۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

زیغ - بساطی باشد که از دُخ بافته باشند. ابوالعباس گفت : زیغ بافان را با وشی بافان بنهند . طبل زن را بنشانند بَرِ رود نواز. دُخ/دوخ=لویی/جگن



دوخ . (اِ) صحرای بی گیاه و علف . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). || شاخ بی برگ و بار. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ). || سر بی موی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ). || روی ساده ٔبی موی . (ناظم الاطباء) (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). || علفی پهن و بلند که از آن حصیر بافند و انگور و خربزه بدان آونگ کنند. (از فرهنگ اوبهی ) (از فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گیاهی است که با آن بوریا بافند. (غیاث ) (از بحر الجواهر). غریف . حلفاء. اسل . حلف . (از منتهی الارب ). پیزر. زیخ . حلفا. زیغ. دخ . گیاهی است بسیار شاخ که در آب ایستاده روید و از آن بوریا سازند و عربی آن اَسَل است . (یادداشت مؤلف ). حلفا. (نصاب ). نمص . (از المنجد). به معنی دخ است . (لغت فرس اسدی ) (از فرهنگ جهانگیری ). گیاهی بود که به زمستان در مسجدها افکنند یا از او حصیر سازند و عرب آن را بردی گوید و به خوزستان کبانی خوانند و در بیشتر مواضع خاصه در تبریز و نخجوان وقتی که آن گیاه خشک شود بر یک اندازه پاره پاره کنند و کبریت در هر دو سر او مالند و فروشند. (از صحاح الفرس ). در گناباد خراسان آن را لوخ گویند. (یادداشت پروین گنابادی ): بردی ؛ دوخ تر. (منتهی الارب ) (دهار). حلفه ؛ یک شاخ دوخ. حلفاء؛ بیخ دوخ. (منتهی الارب ). [ دلالت کند بر ] گیا و دوخ و کلک. (التفهیم):
روی مرا کرد زرد زردتر از رنگ زر
گردن من عشق کرد نرم تر ازدوخ و دخ.


شاکربخاری (از اوبهی ).

شود رخ زرد و پشتت لوخ گردد
تنت باریک همچون دوخ گردد.


زرتشت بهرام (از آنندراج).

رجوع به روخ شود. || تیر هوایی که تیر آتش بازی باشد. (برهان ) (لغت محلی شوشتر). تیرتخش.
////////////


گیاه «دوخ» (که در متون کهن گاهی به صورت «دُخ» نیز ضبط شده) در منابع طب سنتی و داروشناسی کهن ایرانی (مانند قانون ابن‌سینا و صیدنه ابوریحان بیرونی) به نوعی نی یا گیاه بوریا اشاره دارد که معمولاً در آبگیرها و نیزارها می‌روید.

با توجه به ویژگی‌های ذکر شده در منابع، نام علمی امروزین این گیاه به شرح زیر است:
نام علمی امروزین

نام علمی (جنس): Typha


نام‌های رایج فارسی امروز: لوئی، توتک، گُرز، کامبوزیا (و در برخی مناطق خوزستان هنوز به آن دُمخ یا دوخ می‌گویند).

بسته به گونه دقیق آن در فلات ایران، بیشتر شامل دو گونه زیر می‌شود:

Typha domingensis (لوئی باریک‌برگ / پشه‎‌گال)


Typha latifolia (لوئی پهن‌برگ)
ویژگی‌های «دوخ» در طب و لغت کهن

برای اینکه مطمئن شوید این همان گیاه مد نظر شماست، نشانه‌های آن در متون کهن عبارتند از:

شکل ظاهری: گیاهی است آبزی با برگ‌های دراز و سبدی که در انتهای ساقه آن استوانه‌ای قهوه‌ای رنگ و مخملی (شبیه به شمع یا گرز) شکل می‌گیرد.


کاربرد طبی: اطبای کهن مغزِ نرم و پنبه‌ای‌شکل داخل گرز این گیاه را برای قطع خون‌ریزی (به ویژه جراحت‌ها) و همچنین به عنوان قابض و خشک‌کننده زخم‌ها به کار می‌بردند.


کاربرد صنعتی: از برگ‌های حصیرمانند آن برای بافتن بوریا و حصیر استفاده می‌شده است.
/////////////
زیغ - بساطی باشد که از دُخ بافته باشند. ابوالعباس گفت : زیغ بافان را با وشی بافان بنهند . طبل زن را بنشانند بَرِ رود نواز.
///////////////


گیاه لوئی (جنس .Typha spp) است و «زیغ» نام دستبافته، حصیر یا بوریايی است که از ساقه و برگ این گیاه می‌بافتند.
۱. تحلیل بیت و شاهد لغوی

در شاهدی که نقل کردید:


«زیغ: بساطی باشد که از دُخ بافته باشند.» ابوالعباس گفت: زیغ‌بافان را با وشی‌بافان بنهند، طبل نشانند. (یا در برخی نسخه‌ها: ننشانند، به معنای اینکه حصیربافانِ ساده‌باف را در رده و جایگاه ابریشم‌بافان و وشی‌بافانِ گران‌قیمت قرار نمی‌دهند).

در اینجا «زیغ» یک نام ذات (محصول) است، نه نام گیاه. به فرش، بوریا یا حصیر زیراندازی که از گیاه نی/لوئی (دخ) می‌بافتند «زیغ» می‌گفتند.
۲. واژه‌شناسی و ریشه زیغ در این کاربرد

این واژه در زبان پارسی میانه (پهلوی) به صورت «زیگ» (zīg) به معنی بند، رشته، یا رشته‌های بافته‌شده وجود داشته است. وقتی این واژه به صنعت حصیربافی اطلاق شده، به نوعی فرش یا بوریای زمخت بافته شده از الیاف گیاهی (به‌ویژه دخ/لوئی) اشاره دارد.
۳. جمع‌بندی نام علمی و مفاهیم

بر این اساس، اگر بخواهیم ارتباط این دو واژه را با مفاهیم امروزین مشخص کنیم:

ماده اولیه (دُخ): گیاه لوئی یا گرز از جنس Typha (به‌ویژه گونه‌های بومی ایران مثل Typha domingensis).


محصول (زیغ): Mat / Rush mat (حصیرِ بافته شده از الیاف لوئی).

این شاهد شما نشان می‌دهد که در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر قرون چهارم و پنجم هجری، واژه «زیغ» به عنوان یک اصطلاح تخصصی در صنایع دستی و نساجی سنتی برای متمایز کردن «حصیربافان» از «دیبابافان و وشی‌بافان» به کار می‌رفته است.

//////////////////

جگن . [ ج َ گ َ ] (اِ) گیاهی است باطلاقی که در صنعت کاغذسازی بکار آید. نباتی است که در آب روید و بوریا کنند. و آنرا در مازندران گرز گویند و پنبه ٔ آنرا لوئی نامند. (یادداشت مؤلف ). گیاهان تیره ٔ جگن ها همه در زمین های باطلاقی میروید و ساقه های آنها سه گوشه وبرگهای آنها در سه ردیف بر روی ساقه قرار دارند. غلاف برگهای آنها مانند گندمیان شکاف ندارد. خامه ٔ تخمدان آنها نیز سه شاخه است . انواع مهم این تیره عبارتنداز: جگن و پاپیروس و غیره . نی بوریا اگر چه ساقه ٔگرد دارد ولی نزدیک بآنهاست . (گیاه شناسی گل گلاب ص 297). نوعی پارچه . جکن . رجوع به جکن شود :
جگن را طلب کرد از افتکون
که رنگین و باجاه آمد برون.


نظام قاری (دیوان ص 181).


در گلستان شمیم کلی و جگن دلم
در جیب و آستین صبا و شمال یافت.


نظام قاری (دیوان ص 51).


- امثال :
مگر سر دنیا را با جگن پوشانده اند ؛ قوانینی و شرع و مقرراتی هست.

/////////////



لویی[۲][۳] یا لوئی (نام علمی: Typha latifolia) نام یک گونه از سرده لویی است. این گیاه علفی و پایا دارای برگ‌های پهن می‌باشد و پهنای برگ آن ۲ تا ۴ سانتی‌متر است. ارتفاع گیاه بوربا ۱/۵ تا ۳ متر می‌باشد. نام‌های دیگر این گیاه در فارسی عبارتند از: لوخ، گُرز، و توتک. از برگ‌های آن در حصیربافی، سبدبافی و ملات‌ها استفاده می‌شود.

لوئی گیاهی آبزی است با ریزوم ضخیم افقی که برگ‌های تسمه‌ای از انتهای ریزوم خارج می‌شود. انتشار جغرافیایی آن شامل مناطق استوایی و معتدله است. این خانواده شامل یک جنس Typha با حدود ۱۵ گونه است.[۴]

در ایران حدود ۶ گونه از این جنس در آب‌های شیرین و کم عمق در حاشیه رودخانه‌ها، تالاب‌ها، دریاچه‌ها و آب‌های راکد می‌روید. برگ‌های لوئی در تهیه حصیر و سبدهای حصیری به کار می‌روند. در تالاب پریشان این گیاه برای پرندگان و سایر جانوران پوشش خوبی به‌شمار می‌رود. این گیاه به‌طور پراکنده و به همراه گیاه نی می‌روید.

ویژگی‌ها

لوئی گیاهی است که در مرداب‌ها و نیزارها می‌روید و بر روی ساقه‌ای که به شکل نَرک از هم جدا می‌شود، چیزی شبیه گُرز می‌شود. این گرز لوله‌ای پس از مدتی از هم می‌پاشد و شبیه قاصدک به هوا می‌پرد.

لویی گیاهی است چندساله با ساقه‌های زیرزمینی و میوه‌های استوانه‌ای مخمل‌مانند به رنگ قهوه‌ای و خرمایی. بومی مرداب‌ها، برکه‌ها و باتلاق‌های معتدل و آب‌های شیرین است و با ویژگی برگ ریزان پاییزی که ارتفاع آن به یک تا دو متر و البته در مناطقی از قبیل کالیفرنیا، تکزاس، مکزیک و آرژانتین، ارتفاعش به ۵ متر نیز می‌رسد.

لویی معمولاً در آب‌های راکد و کنار نهرها می‌روید. دارای ساقه‌ای بلند و عمودی است که انتهای آن به دو شاتون تراکم استوانه‌ای شکل که در حقیقت گل‌های آن هستند و یکی روی دیگری قرار دارد، ختم می‌شوند. دارای دو نوع نر و ماده می‌باشند. پس از دوران گلدهی، گل‌های نر فرو ریخته و می‌افتند و تنها یک محور برهنه نازک از آن باقی می‌ماند، اما گل‌های ماده رشد کرده و ضخیم می‌شوند و در وقت رسیدن میوه‌ها به شکل یک چماق یا گرز استوانه‌ای در می‌آید و به همین علت آن را گرز می‌نامند.

دانه‌های آن را کرک‌های پنبه‌ای پوشانیده که شبیه پنبه می‌باشند و باعث می‌شود که دانه پس از رها شدن در زمستان و حتی تا اوایل فروردین به همراه باد به آسانی به اطراف پراکنده شود. برگ‌های آن باریک و دراز است که از قاعده ساقه خارج و به‌طور عمودی تا راس ساقه بالا می‌رود. قسمت زیرین گیاه را ساقه زیرزمینی ضخیمی تشکیل می‌دهد که به‌طور افقی قرار گرفته و ریشک‌های گیاه به آن متصل و در خاک فرورفته‌اند.

خواص گیاه لوئی

گردهٔ این گیاه دارای خواص بسیاری است که عبارتنداز:[۵]مدر است
برای معالجه و تسکین دردهای پشت و کمر
ناراحتی‌های بر مجاری ادرار
درد قاعدگی‌های دردناک و همچنین در موارد قطع عادت ماهیانه بدون دلیل خاص تجویز می‌شود
قابض، قاطع خون‌ریزی و التیام دهنده زخم است
تب بر می‌باشد
ترشحات مفرط پس از زایمان را خشک می‌کند.

همچنین اگر این گیاه را آن را نیم کوب کرده بجوشانید و آب صاف کرده آن را بنوشید. مدر میرد و خنک‌کننده است، برای افزایش ترشح شیر مفید می‌باشد، التهاب و ورم پستان را برطرف می‌کند، تب بر است، اسهال خونی را قطع می‌کند.[۵]

منابع
Lansdown, R.V. (2017). "Typha latifolia". IUCN Red List of Threatened Species. IUCN. 2017: e.T164165A84300723. doi:10.2305/IUCN.UK.2017-1.RLTS.T164165A84300723.en. Retrieved 12 November 2021.
مترقی مهناز و پاینده، خوشناز. 1399. بکارگیری گیاهان لویی (Typha Latifolica) و علف هفت بند (Polygonum aviculare) جهت تصفیه فاضلاب شهری اهواز. نشریه: اکوبیولوژی تالاب (تالاب) سال:1399 | دوره:12 | شماره:44، صفحات :59-78. https://www.sid.ir/paper/360099/fa
صمیمی لقمانی، سارا، عباسپور، علی؛ قاسم زاده گنجه ای، محمد؛ سمسار، هانیه. 1392. نقش گیاه آبزی لویی در حذف نیتروژن و فسفر از پساب شهری. نشریه: پژوهش های حفاظت آب و خاک (علوم کشاورزی و منابع طبیعی) سال:1392 | دوره:20 | شماره:5، صفحات :99-114. https://www.sid.ir/paper/156312/fa
فرهنگ گیل و دیلم، تألیف محمود پاینده لنگرودی. مدخل گرز، گورز.
wikiwook. «لوئی و خواص آن». ویکی ووک / زندگی آگاهانه لحظاتی شاد و آرام.مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Typha latifolia». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۷ مارس ۲۰۱۵.
دانشنامه آمریکایی Encarta. مدخل Cattail.
Turner, Nancy J. Food Plants of Interior First Peoples (Victoria: UBC Press, 1997) ISBN 0-7748-0606-0

پیوند به بیرون
در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ لویی (گیاه) موجود است.


این یک مقالهٔ خرد زیست‌شناسی است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

این صفحه آخرین‌بار در ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ ساعت ۱۲:۰۵ ویرایش شده است.
این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.