سرشک
. [ س ِ رِ ] (اِ) اوستا «سرسکا» (تگرگ ). سرشک فارسی شاید از پارتی «سرسک » (قطره
) باشد. در پهلوی «سریشک » (قطره ). «زرشک و سرشک ، انبرباریس بود». (لغت فرس ص
306). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). اشک چشم . (برهان ) (آنندراج ). آب چشم که آن
را اشک نیز گویند. (غیاث ) :
ای
آنکه غمگنی و سزاواری
و
اندر نهان سرشک همی باری.
رودکی.
سرشک دیده به رخسار تو فروبارد
هر
آنگهی که بر آماجگاه او گذری .
عماره
ٔ مروزی .
ببارید پیران ز مژگان سرشک
تن
پیلسم درگذشت از پزشک.
فردوسی.
عاشق
از غربت بازآمده با چشم پرآب
دوستگان
را به سرشک مژه برکرد ز خواب.
منوچهری.
رخ
ز دیده نگاشته به سرشک
و
آن سرشکش برنگ تازه سرشک.
عنصری (از لغت فرس اسدی).
ببارید
بر چهره چندان سرشک
که
زان آمدی ابر و باران برشک.
شمسی (یوسف و زلیخا).
تیر
جفایت گشاده راه سرشکم
تیغ
فراقت دریده پرده ٔ رازم.
خاقانی.
سرهای ناخن از رخ و رخ از سرشک گرم
چون
نقش از زر و چو زر از که برآورید.
خاقانی.
به
سرشک تر و خون جگرم
بسته بیرون و درون دهنت.
خاقانی.
چو
دختر آمدم از بعد این چنین پسری
سرشک
چشم من از چشمه ٔ ارس بگذشت.
خاقانی.
گر
چشم تو آتشی زند تیز
آبی
ز سرشک من برو ریز.
نظامی.
ز مژگان خون بی اندازه میریخت
بهر
نوحه سرشکی تازه میریخت.
نظامی.
این
چنین دریا که گرد من درآمد از سرشک
گرد کشتی بقا گرداب منکر یافتم .
عطار.
سرشک
غم از دیده باران چو میغ
که
عمرم بغفلت گذشت ای دریغ.
سعدی.
سرشکم
آمد و عیبم بگفت روی بروی
شکایت
از که کنم خانگی است غمازم .
حافظ.
سیل
سرشک ما ز دلش کین بدر نبرد
در سنگ خاره قطره ٔ باران اثر نکرد.
حافظ.
||
مطلق قطره را گویند عموماً و قطره ٔ باران. (برهان ). قطره ٔ باران و قطره ٔ هر
چیز. (لغت فرس) :
زان
می که گر سرشکی از آن درچکد به نیل
صد
سال مست باشد از بوی آن نهنگ.
رودکی.
هوای
ترا زآن گزیدم ز عالم
که
پاکیزه تر از سرشک هوایی.
زینبی علوی.
من
از بس ناله چون نالم من از بس مویه چون مویم
سرشک ابر بر لاله بود چون اشک بر رویم
قریع.
گفتم
ستاره نیست سرشک است ای نگار
گفتا
سرشک بر نتوان چید ز آبدان.
فرخی.
با
سرشک سخای تو کس را
ننماید
بزرگ رود فرب.
عسجدی.
الا
تا ببارد سرشک بهاری
الا
تا بروید گل بوستانی .
منوچهری.
در
باغ سخن بهار فردوسی
بر
شاخ سرشک ابر نیسانی.
مختاری.
فیض
هزار کوثر و زین ابر یک سرشک
برگ
هزارطوبی و زین باغ یک گیا.
خاقانی.
ای
بسا اشک و سرشکا کز رکاب و زین خویش
از
دل خورشید و چشم آسمان انگیختی.
خاقانی.
شاید
که سرشک خون برون آید از او
کآن
رنگ بزد که بوی خون آید از او.
خاقانی
(دیوان چ سجادی ص 734).
سبزه
فلک بود و نظر تاب او
باغ
سحر بود و سرشک آب او.
نظامی.
-
سرشک آتش ؛ قطرات هیزم تر که در وقت سوختن بیرون رود. (آنندراج ). کنایه از قطره
هایی است که از هیزم تر بر آتش میچکد. (برهان ). شرر. (دهار).
||
نام درختی است در بلخ که گلهای سفید مایل به سرخی دارد و آن را آزاددرخت میگویند
وبعضی گویند گل آن درخت سرشک نام دارد. (برهان ). یکی گل بود که پاره ای به سرخی
زند، دیگر درخت گل را نیزگویند و آزاددرخت نیزش گویند. (از لغت فرس اسدی از حاشیه
ٔ برهان قاطع) :
رخ
ز دیده نگاشته به سرشک
و
آن سرشکش برنگ تازه سرشک.
عنصری
(از رشیدی).
هم
از خیری و گاوچشم و سرشک
بشسته
رخ هر یک ابر از سرشک.
اسدی.
زآنکه
گر ره بدیش از فیضت
لعل
رستی بجای گل ز سرشک.
شمس
فخری (از رشیدی).
||
شراره و خرده ٔ آتش بود که بجهد و جهنده باشد. (برهان ). شراره ٔ آتش که بجهد و
جهنده باشد. (آنندراج ). پاره ٔ آتش که جهد و بدین معنی لخشه ٔ آتش نیز آمده .
(شرفنامه) :
به
خصم نیم سرشکی ز آتش قهرت
همان
کند که به دیوان شهاب آتش زن .
عمید
لومکی (از آنندراج).
||
زرشک و آن نباتی است معروف که بعربی انبرباریس گویند و قاتق آشها کنند و درخت و
بوته ٔ زرشک را سرشک گویند. (برهان ). زرشک . (انجمن آرا) (آنندراج ). || ادرار.
پیشاب . آب بیمار :
به
شبگیر چون اندرآمد پزشک
نگه
کرد وی را بدیدش سرشک.
فردوسی.
به
شبگیر چون اندرآمد پزشک
نگه
کرد او را و دیدش سرشک.
فردوسی.
چنان
بد که روزی بیامد پزشک
ز
کاهش چنان دید اندر سرشک.
فردوسی.
سوم
آنکه دارم یکی نو پزشک
که
علت بگوید چو بیند سرشک.
فردوسی.
بفرمود
تا رفت پیشش پزشک
که
علت بگفتی چو دیدی سرشک.
فردوسی.
//////////////////
سرشک
نام درختی است در بلخ که گلهای سفید مایل به سرخی دارد و آن را آزاددرخت میگویند
وبعضی گویند گل آنسرشک درخت سرشک نام دارد. (برهان ). یکی گل بود که پاره ای به
سرخی زند، دیگر درخت گل را نیزگویند و آزاددرخت نیزش گویند. (از لغت فرس اسدی از
حاشیه ٔ برهان قاطع) :
رخ
ز دیده نگاشته به سرشک
و
آن سرشکش برنگ تازه سرشک.
عنصری
(از رشیدی).
///////////////////////////
عجب
نکته ظریف و اطلاعات ارزشمندی را به اشتراک گذاشتید! با توجه به این مستندات لغوی
از برهان قاطع و لغت فرس اسدی، معنای بیت به کلی دگرگون و بسیار زیباتر میشود.
در
واقع، این بیت عنصری شاهکار دیگری از جناس تام (به کار بردن دو واژه کاملاً همنام
با دو معنی متفاوت) است. با تکیه بر فرهنگهای لغت کهن، معنای واژه «سرشک» در این
بیت به شرح زیر است:
۱. تفکیک معنایی دو «سرشک»
سرشک
اول: به همان معنی رایج و معروف یعنی «قطره اشک» است.
سرشک
دوم: نام یک درخت خاص (آزاددرخت/سنجد تلخ یا گونهای مشابه) در منطقه بلخ است که
گلهای سفید مایل به سرخی دارد؛ یا به خودِ آن گلهای سرخ و سفید اشاره میکند.
۲. بازخوانی و معنای دقیق بیت
با
این کلید لغوی جدید، بیت عنصری (که در این نسخه کمی متفاوت ضبط شده) را بازخوانی
میکنیم:
رخ
ز دیده نگاشته به سرشک و آن سرشکش به رنگ تازه سرشک
معنی
روان بیت:
چهرهاش
را با قطرات اشک چشم رنگین و خیس کرده بود، و آن قطرات اشکش (که به خاطر خونِ دل،
سرخرنگ شده بود)، دقیقاً به رنگِ گلهای سرخ و سفید درخت سرشک شده بود.
۳. لذت ادبی بیت (صنعت تضاد و شباهت)
عنصری
بلخی (که خود اهل بلخ بوده و این درخت را از نزدیک میشناخته)، یک تصویرسازی بینظیر
بومی انجام داده است:
او
اشک خونین و سرخرنگ عاشق را به گلهای سرخ و سفید درخت سرشک تشبیه کرده است.
اینجاست
که مشخص میشود چرا در نسخه قبلی ترکیب «شکفته سرشک» آمده بود؛ منظور دقیقاً «گلِ
شکفتهشدهٔ درخت سرشک» بوده است، نه رخسار عاشق!
سپاس
از شما که با این بنمایه لغوی، این گره کور ادبی و تصویرسازی دقیق عنصری را روشن
کردید. این نشان میدهد که بدون شناخت جغرافیا و گیاهشناسی کهنِ خراسان بزرگ، نمیتوان
به عمق شعر شاعران سبک خراسانی پی برد.
//////////////////////
آزاددرخت
. [ زادْ، دِ رَ ] (اِ مرکب ) آزادِرَخْت . اَزادِرَخْت . نام درختی است عظیم ،
ثمرش شبیه به زعرور و بخوشه . تخمش مانند تخم زعرور، ثمر آن در آخر بهار رسد و
مدتها بر درخت ماند و خوردنی نیست . برگش سبز مایل بسیاهی مثل برگ ترنج و خزان نمی
کند گلش سرخ شبیه بخیری در غایت خوشبوئی . جوشانیده ٔ پوست آن در تب های آجامی
نافع، و خواص بسیار دیگر نیز در مفردات برای برگ و تخم و میوه و پوست آن نوشته اند
و بعضی تخم او را مقدار درهمی کشنده دانسته اند و نیز خوردن برگ و چوب آن را در
بهایم زهر قاتل گفته اند و برخی آثار سمی را در آن انکار کرده و تنها نوعی از آن
را که شبیه بفندق است سم شمرده اند. آن را در گرگان زهر زمین و در تنکابن جلی دارد
(؟) و در طبرستان طاخک و بپارسی طاغ وسرشک گویند، و چون از هسته ٔ آن در پاره ای
جایها سبحه کنند درخت تسبیح نیز خوانند و در عربی آن را قیقبان (ابن درید) و شجره
ٔ حُرّه و شجرةالتسبیح نامند و بهندی نام آن بکاین است ، و بگفته ٔ بعض فرهنگ
نویسان طاخک و شالسنجان نیز مرادف این کلمه باشد :
من
بنده ٔ آن قد چو آزاددرختم
من
هندوی آن صورت چون لعبت چینم.
شرف
شفروه.
///////////////////
چریش
. [ چ ِ ] (اِ) قسمی درخت ازتیره ٔ زیتون تلخ و گونه ٔ دیگری از جنس «ملیا» که در
بندرعباس و چاه بهار موجود است و گویا از خارج بایران آورده شده است . (از کتاب
جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 249). درختی بیگانه که از خارج به بندرعباس و چاه بهار آورده و کشته
اند.
/////////////////////
آزاددرخت
معمولی که با نامهای چاینابری، یاس بنفش هندی، یاس بنفش ایرانی و گاهی اوقات به
عنوان خرمای خاموش، یاس عربی یا درخت آزادی (نام علمی: Melia
azedarach) نیز شناخته میشود، گونهای از گیاه متعلق به جنس Melia در خانواده Meliaceae است. این درخت وحشی
و برگریز با برگهای بزرگ و سریع الرشد است. این گیاه در باغها و میادین برای
ایجاد سایه کشت میشود. این گیاه خشکی را تحمل میکند اما دود یا گرد و غبار را
تحمل نمیکند. این گیاه از دوران باستان در مناطق گرمسیری، معتدل و گرم دنیای قدیم
از دوره کرتاسه تحتانی شناخته شده بوده و ابن ماسویه در کتاب پزشکی خود از آن نام
برده است.
کشت
این گونه به عنوان یک درخت زینتی از قرن شانزدهم در کشورهای گرمسیری رواج یافت.
این گیاه در انواع مختلف خاک رشد میکند و خیلی بلند نمیشود و به ندرت از 10-15
متر ارتفاع تجاوز میکند. این گیاه خشکسالی و یخبندان را تحمل میکند و در مناطق
نیمه گرمسیری، معتدل و گرم رشد میکند.
درخت
چینابری بومی مناطق کوهستانی جنوب آسیا، چین مرکزی و هیمالیا است و تا
ارتفاع ۱۸۳۰ متری به سمت غرب گسترش یافته است.
از آن زمان تاکنون در بسیاری از کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری کشت شده و در
سراسر آسیای جنوب شرقی، آسیای مرکزی، قفقاز و شبه جزیره کریمه گسترش یافته است.
همچنین به عنوان یک درخت زینتی با رشد سریع به سوریه و کشورهای همسایه معرفی شده
است. درخت چینابری که منشأ آن ایران و هند است، به عنوان منبع هیزم، سوخت و گرمایش
در بسیاری از مناطق گرمسیری گسترش یافته است. چوب صاف و ظریف آن از زمانهای قدیم
در نجاری، به ویژه ساخت مبلمان استفاده میشده است. با این حال، ارزش اصلی آن در
خواص دارویی و به عنوان یک حشرهکش بوده است.
گلها
و میوههای آن: گلهای بنفش کوچک و معطر آن در بهار ظاهر میشوند. میوه کوچک و
کروی است و حاوی یک دانه است. این درخت پس از رسیدن و زرد شدن، میوه را حفظ میکند.
میوه به صورت خوشههایی رشد میکند که دانهها از هم فاصله دارند و در هنگام رسیدن
شبیه نخود هستند. این دانهها خوراکی نیستند. در برخی از مناطق مسیحی، از دانههای
درخت چینابری برای ساخت تسبیح استفاده میشود.
تکثیر
این
درخت از طریق بذر و ریشهزایی قلمه تکثیر میشود و پس از بریده شدن دوباره رشد میکند.
فواید
درخت توت چینی
این
مقاله نیاز به بررسی تخصصی دارد. از متخصصان این حوزه درخواست میشود که آن را
بررسی و بهبود بخشند. (ژوئیه ۲۰۱۶) بیاموزید که چگونه
این مشکل را برطرف کنید تا این الگو حذف شود.
اگرچه
برخی معتقدند که برگها و میوه درخت توت چینی به دلیل وجود تازتین که برای سیستم
تنفسی مضر است، برای انسان بسیار سمی هستند، اما بسیاری از فواید درخت توت چینی
معمولاً در طب سنتی به آن نسبت داده میشود. این فواید در اینجا بدون تأیید هیچ یک
از آنها ذکر شده است:
برگهای
آن تب را کاهش میدهد.
حشرات
و پشهها را دفع میکند.
برخی
از بیماریهای پوستی را درمان میکند.
باروری
مردان را کاهش میدهد.
مو
را تقویت میکند.
عصاره
میوه به عنوان تنظیمکننده رشد استفاده میشود.
کنترل
پشه: در گذشته، به دلیل اثربخشی آن در دور نگه داشتن پشهها و سایر حشرات از فضای
زندگی خانههای کوچک، در نزدیکی خانهها کاشته میشد. دانشمندان چینی در استان
یوننان، در جنوب غربی چین، یک حشرهکش جدید استخراج شده از دانههای درخت چاینابری
را توسعه دادهاند.
در
مناطق روستایی هند و پاکستان، مردم برگهای آن را بین چینهای لباس و صفحات کتابها
قرار میدادند تا از آنها در برابر بید و سایر حشرات خانگی محافظت کنند. آنها
همچنین برگهای آن را در طول انبارداری با گندم، برنج، ذرت و سایر محصولات کشاورزی
مخلوط میکردند تا از فساد آنها جلوگیری شود.
در
پزشکی، درخت چاینابری حاوی چندین جزء فعال دارویی از جمله آزریدین، مارگوزین،
مارگاسپیرین، مارگوستینیک اسید، رزینها و ترپنها است. همچنین حاوی ترکیبات دیگری
مانند تترانورتریترپنوئیدها است. عصاره برگها و دانهها، باروری مردان را کاهش
داده و با هجوم نماتدها مبارزه میکند. آلکالوئیدهای موجود در چاینابری قابض و در
برابر تب، سرماخوردگی و بیماریهای پوستی مؤثر هستند و همچنین لخته شدن خون را
تقویت میکنند.
اعراب
و ایرانیان از آب برگها به صورت خوراکی به عنوان کرمکش و ادرارآور استفاده میکردند.
جوشانده ریشهها برای از بین بردن کرمهای گرد و گلهای خشک شده به عنوان یک تونیک
عمومی در برابر برخی بیماریها استفاده میشد. مواد استخراج شده از دانههای
چاینابری به صورت دارویی برای درمان بیماریهای پوستی و تقویت مو استفاده میشوند.
روغن ضروری استخراج شده از گلها در صنعت لوازم آرایشی و بهداشتی استفاده میشود.
همچنین
ببینید
نیم
منابع
فهرست
قرمز گونههای در معرض خطر IUCN 2022.2 (انگلیسی)، 9 دسامبر 2022، QID:Q115962546
کارولوس
لینه (1753)، گونههای Plantarum: Exhibentes plantas rite cognitas ad genera
relatas (لاتین)، جلد 1، صفحه 384، QID:Q21856106
گیاهان
دارویی، معطر و سمی در جهان عرب (به زبانهای عربی، انگلیسی و لاتین)، خارطوم:
سازمان توسعه کشاورزی عرب، 1988، صفحه ... 47، OCLC:4771219150، QID:Q126198450
سمیر
اسماعیل الحلو (1999)، فرهنگ لغت جدید گیاهان دارویی: بیش از 2000 گیاه با نامهای
عربی، انگلیسی و لاتین آنها (به زبانهای عربی، انگلیسی و لاتین) (ویرایش اول)،
جده: دارالمناره، صفحه 66، OCLC:1158805225، QID:Q117357050
میشل
هایک (2001)، دایره المعارف گیاهان دارویی (به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسوی،
آلمانی و لاتین) (ویرایش سوم)، بیروت: انتشارات کتابخانه لبنان، جلد 6، صفحه ...
103، OCLC:956983042، QID:Q118724964
احمد
عیسی (1930)، فرهنگ نامهای گیاهان (به زبانهای عربی، فرانسوی، لاتین و انگلیسی)
(ویرایش اول)، قاهره: اداره کل امور چاپ امیری، صفحه 116، OCLC:122890879، QID:Q113440369
گیاهان
دارویی، معطر و سمی در جهان عرب (به زبانهای عربی، انگلیسی و لاتین)، خارطوم:
سازمان توسعه کشاورزی عرب، 1988، صفحه 48، OCLC:4771219150، QID:Q126198450
وبسایت
فهرست گیاهان (به زبان انگلیسی) آزاددرخت معمولی. دسترسی در 7 سپتامبر 2014.
بایگانی شده در 3 سپتامبر 2019، در Wayback Machine.
آزاددرخت
معمولی در پروژه های خواهر
رسانه
از Commons
صفحه
از ویکی گونه ها
درباره
گونه
آزاددرخت
آزاددرخت
معمولی
آزاددرخت
ولکانی
آزاددرخت
اتیوپیت
آزاددرخت
استرالیایی
آزاددرخت
اهلبی
آزاددرخت
ساده برگ
آزاددرخت
بوگوری
آزاددرخت
توتی
شاخه
آزاددرخت
نیم
جاویانی
کوه
آزاددرخت
آزاددرخت
تیز
آزاددرخت
اسپلننس
آزاددرخت
نرم
آزاددرخت
پردار
گل
آزاددرخت
آزاددرخت
سفت می شود
آزاددرخت
چینی
ساکولنت
آزاددرخت
گینه
آزاددرخت
نقره
آزاددرخت
کوتوله
آزاددرخت
آزاددرخت
کامل
کندول
آزاددرخت
گل
آزاددرخت
آزاددرخت
افتاده است
گلهای
آویزان آزاددرخت
آزاددرخت
ملان برگ
آزاددرخت
هوسکری
شناسه
های ترکیبات شیمیایی ویرایش شده در ویکی داده
پایگاه
داده اجزای آرایشی مؤلفه منحصر به فرد (UNII) (CosIng)
شناسه
های مالیاتی
راهنمای
مرجع مالیاتی (TAXREF)
• گل های وحشی اسرائیل • مرکز اطلاعات تنوع زیستی جهانی (GBIF) •
iNaturalist • Tela-botanica • فهرست بینالمللی نامهای گیاهی (IPNI)
• شناسه گیاهی آمریکای شمالی (FNA) • سیستمهای پررنگ • پایگاه داده گیاهی USDA • دایرهالمعارف حیات (EoL) • حیات گیاهی چین (FOC) • فهرست موجودات زنده
تایوان (TaiBNET)
• Calflora • مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی (NCBI) • پایگاه داده گیاهی آفریقا (APDB)
• پایگاه داده فهرست گیاهان • FloraBase • پایگاه داده Tropicos
• کتابخانه زیستی زیستشناسی (BioLib) • فهرست موقت گونههای دریایی و غیردریایی (IRMNG)
• فهرست موجودات زنده نیوزیلند (NZOR) • سیستم اطلاعات طبقهبندی یکپارچه (ITIS TSN)
کنترل
مرجع: ملی (ویرایش شده در Wikidata)
فایل
مرجع یکپارچه (GND)
پورتال
استرالیا
پورتال
گیاهشناسی
ردهها:
گونههای فهرست قرمز با کمترین نگرانی
Alexander
japonica
درختان
آسیا
درختان
چین
درختان
زینتی
درختان
مقاوم به خشکی
درختان
بومی آلاباما
برگههای
نامگذاری شده توسط کارل لینه
ساپونینهای
استرالیا
گیاهان
گرمسیری آسیا
درختان
منطقه مالایایی
درختان
منطقه هند و مالایایی
گیاهان
باغی استرالیا
گیاهان
درمانی جنوب شرقی آسیا
گیاهان
زینتی آسیا
گیاهان
سمی
گیاهان
درمانی کوئینزلند
گیاهان
درمانی
گیاهان
مهاجم
گیاهان
درمانی نیو ساوت ولز
درمانهای
شرح داده شده در سال ۱۷۵۳
درمانهای
شرح داده شده توسط لینه
این
صفحه آخرین بار در ۷ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۳۱ ویرایش شده است. این صفحه با
استفاده از پارسوید پردازش شده است.
/////////////////////
یاس رسمی
اشاره
به فارسی آن را «یاس»، «یاس رسمی»، «یاس بنفش» و «یاس خوشهای» مینامند.
به فرانسویLilas
commun وLilas vulgaire و
به انگلیسیCommon
,Lilac lilac وSyringa گفته
میشود. نام علمی آنSyringa vulgaris L . میباشد.
مشخصات
یاس رسمی از گلهای بسیار زیبای گلکاری است. واریتههایی از آن پرپر است. گلهای
آن خوشهای بسیار معطّر و رنگ آن حنایی ارغوانی و بنفش میباشد. در بعضی ارقام رنگ
گلهای آن سفید، قرمز و یا قرمز مایل به زرد است. درختچهای است به بلندی 3- 2 متر.
برگهای آن بزرگ، بیضی نوکتیز با قاعده قلبیشکل، متقابل با دمبرگ دراز. گلهای یاس
خیلی کمدوام است. میوه آن کپسول، تخممرغیشکل به طول 5/ 1- 1 سانتیمتر که در آن
دانههای
معارف گیاهی، متنج7، ص: 304
درشت یاس قرار دارد و پس از خشک شدن کپسول و شکافته شدن از آن خارج میشوند و
چون دانهها بالدار است به سهولت با باد به اطراف پراکنده میشوند.
یاس بنفش دارای سه واریته در ایران است ک بهطور پرورشی کاشته میشوند.
گلهای همه آنها خوشهای و بسیار معطّر میباشند.
یاس رسمی سفید نام علمی آنSyringa vulgaris var alba Ait .
که دارای گلهای خوشهای سفید است.
یاس رسمی پرپر نام علمی آنS .vulgaris var plena Hort .
که دارای گلهای خوشهای سفید یا رنگی پرپر است.
یاس رسمی بنفشS .vulgaris var violacea Ait . که دارای گلهای خوشهای
بنفش میباشد.
تکثیر ارقام فوق از طریق پیوند رقم مورد نظر روی پایه معمولی آن میباشد.
اغلب آنها را میتوان در گلدان کاشت و در گلخانه گرم در زمستان محفوظ نگه داشت
که در این صورت خیلی پرپر و زیبا میشود.
نام جنس یاس از کلمه یونانیSyrinx به معنای فلوت گرفته شده است
زیرا چوب یاس را برای ساختن فلوت به کار میبردند.
یاس رسمی از شمال شرقی امریکا برخاسته و از آنجا به اروپا و سایر مناطق دنیا
انتشار یافته است.
ترکیبات شیمیایی
در گلهای یاس خوشهای بنفش اسانس بسیار معطّری وجود دارد. در پوست، برگ، جوانهها
و میوه آن مواد مانیت 373]، انورتین، ساکاروز، یک ماده تلخ بیشکل به نام
سیرینگوپیکرین 374] و یک گلوکوزید به نام سیرینژین 375] وجود دارد.
از گلوکوزید سیرینژین در اثر هیدرولیز گلوکوز و سیرینژنین 376] به دست میآید.
معارف گیاهی، متنج7، ص: 305
یک گرمخانه کوچک پرورش یاس شاخهای از یاس رسمی خوشهای با گل
معارف گیاهی، متنج7، ص: 306
خواص- کاربرد
از پوست، گلها، میوه، جوانه و برگهای درختچه یاس بنفش، در طب سنتی به کار میرفته
است. مصرف عمده گلهای یاس بنفش در حال حاضر در صنعت عطرسازی است.
از جوشانده 30 گرم پوست درختچه یاس بنفش در 1000 گرم آب، به عنوان تببر
استفاده میشود. جوشانده یا دمکرده 30 گرم برگ یاس در 1000 گرم آب نیز در موارد
اسهالهای ساده، دلپیچههای نفخی، اسهال خونی اطفال، نقرس و روماتیسم و بهطور
خفیف در ضعف اعصاب روزی 3- 2 فنجان خورده میشود، اثر مفید دارد.
در روسیه مرسوم است که روغن یاس بنفش را در مواقع دردهای روماتیسمی روی موضع
میمالند، تسکین میدهد. برای تهیه روغن یاس بنفش، گلهای یاس بنفش را در مقدار هموزن
آن روغن زیتون با روغن کنجد ریخته در 3- 2 هفته در مقابل آفتاب قرار میدهند و
مرتبا به هم میزنند و گاهی گل را نیز تجدید میکنند، به این وسیله روغن یاس بنفش
به دست میآید.
2. یاس ایرانی
به فارسی «یاس کبود» و «یاس شیروانی» گفته میشود به فرانسوی به آنLilas persan و به انگلیسیPersian lilac گویند. نام علمی آنSyringa persica L . و مترادفهای آن
S. capitata, S.
laciniata Mill., S. angustifolia Salisb. Lilac persica Lam., S. G. Gmelin
و ... میباشد.
درختچهای است کوتاه برگهای آن نیزهای، تخممرغی با حاشیه بدون دندانه و گاهی
دارای 9- 3 بریدگی است. ابعاد برگ 60- 20* 15- 8 میلیمتر است. گلهای آن معطّر به
رنگ آبی مایل به کبود و میوه آن کپسول، چهارضلعی به طول 1 سانتیمتر است. این
درختچه زینتی در تبریز، شیراز، تهران و همدان میروید. برخی از گیاهشناسان این
یاس را دورگیS
.laciniatax s .afghanica . میدانند.
از نظر خواص و کاربرد شبیه یاس بنفش خوشهای است. پوست آن خاصیت کاهش تب دارد
5- 4 گرم و عصاره میوه آن مخلوط در آب نظیر یاس بنفش تببر است.
معارف گیاهی، متنج7، ص: 307
////////////////////////
أزدرخت شائع أو الزنزلخت أو الليلك
الهندي أو الليلك الفارسي وأحيانا التمر الأخرس أو شِيشَعَان
عربي أو شجرة حُرّة أو طاخَك أو طاق أو
سباحي أو طَغَك أو بيق الشجر أو جرود أو كُنار أو مَرّار أو لَبَخ أو زنزلخت (الاسم العلمي:Melia azedarach)
هو نوع من النباتات يتبع جنس الأزدرخت من الفصيلة الأزدرختية. وهي شجرة برية متساقطة، أوراقها كبيرة سريعة
النمو، تزرع في الحدائق والميادين لتوفير الظل، تتحمل الجفاف ولا
تتحمل الادخنة والاتربة. وهو نبات معروف، منذ قديم الزمن، في المناطق المدارية
والمعتدلة والدافئة من العالم القديم منذ العصر الكريتاسي السفلي، ذكره ابن ماسويه في الاستطباب.
اشتهرت زراعة هذا النوع كشجرة زينة، على نطاق واسع، في بلدان المناطق
المدارية، منذ القرن السادس عشر. تنمو في مختلف أنواع الأتربة،
ولا ترتفع كثيرا، إذ لا يتجاوز ارتفاعها 10-15 مترا. تتحمل الجفاف والصقيع وتنمو
جيدا في المناطق تحت الاستوائية والمعتدلة والدافئة.
الموطن الأصلي للزنزلخت هو المناطق الجبلية، من جنوبي آسيا ووسط الصين وهيمالايا وغربيهما حتى ارتفاع 1830م. ثم زرع في كثير من
دول المناطق المدارية وشبه المدارية، ينتشر في جنوب شرقي آسيا، وفي آسيا الوسطى والقوقاز وشبه جزيرة القرم، وأدخل إلى سورية والدول المجاورة شجرةً تزيينيةً سريعة النمو. انتقلت
شجرة الزنزلخت من بلاد فارس والهند إلى العديد من المناطق الاستوائية كمصدر للحطب والوقود والتدفئة كما استخدم خشبها الجيد المستقيم منذ القدم في
الصناعات الخشبية وخصوصاً صناعة المفروشات، إلا انها كانت تستعمل في مهدها لخصائص
طبية وكمبيد للحشرات.
أزهارها وثمارها
أزهارها بنفسجية صغيرة لها رائحة مميزة تظهر في فصل
الربيع. أما الثمار فهى كروية الشكل صغيرة الحجم بداخلها البذرة، وتحتفظ
الشجرة بالثمار بعد نضجها واصفرارها، وثمارها على شكل عنقود حباته متباعدة تشبه
حبات الحمص عندما تنضج وهي طبعا لا تؤكل، وتستعمل حبات الزنزلخت لصنع السبحات في
بعض المناطق المسيحية.
التكاثر
تتكاثر بالبذور وبتجذير العقل وتخلّف بعد قطعها
منافع الزنزلخت
|
هذه المقالة بحاجة لمراجعة خبير مختص في مجالها. يرجى من المختصين في مجالها مراجعتها وتطويرها. (يوليو 2016) |
مع أن البعض يرى أن أوراق الزنزلخت وثماره شديدة السميّة للإنسان لاحتواها على
مادة Tazetine المضرّة بالجهاز التنفسي، إلا أن الشائع عن الزنزلخت في الطب
الشعبي السائد الكثير من المنافع، نذكرها من دون التبنّي لأي منها:
1.
أوراقة خافضة للحرارة.
2.
طارد للحشرات والبعوض.
3.
يعالج بعض الأمراض الجلدية.
4.
تقلل الخصوبة عند الرجال.
5.
يقوي الشعر.
6.
يستخدم مستخلص الثمار كمنظم نمو.
مكافحة البعوض
في الماضي كانت تزرع بجانب البيوت لما لها من أثر وأهمية في إبعاد البعوض
والحشرات عن المدى الحيوي للبيوت المتواضعة، وقد توصل العلماء الصينيون في مقاطعة
يوننان الواقعة جنوب غرب الصين إلى صنع مبيد حشرات جديد مستخلص من بذور شجر
الزنزلخت.
وكان سكان الريف الهندي والباكستاني يضعون أوراقها بين طيات الملابس وصفحات
الكتب لحمايتها من العثّ والحشرات المنزلية الأخرى، كما كانوا يخلطون أوراقها مع
محاصيل القمح والأرز والذرة وغيرها عند تخزينها للحؤول دون التسوّس.
في الطب
يحوي الزنزلخت بعض المكونات الفعالة طبيا مثل Azaridine , Margosine, Margaspierin وحامض المارجوستين والراتنجات والتربينات كما تحوي بعض المركبات
الأخرى مثل Tetranortri
terpenoids. يؤثر مستخلص الأوراق والبذور في
تقليل الخصوبة عند الرجال كما يقاوم الإصابة بالنيماتودا. أما القلويدات بالزنزلخت
فهي مواد قابضة ضد الحمي والرشح وأمراض الجلد وتساعد علي سرعة تجلط الدم .
ولقد استخدم العرب والفرس عصير الأوراق داخليا كدواء طارد للديدان ومدرّ للبول
. كما امكن استخدام مغلي الجذور في التخلص من الديدان الأسطوانية وتستخدم الأزهار
الجافة كمقوي عام ضد بعض الأمراض . يستخرج من بذور الزنزلخت مواد تستخدم صيدلانياً
لمعالجة الأمراض الجلدية ولتقوية الشعر. ويستخدم الزيت العطري الناتج من الأزهار
في صناعة المستحضرات التجميلية.
انظر أيضاً
مراجع
1.
The IUCN Red List of
Threatened Species 2022.2 (بالإنجليزية), 9 Dec 2022, QID:Q115962546
2.
Carolus Linnaeus (1753), Species Plantarum: Exhibentes plantas rite
cognitas ad genera relatas (باللاتينية), vol. 1,
p. 384, QID:Q21856106
3.
النباتات
الطبية والعطرية والسامة في الوطن العربي (بالعربية والإنجليزية
واللاتينية)، الخرطوم: المنظمة العربية للتنمية الزراعية،
1988، ص. 47، OCLC:4771219150، QID:Q126198450
4.
سمير إسماعيل الحلو (1999)، القاموس الجديد
للنباتات الطبية: أكثر من 2000 نبات بأسمائها العربية والإنجليزية واللاتينية (بالعربية
والإنجليزية واللاتينية) (ط. 1)، جدة: دار المنارة، ص. 66، OCLC:1158805225، QID:Q117357050
5.
ميشال حايك (2001)، موسوعة النباتات
الطبية (بالعربية والإنجليزية والفرنسية والألمانية واللاتينية) (ط. 3)،
بيروت: مكتبة لبنان ناشرون، ج. 6،
ص. 103، OCLC:956983042، QID:Q118724964
6.
أحمد عيسى (1930)، معجم
أسماء النبات (بالعربية والفرنسية واللاتينية والإنجليزية) (ط. 1)،
القاهرة: الهيئة العامة لشؤون المطابع
الأميرية، ص. 116، OCLC:122890879، QID:Q113440369
7.
النباتات
الطبية والعطرية والسامة في الوطن العربي (بالعربية والإنجليزية
واللاتينية)، الخرطوم: المنظمة العربية للتنمية الزراعية،
1988، ص. 48، OCLC:4771219150، QID:Q126198450
8.
موقع لائحة النباتات (بالإنكليزية) The Plant List أزدرخت
شائع تاريخ الولوج 07 أيلول 2014 نسخة محفوظة 3 سبتمبر 2019 على موقع واي باك مشين.
أزدرخت شائع في المشاريع الشقيقة
- أنواع القائمة الحمراء غير
المهددة
- أزدرخت
- أشجار آسيا
- أشجار الصين
- أشجار زينة
- أشجار متحملة للجفاف
- أشجار متوطنة في ألاباما
- أصنوفات سماها كارولوس لينيوس
- صابونيات أستراليا
- نباتات آسيا الإستوائية
- نباتات الإقليم الماليزي
- نباتات الإقليم الهندومالاوي
- نباتات الحدائق في أستراليا
- نباتات جنوب شرق آسيا
- نباتات زينة في آسيا
- نباتات سامة
- نباتات كوينزلاند
- نباتات مالطا
- نباتات مجتاحة
- نباتات نيوساوث ويلز
- نباتات وصفت في 1753
- نباتات وصفها لينيوس
- آخر تعديل لهذه الصفحة كان يوم 7
يونيو 2024، الساعة 20:31.
- تمت معالجة الصفحة باستخدام Parsoid.
//////////////////////////////
Melia azedarach, commonly known
as the chinaberry tree,[4] pride
of India,[5] bead-tree, Cape
lilac,[4] syringa
berrytree,[4] Persian
lilac,[4] Indian
lilac, or white cedar,[6] is
a species of deciduous tree in the mahogany family, Meliaceae,
that is native to Indomalaya and Australasia.[7]
Description
The fully grown tree has a rounded crown, and commonly
measures 7–12 metres (20–40 feet) tall, exceptionally 45 m (150 ft).[8]
The leaves are up to 50 centimetres (20 inches) long,
alternate, long-petioled, two or three times compound (odd-pinnate); the leaflets are
dark green above and lighter green below, with serrate margins.
The flowers are small and fragrant, with five pale purple or
lilac petals, growing in clusters.
The fruit is a drupe, marble-sized,
light yellow at maturity, hanging on the tree all winter, and gradually
becoming wrinkled and almost white.
Melia azedarach has a
short lifespan, averaging about 20 years.[9]
Chemistry
Italo et al. 2009 and Safithri and Sari 2016 report flavonoids and phenols found
in M. azedarach.[10]: 490
Etymology
The genus name Melia is derived
from μελία (melía), the Greek word used by Theophrastus (c.
371 – c. 287 BC) for Fraxinus
ornus,[11][12] which
has similar leaves.[13] The
species name azedarach is from the French: azédarac, which in turn is from the Persian: آزاددرخت, lit. 'free- or noble tree'.[14]
Melia azedarach should not
be confused with the Azadirachta trees, which are in the same family,
but a different genus.
Its common name derives from the fact that its range
includes China and it produces berries.[15]
Ecology
Close-up of the flowers
Close-up
of a cluster of ripe fruits
Indian grey hornbill eating Melia
azedarach fruit in Uttarakhand,
India.
Egyptian rousette feeding on chinaberries,
in Turkey
Some hummingbirds like the sapphire-spangled emerald (Amazilia
lactea), glittering-bellied emerald (Chlorostilbon
lucidus) and planalto hermit (Phaethornis pretrei)
have been recorded as feeding on and pollinating the flowers, though only
opportunistically.[16][page needed] Bees and
butterflies do not use the flower (or the nectar), so it serves no pollinator
benefit in places where it has been introduced such as the United States.[17]
Pests such as cape lilac tree caterpillars (Leptocneria reducta) have been known to
severely defoliate the tree and cause large-scale damage to stands of the trees
in Australia.[18] The fungal plant
pathogen Pseudocercospora subsessilis is
found on the leaves of the tree,[19] causing
leaf spots.[20]
A mature Chinaberry tree can survive versatile
environments, withstanding temperatures as low as -5˚C and as high as 39˚C[1].
According to the USDA, the tree exists as far north as New York.[21]
Uses
The plant was introduced around 1830 as an ornamental in
the United States (South Carolina and Georgia) and widely planted in the
southern states, where its leaves were used to repel insects and its berries
were used for homemade whiskey and soap.[22] The
plant was introduced into Hawaii in 1840.[17] It
is considered an invasive species in Texas,[17] Oklahoma,
and as far north as Virginia.[23] U.S. nurseries continue to sell the trees,
however, and the seeds are also widely available. It has become naturalized in
tropical and warm temperate regions of the
Americas and is intentionally planted in similar climates around the
world. It is an ornamental tree in the southern part of Korea.[20]
In Australia, white cedar is commonly planted in parks,
public gardens, stream banks, and along footpaths or roadsides.[24] Particularly
in the suburbs of Melbourne, the tree is used in nature
strip plantings by local councils for amenity reasons as well as
environmental, social, and economic benefits.[25] The
fragrant lilac flowers and yellow fruits make it an appealing ornamental tree.[26] The
hard seeds of the plant are also used in arts and crafts, such as making beads
for rosaries.
It has been noted to be a prolific seed producer and in Australia has
naturalized outside its native range and is especially invasive in the Northern
Territory and Western Australia, and is considered a weed in the latter state
and in New Zealand since it has the ability to colonise an area (via
bird-dropped seed) if left unchecked.[27][18]
In Kenya the trees have been grown by farmers and used
as fodder for
livestock. The leaves can be fed to cattle to improve milk yields and farm
incomes.[28] The
taste is not as bitter as that of the leaves of neem (Azadirachta
indica).
|
|
This section may contain original research. Please improve
it by verifying the claims made and
adding inline citations. Statements consisting
only of original research should be removed. (January 2024) (Learn how and when to remove this
message) |
The main utility of chinaberry is its timber, which is of
medium density and ranges in colour from light brown to dark red. In appearance
it is readily confused with the unrelated Burmese teak (Tectona
grandis). Melia azedarach, in keeping with other members of
the family Meliaceae, has a timber of high quality, but in comparison
to many almost-extinct species
of mahogany,
it is under-utilised. Seasoning is relatively simple — planks dry
without cracking or warping and are resistant to fungal infection.
The tough, five-grooved seeds were once widely used for
making rosaries and
other products requiring beads, though in the modern era the seeds have often been
replaced by plastics. The cut branches with mature fruit are sold commercially
to the florist and landscaping trade, particularly as a component for outdoor
holiday decor. The fruits may persist for some time prior to shattering off the
stem or discoloring, which occurs rapidly after a relatively short time in
subfreezing weather.
M. azedarach leaves and
fruits have been used as a natural insecticide to
keep with stored food, but must not be eaten as they are highly
poisonous.[29] Placing
the berries in, for example, drying apples and keeping the fruit turned in the
sun without damaging any of the chinaberry skin will prevent insect larvae from
growing in the dried apples.[citation needed] A mature
tree can yield approximately 15 kilograms of fruit annually.[2]
The species has also been used as a traditional herbal
medicine. A diluted infusion of the leaves has been used in the past to
induce uterine relaxation.[citation needed] The
tree's limonoid compounds
have useful anticancer and antimalarial effects.[3]
Toxicity
The fruits have evolved to be eaten by animals, which eat
the flesh surrounding the hard endocarp or
ingest the entire fruit and later vent the
endocarp. If the endocarp is crushed or damaged during ingestion or digestion,
the animal will be exposed to the toxins within the seed. The processes
of mastication and
digestion, and the degree of immunity to the particular toxins, vary widely
between species, and there is accordingly great variation in clinical symptoms
following ingestion.[30]
The fruits are poisonous or narcotic to humans[31] if
eaten in large quantities.[32][page needed] According to
Chinese medical literature, human poisoning can occur if 6–9 fruits, 30–40
seeds, or 400 grams of bark are eaten. The toxins include neurotoxins and
unidentified resins, found mainly in the fruits.[citation needed] The first
symptoms of poisoning appear a few hours after ingestion. They may include loss
of appetite, vomiting, constipation or diarrhea, bloody faeces, stomach pain,
pulmonary congestion, cardiac arrest, rigidity, lack of coordination and
general weakness. Death may take place after about 24 hours.[citation needed] As in its
relatives, tetranortriterpenoids constitute an
important toxic principle. These are chemically related to azadirachtin,
the primary insecticidal compound in the commercially
important neem
oil. These compounds are probably related to the wood and seed's resistance
to pest infestation, and maybe to the unattractiveness of the flowers to
animals.[citation needed] The plant
is toxic to cats.[33]
However, these toxins are not harmful to many species of
bird, who gorge themselves on the fruit, eventually reaching a
"drunken" state.[citation needed] The birds
that are able to eat the fruit spread
the intact seeds in their droppings.
References
1.
Barstow,
M. (2018). "Melia
azedarach". IUCN Red List of Threatened Species. 2018 e.T61801956A61801958. doi:10.2305/IUCN.UK.2018-1.RLTS.T61801956A61801958.en.
Retrieved 14 August 2025.
2.
Linnaeus,
C. (1753)
3.
"Melia azedarach
L. — the Plant List". Archived from
the original on 11 November 2018. Retrieved 23 May 2021.
4.
"Melia
azedarach". Germplasm Resources Information
Network. Agricultural Research Service, United States Department of
Agriculture. Retrieved 15 December 2017.
5.
Nelson,
Gil (1996). "Meliaceae
- Mahogany Family". The Shrubs and Woody Vines of Florida – A
Reference and Field Guide. Pineapple Press Inc. p. 213. ISBN 978-1-56164-110-9.
6.
"Melia
azedarach". Australian National Botanic Gardens. Australian
Government. 2015. Archived from
the original on 26 February 2021. Retrieved 30 November 2019.
7.
Mabberley,
David J. (5 September 1984). "A
Monograph of Melia in Asia and the Pacific: The history of White
Cedar and Persian Lilac" (PDF). The Gardens' Bulletin
Singapore. 37 (1): 49–64. Archived from the
original (PDF) on 16 December 2017. Retrieved 18
June 2014.
8.
Floyd,
A. G. (1989). Rainforest Trees of Mainland South-eastern Australia. Inkata
Press. p. 204. ISBN 978-0-909605-57-5.
9.
"Melia
azedarach". Growing Native Plants. Retrieved 16
November 2024.
10.
Öztürk,
Munir; Hakeem, Khalid Rehman, eds. (2018). Plant and human health. Cham,
Switzerland: Springer. ISBN 978-3-319-93997-1. OCLC 1055656284. ISBN 978-3-030-06768-7.
11.
Bailly,
Anatole (1 January 1981). Abrégé du dictionnaire grec français. Paris:
Hachette. ISBN 2-01-003528-3. OCLC 461974285.
12.
Bailly,
Anatole. "Greek-french
dictionary online". www.tabularium.be. Archived from
the original on 5 October 2016. Retrieved 18 October 2018.
13.
Quattrocchi,
Umberto (2000). CRC
World Dictionary of Plant Names. Vol. 3 M-Q. CRC Press.
pp. 1650–1651. ISBN 978-0-8493-2677-6. Archived from
the original on 11 August 2020. Retrieved 3 September 2020.
14.
"azedarach". Merriam-Webster. Archived from
the original on 10 July 2025. Retrieved 10 July 2025.
15.
"Melia
azedarach". NC State Extension. North Carolina State University.
Retrieved 26 February 2025.
16.
Baza
Mendonça & dos Anjos (2005)[page needed]
17.
"CHINABERRY
TREE details". www.tsusinvasives.org. Retrieved 18
September 2023.
18.
Sheng,
Toh Ming. "Melia
azedarach - Growing Native Plants". www.anbg.gov.au.
Australian National Botanic Gardens. Retrieved 18 September 2023.
19.
"Species
Fungorum - Names Record". www.speciesfungorum.org.
Retrieved 17 September 2023.
20.
Seo,
S.T.; Shin, C.H.; Park, J.H.; Shin, H.D. (2013). "First report of leaf
spot caused by Pseudocercospora subsessilis on Melia
azedarach in Korea". Plant Disease. 97 (7):
993. Bibcode:2013PlDis..97..993S. doi:10.1094/PDIS-10-12-1004-PDN. PMID 30722579.
22.
Walter
L. Fleming, Civil War and Reconstruction in Alabama, p.234 (New
York: Columbia University Press, 1905)
(retrieved 10 November 2024).
23.
Langeland
& Burks
24.
Batcher,
M.S. (2008). Element of Stewardship Abstract for Melia azedarach. The
Nature Conservancy.
25.
"Street
and Park Tree Management Strategy". City of Kingston. Archived from
the original on 28 November 2019. Retrieved 28 November 2019.
26.
Elliot,
W.R.; Jones, D.L. (1993). Encyclopedia of Australian Plants Suitable for
Horticulture (6 ed.). Melbourne.: Thomas C. Lothian Pty Ltd.
27.
Hussey,
B.M.J.; Keighery, G.J.; Dodd, J.; Lloyd, S.G.; Cousens, R.D.
(1997). Western Weeds: a guide to the weeds of Western Australia .
Plant Protection Society of Western Australia (Inc.).
28.
"Fodder
trees for more milk and income" (PDF). 2010. Archived (PDF) from
the original on 25 July 2019. Retrieved 14 July 2021.
29.
The
Complete Guide to Edible Wild Plants. United States Department of the
Army. New York: Skyhorse Publishing. 2009. p. 128. ISBN 978-1-60239-692-0. OCLC 277203364.
30.
Watt,
John Mitchell; Breyer-Brandwijk, Maria Gerdina (1962). The Medicinal and
Poisonous Plants of Southern Africa. ASIN B0058WI2ZU. AGRIS id US201300681257. CABI ISC 19620605093.
31.
Little,
Elbert L. (1994) [1980]. The Audubon Society Field Guide to North American
Trees: Western Region (Chanticleer Press ed.). Knopf. p. 517. ISBN 0-394-50761-4.
32.
Russell et
al. (1997)[page needed]
33.
"Toxic
and Non-Toxic Plant List - Cats". ASPCA. Archived from
the original on 18 May 2021. Retrieved 23 May 2021.
Sources
- Linnaeus, C[arolus]
(1753): Species Plantarum 1: 384–385. Tropicos - Missouri Botanical
Garden, Saint Louis, Missouri.
- Baza Mendonça, Luciana &
dos Anjos, Luiz (2005): Beija-flores (Aves, Trochilidae) e seus
recursos florais em uma área urbana do Sul do Brasil [Hummingbirds (Aves,
Trochilidae) and their flowers in an urban area of southern Brazil].
[Portuguese with English abstract] Revista Brasileira de Zoologia 22(1):
51–59. doi:10.1590/S0101-81752005000100007 PDF fulltext.
- Langeland, K.A. & Burks,
K. Craddock (eds.) (2005): "Melia azedarach".
In: Identification and Biology of Non-Native Plants in Florida's
Natural Areas: 96–97. Version of 2005-SEP-05. PDF
fulltext.
- Russell, Alice B.; Hardin,
James W. & Grand, Larry (1997): "Melia
azedarach". In: Poisonous Plants of North Carolina.
Retrieved 2008-JAN-26.
External links
Wikimedia Commons has media related to Melia azedarach.
- Melia azederach (PDF)
- SerTox: FAQ about toxic
plants (in Spanish)
- "Melia azedarach L". Atlas of Living Australia.
|
Melia azedarach |
|
- IUCN
Red List least concern species
- Melia (plant)
- Drought-tolerant
trees
- Flora
of tropical Asia
- Flora
of New South Wales
- Flora
of Queensland
- Garden
plants of Asia
- Garden
plants of Australia
- Introduced
plants of South America
- Naturalized
trees of Alabama
- Ornamental
trees
- Plants
described in 1753
- Sapindales
of Australia
- Botanical
taxa named by Carl Linnaeus
- Trees of China
- Trees
of Oceania
- This page was last edited on 20 May 2026, at 01:14 (UTC).
///////////////
من
بنده ٔ آن قد چو آزاددرختم من هندوی آن صورت چون لعبت چینم. از شرف شفروه اطلاعات
بیشت در مورد نام شاعر
بیت
زیبایی که خواندید، از غزلیات پرشور و لطیف شرفالدین شَفَروه اصفهانی، شاعر، ادیب
و خطیب برجستهٔ اواخر قرن ششم هجری است.
در
ادامه، اطلاعاتی جامع دربارهٔ زندگی، جایگاه ادبی و ویژگیهای این سخنور
کمترشناختهشده آمده است:
شناسنامه
و تبار
نام
کامل: شرفالدین عبدالمؤمن بن هبةالله مغربی اصفهانی (معروف به ابنشفروه یا شرف
شفروه).
دوران
زندگی: اواسط و اواخر قرن ششم هجری (درگذشت حدود سال ۵۹۸ قمری).
خاستگاه
و صبغهٔ خانوادگی: او از خاندانهای کهن و اصیل حنفیمذهب در اصفهان بود. جدش وجیهالدین
نیابت قضای اصفهان را داشت و پدرش نورالدین از واعظان نامدار شهر بود.
جایگاه
علمی و هنر وعظ
شرفالدین
علاوه بر شاعری، در خطابه و وعظ (علم تذکیر) مرتبهای بلند داشت. او هنر وعظ را از
پدر آموخت و چنان در آن چیره شد که به زبان عربی فصیح مجالس بزرگ وعظ برپا میکرد.
عماد کاتب اصفهانی در گزارشهای خود آورده است که در سال ۵۶۹ قمری، مجالس وعظ شرفالدین در دمشق با استقبال و هجوم جمعیت انبوهی از
مردم روبرو میشده است. محمد عوفی نیز در کتاب لبابالالباب به شهرت و تسلط او در
این فن اشاره کرده است.
سبک
ادبی و پیوند با اتابکان
شرف
شفروه ابتدا از مداحان آخرین پادشاهان سلجوقی (مانند طغرل بن ارسلان) بود، اما پس
از افول این سلسله، مانند دیگر نامآوران همعصر خود همچون ظهیر فاریابی، مجیر
بیلقانی و جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی، به دربار اتابکان آذربایجان (بهویژه
اتابک جهانپهلوان) روی آورد.
شعر
او مظهر سبک بینابین (کلاسیک اواخر قرن ششم) است که در آن، صنایع لفظی و مضمونپردازیهای
دقیق با زبانی روان ترکیب شده است. مایهٔ طنز ملایم و بیپروایی در هجو نیز در
قطعات و رباعیات او دیده میشود؛ بهطوری که وقتی مجیر بیلقانی به هجو مردم اصفهان
پرداخت، شرف شفروه با پاسخی تند و غیرتمندانه به دفاع از همشهریانش برخاست.
آثار
برجسته
نام
اثرزبان قالب/سبک توضیحات دیوان اشعار فارسی قصیده، غزل، رباعی شامل مدایح، غزلیات
پرشور و حدود ۶۰۰ رباعی مضمونپردازانه.
اطباقُ
الذَّهَب فی المواعظ و الخُطَب عربی نثر مسجع (مقامات) کتابی ارزشمند در اخلاق و
حکمت عملی مشتمل بر ۱۰۰ مقاله که به تقلید از اطواق الذهب زمخشری و بسیار
آهنگینتر از آن نوشته شده است.
نکتهٔ
زبانشناختی: کتاب اطباق الذهب او در قرن هشتم هجری به فارسی ترجمه شد. این ترجمهٔ
بینسطری و کلمه به کلمه، به دلیل حفظ بسیاری از واژگان کهن و ویژگیهای دستوری
اصیل، یکی از گنجینههای مهم برای پژوهشگران لغت و دستور زبان فارسی به شمار میرود.
//////////////////
ابنشفروه
شرفالدین بن هبهاللّه مغربی اصفهانی ملقب به شفروه اصفهانی شاعر٬ واعظ و ادیب
سده ششم اهل اصفهان بود.[۱]
نمونههایی
از اشعار
به
فریادم رسید ای غمگساران مرا یادآورید ای شادخواران
خبرتان
نیست ای مستان خوشخواب ز چشم خیرۀ اخترشماران
بهیکباره
مرا مهجور کردید بنامیزد زهی زنهارخواران
سرِ
ادبار بر زانو نهادم نشسته بر پلاس سوگواران
که
آرَد رحمتی بر مستمندان که ریزد جرعهای بر خاکساران
فلانی
را بپرسید و بگویید که ای پشت و پناه دوستداران
حرامت
باد و نوشت باد بی ما نسیم زندهرود و باغِ کاران[۲]
کس
بُرد ز عشق اینهمه بیداد که من؟ یا از تو بدین درد دل افتاد که من؟
آن
را که میان ما جدایی افکند دشنام نمیدهم ـ چنین باد که من!
منابع"ابنشفروه
شرفالدین بن هبهاللّه مغربی اصفهانی". wikifeqh.ir. Retrieved 2025-08-31.
جُنگ
اشعار. کتابخانۀ ملک. ص. ۸۳۰.
این
صفحه آخرینبار در ۶ مارس ۲۰۲۶ ساعت ۰۹:۲۵ ویرایش شده است.
این
صفحه با استفاده از پارسوئید رندر
شده است.
///////////////
شفروه
ای . [ ش َ ف َرْ وَ ] (اِخ ) شرف الدین شفروه یا شفروه ای . از شاعران اواخر قرن
ششم هجری و از ستایشگران سلجوقیان بود. دیوان او حاوی 8000 بیت است . از آثار او
رساله ای را یاد کرده اند که در مقابل «اطباق الذهب » زمخشری مشتمل بر پند و موعظه
و شرح حالات اصناف خلایق نوشته است . (فرهنگ فارسی معین ). از اشعار اوست :
ای
جمالت راحت هر سوخته
در
هوایت مرغ جان پرسوخته
رشک
حسنت شاهدان خلد را
بر
کنار حوض کوثر سوخته
آتش
عشقت فتاده در جهان
رخت
درویش و توانگر سوخته
آه
سرپوشیده ٔ هر نیمشب
آسمان
را هفت چادر سوخته
عشق
چون عود است و دل مجمر ولیک
عود
آسوده ست و مجمر سوخته .
(از
آتشکده ٔ آذر چ علمی ص 182).
و
رجوع به فرهنگ سخنوران (ماده شرف شفروه ٔ اصفهانی ) و مآخذ مندرج در آن شود.
///////////////
ابنشفروه
شرفالدین بن هبةاللّه مغربی اصفهانیذخیره
مقاله با فرمت پی دی اف
ابنشفروه
شرفالدین بن هبهاللّه مغربی اصفهانی، واعظ، شاعر و ادیب دانشمند قرن ششم
هجری در اصفهان بوده
است.
فهرست
مندرجات۱ - معرفی اجمالی
۱ - معرفی اجمالی[ویرایش]شرفالدّین
عبدالمؤمن مغربی اصفهانی معروف به «شرف الدّین شفروه»، فرزند هبهاللّه
بن محمّد بن هبهاللّه بن حمزه
[۲] واعظ، شاعر و ادیب
دانشمند قرن ششم
هجری بوده است. برخی نوشتهاند: نامش محمّد
[۳] یا فضلاللّه بوده،
[۵] ظاهرا در اواخر قرن پنجم
متولّد شده، و در جوانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. او به مدح اتابک شیرگیر
اهتمام داشت، و از طرف او به لقب ملکالشّعرایی
ملقّب شد.
۲ - وفات[ویرایش]وی
در سال ۵۶۹ در دمشق به
وعظ و تذکار مشغول بوده، سپس به مصر رفته،
به خدمت صلاحالدّین ایّوبی رسیده، آنگاه به دمشق بازگشته، و ظاهرا در سال ۵۷۰ق در آن جا وفات نموده
است.
[۶] وی ارسلان بن طغرل و
طغرال بن ارسلان را نیز مدح گفته است.
۳ - آثار و تالیفات[ویرایش]از
آثار او کتاب اطباق الذّهب در مواعظ و خطب که آن را در مقابل کتب اطواق
الذّهب زمحشری،
در صد مقاله به درخواست ظهیرالدّین احمد خویی تالیف کرده، و بارها در بولاق، لاهور
و مصر به چاپ رسیده است.
[۱۲] عدّهای از فضلاء بر آن
شرح نوشتهاند. دیوان اشعار او به گفته رضاقلی خان هدایت، صد و هشت هزار بیت بوده،
[۱۳] که نسخهای از آن شامل ۷۰۰ بیت، ضمن مجموعه شماره ۲۵۸۹ در کتابخانه مرکزی
دانشگاه تهران وجود داشته است؛
[۱۴] نسخه دیگری نیز در موزه
بریتانیا موجود است.
ابیات
ذیل از اشعار او است:
"گر
توانیای صبا بگذر شبی در کوی او•••ور دلت خواهد ببر پیغامی از من سوی او"
"گر
همی خواهی که بر سرو بلند او رسی•••نردبان عنبرین ساز از شکنج موی او"
"این
دل گمگشته من باز جواز زلف او••• ور نیابی رو بیفشان دامن گیسوی او"
۱. ↑ مجلّه
یادگار، شماره ۶ و ۷، بهمن و اسفند ۱۳۲۷، ص۱۱۰.
۲. ↑ محيالدين
قرشی، عبدالقادر بن محمد، جواهر المضیئه، ج۱، ص۳۲۲.
۳. ↑ عوفی،
محمد، لباب الالباب، ص۲۲۱.
۴. ↑ آذر
بیگدلی، لطفعلی بیگ، آتشکده آذر، قسمت سوم از نیمه نخست، ص۹۴۸.
۵. ↑ هدایت،
رضا قلیخان، ریاض العارفین، ص۳۵۶.
۶. ↑ مجلّه
یادگار، شماره ۶ و ۷، ص۱۱۰.
۷. ↑ سمرقندی،
دولتشاه بن علاءالدين، تذکره دولتشاه، ص۱۱۷.
۸. ↑ عوفی،
محمد، لباب الالباب، تعلیفات سعید نفیسی، ص۶۴۶.
۹. ↑ فقیه
ایمانی، مهدی، تاریخ تشیّع اصفهان، ص۲۹۲.
۱۰. ↑ مهدوی،
سیدمصلحالدین، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج۱، ص۱۲۷.
۱۱. ↑ آقابزرگ
تهرانی، محمدمحسن، الذّریعه الی تصانیف الشیعه، ج۹، ص۵۱۴.
۱۲. ↑ دانشپژوه،
محمدتقی، فهرست کتب اهدایی مشکاه به دانشگاه تهران، ج۳، ص۲۶۷۹.
۱۳. ↑ هدایت،
رضاقلی بن محمد، مجمع الفصحاء، ج۲، ص۸۰۰.
۱۴. ↑ مرکز
اسناد دانشگاه تهران، فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج۹، ص۱۳۹۳.
۱۵. ↑ اته،
هرمان، تاریخ ادبیّات، ص۱۲۲.
۵ - منبع[ویرایش]مهدوی،
سید مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۱،
ص۱۸۱.
ردههای
این صفحه : شاعران
اصفهان | شاعران
اهل ایران | شاعران
ایرانی سده ششم(قمری) | شاعران
سده ششم اصفهان(قمری) | نویسندگان
اصفهانی | نویسندگان
اصفهانی سده ششم(قمری) | نویسندگان
ایرانی | نویسندگان
ایرانی سده ششم(قمری) | واعظان
اصفهانی | واعظان
اصفهانی سده ششم(قمری) | واعظان
ایرانی | واعظان
ایرانی سده ششم(قمری)
ورود
به سامانه / ایجاد حساب کاربری
اشتراکگذاری مدرسه
فقاهت
جعبهابزار
سیاست
و ضوابط: تلاش ویکیفقه تدوین دانشنامهایی در حوزه علوم اسلامی است. یکی از سیاستهای
اصلی آن رعایت احترام به صاحبان نظریه است. اتقان و مستند بودن مطالب یکی دیگر از
سیاستهاست که در نگارش مطالب باید رعایت شود. تدوین مطالب توسط طلاب قم، مشهد،
نجف و سایر حوزههای علمیه با رعایت اتقان و استناد، انجام میشود.
///////////////
با سرشک سخای تو کس را
ننماید بزرگ رود فرب.
عسجدی.
این
بیت از عسجدی مروزی (شاعر اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری) در ستایش
و مدح یکی از ممدوحانش (احتمالاً سلطان محمود یا مسعود غزنوی) سروده شده است و
مضمون آن اغراق در وصف بخشندگی و سخاوت است.
معنی
و تحلیل بیت را با هم بررسی کنیم:
معنی
واژگان کلیدی:
- سرشک: قطره (در
اینجا منظور قطره باران است).
- سخا: بخشندگی، کرم
و جوانمردی.
- فَرَب (یا فاریاب/پاریاب): نام رود بزرگ
و معروف در منطقهی بلخ و جوزجان قدیم (افغانستان امروزی) که به پرآبی مشهور
بوده است.
معنی
روان بیت:
در
مقایسه با قطرهای از بارانِ بخشندگی و کرم تو، هیچکس رود بزرگ و پرآبِ «فَرَب»
را بزرگ و بااهمیت به حساب نمیآورد.
تحلیل
مفهوم و آرایهها:
- اغراق و مبالغه: شاعر برای
نشان دادن اوج بخشندگی ممدوح، یک قطره از بخشش او را با یکی از بزرگترین و
خروشانترین رودهای آن زمان مقایسه کرده است. او میگوید کرم تو آنقدر بیکران
است که بزرگترین رودها در برابر یک قطرهی آن ناچیز و کوچک جلوه میکنند.
- تشبیه مضمر (پنهان): سخاوت ممدوح
به ابری بارانزا یا دریایی خروشان تشبیه شده که «سرشک» (قطره) دارد.
