ظاهرا دهخدا مشکل را دهه ها پیش حل کرد و منظور از درخت بی برگ چوب سخ سرو بوده است: درختی است بی برگ و چوبی سخت دارد. (فرهنگ اسدی ). درخت سرو. (برهان ). در نسخه ٔ میرزا و ادات بمعنی درخت سرو نیز آمده است:
ای تو چو شنگی که همچو شنگ کنی جنگ
وی تو چو مومی که همچو موم کنی سنگ.
گونه ایست از سرو کوهی که آنرا به خراسان اُرس نامند و در جاده ٔ چالوس وگچسر هورَس گویند و در نوده بنام اَورَس مشهور است و در منجیل اَربس نام دارد و در هرزویل اردوج خوانده می شود و در آمل موسوم به وَرس باشد و در قوشخانه و سوالدی مسمی به اَرچه است و نیز آنرا ارچا و اُرسا گفته اند. مؤلف برهان گوید: و بعربی آنرا ابهل و عرعرخوانند و تخم ثمر آنرا جوزالابهل و ثمرةالعرعر گویند. (برهان قاطع). این درخت بیشتر در زمینهای استپی و آخر جنگلهای مرطوب چون منجیل و نوده و قوشخان و خراسان شرقی و کوههای میان چالوس و طهران منتشر است در ارتفاع 500 گزی نوده تا 2000 گزی قوشخانه . (گااوبا) :
الا تا مؤمنان دارند روزه
الا تا هندوان گیرند لکهن
بدریابار باشد عنبرتر
بکوه اندر بود کان خماهن
نروید از درخت ارس ، کافور
نخیزد از میان لاد، لادن
زیادی خرم و خرم زیادی
میان مجلس شمشاد و سوسن.
از برای قوت دل گر بخوری بایدم
صندل و مندل نیابم غیر چوب ارس و تاغ .
رجوع به ابهل و عرعر و جوزالابهل و ثمرةالعرعر و پیرو و هُوَرْس شود.
بزرگ بتکده ای پیش و در میانش بتی
به حسن ماه و لیکن به قامت عرعر.
ز عرعر تراشند منبرش ازیرا
نریزد ز باد خزان برگ عرعر.
تو گوئی به باغ اندر آنروز برف
صف ناژ بود و صف عرعران.
خجسته خواجه سید در آن نیکو بهارستان
گرازان زیر سنبلها و نازان زیر عرعرها.
چون فاخته ٔ دلبر، برتر پرد از عرعر
گویی که به زیر پر، بربسته یکی جلجل .
و آنت گوید بر سر هفتم فلک
جوی آب و باغ ناژ و عرعر است .
اگر چیز از مراد خویش بودی
نگشتی خار بُن جز ناژ و عرعر.
جزیره ٔ خراسان چو بگرفت شیطان
در و خار بنشاند و برکند عرعر.
تا عرعر از باد نوان است همی باد
حضرت به تو آراسته چون باغ به عرعر.
تا بتابد ز آسمان پروین
تا بروید به بوستان عرعر.
رایات او چو دید نقیبت بهشت گفتا
زین راست تر به باغ بقا عرعری ندارم .
کاریز برده کوثر در حوضهای ماهی
پیوند کرده طوبی با شاخهای عرعر.
یاسمین رویی که سرو قامتش
طعنه بر بالای عرعر میزند.
- حب العرعر ؛ ابهل است ، و آن گرم و خشک در دوم است . (ازمنتهی الارب ). رجوع به ابهل شود.
|| اقسام مختلف «پیرو» است که گیاهی باشد. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به پیرو شود. || ابهل ، که گیاهی باشد. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ابهل شود. || نامی است که امروز در باغهای تهران به غلط به الانتوس گلاندولوزا دهند. و آن بومی چین و ژاپن است و اخیراً به ایران آورده شده و در نقاط خشک انتشار یافته است . درختی است با برگهای دراز وگنده و بدبوی و چوبی سخت سست که بسرعت با پاجوشها که زند بسیار شود. و امروز مردم عرب ترجمه ٔ نامهای فرهنگی آنرا بر آن نهاده اند، از قبیل شجرةاﷲ و شجرةالسماء. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). درختی است از تیره ٔ عرعرها، که دارای برگهای مرکب و برگچه های بسیار است . اصل این گیاه از چین و ژاپن است و بتازگی به ایران آورده شده و در باغها و پارکها و کنار خیابانها کاشته میشود. ارتفاع این درخت تا بیست متر نیز میرسد. انساج این گیاه دارای ترشح صمغی میباشد که بسیار متعفن و بدبو است . در لمس ، بوی آن استشمام میشود. رویهمرفته درخت عرعر درختی است زیبا و تنومند که در هر شرایطی حتی مناطق معتدله ٔ سرد نیز تکثیر و انتشار مییابد. ازدیاد این درخت به طور طبیعی و به سهولت توسط اعضای زیرزمینی آن صورت میگیرد به طوری که غالباً به علت سرعت ازدیاد و انتشار، مانع بزرگی برای درخت کاری در باغها میگردد. برگهایش بزرگ به درازی شصت تا هفتاد سانتیمتر و مرکب از پانزده تا بیست زوج برگچه میباشد، به اضافه ٔ یک برگچه ٔ انتهایی . گلهایش در برخی انواع نرماده ، ولی گیاه دو پایه است ، به طوری که گلهای نر فقط شامل ده پرچم در دو ردیف و مادگی تحلیل یافته ای است . و گل ماده دارای چند پرچم عقیم و مادگیش مرکب از پنج برچه است . میوه اش خشک و ناشکوفا و بالدار است . پوست درخت عرعر دارای اثر ضدکرم تنیا است . توضیح اینکه در برخی کتب عرعر را جزو تیره ٔ سماقیان ذکر کرده اند و این خطاست . و شاید این اشتباه از اینجا ناشی شده که عرعر را مرادف با Vermix Rhus تصور کرده اند و این گیاه از تیره ٔسماقیان است . (فرهنگ فارسی معین ). || در تونس این نام را به سندروس اطلاق کنند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- تیره ٔ عرعرها ؛ تیره ای از گیاهان دو لپه یی جدا گلبرگ که اکثر به صورت درختان تنومند و عظیمند. برگهای گیاهان این تیره معمولاً منفرد و غالباً مرکب است و شامل برگچه های منقسم و یا تغییر شکل یافته به صورت خار میباشند. گلهای این تیره منفرد و کوچک ونر ماده و دو پایه و یا یک پایه است . میوه ٔ آنها ناشکوفا و غالباً به صورت شفت و دارای دانه ٔ آلبومن داراست . (فرهنگ فارسی معین ). نمونه ٔ این تیره درخت الانتوس گلاندولوزا میباشد که امروزه به نام عرعر در باغها کاشته میشود.
اُرس یا سرو کوهی، (نام علمی: Juniperus) سردهایست از ردهٔ ناژویان تیره سرویان که دربردارندهٔ بیش از ۵۰ گونهٔ متفاوت است و در سرتاسر نیمکرهٔ شمالی از شمالگان تا جنگلهای بارانی آفریقا و از آمریکای شمالی و مرکزی تا خاورمیانه و شمال هیمالیا در ارتفاعات گوناگون رویش دارد.[۱] ۵ گونهٔ آن در سه دیسهٔ درختی و درختچهای و خزنده در ایران یافت میشود.[۲]
نام
اُرس یا سرو کوهی در دیگر زبانهای رایج در ایران به نامهای وُرس، بُرس، هَوَرس، اَوِرس، اُرسا، اَرچا، اردوج و مَرخ نیز خوانده میشود. این درخت در ترکی آردئچ، آتوش و آردئش و در کردی کرمانجی هَورِست یا مَرخ خوانده میشود و در عربی میوۀ آن را ابهل مینامند.
مشخصات
اُرس یا سرو کوهی سردهای بسیار باارزش و دیرزی از تیره سرو است که در مناطق کوهستانی و بیشتر در ارتفاعات بیش از ۲۵۰۰ متر میروید.
اُرس بسیار پایدار و سازگار با هر نوع آبوهوا است و برگهایش مانند دیگر گونههای سرو به شکل سوزنی میباشد. این درخت دارای عمر طولانی بیش از دو هزار سال است و در برابر بیماریها و انگلهای طبیعی بسیار مقاوم است، چنانکه آسیب انگلها تنها موجب دیسه مندی این گیاه و تنوع رخ و ریخت تنه و شاخههای آن شدهاند که این خود به زیبایی و جوراجوری اشکال اُرس در گذر میلیونها سال فرگشت انجامیدهاست.
بهرهبرداری از این گیاه در گذشته و اکنون رواج داشته و دارد و موارد بهرهبرداری شامل: به کار بردن چوب بسیار سخت و استوار و مقاوم در برابر موریانه در خانهسازی؛ بهره بردن در مصارف عطرسازی و همچنین عطاری بودهاست که مورد اخیر هنوز ادامه دارد. گفتنیست در گذشته از شاخه اُرس در لابلای پارچههای پشمی برای گریزاندن حشرات موذی چون بید استفاده میشدهاست.
طبقهبندی
ارس (Juniperus) سرده بزرگی مشتمل بر ۶۰ گونهاست که بهطور گسترده در نیمکرهٔ شمالی، از مناطق سرد و قطبی مانند گرینلند، شمال سیبری و آلاسکا تا کوههای بلند مناطق گرمسیری انتشار یافتهاست. گونههای این سرده همیشه سبز، به صورت درختانی بلند، کوچک یا درختچهای و خزنده بوده، دیر زیستی و عمر برخی درختان آن بسیار زیاد و حتی تا بیش از ۲۰۰۰ سال میرسد. به جز گونهٔ J. deppeana معمولاً پوست به فلسهای طولی از تنه جدا میشود. شاخههای پیرامونی گسترده و نا منظم هستند، برگها فلسی و آرایش آنها متقابل متلاقی یا در چرخههای ۳ تایی، در درختان جوان همیشه سوزنی یا نیشتری شکل، ولی در درختان مسن به صورت یکی از دو نوع نامبرده یا هر دو با هم دیده میشوند. معمولاً دوپایه، به ندرت تک پایه، گلهای نر شاتونی، به شکل تخممرغی یا واژتخممرغی و بر روی شاخههای کوتاه انتهایی یا محوری هستند. گلآذین یا مخروط ماده به شکل کروی و از ۳ تا ۶ فلس تشکیل شدهاست در زیر بعضی یا همهٔ آنها ۱ یا ۲ تخمک وجود دارد. مخروط کروی شکل، شفت مانن، غیر شکوفا و در سال اول یا دوم از رشد خود رسیده، فلسها ۳ تا ۶ عدد، کم و بیش گوشتی به صورت بسته و چسبیده به هم، معمولاً موقع رسیدن به رنگ آبی تیره یا از غبار سفید رنگی پوشیده شده و خیلی صمغدار هستند. در داخل هر مخروط ۱ تا ۱۰ دانه گرد، تخممرغی یا گوشهدار با پوشش سخت و بدون بال قرار دارد. لپه ۲ یا ۴ تا ۶ عدد میباشد.
نحوه تکثیر
بذر این درخت باید در خاک آهک بماند و تحت شرایط آبدهی و نور مناسب رشد کند یک راه دیگر آن که به صورت طبیعی است باید بذر آن توسط جانورانی مانند کلاغ و خرس و گراز خورده شود و مدفوع آنها بر زمین بر جای بماند تا در شرایط مناسب در طبیعت رشد کند.
ترکیبات شیمیایی
در میوههای سرو کوهی به مقدار جزئی پیرو اکسالیک اسید و چند اسید دیگر و کمی قند و در حدود ۰٫۸–۱٫۲ درصد اسانس یافت میشود.
گونهها
گونههای این جنس قادرند سرمای شدید و خشکی هوا را به خوبی تحمل کنند. برخی از انواع برجسته این گونه عبارتند از:
- ارس خاردار (Juniperus oxycedrus L. ssp oxycedrus)
- پیرو معمولی (Juniperus communis L.)
- پیرو خزنده (Juniperus communis L. ssp hemisphaerica)
- اردوج (Juniperus foetidissima)
- ارس (Juniperus polycarpos)
- ارس زیبا (Juniperus excelsa)
- ارس چینی (Juniperus chinensis)
- ارس چینی هرمی (Juniperus chinensis L. Pyramidalis (نر))
- ارس ژاپنی (Juniperus conferata)
- ارس خزنده (Juniperus horizontalis Moench)
- ارس هیبریدی (Juniperus Xmedia Van Melle)
- ارس دراز (Juniperus oblonga Bieb)
- مای مرز (Juniperus sabina)
- ارس نپال (Juniperus squamata D.DON ‘Meyeri‘)
- ارس ویرجینیا (Juniperus virginiana)
در ایران
این سرده بومی ایران و پراکندگی آن در سطح کشور دو میلیون هکتار است که بیشتر در خراسان تمرکز دارد. اُرس در ایران از جمله درختان حفاظتشده بهشمار میآید که قطع آن ممنوع است. در ایران اُرس در دامنه جنوبی رشتهکوههای البرز، از آذربایجان تا خراسان و به ویژه در شرق ایران (مناطق ارس سیستان، تخت مایان و کلیلاق تربت جام ) و در ارتفاعات بهطور گسترده یافت میشود. گونهای از دیسه خزنده آن را میتوان در دامنههای شمالی البرز که میزان بارندگی بیشتری دارد همچون ارتفاعات سماموس و ارفهکوه یافت. منطقه شهرستانک یکی از زیستبومهای دیسه درختی اُرس است که شمار فراوانی از آن را اگرچه تُنُک در خود جای دادهاست که از آن میان برخی بسیار کهنسالاند. گمان میرود در روزگاری نه چندان دور سرتاسر البرز پوشیده از گونههای جوراجور اُرس بهویژه گونه درختی بودهاست که در گذر زمان به خاطر بیشبهرهبرداری از انبوهی آن کاسته شده چنانکه اکنون تنها نشانههایی از آن پوشش گسترده یافت میشود که در برخی نقاط مانند گلیل، هزارمسجد یا شهرستانک و منطقه ماز-دلیچایی میتوان بازماندههایی از آن انبوهی گذشته را جُست. در فراسوی البرز در بلندیهای نواحی کوهستانی پارک ملی خَبر جوامعی از ارسهای تنومند و کهنسال وجود دارند که در سطوح سنگی و پرشیب استقرار یافتهاند. این گیاه همچنین در ارتفاعات جیرفت کرمان منطقۀ سربیژن و دلفارد و ارتفاعات حاجیآباد هرمزگان و کوه سیرو نیز به صورت پراکنده یافت میشود.
درخت اُرس به خاطر رشد اندکی که دارد - کمتر از یک میلیمتر در سال - میتواند اگرچه با قطری به ظاهر کم عمری دراز داشته باشد. ازینرو در گستره البرز و دیگر نقاط ایران وجود اُرسهایی کهنسال تا دست کم ۱۰۰۰ سال معمول است هرچند برخی از این درختان اُرس، مانند درخت اُرس روستای ابرسیج و اُرس شهر دیباج قدمتی چند هزار ساله پیدا کرده و به واسطه در معرضِ دید بودنشناس میشوند. در منطقه یکورز امیریه دامغان پیشانی فنرلول درخت ارس هزارساله موجود است.
اُرس در رشته کوه زاگرس و رشتهکوههای مرکزی ایران نیز یافت میشود. در آبان ۱۴۰۳ یک درخت اُرس با عمر بیش از ۱۶۰۰ سال در ذخیرهگاه جنگلی زینهار شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی شناسایی شد. این درخت سه تنه دارد که قطر آنها بیش از ۱/۵ متر و ارتفاع شاخههایشان حدود ۵ متر و طول سرشاخههای آن نیز بیش از ۳۰ متر است.[۳]



در فرهنگ
از دیرباز در فرهنگ ایران اُرس و سرو نماد جاودانگی و نامیرایی بودهاست و به شکل نگارگری ایرانی در سنگ نگارههای پیش از اسلام و در شکل نماد ترمه پس از اسلام در گستره هنرهای تجسمی ایران همواره نقش اساسی داشتهاست.
پانویس
- میر حیدر، معارف گیاهی (دوره ۸ جلدی)، ۵: ۱۸۳.
- محیط کوهستان، شگفتانگیزترین و شاخصترین گونهٔ کوهستانی، شمارهٔ ۱۵، پاییز و زمستان ۸۸.
- کُردپرس: درختی با ۱۶ قرن عمر در تکاب شناسایی شد، نوشتهشده در ۱۳ آبان ۱۴۰۳؛ بازدید در ۱۳ آبان ۱۴۰۳.
منابع
- میرحیدر، حسین (۱۳۷۳). معارف گیاهی. ج. ۵ (۸ جلدی). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. ص. ۱۸۳.
