چهار دیدگاه در تاریخ اسلام نویسی
ما تاریخ اسلام را دست کم از چهار دیدگاه میتوانیم بنویسیم و آموزش دهیم. این چهار دیدگاه بعضا با هم تداخل ممکن است داشته باشند، یعنی کتابی مثلاً از دو دیدگاه یا حتی سه دیدگاه نوشته شود که البته یک دیدگاه در آن غلبه دارد:
۱- دیدگاه تاریخ نویسان اسلامی ( مانند طبری و بلاذری و مسعودی و یعقوبی و سیره نویسان)
کتابهای آموزشی ما در اسلام، به خصوص بعد از انقلاب، از همین دیدگاه نوشته شده است، مانند کتاب مرحوم سید جعفر شهیدی.
۲- دیدگاه (تاریخ) مسیحی
این همان دیدگاهی است که مونتگمری وات بر اساس آن کتاب سه جلدی محمد ص را نوشته است. البته وات نسبت به اسلام عنادی نداشت. کسانی بوده اند که با عناد نسبت به اسلام تاریخ اسلام و پیغمبر اسلام را نوشته اند.
۳- از دیدگاه ایرانی و تاریخ ایران
نمونه ای هنوز نمی توانم نام ببرم.
۳- از دیدگاه علمی
کتاب اسلام در ایران پطروشفسکی را که قبل از انقلاب مورد توجه مارکسیستهای اسلامی قرار گرفت نمی دانم میتوان در این دسته قرار داد یا نه، باید دیدگاه آن را مسیحی - مارکسیستی دانست( چون من این کتاب را نخوانده ام).
رویزیونیستها مانند جان والزبرو و پاتریشا کرون را ظاهراً باید جزو این دسته قرار داد.
دیدگاه علمی بهخصوص ممکن است با دیدگاههای دیگر تداخل داشته باشد، چه اغلب تاریخ نویسان جدید دوست دارند دیدگاهشان را علمی جلوه دهند. کتاب دو جلدی شعبان به انگلیسی از این نوع است. همچنین کتاب در کشاکش دین و دولت نوشته جناب محمد علی موحد.
یک موضوع تارخی را من به عنوان نمونه در اینجا از این چهار دیدگاه در نظر میگیرم. موضوع اعتقاد به مهدویت و جنبشهای آخرالزمانی که قبل از اسلام در میان مسیحیان و ایرانیان پیدا شد.
از دیدگاه اسلامی اعتقاد به مهدی در میان مسلمانان و فارقلیط در میان مسیحیان و سوشیانت در میان زردشتیان تواتر است یعنی اینها مستقل از هم به آخر الزمان و مهدی موعود قایل شده اند. اما از دیدگاه مسیحی اعتقاد به مهدی در میان مسیحیان متاثر از عقاید مسیحی است. (برخی از مسیحیان اسلام را کلا شاخه ای منشعب شده از یکی از فرقه های مسیحی می انگاشتند.) اما از دیدگاه ایرانی هم اعتقاد به فارقلیط و هم اعتقاد به مهدی متأثر از عقیده به سوشیانت است که در دوره چهارم از ادوار تاریخی ظهور خواهد کرد. کسانی که از دیدگاه علمی به این مسئله توجه میکنند عقیده به سوشیانت و دوره چهارم را با عقیده هندیان و دوره کالی یوگا که دوره آخرالزمان است با هم و مشترکا در نظر میگیرند.
پ.ن. من میدانم که این تقسیم چهارگانه هنوز خام است و جای چون و چراهای زیادی دارد ولی به هر حال این را من در پاسخ به عقیده رایج مسلمانانی نوشته ام که تاریخ نویسی اسلام را به دو دیدگاه منسوب میکنند یکی دیدگاه « اسلامی» و دیگر دیدگاه اسلام شناسان غربی که بعد از انقلاب، آمریکایی خوانده شده اند و اصلا اسلام را به دو نوع تقسیم میکنند اسلام حقیقی و اسلام آمریکایی.، تاریخی هم که از اسلام حقیقی خود میسازند در واقع تاریخ مقدس است ، از نوع تاریخی که روضه خوانها از حوادث کربلا ساخته اند.
