سرمقاله 1001
پشت جبهه ایران
دربرابر تجاوز نظامی ضعیف است!
شایعات بسیاری از آمریکا و ایران درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا و مفاد آن به گوش می رسد. چون از مفاد این تفاهم اطلاع نداریم هنوز نمی توان درباره آن قضاوت قطعی کرد ولی یک چیز قطعی است: تا زمانی که ضدانقلاب در حاکمیت ایران دست بالا را دارد و اجازه نمی دهد که ایران پشت جبهه بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی خود را تحکیم کند، بهترین تفاهم ها و توافق ها فقط مشتی الفاظ روی کاغذ و زمان دادن به دشمن برای آماده کردن حمله ویرانگر بعدی است، یعنی همان چیزی که پس از جنگ ۱۲ روزه روی داد.
هفته هایی که از آتش بس شکننده و توام با تهدیدهای هر روزه گذشته نشان داد که بجز بخش نظامی، بقیه ارکان حاکمیت ایران در هیچکدام از این عرصه ها حاضر به برداشتن کوچکترین گامی نیست. در ایجاد یک جبهه بینالمللی با چین و روسیه که می توانست دست ایران را در مذاکرات نیرومند تر کند، با وجود اظهار آمادگی چندباره آن کشورها – به ویژه روسیه – کوچکترین اقدامی نشد. انتصاب محمد باقر قالیباف به عنوان مسئول پرونده چین در این شرایط بیش از آنکه نشانه یک اقدام واقعی باشد، همان سیاست همیشگی بازی با کارت چین و نشستن میان چند صندلی است که حاکمیت حاضر به ترک آن نیست. ظاهرا حکومت ایران از این واقعیت که سرنوشت ایران و چین و روسیه به هم گره خورده نتیجه وارونه گرفته است، یعنی می توان بدون ایجاد یک اتحاد و پشت جبهه واقعی با کارت آنها بازی کرد و هر وقت هم نیاز شد آنها بدلایل امنیتی خودشان به کمک ایران خواهند آمد. این به کارگزاران حکومتی ایران اجازه می دهد که یک صدم از وقتی که برای مذاکره و دلبری از دشمنان ایران می گذارند برای گفتگو و تفاهم با دوستان و هم جبهه های ایران نگذارند و ضمنا دربرابر مردم ادعای "استقلال" داشته باشند. گویا روسیه و چین که اکنون نزدیکترین اتحاد را با هم دارند استقلالشان را از دست داده اند و فقط ایران که به طور طبیعی بدون کمک های همه جانبه آنان هرگز قادر به مقاومت در این دفاع میهنی نیست، در جهان "مستقل" است.
در زمینه اقتصادی نیز اوضاع اگر وخیم تر نباشد، بهتر نیست. مسئولان کشور این روزها توقعاتشان از مردم بالاتر هم رفته است. بازی با نرخ ارز، گرانسازی دستوری از بالا، چند برابر شدن بهای کالاها به بهانه تحریم و محاصره اقتصادی که به راحتی می شد آن را با فعال کردن کریدورهای شمال و شرق به سمت روسیه و چین در هم شکست و حکومت حاضر به آن نیست، نشان می دهد که ضدانقلاب لانه کرده در حاکمیت که اهرم های اقتصادی را در دست دارد از ابزار تحریم برای وادار کردن مردم به پذیرش تسلیم می خواهد استفاده کند. این بجز ادامه دادن سیاست های ورشکسته و تکراری کوچک سازی دولت و خصوصی سازی و حذف یارانه ها و سپردن اقتصاد جنگی به بازار آزاد یعنی منافع سرمایهداران وابسته و بورورکرات حکومتی است که بزودی نتیجه آن به شکل تکرار ۱۸ و ۱۹ دی و حمله ویرانگر بعدی آمریکا و اسرائیل خود را نشان خواهد داد.
در زمینه سیاسی و اجتماعی هم جریان های واپسگرا و اقلیت محض که در بین آنها عناصر وابسته به موساد و ضدانقلاب چشمگیر هستند همچنان بدنبال افزایش فشار و ایجاد درگیری بنام حجاب و مبارزه با بی حجابی و ادامه سیاست خودی و غیرخودی هستند. پاکسازی نیروهای هوادار انقلاب، مانع تراشی اداری یا اقتصادی دربرابر انتشار کتاب و فیلم ها و تئاترها و هرچیزی که بویی از آرمان های برابری طلبانه و آزادیخواهانه انقلاب ۵۷ در آن باشد و برعکس ساختن سریال هایی از نوع "تاسیان" مبنای سیاست اجتماعی و فرهنگی حاکمیت است. به همین شکل در شرایطی که با تمام قوا جلوی فعالیت و تشکل نیروهای میهندوست، چپ مذهبی و غیرمذهبی، ضد امپریالیست، هواداران انقلاب و اجرای قانون اساسی گرفته می شود، انواع و اقسام تشکل های ضدانقلابی و ارتجاعی و آمریکایی با صدها رسانه در کشور فعال هستند تا پشت جبهه بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی کشور را ضعیف کنند.
در این شرایط مسئله اصلی آن نیست که ایران با آمریکا به چه تفاهمی دست می یابند و چه امتیازهایی ایران خواهد داد یا نخواهد داد. آمریکا پس از شکست در تجاوز نظامی، راهبرد به اجماع رسیده در آمریکا و اعلام شده توسط ریچارد نفیو - معمار تحریم ها- را در پیش گرفته، یعنی اجازه دادن به اینکه ضدانقلاب حکومتی و پاشینیان ها و دلسی رودریگزهای ایرانی کارشان را انجام دهند و فروپاشی از درون را سازمان دهند. اگر دست ضدانقلاب حکومتی از حاکمیت قطع نشود، اگر بسرعت در جهت تقویت پشت جبهه بینالمللی و داخلی اقدام نشود و در صورت ترک خیابان ها توسط مردم - حتی با دست یافتن به بهترین تفاهم ها و توافق ها - باید منتظر فروپاشی داخلی و حمله نهایی آمریکا در آینده نزدیک بود.
تلگرام راه توده
https://telegram.me/rahetudeh
دربرابر تجاوز نظامی ضعیف است!
شایعات بسیاری از آمریکا و ایران درباره توافق احتمالی ایران و آمریکا و مفاد آن به گوش می رسد. چون از مفاد این تفاهم اطلاع نداریم هنوز نمی توان درباره آن قضاوت قطعی کرد ولی یک چیز قطعی است: تا زمانی که ضدانقلاب در حاکمیت ایران دست بالا را دارد و اجازه نمی دهد که ایران پشت جبهه بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی خود را تحکیم کند، بهترین تفاهم ها و توافق ها فقط مشتی الفاظ روی کاغذ و زمان دادن به دشمن برای آماده کردن حمله ویرانگر بعدی است، یعنی همان چیزی که پس از جنگ ۱۲ روزه روی داد.
هفته هایی که از آتش بس شکننده و توام با تهدیدهای هر روزه گذشته نشان داد که بجز بخش نظامی، بقیه ارکان حاکمیت ایران در هیچکدام از این عرصه ها حاضر به برداشتن کوچکترین گامی نیست. در ایجاد یک جبهه بینالمللی با چین و روسیه که می توانست دست ایران را در مذاکرات نیرومند تر کند، با وجود اظهار آمادگی چندباره آن کشورها – به ویژه روسیه – کوچکترین اقدامی نشد. انتصاب محمد باقر قالیباف به عنوان مسئول پرونده چین در این شرایط بیش از آنکه نشانه یک اقدام واقعی باشد، همان سیاست همیشگی بازی با کارت چین و نشستن میان چند صندلی است که حاکمیت حاضر به ترک آن نیست. ظاهرا حکومت ایران از این واقعیت که سرنوشت ایران و چین و روسیه به هم گره خورده نتیجه وارونه گرفته است، یعنی می توان بدون ایجاد یک اتحاد و پشت جبهه واقعی با کارت آنها بازی کرد و هر وقت هم نیاز شد آنها بدلایل امنیتی خودشان به کمک ایران خواهند آمد. این به کارگزاران حکومتی ایران اجازه می دهد که یک صدم از وقتی که برای مذاکره و دلبری از دشمنان ایران می گذارند برای گفتگو و تفاهم با دوستان و هم جبهه های ایران نگذارند و ضمنا دربرابر مردم ادعای "استقلال" داشته باشند. گویا روسیه و چین که اکنون نزدیکترین اتحاد را با هم دارند استقلالشان را از دست داده اند و فقط ایران که به طور طبیعی بدون کمک های همه جانبه آنان هرگز قادر به مقاومت در این دفاع میهنی نیست، در جهان "مستقل" است.
در زمینه اقتصادی نیز اوضاع اگر وخیم تر نباشد، بهتر نیست. مسئولان کشور این روزها توقعاتشان از مردم بالاتر هم رفته است. بازی با نرخ ارز، گرانسازی دستوری از بالا، چند برابر شدن بهای کالاها به بهانه تحریم و محاصره اقتصادی که به راحتی می شد آن را با فعال کردن کریدورهای شمال و شرق به سمت روسیه و چین در هم شکست و حکومت حاضر به آن نیست، نشان می دهد که ضدانقلاب لانه کرده در حاکمیت که اهرم های اقتصادی را در دست دارد از ابزار تحریم برای وادار کردن مردم به پذیرش تسلیم می خواهد استفاده کند. این بجز ادامه دادن سیاست های ورشکسته و تکراری کوچک سازی دولت و خصوصی سازی و حذف یارانه ها و سپردن اقتصاد جنگی به بازار آزاد یعنی منافع سرمایهداران وابسته و بورورکرات حکومتی است که بزودی نتیجه آن به شکل تکرار ۱۸ و ۱۹ دی و حمله ویرانگر بعدی آمریکا و اسرائیل خود را نشان خواهد داد.
در زمینه سیاسی و اجتماعی هم جریان های واپسگرا و اقلیت محض که در بین آنها عناصر وابسته به موساد و ضدانقلاب چشمگیر هستند همچنان بدنبال افزایش فشار و ایجاد درگیری بنام حجاب و مبارزه با بی حجابی و ادامه سیاست خودی و غیرخودی هستند. پاکسازی نیروهای هوادار انقلاب، مانع تراشی اداری یا اقتصادی دربرابر انتشار کتاب و فیلم ها و تئاترها و هرچیزی که بویی از آرمان های برابری طلبانه و آزادیخواهانه انقلاب ۵۷ در آن باشد و برعکس ساختن سریال هایی از نوع "تاسیان" مبنای سیاست اجتماعی و فرهنگی حاکمیت است. به همین شکل در شرایطی که با تمام قوا جلوی فعالیت و تشکل نیروهای میهندوست، چپ مذهبی و غیرمذهبی، ضد امپریالیست، هواداران انقلاب و اجرای قانون اساسی گرفته می شود، انواع و اقسام تشکل های ضدانقلابی و ارتجاعی و آمریکایی با صدها رسانه در کشور فعال هستند تا پشت جبهه بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی کشور را ضعیف کنند.
در این شرایط مسئله اصلی آن نیست که ایران با آمریکا به چه تفاهمی دست می یابند و چه امتیازهایی ایران خواهد داد یا نخواهد داد. آمریکا پس از شکست در تجاوز نظامی، راهبرد به اجماع رسیده در آمریکا و اعلام شده توسط ریچارد نفیو - معمار تحریم ها- را در پیش گرفته، یعنی اجازه دادن به اینکه ضدانقلاب حکومتی و پاشینیان ها و دلسی رودریگزهای ایرانی کارشان را انجام دهند و فروپاشی از درون را سازمان دهند. اگر دست ضدانقلاب حکومتی از حاکمیت قطع نشود، اگر بسرعت در جهت تقویت پشت جبهه بینالمللی و داخلی اقدام نشود و در صورت ترک خیابان ها توسط مردم - حتی با دست یافتن به بهترین تفاهم ها و توافق ها - باید منتظر فروپاشی داخلی و حمله نهایی آمریکا در آینده نزدیک بود.
تلگرام راه توده
https://telegram.me/rahetudeh
