هایی که کاملا زیر سلطه اهریمن اند و پتیاره اوتوپیا به شمارند دیستوپیا خوانده میشوند. این دیستوپیا هم در گیتی محقق نمی‌شود. آنچه در گیتی محقق می‌شود حکومتی است که هم نیک است و هم بد. و در حالی که در یکی نیکی بر بدی غالب است، در دیگری بدی بر نیکی غلبه دارد. و اما علت این که ما در فلسفه ایرانی آنها را« توتالیتر» مینامیم این است که هم پتیاره فر دینی هستند و هم پتیاره فر شهریاری نیک. پس حکومتهای توتالیتر که در نیمه اول قرن بیستم ظهور کردند همه آنتی کرایستند. آنتی کرایست هم کارش دروغ گفتن است. ادعا میکند که کرایست یا مسیح یا مهدی است و آمده است که مردم را از بدبختی و امپریالیسم و ظلم و جور توانگران بر درویشان و بی‌پناهان نجات دهد. ادعا میکند که منجی است و همان کسی است که زردشتیها میگویند در آخرالزمان خواهد آمد و مژده او را در انجیل هم داده اند و مسلمانان هم از صدر اسلام تا کنون چشم انتظار او بوده اند و با وجود این که بارها سرشان به سنگ خورده ولی باز حرف این قبیل مدعیان را باور میکنند.
پانوشت: من در اینجا توتالیتر را به معنایی به کار برده ام که با معنای متداول آن از جهتی فرق دارد. رژیم توتالیتر ، به معنایی که من در نظر دارم، رژیمی است که همه امور مربوط به فر پادشاهی و فر دینی یا پیغمبری را در اختیار خود میگیرد. پس توتالیتی بودن آن جمع قلمرو دو فرّ است. ادعای آن هم این است که هم مادیات مردم را درست میکند و هم معنویات آنها را ( مادیات مربوط به امور سیاسی و اجتماعی است و معنویات مربوط به امور دینی و روحانی. در جوامع غیر دینی هم معنویت را به معنی کولتور در نظر میگیرند.). ولی توتالیتر به معنای غربی آن رژیمی است که همه امور اجتماعی یا مدنی را، چه در قلمرو کل کشور باشد و چه در قلمرو گروهها و اصناف، و چه در حوزه امور شخصی و خانوادگی، همه را به زور و نیرنگ در دست میگیرد. لذا توتالیتی بودن آن مربوط به تمامیت یک فر و احاطه داشتن بر همه امور مربوط به آن فر میشود.